مک دونالدیزه شدن جامعه: تأثیرات و چالش ها

کارگر آسیایی مک‌دونالد از رانندگی چینی تکیه می‌کند

مفهوم مک دونالدیزاسیون توسط جامعه شناس آمریکایی جورج ریتزر توسعه یافته و به نوع خاصی از عقلانیت در تولید، کار، و مصرف اشاره دارد که در اواخر قرن بیستم به شهرت رسید. ایده اصلی این است که این عناصر بر اساس ویژگی های یک رستوران فست فود تطبیق یافته اند - کارایی، قابلیت محاسبه، پیش بینی پذیری، استانداردسازی و کنترل - و این تطبیق در تمام جنبه های جامعه اثرات زنجیره ای دارد.

مک دونالدیزاسیون جامعه

جورج ریتزر مفهوم مک دونالدیزاسیون را با کتاب خود در سال 1993 به نام "مک دونالدیزاسیون جامعه" معرفی کرد. از آن زمان این مفهوم به مرکزی در حوزه جامعه شناسی، به ویژه در جامعه شناسی جهانی سازی تبدیل شده است.

طبق گفته ریتزر، مک دونالدیزاسیون جامعه پدیده ای است که زمانی رخ می دهد که جامعه، نهادها و سازمان های آن به ویژگی هایی که در زنجیره های فست فود وجود دارد، تطبیق یابند. این ویژگی ها شامل کارایی، قابلیت محاسبه، پیش بینی پذیری، استانداردسازی و کنترل هستند.

نظریه ریتزر درباره مک دونالدیزاسیون به روزرسانی نظریه های جامعه شناس کلاسیک ماکس وبر است که چگونگی تولید بروکراسی به واسطه عقلانیت علمی را توضیح می دهد؛ بروکراسی که به نیروی مرکزی سازمان دهی جوامع مدرن در طول قرن بیستم تبدیل شد. طبق نظریه وبر، بروکراسی مدرن با نقش های سلسله مراتبی، دانش و نقش های تقسیم شده، یک سیستم شغلی و پیشرفت مبتنی بر شایستگی و مشروعیت قانونی تعریف می شود. این ویژگی ها هنوز هم در جنبه های بسیاری از جوامع در سراسر جهان قابل مشاهده است.

طبق گفته ریتزر، تغییرات در علم، اقتصاد و فرهنگ جوامع را از بروکراسی وبر به ساختار اجتماعی و نظم جدیدی منتقل کرده که او آن را مک دونالدیزاسیون می نامد. همان طور که در کتابش توضیح می دهد، چهار اصل برای مک دونالدیزاسیون وجود دارد.

  1. کارایی به تمرکز مدیریتی بر حداقل کردن زمان لازم برای انجام وظایف فردی و همچنین زمان لازم برای تکمیل کل عملیات یا فرآیند تولید و توزیع اشاره دارد.
  2. قابلیت محاسبه بر روی اهداف قابل اندازه گیری (شمارش اشیاء) به جای اهداف ذهنی (ارزیابی کیفیت) تمرکز دارد.
  3. پیش بینی پذیری و استانداردسازی در فرآیندهای تولید یا ارائه خدمات تکراری و روال مند و در خروجی سازگار محصولات یا تجربیات که شبیه یا نزدیک به هم هستند، وجود دارد (پیش بینی پذیری تجربه مصرف کننده).
  4. کنترل در مک دونالدیزاسیون توسط مدیریت به منظور اطمینان از اینکه کارگران در هر لحظه و روز به طور مشابه ظاهر و عمل کنند، به کار می رود. همچنین به استفاده از ربات ها و فناوری برای کاهش یا جایگزینی کارکنان انسانی هر جا که ممکن باشد، اشاره دارد.

ریتزر تأکید می کند که این ویژگی ها نه تنها در تولید، کار و تجربه مصرف قابل مشاهده اند، بلکه حضور تعیین کننده آن ها در این زمینه ها اثرات زنجیره ای بر تمام جنبه های زندگی اجتماعی دارد. مک دونالدیزاسیون بر ارزش ها، ترجیحات، اهداف و جهان بینی های ما، هویت های ما و روابط اجتماعی مان تأثیر می گذارد. افزون بر این، جامعه شناسان تشخیص می دهند که مک دونالدیزاسیون یک پدیده جهانی است که توسط شرکت های غربی، قدرت اقتصادی و تسلط فرهنگی غرب پیش می رود و به همین دلیل موجب همگنی جهانی در زندگی اقتصادی و اجتماعی می شود.

معایب مک دونالدیزاسیون

پس از توضیح چگونگی عملکرد مک دونالدیزاسیون در کتابش، ریتزر بیان می کند که این تمرکز باریک بر عقلانیت در واقع باعث تولید بی عقلانی می شود. او مشاهده کرده است: "به طور خاص، بی عقلانی به این معناست که سیستم های عقلانی، سیستم های ناعادلانه ای هستند. به این معنا که آن ها انسانیت اساسی، عقل انسانی افرادی را که درون این سیستم ها کار می کنند یا از آن ها خدمات دریافت می کنند، نادیده می گیرند." بسیاری از افراد بدون شک با آنچه که ریتزر توصیف می کند، مواجه شده اند؛ زمانی که ظرفیت انسانی برای دلیل پردازی در تعاملات یا تجربه هایی که تحت تأثیر پیروی سختگیرانه از قوانین و سیاست های یک سازمان است، به کلی ناپدید می شود. افرادی که در این شرایط کار می کنند غالباً آن ها را به عنوان بی انسان ساز نیز تجربه می کنند.

این به این دلیل است که مک دونالدیزاسیون به نیروی کار ماهر نیاز ندارد. تمرکز بر چهار ویژگی کلیدی که مک دونالدیزاسیون را تولید می کند، نیاز به کارگران ماهر را از بین برده است. کارگران در این شرایط به انجام وظایف تکراری، روال مند، بسیار متمرکز و تقسیم شده ای می پردازند که به سرعت و با هزینه کم آموزش داده می شوند و بنابراین جایگزینی آن ها آسان است. این نوع کار، ارزش کار را کاهش می دهد و قدرت چانه زنی کارگران را از آن ها می گیرد. جامعه شناسان مشاهده می کنند که این نوع کار، حقوق و مزایای کارگران را در ایالات متحده و در سراسر جهان کاهش داده است، که به همین دلیل کارگران در مکان هایی مانند مک دونالد، آمازون و والمارت در حال رهبری مبارزه برای دستمزد معیشتی در ایالات متحده هستند. در همین حال، در چین، کارگران تولیدکننده محصولات اپل با شرایط و مشکلات مشابهی روبه رو هستند که اگر بدتر از آن نباشد، همانند آن است.

ویژگی های مک دونالدیزاسیون به تجربه مصرف کننده نیز نفوذ کرده و کار رایگان مصرف کننده ها در فرآیند تولید گنجانده شده است. آیا تاکنون در رستوران یا کافه ای میز خود را پاک کرده اید؟ آیا با وظیفه خطیر به دنبال دستورالعمل ها برای جمع آوری مبلمان ایکیا بوده اید؟ آیا سیب، کدوحلوایی یا بلوبری خود را چیده اید؟ آیا خودتان در فروشگاه خوارbarzaji را بررسی کرده اید؟ در این صورت، به رایگان فرآیند تولید یا توزیع را کامل کرده اید و به این ترتیب به یک شرکت کمک کرده اید تا به کارایی و کنترل دست یابد.

جامعه شناسان ویژگی های مک دونالدیزاسیون را نیز در زمینه های دیگر زندگی، مانند آموزش و رسانه مشاهده می کنند؛ با تغییر واضحی از کیفیت به مقیاس های قابل اندازه گیری در طول زمان، استانداردسازی و کارایی که نقش های قابل توجهی در هر دو دارند، و کنترل نیز.

به دور و برتان نگاهی بیندازید و شگفت زده خواهید شد که تأثیرات مک دونالدیزاسیون را در سراسر زندگی خود مشاهده می کنید.

  • جامعه شناسی
  • علوم اجتماعی

جامعه شناسی