هریت مارتینو: زندگینامه پیشگام جامعهشناسی و مدافع حقوق زنان

هریت مارتینو، متولد 1802 در انگلستان، به عنوان یکی از نخستین جامعهشناسان شناخته میشود. او با تکیه بر خودآموزی، در نظریه اقتصاد سیاسی به تبحر رسید و در طول دوران فعالیت خود، به طور گسترده در مورد ارتباط بین سیاست، اقتصاد، اخلاق و زندگی اجتماعی نوشت. دیدگاههای او ریشه در اصول اخلاقی استواری داشت که تحت تأثیر مذهب یونیترین او (و بعدها، باورهای الحادیاش) شکل گرفته بود.
مارتینو با شجاعت علیه بردهداری سخن گفت و به شدت از نابرابریها و بیعدالتیهایی که متوجه زنان، دختران و طبقه کارگر فقیر بود، انتقاد کرد. او نه تنها یک جامعهشناس برجسته بود، بلکه به عنوان یکی از اولین زنان روزنامهنگار عصر خود نیز فعالیت میکرد.
مارتینو علاوه بر روزنامهنگاری، به عنوان مترجم، سخنرانینویس و رماننویس نیز فعالیت داشت. داستانهای تحسینشده او، خوانندگان را به تفکر در مورد مسائل اجتماعی مهم زمان خود دعوت میکرد. او به دلیل تواناییاش در توضیح ایدههای پیچیده به شیوهای ساده و قابل فهم، شهرت داشت و بسیاری از نظریههای خود در مورد سیاست، اقتصاد و جامعه را در قالب داستانهای جذاب و دستیافتنی ارائه میکرد. هریت مارتینو نقش مهمی در فهم اولیه جامعهشناسی ایفا کرد.
سالهای نخستین زندگی هریت مارتینو
هریت مارتینو در سال 1802 در شهر نوریچ انگلستان متولد شد. او ششمین فرزند از هشت فرزند الیزابت رانکین و توماس مارتینو بود. توماس صاحب یک کارخانه نساجی بود و الیزابت دختر یک پالایشگر شکر و خواربارفروش بود که این امر، خانواده را از نظر اقتصادی در وضعیت باثبات و ثروتمندتری نسبت به اکثر خانوادههای انگلیسی آن زمان قرار داده بود.
خانواده مارتینو از نوادگان هوگنوتهای فرانسوی بودند که از فرانسه کاتولیک به انگلستان پروتستان گریخته بودند. آنها پیرو مذهب یونیترین بودند و اهمیت آموزش و تفکر انتقادی را در وجود همه فرزندان خود نهادینه کردند. با این حال، الیزابت همچنین به نقشهای جنسیتی سنتی اعتقاد راسخ داشت، به همین دلیل در حالی که پسران مارتینو به دانشگاه میرفتند، دختران این فرصت را نداشتند و انتظار میرفت به جای آن، کارهای خانه را یاد بگیرند. این موضوع، تجربهای شکلدهنده برای هریت بود که تمامی انتظارات جنسیتی سنتی را زیر پا گذاشت و به طور گسترده در مورد نابرابری جنسیتی نوشت. تربیت او و نقش خانوادهاش در شکلگیری شخصیتش، او را به یکی از پیشگامان مبارزه با نابرابریهای جنسیتی تبدیل کرد.
خودآموزی، توسعه فکری و فعالیتهای هریت مارتینو
هریت مارتینو از کودکی علاقهای وافر به مطالعه داشت. در سن 15 سالگی، با آثار توماس مالتوس آشنا شد و به گفته خودش، در همان سنین به یک اقتصاددان سیاسی تبدیل شده بود. او اولین اثر نوشتاری خود را با عنوان "درباره آموزش زنان" در سال 1821 به صورت ناشناس منتشر کرد. این اثر، انتقادی بر تجربه آموزشی خود و چگونگی توقف رسمی آن با رسیدن به بزرگسالی بود.
در سال 1829، پس از ورشکستگی کسب و کار پدرش، مارتینو تصمیم گرفت برای امرار معاش خانوادهاش، به یک نویسنده حرفهای تبدیل شود. او برای "Monthly Repository"، یک نشریه یونیترین، مینوشت و اولین اثر سفارشی خود را با عنوان "Illustrations of Political Economy" با سرمایهگذاری ناشر، چارلز فاکس، در سال 1832 منتشر کرد. این تصاویر، یک مجموعه ماهانه بود که به مدت دو سال ادامه داشت و در آن، مارتینو با ارائه روایتهای مصور از ایدههای مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو و آدام اسمیت، به انتقاد از سیاستها و رویههای اقتصادی روز میپرداخت. این مجموعه، به عنوان یک آموزش برای مخاطبان عمومی طراحی شده بود.
مارتینو برای برخی از مقالات خود جوایزی دریافت کرد و این مجموعه، نسخههای بیشتری نسبت به آثار چارلز دیکنز در آن زمان فروخت. مارتینو استدلال میکرد که تعرفهها در جامعه اولیه آمریکا فقط به نفع ثروتمندان بوده و به طبقه کارگر هم در ایالات متحده و هم در بریتانیا آسیب میرساند. او همچنین از اصلاحات قانون فقر ویگ حمایت کرد که کمک به فقیران بریتانیایی را از کمکهای نقدی به مدل کار اجباری تغییر میداد.
در سالهای اولیه فعالیت خود به عنوان یک نویسنده، مارتینو از اصول اقتصاد بازار آزاد، مطابق با فلسفه آدام اسمیت، حمایت میکرد. با این حال، در اواخر دوران کاری خود، او از اقدام دولت برای مهار نابرابری و بیعدالتی حمایت کرد و به دلیل اعتقادش به تکامل تدریجی جامعه، به عنوان یک اصلاحطلب اجتماعی شناخته میشود.
مارتینو در سال 1831 از مذهب یونیترین جدا شد و موضع فلسفی آزاداندیشی را پذیرفت، که پیروان آن به دنبال حقیقت بر اساس عقل، منطق و تجربهگرایی هستند، نه دیکتههای چهرههای اقتدار، سنت یا اصول مذهبی. این تغییر، با احترام او به جامعهشناسی اثباتی آگوست کنت و اعتقاد او به پیشرفت همخوانی دارد.
در سال 1832، مارتینو به لندن نقل مکان کرد، جایی که در میان روشنفکران و نویسندگان برجسته بریتانیایی، از جمله مالتوس، میل، جورج الیوت، الیزابت بارت براونینگ و توماس کارلایل، رفت و آمد داشت. از آنجا، او به نوشتن مجموعه اقتصاد سیاسی خود تا سال 1834 ادامه داد. او با تمرکز بر مسائل اجتماعی و اقتصادی، به یکی از تاثیرگذارترین چهرههای فکری زمان خود تبدیل شد.
سفر به ایالات متحده و پژوهشهای اجتماعی
پس از اتمام مجموعه "Illustrations of Political Economy"، هریت مارتینو به ایالات متحده سفر کرد تا اقتصاد سیاسی و ساختار اخلاقی این کشور جوان را مطالعه کند، درست مانند کاری که الکسی دو توکویل پیش از او انجام داده بود. در آنجا، او با پیروان مکتب تعالیگرا (ترانسندنتالیسم) و طرفداران الغای بردهداری، و همچنین فعالان حوزه آموزش دختران و زنان آشنا شد.
مارتینو بعدها کتابهای "جامعه در آمریکا" (Society in America)، "نگاهی به سفر غربی" (Retrospect of Western Travel) و "چگونه اخلاق و آداب را مشاهده کنیم" (How to Observe Morals and Manners) را منتشر کرد. کتاب آخر، نخستین اثر او محسوب میشود که بر اساس تحقیقات جامعهشناختی نوشته شده بود. در این کتاب، او نه تنها از وضعیت آموزش زنان انتقاد کرد، بلکه به دلیل غیراخلاقی بودن، ناکارآمدی اقتصادی و تأثیر آن بر طبقه کارگر در ایالات متحده و بریتانیا، از الغای بردهداری نیز حمایت کرد.
مارتینو به عنوان یک فعال ضد بردهداری، به منظور کمک مالی به این جنبش، گلدوزی میفروخت و همچنین به عنوان خبرنگار انگلیسی برای نشریه "American Anti-Slavery Standard" تا پایان جنگ داخلی آمریکا فعالیت میکرد. سفر هریت مارتینو به آمریکا و تحقیقاتش، نقش مهمی در توسعه تفکر جامعهشناختی او ایفا کرد.
مهمترین مشارکتهای هریت مارتینو در جامعهشناسی
مهمترین سهم هریت مارتینو در حوزه جامعهشناسی، تأکید او بر این نکته بود که در مطالعه یک جامعه، باید به تمام ابعاد آن توجه کرد. او بر اهمیت بررسی نهادهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی تأکید داشت. مارتینو معتقد بود با مطالعه جامعه به این شیوه، میتوان به این نتیجه رسید که چرا نابرابری وجود دارد، به ویژه نابرابریهایی که زنان و دختران با آن مواجه هستند. او در نوشتههای خود، یک دیدگاه فمینیستی اولیه را در مورد مسائلی مانند روابط نژادی، زندگی مذهبی، ازدواج، کودکان و خانواده (او خود هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت) به کار برد.
دیدگاه نظری اجتماعی او اغلب بر موضع اخلاقی یک جامعه و چگونگی مطابقت یا عدم تطابق آن با روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن متمرکز بود. مارتینو پیشرفت در جامعه را با سه معیار میسنجید: وضعیت کسانی که کمترین قدرت را در جامعه دارند، دیدگاههای عمومی در مورد اقتدار و خودمختاری، و دسترسی به منابعی که امکان تحقق خودمختاری و عمل اخلاقی را فراهم میکنند.
او جوایز متعددی را برای نوشتههای خود دریافت کرد و اگرچه شخصیتی بحثبرانگیز بود، اما نمونهای نادر از یک نویسنده زن شاغل موفق و محبوب در دوران ویکتوریا به شمار میرفت. او در طول زندگی خود بیش از 50 کتاب و بیش از 2000 مقاله منتشر کرد. ترجمه انگلیسی و بازبینی او از متن جامعهشناختی بنیادین آگوست کنت، "Cours de Philosophie Positive"، چنان مورد استقبال خوانندگان و خود کنت قرار گرفت که نسخه انگلیسی مارتینو دوباره به فرانسوی ترجمه شد. تاثیر او بر جامعه شناسی غیر قابل انکار است.
دوران بیماری و تأثیر آن بر آثار هریت مارتینو
بین سالهای 1839 تا 1845، هریت مارتینو به دلیل ابتلا به تومور رحم، خانهنشین شد. او برای گذراندن دوران بیماری، از لندن به مکانی آرامتر نقل مکان کرد. در این دوران نیز به طور گسترده به نوشتن ادامه داد، اما به دلیل تجربیات اخیر خود، تمرکز خود را به موضوعات پزشکی معطوف کرد.
او کتاب "زندگی در اتاق بیمار" (Life in the Sickroom) را منتشر کرد که در آن، رابطه سلطه/تسلیم بین پزشکان و بیماران خود را به چالش کشید. این کتاب با انتقاد شدید جامعه پزشکی روبرو شد. دوران بیماری، زاویهی دید جدیدی به هریت مارتینو بخشید و او را به مسائل پزشکی و حقوق بیماران علاقهمند کرد.
سفر به شمال آفریقا و خاورمیانه
در سال 1846، پس از بهبود نسبی سلامتی، مارتینو سفری را به مصر، فلسطین و سوریه آغاز کرد. او با نگاهی تحلیلی به ایدهها و آداب و رسوم مذهبی پرداخت و مشاهده کرد که اصول مذهبی با گذشت زمان و تحول، به طور فزایندهای مبهم میشوند.
این مشاهدات، او را به این نتیجه رساند که بشریت در حال تکامل به سوی بیخدایی است. مارتینو در اثر خود با عنوان "زندگی شرقی، حال و گذشته" (Eastern Life, Present and Past)، این روند را به عنوان پیشرفتی عقلانی و اثباتیگرایانه توصیف کرد.
ماهیت الحادی نوشتههای بعدی او، و همچنین حمایتش از هیپنوتیزم مغناطیسی (mesmerism)، که معتقد بود تومور و سایر بیماریهایش را درمان کرده است، باعث ایجاد شکافهای عمیقی بین او و برخی از دوستانش شد. این سفر و تجربیاتش، تأثیر عمیقی بر باورهای مذهبی و فلسفی هریت مارتینو گذاشت.
سالهای پایانی عمر و درگذشت هریت مارتینو
در سالهای پایانی عمر، مارتینو با نشریات "Daily News" و "Westminster Review" که گرایشهای چپ رادیکال داشت، همکاری میکرد. او همچنان از نظر سیاسی فعال بود و در دهههای 1850 و 1860 از حقوق زنان دفاع میکرد.
مارتینو از "لایحه مالکیت زنان متأهل"، صدور مجوز برای روسپیگری و تنظیم قانونی مشتریان، و حق رأی زنان حمایت میکرد. او تا آخرین لحظات زندگی خود، به مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق زنان ادامه داد.
هریت مارتینو در سال 1876 در نزدیکی آمبلساید، وستمورلند، در انگلستان درگذشت. خودزندگینامه او پس از مرگش در سال 1877 منتشر شد. مرگ او، فقدانی بزرگ برای جامعه فکری و جنبشهای اجتماعی آن زمان بود.
میراث هریت مارتینو
متاسفانه، مشارکتهای گسترده هریت مارتینو در تفکر اجتماعی، اغلب در بین آثار نظریهپردازان کلاسیک جامعهشناسی نادیده گرفته شده است، اگرچه آثار او در زمان خود به طور گسترده مورد ستایش قرار گرفت و مقدم بر آثار امیل دورکیم و ماکس وبر بود.
"انجمن مارتینو" در انگلستان که در سال 1994 توسط یونیترینها در نوریچ و با حمایت کالج منچستر، آکسفورد تأسیس شده است، هر ساله کنفرانسی را به افتخار او برگزار میکند. بسیاری از آثار نوشتاری او در مالکیت عمومی قرار دارند و به صورت رایگان در "کتابخانه آنلاین آزادی" در دسترس هستند، و بسیاری از نامههای او نیز از طریق "آرشیو ملی بریتانیا" در دسترس عموم قرار دارند. این تلاشها نشاندهنده اهمیت و تأثیرگذاری هریت مارتینو در حوزههای مختلف فکری و اجتماعی است.
- بیوگرافی
- جامعه شناسی
- علوم اجتماعی