فرآیند اجتماعی شدن: اهمیت، مراحل و تأثیرات آن بر جامعه

بررسی اجمالی و بحث از یک مفهوم کلیدی جامعه شناختی
زنان جوان در حال آرایش کردن

اجتماعی شدن یک فرآیند است که افراد را با هنجارها و آداب و رسوم اجتماعی آشنا می کند. این فرآیند به افراد کمک می کند تا در جامعه به خوبی عمل کنند و در نتیجه به روانی عملکرد جامعه کمک می کند. اعضای خانواده، معلمان، رهبران مذهبی و همسالان همگی نقش هایی در اجتماعی شدن یک فرد ایفا می کنند.

فرآیند اجتماعی شدن معمولاً در دو مرحله انجام می شود: اجتماعی شدن اولیه از تولد تا نوجوانی و اجتماعی شدن ثانویه در طول زندگی ادامه دارد. اجتماعی شدن بزرگسالان زمانی رخ می دهد که افراد خود را در شرایط جدیدی می یابند، به ویژه در موقعیت هایی که با افرادی که هنجارها یا آداب و رسوم آن ها با خودشان متفاوت است، تعامل می کنند.

هدف اجتماعی شدن

در طول اجتماعی شدن، یک فرد می آموزد که عضوی از یک گروه، جامعه یا اجتماع باشد. این فرآیند نه تنها افراد را به گروه های اجتماعی عادت می دهد، بلکه باعث می شود که این گروه ها خود را حفظ کنند. به عنوان مثال، یک عضو جدید در یک سازمان یونانی به درون نگری در آداب و رسوم آن سازمان می پردازد. با گذشت سال ها، این عضو می تواند اطلاعاتی را که درباره این خواهرکانه آموخته، زمانی که افراد جدیدی به گروه ملحق می شوند، به کار گیرد و به حفظ سنت های گروه کمک کند.

در سطح کلان، اجتماعی شدن اطمینان حاصل می کند که فرآیندی وجود دارد که از طریق آن هنجارها و آداب و رسوم جامعه منتقل می شود. اجتماعی شدن به افراد می آموزد که در یک گروه یا موقعیت خاص چه انتظاری از آن ها وجود دارد؛ این یک نوع کنترل اجتماعی است.

اجتماعی شدن اهداف متعددی برای جوانان و بزرگسالان دارد. این فرآیند به کودکان می آموزد که چگونه تمایلات زیستی خود را کنترل کنند، مانند استفاده از توالت به جای خیس کردن شلوار یا تخت خواب. همچنین اجتماعی شدن به افراد کمک می کند تا وجدان خود را مطابق با هنجارهای اجتماعی توسعه دهند و آن ها را برای انجام نقش های مختلف آماده می کند.

فرآیند اجتماعی شدن در سه بخش

اجتماعی شدن شامل ساختار اجتماعی و روابط بین فردی است. این فرآیند سه بخش اصلی دارد: زمینه، محتوا و فرآیند، و نتایج. زمینه، شاید، اجتماعی شدن را بیشتر از هر چیز دیگری تعریف می کند، زیرا به فرهنگ، زبان و ساختارهای اجتماعی و مرتبه فرد در آن ها اشاره دارد. همچنین تاریخ و نقش هایی که افراد و نهادها در گذشته ایفا کرده اند را شامل می شود. زمینه زندگی یک فرد تأثیر زیادی بر فرآیند اجتماعی شدن خواهد داشت. به عنوان مثال، طبقه اقتصادی یک خانواده ممکن است تأثیر زیادی بر نحوه اجتماعی شدن فرزندان داشته باشد.

تحقیقات نشان داده اند که والدین بر ارزش ها و رفتارهایی تأکید می کنند که احتمالاً به کودکان کمک می کند تا با توجه به موقعیت خود در زندگی موفق شوند. والدینی که انتظار دارند فرزندانشان شغل های کارگری داشته باشند، بیشتر بر همخوانی و احترام به اقتدار تأکید می کنند، در حالی که والدینی که انتظار دارند فرزندانشان به دنبال مشاغل هنری، مدیریتی یا کارآفرینی باشند، بیشتر بر خلاقیت و مستقل بودن تأکید می کنند.

stereotypes مربوط به جنسیت نیز تأثیر قوی بر فرآیندهای اجتماعی شدن دارند. انتظارات فرهنگی برای نقش های جنسیتی و رفتارهای متناسب با جنسیت از طریق لباس های رنگی و انواع بازی ها به کودکان منتقل می شود. دختران معمولاً اسباب بازی هایی دریافت می کنند که بر ظاهر فیزیکی و کارهای خانگی تأکید دارد، مانند عروسک ها یا خانه های عروسکی، در حالی که پسرها اسباب بازی هایی دریافت می کنند که به مهارت های تفکر مرتبط است یا به مشاغل سنتی مردانه اشاره دارد، مانند لگو، سربازهای اسباب بازی یا ماشین های مسابقه. همچنین، تحقیقات نشان داده اند که دختران دارای برادر یاد می گیرند که کارهای خانگی از آن ها انتظار می رود اما از برادرانشان انتظار نمی رود. پیام این است که معمولاً دختران برای انجام کارها پولی دریافت نمی کنند، در حالی که برادرانشان دریافت می کنند.

نژاد نیز در اجتماعی شدن تأثیر دارد. از آنجا که افراد سفیدپوست به طور نامتناسبی تجربه خشونت پلیس را نمی کنند، می توانند به فرزندان خود آموزش دهند که حقوق خود را بشناسند و در برابر نقض آن ها از سوی مقامات دفاع کنند. در مقابل، والدین نژادهای دیگر باید با فرزندان خود "صحبت" کنند و به آن ها آموزش دهند که در حضور نیروهای انتظامی آرام، مطیع و ایمن بمانند.

در حالی که زمینه برای اجتماعی شدن تعیین می کند، محتوا و فرآیند کار این اقدام را تشکیل می دهند. نحوه تقسیم کارها یا نحوه تعامل والدین با پلیس به عنوان مثال هایی از محتوا و فرآیندی است که همچنین با مدت زمان اجتماعی شدن، افرادی که در آن دخیل هستند، روش های مورد استفاده و نوع تجربه تعریف می شوند.

مدرسه منبع مهمی برای اجتماعی شدن دانش آموزان در هر سنی است. در کلاس، جوانان دستورالعمل هایی را در مورد رفتار، اقتدار، زمانبندی، وظایف و مهلت ها دریافت می کنند. آموزش این محتوا نیاز به تعامل اجتماعی بین معلمان و دانش آموزان دارد. معمولاً قواعد و انتظارات به صورت مکتوب و شفاهی بیان می شوند و رفتار دانش آموزان یا پاداش دهی می شود یا جریمه. در حین این فرآیند، دانش آموزان هنجارهای رفتاری مناسب برای مدرسه را می آموزند.

در کلاس، دانش آموزان همچنین آنچه را که جامعه شناسان به عنوان "منهج های پنهان" توصیف می کنند، می آموزند. در کتاب خود با عنوان "دوست عزیز، تو یک همجنسگرا هستی"، جامعه شناس C.J. Pasco منهج پنهان جنسیت و تمایلات جنسی در دبیرستان های آمریکا را افشا کرد. از طریق تحقیقات عمیق در یک مدرسه بزرگ در کالیفرنیا، Pascoe نشان داد که چگونه اعضای هیئت علمی و رویدادهایی مانند تجمع های روحیه ساز و رقص ها نقش های جنسیتی سختگیرانه و هتروسکسوالیسم را تقویت می کنند. به ویژه، این مدرسه پیامی را ارسال کرد که رفتارهای تهاجمی و فوق جنسی به طور کلی در پسران سفیدپوست قابل قبول است اما در پسران سیاهپوست تهدیدآمیز است. اگرچه این بخش از تجربه تحصیلی "رسمی" نیست، این منهج پنهان به دانش آموزان می گوید که جامعه چه انتظاراتی از آن ها براساس جنسیت، نژاد یا طبقه اجتماعی آن ها دارد.

نتایج نتایج اجتماعی شدن هستند و به نحوه تفکر و رفتار فرد پس از این فرآیند اشاره دارند. به عنوان مثال، با کودکان کوچک، اجتماعی شدن معمولاً به کنترل تمایلات زیستی و عاطفی متمرکز می شود، مانند نوشیدن از لیوان به جای بطری یا درخواست اجازه قبل از برداشتن چیزی. با بزرگتر شدن کودکان، نتایج اجتماعی شدن شامل یادگیری این است که چگونه منتظر نوبت خود باشند، از قوانین پیروی کنند، یا برنامه های خود را بر اساس یک برنامه مدرسه یا کار سازماندهی کنند. می توانیم نتایج اجتماعی شدن را تقریباً در همه چیز ببینیم، از مردانی که صورت خود را اصلاح می کنند تا زنانی که پاها و زیر بغل های خود را اصلاح می کنند.

مراحل و اشکال اجتماعی شدن

جامعه شناسان دو مرحله از اجتماعی شدن را شناسایی می کنند: اجتماعی شدن اولیه و اجتماعی شدن ثانویه. اجتماعی شدن اولیه از تولد تا نوجوانی اتفاق می افتد. مراقبین، معلمان، مربیان، شخصیت های مذهبی و همسالان این فرآیند را هدایت می کنند.

اجتماعی شدن ثانویه در طول زندگی ما به عنوان اینکه با گروه ها و موقعیت هایی که بخشی از تجربه اجتماعی شدن اولیه ما نبوده اند، مواجه می شویم، اتفاق می افتد. این ممکن است شامل تجربه دانشگاهی باشد که در آن افراد با اعضای جمعیت های مختلف تعامل دارند و هنجارها، ارزش ها و رفتارهای جدیدی را یاد می گیرند. اجتماعی شدن ثانویه همچنین در محل کار یا در حین سفر به مکان های جدید اتفاق می افتد. هنگامی که ما در مورد مکان های ناآشنا یاد می گیریم و به آن ها تطبیق پیدا می کنیم، اجتماعی شدن ثانویه را تجربه می کنیم.

در همین حال، اجتماعی شدن گروهی در تمام مراحل زندگی اتفاق می افتد. به عنوان مثال، گروه های همسالان تأثیر زیادی بر نحوه صحبت کردن و لباس پوشیدن افراد دارند. در دوران کودکی و نوجوانی، این تأثیر معمولاً بر اساس خطوط جنسیتی تقسیم می شود. مشاهده گروه های کودکان از هر دو جنس که از لحاظ مدل مو و سبک لباس مشابه هستند، امری رایج است.

اجتماعی شدن سازمانی در داخل یک نهاد یا سازمان اتفاق می افتد تا فرد را با هنجارها، ارزش ها و شیوه های آن نهاد آشنا کند. این فرآیند غالباً در سازمان های غیردولتی و شرکت ها شکل می گیرد. کارکنان جدید در یک محل کار باید نحوه همکاری، دستیابی به اهداف مدیریت و استراحت به روشی که مناسب شرکت باشد را یاد بگیرند. در یک سازمان غیردولتی، افراد ممکن است بیاموزند که چگونه درباره علل اجتماعی به طریقی صحبت کنند که منعکس کننده مأموریت آن سازمان باشد.

بسیاری از افراد نیز در برخی مواقع اجتماعی شدن پیش بینی کننده را تجربه می کنند. این نوع اجتماعی شدن عمدتاً خودمحور است و به اقداماتی اشاره دارد که فرد برای آماده شدن برای یک نقش، موقعیت یا شغل جدید انجام می دهد. این ممکن است شامل درخواست راهنمایی از افرادی باشد که قبلاً در آن نقش خدمت کرده اند، مشاهده دیگرانی که در حال حاضر در این نقش ها هستند، یا آموزش برای موقعیت جدید در طی یک کارآموزی. به طور خلاصه، اجتماعی شدن پیش بینی کننده افراد را به نقش های جدید منتقل می کند تا بدانند چه انتظاری از آن ها می رود زمانی که رسماً به آن نقش ها وارد می شوند.

سرانجام، اجتماعی شدن تحمیلی در نهادهایی مانند زندان ها، بیمارستان های روانی، واحدهای نظامی و برخی مدارس شبانه روزی انجام می شود. در این محیط ها، از زور برای اجتماعی شدن مجدد افراد به گونه ای استفاده می شود که با هنجارها، ارزش ها و آداب و رسوم نهاد سازگار باشد. در زندان ها و بیمارستان های روانی، این فرآیند ممکن است به عنوان توانبخشی معرفی شود. اما در نظامی، هدف از اجتماعی شدن تحمیلی ایجاد یک هویت کاملاً جدید برای فرد است.

انتقادات از اجتماعی شدن

در حالی که اجتماعی شدن بخشی ضروری از جامعه است، معایبی نیز دارد. از آنجا که هنجارها، ارزش ها، فرضیات و باورهای فرهنگی غالب راهنمای این فرآیند هستند، این فعالیت عموماً خنثی نیست. این بدان معناست که اجتماعی شدن ممکن است پیش داوری هایی را تولید کند که به اشکال بی عدالتی اجتماعی و نابرابری منجر می شود.

تصاویر نمایندگی های اقلیت های نژادی در فیلم ها، تلویزیون و تبلیغات معمولاً ریشه در stereotypes های مضر دارد. این تصورات، بینندگان را اجتماعی می کند که اقلیت های نژادی را به شیوه های خاصی درک کنند و از آن ها رفتارها و نگرش های خاصی انتظار داشته باشند. نژاد و نژادپرستی همچنین بر فرآیندهای اجتماعی شدن تأثیر می گذارد. تحقیقات نشان داده اند که پیش داوری های نژادی بر رفتار و انضباط دانش آموزان تأثیر می گذارد. تحت تأثیر نژادپرستی، رفتار معلمان همه دانش آموزان را اجتماعی کرده و انتظارات پایینی را برای جوانان رنگین پوست ایجاد می کند. این نوع اجتماعی شدن منجر به بیش نمایی دانش آموزان اقلیت در کلاس های کمکی و نمایندگی کمتر آن ها در کلاس های ممتاز می شود. همچنین، ممکن است منجر به تنبیه سخت تر این دانش آموزان برای همان انواع تخلفاتی شود که دانش آموزان سفیدپوست مرتکب می شوند، مانند بازگویی به معلمان یا عدم آمادگی برای کلاس.

در حالی که اجتماعی شدن لازم است، مهم است که به ارزش ها، هنجارها و رفتارهایی که این فرآیند تولید می کند، توجه کنیم. همانطور که ایده های جامعه درباره نژاد، طبقه و جنسیت تکامل می یابد، اشکال اجتماعی شدنی که شامل این نشانه های هویتی است نیز تکامل خواهند یافت.

  • جامعه شناسی
  • علوم اجتماعی

جامعه شناسی