نظریه هویت اجتماعی: تعریف، نمونه‌ها و تأثیرات آن

نظریه هویت اجتماعی

هویت اجتماعی بخشی از وجود فرد است که توسط عضویت در گروه ها تعریف می شود. نظریه هویت اجتماعی، که توسط روانشناسان اجتماعی هنری تاجفل و جان ترنر در دهه ۱۹۷۰ تدوین شده است، شرایطی را توصیف می کند که در آن هویت اجتماعی نسبت به هویت فردی اهمیت بیشتری پیدا می کند. این نظریه همچنین مشخص می کند که هویت اجتماعی چگونه می تواند بر رفتار بین گروهی تأثیر بگذارد.

نکات کلیدی

  • نظریه هویت اجتماعی، که توسط روانشناسان اجتماعی هنری تاجفل و جان ترنر در دهه ۱۹۷۰ معرفی شده است، فرایندهای شناختی مرتبط با هویت اجتماعی و تأثیر آن بر رفتار بین گروهی را توضیح می دهد.
  • نظریه هویت اجتماعی بر سه مولفه کلیدی شناختی بنا شده است: دسته بندی اجتماعی، شناسایی اجتماعی و مقایسه اجتماعی.
  • به طور کلی، افراد تمایل دارند که هویت اجتماعی مثبتی را حفظ کنند و جایگاه اجتماعی گروه خود را نسبت به گروه های دیگر حفظ نمایند.
  • غیرت گروهی می تواند به نتایج منفی و تبعیض آمیز منجر شود، اما تحقیقات نشان می دهد که غیرت گروهی و تبعیض علیه گروه های دیگر دو پدیده متمایز هستند و یکی لزوماً دیگری را پیش بینی نمی کند.

مبدأ: مطالعات در مورد غیرت گروهی

نظریه هویت اجتماعی از کارهای اولیه هنری تاجفل نشأت می گیرد، که فرآیندهای ادراکی را بررسی می کند که منجر به ایجاد استریوتایپ ها و پیش داوری های اجتماعی می شود. این امر به یک سری از مطالعات منجر شد که تاجفل و همکارانش در اوایل دهه ۱۹۷۰ انجام دادند که به عنوان مطالعات گروه حداقلی شناخته می شوند.

در این مطالعات، شرکت کنندگان به طور تصادفی به گروه های مختلف اختصاص داده شدند. با وجود اینکه عضویت گروه شان بی معنا بود، تحقیقات نشان داد که شرکت کنندگان گروهی را که به آن اختصاص داده شدند—گروه خودشان—را بر گروه دیگر ترجیح می دهند، حتی اگر هیچ منفعت شخصی از عضویت گروه خود نبرند و هیچ پیشینه ای با اعضای هر دو گروه نداشته باشند.

این مطالعات نشان می دهد که عضویت گروهی آن قدر قدرت دارد که تنها طبقه بندی افراد به گروه های مختلف کافی است تا افراد خود را بر اساس آن عضویت گروهی تعریف کنند. علاوه بر این، این دسته بندی منجر به غیرت گروهی و تبعیض علیه گروه های دیگر می شود و نشان می دهد که تعارض بین گروه ها می تواند در غیاب هرگونه رقابت مستقیم بین گروه ها وجود داشته باشد.

بر اساس این تحقیقات، تاجفل برای نخستین بار در سال ۱۹۷۲ مفهوم هویت اجتماعی را تعریف کرد. مفهوم هویت اجتماعی به عنوان روشی برای بررسی شیوه ای که فرد خود را بر اساس گروه های اجتماعی که به آن ها تعلق دارد تفسیر می کند، در نظر گرفته شد.

سپس، تاجفل و دانشجویش جان ترنر نظریه هویت اجتماعی را در سال ۱۹۷۹ معرفی کردند. این نظریه به دنبال تبیین هر دو فرایند شناختی است که افراد را به تعریف عضویت گروه هایشان وا می دارد و فرایندهای انگیزشی که به افراد این امکان را می دهد تا هویت اجتماعی مثبتی را با مقایسه مثبت گروه اجتماعی خود با گروه های دیگر حفظ کنند.

فرایندهای شناختی هویت اجتماعی

نظریه هویت اجتماعی سه فرایند ذهنی را مشخص می کند که افراد برای طبقه بندی دسته های درونی/خارجی طی می کنند.

اولین فرایند، دسته بندی اجتماعی است، که فرایندی است که در آن ما افراد را به گروه های اجتماعی سازماندهی می کنیم تا دنیای اجتماعی خود را درک کنیم. این فرایند به ما اجازه می دهد تا افراد، از جمله خودمان، را بر اساس گروه هایی که به آن ها تعلق داریم تعریف کنیم. ما تمایل داریم افراد را بیشتر بر اساس دسته های اجتماعی آن ها تعریف کنیم تا ویژگی های فردی آن ها.

دسته بندی اجتماعی معمولاً منجر به تأکید بر شباهت های افراد در یک گروه و تفاوت های بین افراد در گروه های جداگانه می شود. یک فرد می تواند به دسته های اجتماعی مختلفی تعلق داشته باشد، اما اهمیت این دسته ها بسته به شرایط اجتماعی متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال، یک فرد می تواند خود را به عنوان یک مدیر کسب وکار، عاشق حیوانات و عمه ای فداکار تعریف کند، اما این هویت ها تنها زمانی مطرح می شوند که به موقعیت اجتماعی مرتبط باشند.

فرآیند دوم، شناسایی اجتماعی، فرآیند شناسایی به عنوان عضو گروه است. شناسایی اجتماعی با یک گروه باعث می شود افراد به شیوه ای رفتار کنند که تصور می کنند اعضای آن گروه باید رفتار کنند. به عنوان مثال، اگر یک فرد خود را به عنوان یک محیط زیست بان تعریف کند، ممکن است سعی کند آب را صرفه جویی کند، هر زمان که ممکن باشد بازیافت کند و در تظاهرات آگاهی بخشی درباره تغییرات آب و هوا شرکت کند. از طریق این فرآیند، مردم به عضویت در گروه های خود عاطفی متعهد می شوند. به همین دلیل، عزت نفس آن ها تحت تأثیر وضعیت گروه هایشان قرار می گیرد.

فرآیند سوم، مقایسه اجتماعی، فرآیند مقایسه گروه خود با گروه های دیگر از نظر پرستیژ و جایگاه اجتماعی است. برای حفظ عزت نفس، فرد باید گروه خود را دارای جایگاه اجتماعی بالاتر از یک گروه بیرونی ببیند. به عنوان مثال، یک ستاره سینما ممکن است خود را در مقایسه با یک ستاره برنامه های تلویزیونی واقع نما به طور مثبت ارزیابی کند. اما ممکن است خودش را در مقایسه با یک بازیگر کلاسیک معروف شکسپیر با جایگاه اجتماعی پایین تر ببیند. مهم است که به یاد داشته باشیم بر اساس نظریه هویت اجتماعی، یک عضو گروه داخلی خود را با هر گروه بیرونی مقایسه نخواهد کرد—مقایسه باید مرتبط با وضعیت باشد.

حفظ هویت اجتماعی مثبت

به عنوان یک قاعده کلی در نظریه هویت اجتماعی، مردم به طور طبیعی تمایل دارند احساس مثبتی درباره خود داشته باشند و عزت نفس خود را حفظ کنند. سرمایه گذاری های عاطفی که افراد در عضویت های گروهی خود انجام می دهند، باعث می شود عزت نفس آن ها به جایگاه اجتماعی گروه های داخلی شان گره بخورد. بنابراین، ارزیابی مثبت از گروه داخلی خود در مقایسه با گروه های بیرونی مرتبط، منجر به ایجاد هویت اجتماعی مثبت می شود. اما اگر ارزیابی مثبت از گروه داخلی ممکن نباشد، معمولاً افراد یکی از سه استراتژی زیر را به کار می برند:

  1. تحرک فردی. هنگامی که یک فرد به گروه خود به گونه ای مثبت نگاه نمی کند، می تواند تلاش کند که گروه فعلی را ترک کرده و به گروهی با جایگاه اجتماعی بالاتر بپیوندند. البته، این نمی تواند وضعیت گروه را تغییر دهد، اما می تواند وضعیت فرد را تغییر دهد.
  2. خلاقیت اجتماعی. اعضای گروه داخلی می توانند با تنظیم بعضی عناصر از مقایسه بین گروهی، جایگاه اجتماعی گروه فعلی خود را افزایش دهند. این می تواند با انتخاب بعد متفاوتی برای مقایسه دو گروه یا با تنظیم قضاوت های ارزشی انجام شود، به طوری که آنچه قبلاً منفی تصور می شد، اکنون مثبت تلقی شود. یکی دیگر از گزینه ها مقایسه گروه داخلی با یک گروه بیرونی دیگر است—به طور خاص، با یک گروه بیرونی که دارای جایگاه اجتماعی پایین تری است.
  3. رقابت اجتماعی. اعضای گروه داخلی می توانند تلاش کنند تا جایگاه اجتماعی گروه را با کار جمعی برای بهبود وضعیت خود افزایش دهند. در این مورد، گروه داخلی مستقیماً با یک گروه بیرونی رقابت می کند تا موقعیت های اجتماعی گروه ها را در یک یا چند بعد معکوس کند.

تبعیض علیه گروه های بیرونی

تمایل به حمایت از اعضای گروه خودی و تبعیض علیه گروه های خارج از آن، اغلب به عنوان دو روی یک سکه در نظر گرفته می شود. با این حال، تحقیقات نظریه هویت اجتماعی نشان داده است که الزاما اینطور نیست. بین ادراک مثبت از گروه خودی و ادراک منفی از گروه های خارج رابطه ای سیستماتیک وجود ندارد. کمک به اعضای گروه خودی در حالی که این کمک را از اعضای گروه های خارج دریغ می کنید، به طور معناداری متفاوت از کار کردن به سمت آسیب رساندن به اعضای گروه های خارج است.

تمایل به حمایت از گروه خودی می تواند به نتایج منفی، از جمله تعصب ها و کلیشه ها تا نژادپرستی و جنسیت زدگی نهادی منجر شود. اما این تمایل همیشه به خصومت علیه گروه های خارج منتهی نمی شود. تحقیقات نظریه هویت اجتماعی نشان می دهد که تمایل به حمایت از گروه خودی و تبعیض علیه گروه های خارج پدیده های متمایزی هستند و یکی الزاما پیش بینی کننده دیگری نیست.

  • علوم اجتماعی

علوم اجتماعی

فرهنگ پذیری چیست؟

فرهنگ پذیری یعنی پذیرش و یادگیری ویژگی‌های فرهنگی جدید از یک گروه دیگر در عین حفظ آداب و رسوم خود، که منجر به ایجاد ترکیبی از هر...