قهرمانان اسطوره ای یونان: از هرکول تا آتالانتا

تصویر قهرمانان یونانی هرکول، آشیل، اودیسه و آتالانتا

اگرچه جهان یونان باستان مدت هاست که ناپدید شده، اما هنوز هم در داستان های شگفت انگیز اسطوره شناسی یونان زنده است. این فرهنگ قدیمی تنها به خدایان و الهه ها محدود نمی شود، بلکه قهرمانان و قهرمانه های افسانه ای را به ما معرفی کرده است که ماجراجویی هایشان همچنان ما را هیجان زده می کند. اما بزرگ ترین قهرمانان و جنگجویان یونان چه کسانی هستند؟ آیا هرکول قدرتمند است؟ یا شاید آشیل دلیر؟

هرکول (هراکلس یا هرکول)

هرکول

هرکول، پسر زئوس و رقیب الهه هرا، همیشه برای دشمنانش قدرتمندتر از آن بود که بتوانند به او آسیب برسانند. او به خاطر کارهای شگفت انگیز، قوت و شجاعتش مشهور است که غالباً به آن ها "۱۲ کار" گفته می شود. برخی از این کارها شامل کشتن هیولای نه سر، دزدیدن کمربند ملکه آمازونی، رام کردن کربروس و کشتن شیر نمیا است. هرکول پس از اینکه همسرش به خاطر حسادت ممکن است که او عاشق فرد دیگری باشد، پیراهنی را با خون سمی قهرمانان آمیخته کرد که درد آن باعث شد هرکول خودکشی کند. او افتخار یافت که به میان خدایان در کوه المپوس برود.

آشیل

آشیل

آشیل بهترین جنگجوی یونانیان در طول جنگ تروآ بود. مادرش، نیف تتیس، او را در رود استیکس غوطه ور کرد تا او را در نبرد مقتدر کند، با این حال، پاشنه اش جایی بود که او را گرفت. در طول جنگ تروآ، آشیل با کشتن هکتور در خارج از دروازه های شهر شهرت یافت. اما او زمان زیادی برای لذت بردن از پیروزی اش نداشت. آشیل بعداً در نبرد زمانی که یک تیر که توسط شاهزاده تروایی، پاریس، هدایت شده توسط خدایان، به تنها نقطه آسیب پذیر بدن او یعنی پاشنه اش برخورد کرد، کشته شد.

تئسئوس

تئسئوس قهرمان آتن بود که شهر خود را از استبداد پادشاه مینوس از کرت آزاد کرد. هر سال، شهر مجبور بود که هفت مرد و هفت زن را به کرت بفرستد تا توسط مخلوق عظیم الجثه مینوتار خورده شوند. تئسئوس قول داد مینوس را شکست دهد و کرامت آتن را بازگرداند. با کمک خواهر ناتنی مخلوق، آریادن، تئسئوس توانست به هزارتوی محل زندگی هیولا وارد شود، و موجود را بکشد و دوباره راه خود را پیدا کند.

اودیسئوس

اودیسئوس

جنگجویی باهوش و توانا، اودیسئوس پادشاه ایتاکا بود. دستاوردهای او در جنگ تروآ توسط هومر در "ایلیاد" و سپس در "اودیسه" ثبت شده است که مبارزات ۱۰ ساله اودیسئوس برای بازگشت به خانه را روایت می کند. در این مدت، او و همراهانش با چالش های متعددی مواجه شدند، از جمله ربوده شدن توسط یک سایکلاپ، تهدید شدن توسط سیرن ها و در نهایت غرق شدن کشتی. اودیسئوس به تنهایی زنده می ماند و در نهایت با چالش های بیشتری قبل از بازگشت به خانه مواجه می شود.

پرسئوس

پرسئوس

پرسئوس پسر زئوس بود که به صورت باران طلا ظاهر شد تا مادر فانی اش، دانیه را حامله کند. به عنوان یک جوان، خدایان به پرسئوس کمک کردند تا گورگون مدوسا را که با موهای مار پوشیده شده بود و به قدری زشت بود که می توانست هر کسی را که به او مستقیم نگاه کند، تبدیل به سنگ کند، بکشد. پس از کشتن مدوسا، پرسئوس آندرومدا را از چنگال یک مار دریایی به نام کتوس نجات داد و با او ازدواج کرد. او بعداً سر بریده مدوسا را به الهه آتنا تقدیم کرد.

جیسون

جیسون

جیسون، پسر پادشاه برکنار شده ایولکوس بود. در جوانی، او برای یافتن پشم طلایی راهی سفر شد تا جایگاه خود را بر روی تخت سلطنت بازپس گیرد. او گروهی از قهرمانان به نام آرجونات ها را گردآوری کرد و به دریا زد. او در طول سفر با تعدادی از ماجراجویی ها مواجه شد، از جمله روبرو شدن با هارپی ها، اژدهاها و سیرن ها. اگرچه او در نهایت پیروز شد، اما شادی جیسون برای مدت طولانی به طول نینجامید. پس از اینکه او همسرش مدئا را ترک کرد، او فرزندانش را کشت و جیسون غمگین و تنها ماند.

بلروفون

بلروفون

بلروفون به خاطر گرفتن و رام کردن اسب بالدار وحشی پگاسوس شناخته شده است، کاری که گفته اند غیرممکن بوده است. با کمک الهی، بلروفون موفق به سوار شدن بر این اسب شد و عازم کشتن کیمرای خطرناک برای لیکیا شد. پس از کشتن این هیولا، شهرت بلروفون افزایش یافت تا جایی که مطمئن شد او انسان نیست، بلکه یک خداست. او سعی کرد با پگاسوس به کوه المپوس برود، که این عمل زئوس را بسیار خشمگین کرد و باعث شد بلروفون به زمین بیفتد و بمیرد.

اورفئوس

اورفئوس

اورفئوس بیشتر به خاطر موسیقی اش نسبت به قابلیت های رزمی اش شناخته می شود و به دو دلیل یک قهرمان است. او یکی از آرجونات ها در جستجوی پشم طلایی جیسون بود و توانست سفری را انجام دهد که حتی تئسئوس نیز در آن ناکام مانده بود. اورفئوس به دنیای زیرین سفر کرد تا همسرش یوری دی را که بر اثر نیش مار مرده بود، بازگرداند. او به زوج سلطنتی دنیای زیرین—هادس و پرسفونه—رسید و آن ها را قانع کرد که به او فرصتی بدهند تا همسرش را زنده کند. او اجازه گرفت به شرطی که تا زمانی که به نور روز نرسیده اند، به یوری دی نگاه نکند، اما نتوانست به این شرط عمل کند.

کادموس

کادموس

کادموس بنیان گذار فینیقی تِب بود. پس از اینکه در جستجوی خواهرش اوروپا ناکام ماند، او در سرزمین های مختلف سرگردان شد. در این زمان، او به پیشگوی دلفی مراجعه کرد که او را به قطع سرگردانی و استقرار در بوتیا دستور داد. در آنجا، او با اژدهای آرس مواجه شد و مردانش را از دست داد. کادموس اژدها را کشت، دندان های آن را کشت و دید که مردان مسلحی (اسپارتویی ها) از زمین خارج شدند. آن ها تا پنج نفر آخر با یکدیگر جنگیدند که به کادموس در بنیان گذاری تِب کمک کردند. کادموس با هارمونیا، دختر آرس ازدواج کرد، اما به خاطر کشتن اژدهای خدای جنگ از احساس گناه رنج می برد. به عنوان توبه، کادموس و همسرش به مار تبدیل شدند.

آتالانتای

آتالانتا

اسطوره شناسی یونانی به طور خاص فمینیستی نبود، اما این لیست بدون آتالانتا کامل نخواهد بود. او در دنیای آزاد و وحشی بزرگ شد و توانایی شکار را بهتر از هر مردی داشت. زمانی که آرتمیس خشمگین، خرس کالی دونی را برای ویرانی سرزمین به عنوان انتقام فرستاد، آتالانتا شکارچی بود که نخستین تیر را به جانور زد. او همچنین گفته می شود که با جیسون سفر کرده و تنها زن در کشتی آرگو بود. او قول داده بود که با نخستین مردی که بتواند در دویدن او را شکست دهد، ازدواج کند. با استفاده از سه سیب طلایی، هیپومنِس موفق شد که آتالانتا را حواسش را پرت کرده و در مسابقه برنده شده و دست او را در ازدواج به دست آورد.

تاریخ و فرهنگ باستان

بیشتر