آزمایش غار دزدان: بررسی تعارض بین گروه ها و راه های کاهش آن

آزمایش غار دزدان یک مطالعه مشهور در روانشناسی بود که به بررسی چگونگی شکل گیری درگیری ها بین گروه ها می پرداخت. محققان گروهی از پسران را در یک اردوگاه تابستانی به دو گروه تقسیم کردند و نحوه توسعه درگیری ها بین آن ها را مطالعه کردند. همچنین آن ها تحقیق کردند که چه روش هایی برای کاهش درگیری های گروهی مؤثر و کدام ها بی اثر هستند.
نتایج کلیدی: مطالعه غار دزدان
- آزمایش غار دزدان به بررسی چگونگی شکل گیری سریع خصومت ها بین دو گروه از پسران در یک اردوگاه تابستانی پرداخت.
- محققان توانستند تنش ها را بین دو گروه با همکاری آن ها برای دستیابی به اهداف مشترک کاهش دهند.
- مطالعه غار دزدان به تبیین چند ایده کلیدی در روانشناسی کمک می کند، از جمله نظریه درگیری واقعی، نظریه هویت اجتماعی و فرضیه تماس.
مروری بر آزمایش غار دزدان
آزمایش غار دزدان بخشی از یک سری مطالعات بود که توسط روانشناس اجتماعی موذافر شریف و همکارانش در دهه های 1940 و 1950 انجام شد. در این مطالعات، شریف به بررسی نحوه تعامل گروه های پسران در اردوگاه های تابستانی با یک گروه رقیب پرداخت و فرضیه اش این بود که "زمانی که دو گروه هدف های متضادی دارند... اعضای آن ها به یکدیگر خصومت خواهند ورزید، حتی اگر گروه ها از افرادی نرمال و متعادل تشکیل شده باشند."
شرکت کنندگان در این مطالعه، پسرانی بودند که تقریباً 11 تا 12 سال سن داشتند و فکر می کردند که در یک اردوگاه تابستانی معمولی شرکت می کنند که در پارک ایالتی غار دزدان در اوکلاهما در سال 1954 برگزار می شد. با این حال، والدین اردوگاهی ها می دانستند که فرزندانشان در واقع در یک مطالعه تحقیقاتی شرکت دارند، زیرا شریف و همکارانش اطلاعات گسترده ای درباره شرکت کنندگان جمع آوری کرده بودند (مانند سوابق مدرسه و نتایج آزمون های شخصیت).
پسران در دو گروه جداگانه به اردوگاه رسیدند: در بخش اول مطالعه، آن ها زمانی را با اعضای گروه خود گذرانیدند، بدون اینکه از وجود گروه دیگر آگاه باشند. گروه ها نام هایی انتخاب کردند (عقاب ها و مارها) و هر گروه هنجارها و سلسله مراتب خود را توسعه داد.
پس از مدت کوتاهی، پسران متوجه وجود گروه دیگری در اردوگاه شدند و با آگاهی از آن، درباره گروه دیگر به شیوه ای منفی صحبت کردند. در این مرحله، پژوهشگران مرحله بعدی آزمایش غار دزدان را آغاز کردند: یک مسابقه رقابتی بین گروه ها که شامل بازی هایی مانند بیس بال و کشیدن طناب بود و برندگان جایزه و جام دریافت می کردند.
یافته های پژوهشگران آزمایش غار دزدان
پس از اینکه عقاب ها و مارها در مسابقه شروع به رقابت کردند، رابطه بین دو گروه به سرعت دچار تنش شد. گروه ها شروع به توهین متقابل کردند و درگیری به سرعت شدت گرفت. تیم ها پرچم تیم دیگری را سوزاندند و به کلبه آن ها حمله کردند. پژوهشگران همچنین متوجه شدند که خصومت های گروهی در نظرسنجی های توزیع شده بین اردوگاهی ها آشکار بود: اردوگاهی ها از آن ها خواسته شده بود که گروه خود و گروه دیگر را از نظر ویژگی های مثبت و منفی ارزیابی کنند، و اردوگاهی ها گروه خود را مثبت تر از رقبای خود ارزیابی کردند. در این زمان، پژوهشگران همچنین تغییراتی در درون گروه ها را مشاهده کردند: گروه ها به مراتب بیشتر متعهد و یکپارچه شدند.
چگونه درگیری کاهش یافت
برای شناسایی عوامل مؤثر در کاهش درگیری گروهی، پژوهشگران آزمایش غار دزدان در ابتدا اردوگاهی ها را برای فعالیت های مفرح (مانند صرف غذا یا تماشای فیلم با هم) گرد هم آوردند. اما این روش نتوانست درگیری ها را کاهش دهد؛ برای مثال، صرف غذا به دعواهای غذایی منجر شد.
در مرحله بعد، شریف و همکارانش سعی کردند تا دو گروه را به همکاری در پروژه هایی بپردازند که روانشناسان آن را اهداف فراگیر می نامند، اهدافی که هر دو گروه به آن اهمیت می دادند و باید برای رسیدن به آن ها با هم کار می کردند. به عنوان مثال، منبع آب اردوگاه قطع شد (این یک ترفند از سوی پژوهشگران بود تا دو گروه را وادار به تعامل کنند) و عقاب ها و مارها برای حل این مشکل با هم همکاری کردند. در مورد دیگری، کامیونی که غذا برای اردوگاهی ها می آورد، روشن نمی شد (باز هم، این یک حادثه ساختگی از سوی پژوهشگران بود) و بنابراین اعضای هر دو گروه به یک طناب کشیده و کامیون خراب را کشیدند. این فعالیت ها به طور فوری رابطه بین گروه ها را اصلاح نکرد (در ابتدا، مارها و عقاب ها پس از دستیابی به هدف فراگیر دوباره به خصومت ها ادامه دادند)، اما کار کردن بر روی اهداف مشترک در نهایت موجب کاهش درگیری شد. گروه ها از توهین به یکدیگر دست کشیدند، برداشت ها از گروه دیگر (طبق نظرسنجی های پژوهشگران) بهبود یافت و حتی دوستی هایی بین اعضای گروه های مختلف شکل گرفت. در پایان اردوگاه، برخی از اردوگاهی ها خواستار این شدند که همه (از هر دو گروه) با هم با اتوبوس به خانه بروند و یکی از گروه ها برای گروه دیگر نوشیدنی خریدند.
نظریه درگیری واقعی
آزمایش غار دزدان اغلب برای توضیح نظریه درگیری واقعی (که به آن نظریه درگیری گروهی واقعی نیز گفته می شود) استفاده شده است. این نظریه می گوید که درگیری گروهی می تواند ناشی از رقابت بر سر منابع باشد (چه این منابع ملموس باشند و چه ناملموس). به ویژه، فرض می شود که خصومت زمانی رخ می دهد که گروه ها معتقد باشند منبعی که برای آن رقابت می کنند در دسترس محدود است. در آزمایش غار دزدان، به عنوان مثال، پسران برای جوایز، یک جام و حق ادعا رقابت می کردند. از آنجایی که مسابقه به گونه ای ترتیب داده شده بود که برای هر دو تیم غیرممکن بود که برنده شوند، نظریه درگیری واقعی پیشنهاد می کند که این رقابت به درگیری ها بین عقاب ها و مارها منجر شده است.
با این حال، مطالعه غار دزدان همچنین نشان می دهد که درگیری می تواند بدون وجود رقابت بر سر منابع نیز رخ دهد، زیرا پسران حتی قبل از اینکه پژوهشگران مسابقه را معرفی کنند، درباره گروه دیگر به شیوه ای منفی صحبت کردند. به عبارتی، همان طور که روانشناس اجتماعی دانلسون فُرسایت توضیح می دهد، آزمایش غار دزدان همچنین نشان می دهد که افراد چگونه به راحتی در دسته بندی اجتماعی درگیر می شوند و خود را به گروه درونی و گروه بیرونی تقسیم می کنند.
انتقادها به آزمایش غار دزدان
در حالی که آزمایش غار دزدان شریف به عنوان یک مطالعه مهم در روانشناسی اجتماعی شناخته می شود، برخی از پژوهشگران در مورد روش های شریف انتقاداتی دارند. برای مثال، برخی، از جمله نویسنده جینا پری، پیشنهاد کرده اند که توجه کافی به نقش پژوهشگران (که به عنوان کارکنان اردوگاه عمل می کردند) در ایجاد خصومت های گروهی نشده است. از آنجا که پژوهشگران معمولاً از مداخله در درگیری ها خودداری می کردند، اردوگاهی ها ممکن است فرض کرده باشند که درگیری با گروه دیگر مورد تأیید است. پری همچنین به مشکلات اخلاقی پتانسیل دار آزمایش غار دزدان اشاره می کند: کودکان نمی دانستند که در یک مطالعه هستند و در واقع، بسیاری از آن ها تا چند دهه بعد که پری برای پرسش درباره تجربه شان با آن ها تماس گرفت، متوجه نشدند که در یک مطالعه شرکت کرده اند.
یکی دیگر از نکات قابل توجه در مورد آزمایش غار دزدان این است که یکی از مطالعات قبلی شریف نتایج بسیار متفاوتی داشت. زمانی که شریف و همکارانش در سال 1953 مطالعه ای مشابه در اردوگاه تابستانی انجام دادند، پژوهشگران نتوانستند به طور موفقیت آمیز درگیری گروهی ایجاد کنند و در حالی که پژوهشگران در تلاش برای تحریک خصومت ها بین گروه ها بودند، اردوگاهی ها متوجه شدند که پژوهشگران چه می خواهند انجام دهند.
آنچه غار دزدان به ما درباره رفتار انسانی می آموزد
روانشناسان مایکل پلاتو و جان هانتر مطالعه شریف را به نظریه هویت اجتماعی در روانشناسی اجتماعی مرتبط می دانند: نظریه ای که می گوید عضویت در یک گروه تأثیرات عمیقی بر هویت ها و رفتارهای افراد دارد. پژوهشگران در حال مطالعه هویت اجتماعی یافته اند که افراد خود را به عنوان اعضای گروه های اجتماعی دسته بندی می کنند (همان طور که اعضای عقاب ها و مارها نیز این کار را کردند) و این عضویت های گروهی می تواند منجر به رفتارهای تبعیض آمیز و خصمانه نسبت به اعضای گروه های دیگر شود. با این حال، آزمایش غار دزدان همچنین نشان می دهد که درگیری ها دائمی یا غیرقابل حل نیستند، چرا که پژوهشگران در نهایت توانستند تنش ها را بین دو گروه کاهش دهند.
آزمایش غار دزدان همچنین به ما این امکان را می دهد که نظریه تماس در روانشناسی اجتماعی را ارزیابی کنیم. بر اساس نظریه تماس، بی عدالتی و درگیری های گروهی می تواند کاهش یابد اگر اعضای دو گروه زمانی را با هم بگذرانند و این تماس بین گروه ها به ویژه در صورتی که شرایط خاصی فراهم باشد، ممکن است در کاهش درگیری مؤثر باشد. در مطالعه غار دزدان، پژوهشگران دریافتند که صرفاً گردهم آوردن گروه ها برای فعالیت های مفرح کافی نیست تا درگیری را کاهش دهد. اما زمانی که گروه ها بر روی اهداف مشترک کار کردند، درگیری به طور مؤثری کاهش یافت و بر اساس نظریه تماس، داشتن اهداف مشترک یکی از شرایطی است که احتمال کاهش درگیری بین گروه ها را افزایش می دهد. به عبارت دیگر، مطالعه غار دزدان نشان می دهد که همیشه کافی نیست که گروه های درگیر زمانی را با هم بگذرانند: کلید موفقیت ممکن است یافتن راهی برای همکاری دو گروه باشد.
- علوم اجتماعی