میهن پرستی چیست و چه تفاوتی با ملی گرایی دارد؟

میهن پرستی چیست و چه تفاوتی با ملی گرایی دارد؟

به طور ساده، میهن پرستی احساسی از عشق به کشور خود است. نشان دادن میهن پرستی—به معنی "میهن پرست بودن"—یکی از الزامات یک شهروند خوب و الگو گونه است. میهن پرستی، مانند بسیاری از اعمال خوب خواهانه، در صورتی که به افراط کشیده شود می تواند مضر باشد.

نکات کلیدی

  • میهن پرستی احساسی و بیان عشق به کشور زادگاه فرد است و همچنین احساسی از وحدت با دیگرانی که این احساسات را دارند.
  • اگرچه ملی گرایی عشق به کشور را به اشتراک می گذارد، ولی به معنای برتری کشور زادگاه فرد بر سایر کشورها است.
  • در حالی که میهن پرستی به عنوان یک ویژگی ضروری از شهروندی خوب در نظر گرفته می شود، زمانی که میهن پرستی به صورت سیاسی الزامی شود، می تواند از مرز خود فراتر برود.

تعریف میهن پرستی

به همراه عشق، میهن پرستی احساسی از افتخار، وفاداری و وابستگی به وطن است و همچنین احساسی از وابستگی به دیگر شهروندان میهن پرست. احساسات وابستگی می تواند بیشتر توسط عواملی مانند نژاد یا قومیت، فرهنگ، باورهای مذهبی یا تاریخ تقویت شود.

چشم انداز تاریخی

میهن پرستی حدود ۲۰۰۰ سال قبل از ظهور ملی گرایی در قرن نوزدهم شکل گرفت. دوران باستان یونان و به ویژه روم ریشه های فلسفه میهن پرستی سیاسی را فراهم می کند که وفاداری به "پاتریا"—قدرتی که سرپرست خانواده بر فرزندان خود اعمال می کند—را مانند وفاداری به یک مفهوم سیاسی از جمهوری در نظر می گیرد. این مسئله با عشق به قانون و آزادی مشترک، جستجوی خیر عمومی و وظیفه به سزایی در رفتار عادلانه نسبت به کشور مرتبط است.

برای دیپلمات دوره رنسانس ایتالیایی، نویسنده، فیلسوف و تاریخ نگار نیکولو ماکیاولی، عشق به آزادی مشترک به شهروندان کمک می کرد تا منافع خصوصی و خاص خود را جزئی از خیر عمومی ببینند و به آنها کمک می کرد تا در برابر فساد و tyranny مقاومت کنند. در حالی که عشق به شهر معمولاً با افتخار در قدرت نظامی و برتری فرهنگی آن ترکیب می شود، نهادهای سیاسی و شیوه زندگی شهر نقطه کانونی متمایز این نوع وابستگی میهن پرستانه را تشکیل می دهند. عشق به شهر به معنای آمادگی برای فدا کردن خیر شخصی—از جمله زندگی شخصی—برای آزادی مشترک است.

در حالی که میهن پرستی throughout history مشهود است، همیشه به عنوان یک فضیلت مدنی در نظر گرفته نمی شد. به عنوان مثال، در اروپا در قرن هجدهم، وفاداری به دولت به عنوان خیانت به وفاداری به کلیسا در نظر گرفته می شد.

سایر دانشمندان قرن هجدهم نیز انتقاداتی به میهن پرستی بیش از حد داشتند. در سال ۱۷۷۵، ساموئل جانسون، که مقاله خود تحت عنوان "میهن پرست" در سال ۱۷۷۴ به انتقاد از کسانی که ادعای وفاداری کاذب به بریتانیا داشتند پرداخت، به طور مشهور میهن پرستی را "آخرین پناهگاه اشرار" نامید.

می توان گفت که اولین میهن پرستان آمریکا، بنیان گذاران آن بودند که جان خود را در خطر قرار دادند تا ملتی را ایجاد کنند که دیدگاه های آنها را از آزادی و برابری بازتاب دهد. آنها این دیدگاه را در "اعلامیه استقلال" خلاصه کردند:

“ما این حقایق را بدیهی می دانیم که همه انسان ها برابر خلق شده اند و خالقشان حقوقی غیرقابل سلب به آن ها عطا کرده است که از جمله آن ها زندگی، آزادی و پیگیری خوشبختی است.”

در این جمله، بنیان گذاران ایالات متحده اعتقاد دیرینه سلطنت بریتانیا مبنی بر اینکه پیگیری خوشبختی فردی، اقدامی غیرمخلصانه و خودخواهانه است، را رد کردند. آن ها به جای این، حق هر شهروند برای دستیابی به رضایت شخصی را که به ویژگی هایی چون جاه طلبی و خلاقیت کمک می کند، اساسی برای رشد اقتصاد کشور دانستند. به همین دلیل، پیگیری خوشبختی نیروی محرکه ای شد که سیستم کارآفرینی سرمایه داری آزاد آمریکا را شکل می دهد و همچنان باقی مانده است.

اعلامیه استقلال همچنین بیان می کند: “برای تأمین این حقوق، دولت ها میان مردم تأسیس می شوند و قدرت مشروع خود را از رضایت governed کسب می کنند.” در این عبارت، بنیان گذاران حاکمیت خودکامه پادشاهان را رد کردند و اصل انقلابی “دولت از سوی مردم، برای مردم” را به عنوان مبنای دموکراسی آمریکایی تأیید کردند که به همین دلیل مقدمه قانون اساسی ایالات متحده با عبارت “ما مردم” آغاز می شود.

نمونه هایی از میهن پرستی

راه های بی شماری برای ابراز میهن پرستی وجود دارد. ایستادن برای سرود ملی و تکرار سوگند وفاداری از جمله موارد واضح است. شاید مهم تر از آن، بسیاری از اقداماتی که در ایالات متحده به نفع میهن پرستی است، کشور را جشن می گیرند و تقویت می کنند. چند نمونه از این موارد عبارتند از:

  • شرکت در دموکراسی نمایندگی از طریق ثبت نام برای رأی گیری و شرکت در انتخابات.
  • داوطلب شدن برای خدمات اجتماعی یا کاندیدا شدن برای سمت های دولتی انتخابی.
  • خدمت به عنوان هیئت های منصفه.
  • رعایت تمام قوانین و پرداخت مالیات.
  • درک حقوق، آزادی ها و مسئولیت های مندرج در قانون اساسی ایالات متحده.

میهن پرستی در مقابل ملی گرایی

در حالی که واژه های میهن پرستی و ملی گرایی روزگاری به عنوان هم معنی در نظر گرفته می شدند، اکنون معانی متفاوتی دارند. هر دو احساس عشق به کشور را نشان می دهند، ولی ارزش هایی که این احساسات بر اساس آن ها شکل می گیرند، بسیار متفاوت است.

احساسات میهن پرستی بر اساس ارزش های مثبتی است که کشور آن ها را قبول دارد—مانند آزادی، عدالت و برابری. میهن پرستان باور دارند که سیستم حکومتی و مردم کشورشان ذاتاً خوب هستند و برای بهبود کیفیت زندگی همکاری می کنند.

در مقابل، احساسات ملی گرایی بر اساس این باور است که کشور فرد از سایر کشورها برتر است. این احساس همچنین حاکی از بی اعتمادی یا نارضایتی نسبت به کشورهای دیگر است که منجر به فرض بر رقابتی بودن سایر کشورها می شود. در حالی که میهن پرستان به طور خودکار به کشورهای دیگر توهین نمی کنند، ملی گرایان این کار را می کنند، گاهی به این حد که تقاضای سلطه جهانی کشورشان را دارند. ملی گرایی، به واسطه باورهای حمایت گرایانه اش، دقیقاً در تقابل با جهانی گرایی است.

به طور تاریخی، اثرات ملی گرایی هم مثبت و هم منفی بوده است. در حالی که ملی گرایی حرکات استقلال را تحریک کرده، مانند حرکت صهیونیستی که اسرائیل مدرن را ایجاد کرد، همچنین عاملی کلیدی در ظهور حزب نازی آلمان و هولوکاست بوده است.

میهن پرستی در مقابل ملی گرایی به عنوان یک مسئله سیاسی زمانی مطرح شد که رئیس جمهور پیشین دونالد ترامپ و رئیس جمهور فرانسه امانوئل ماکرون درباره معنی این اصطلاحات بحث کردند.

در یک گردهمایی در تاریخ 23 اکتبر 2018، ترامپ از پلتفرم پوپولیستی خود با عنوان «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» و سیاست های حفاظت محور تعرفه های واردات دفاع کرد و به طور رسمی خود را «ملی گرا» اعلام کرد:

او گفت: «یک جهانی گرا فردی است که می خواهد جهان به خوبی پیش برود بدون آنکه خیلی به کشور خود اهمیت دهد. و می دانید چه؟ ما نمی توانیم این را داشته باشیم. آنها یک کلمه دارند. به نوعی به روز نشده است. این کلمه ملی گرا است. و من می گویم واقعاً، ما قرار نیست از آن استفاده کنیم. می دانید من چه هستم؟ من یک ملی گرا هستم، خوب؟ من یک ملی گرا هستم.»

امانوئل ماکرون، در سخنرانی خود در مراسم صد سالگی روز آتش بس در پاریس در تاریخ 11 نوامبر 2018، معنای متفاوتی از ملی گرایی ارائه داد. او ملی گرایی را به عنوان «قرار دادن کشور خود در اولویت و بی توجهی به دیگران» تعریف کرد. ماکرون اظهار داشت که با رد منافع کشورهای دیگر، «ما آنچه را که یک ملت به آن عزیز است، آنچه به آن زندگی می دهد، آنچه آن را بزرگ می کند و آنچه ضروری است، یعنی ارزش های اخلاقی آن را پاک می کنیم.»

مزایا و معایب وطن پرستی

کشورهای معدودی قادر به بقای خود و شکوفایی بدون برخی از احساسات وطن پرستانه در میان مردم شان هستند. عشق به کشور و افتخار مشترک مردم را گرد هم می آورد و به آنها کمک می کند تا بر چالش ها غلبه کنند. بدون باورهای وطنی مشترک، آمریکایی های مستعمراتی ممکن بود که به انتخاب سفر به سمت استقلال از انگلستان تن ندهند. به تازگی، وطن پرستی مردم آمریکا را در کنار هم آورد تا بر بحران بزرگ اقتصادی غلبه کنند و به پیروزی در جنگ جهانی دوم دست یابند.

نقطه ضعف بالقوه وطن پرستی این است که اگر به یک دکترین سیاسی اجباری تبدیل شود، می تواند گروه هایی از مردم را علیه یکدیگر قرار دهد و کشور را به رد ارزش های اساسی اش سوق دهد.

چند مثال از تاریخ ایالات متحده شامل:

به عنوان مثال، در سال 1798، وطن پرستی افراطی، به واسطه ترس از جنگ با فرانسه، باعث شد که کنگره اقدامات بیگانه و فتنه را به تصویب برساند که به موجب آن زندانی کردن برخی از مهاجران ایالات متحده بدون رعایت روند قانونی و محدود کردن آزادی های بیان و مطبوعات تصویب شد.

در سال 1919، ترس های اولیه از کمونیسم منجر به حملات پالمر شد که منجر به بازداشت و اخراج فوری بیش از 10,000 مهاجر آلمانی و روسی در آمریکای بدون محاکمه گردید.

بعد از حمله هوایی ژاپن به پرل هاربر در 7 دسامبر 1941، دولت فرانکلین روزولت دستوری صادر کرد که حدود 127,000 شهروند آمریکایی از نژاد ژاپنی در اردوگاه های حبس برای مدت جنگ جهانی دوم زندانی شوند.

در حین ترس قرمز در اوایل دهه 1950، دوران مک کارتی هزاران آمریکایی بدون هیچ مدرکی توسط دولت به عنوان کمونیست یا حامیان کمونیسم متهم شدند. بعد از یک سری از «بررسی ها» که توسط سناتور جوزف مک کارتی انجام شد، صدها نفر از متهمان طرد و به خاطر باورهای سیاسی شان محاکمه شدند.

عکسی سیاه و سفید از یک خودروی قدیمی پارک شده در کنار خیابان

یک فروشگاه خواربار فروشی در اوکلند، کالیفرنیا، دارای علامتی است که وفاداری میهن پرستانه صاحبش را اعلام می کند. صاحب فروشگاه، یک آمریکایی ژاپنی که فارغ التحصیل دانشگاه کالیفرنیا است، روز بعد از حمله به پرل هاربر تابلو «من یک آمریکایی هستم» را نصب کرد. به زودی بعد از آن، دولت فروشگاه را تعطیل کرد و صاحبش را به یک اردوگاه حبس منتقل کرد.

  • علوم اجتماعی

علوم اجتماعی