کشاورزی و اقتصاد آمریکا: نقشی فراتر از تأمین غذا

از بدو شکلگیری ایالات متحده، کشاورزی نقشی محوری در اقتصاد و فرهنگ این کشور ایفا کرده است. اگرچه کشاورزان در هر جامعهای به دلیل تأمین غذای مردم ارزشمند هستند، اما در آمریکا این ارزشگذاری ابعاد گستردهتری داشته است.
در سالهای اولیه، کشاورزان به عنوان نمادی از فضایل اقتصادی مانند سختکوشی، ابتکار و خودکفایی تلقی میشدند. به ویژه برای مهاجرانی که هرگز صاحب زمین نبودهاند، داشتن یک مزرعه، فرصتی برای ورود به نظام اقتصادی آمریکا محسوب میشد. حتی کسانی که از کشاورزی خارج میشدند، اغلب از زمین به عنوان کالایی قابل خرید و فروش استفاده میکردند، که این امر، دریچهای جدید برای کسب سود بود. اقتصاد کشاورزی برای بسیاری از مردم آمریکا، راهی برای کسب استقلال مالی و جایگاه اجتماعی بوده است.
نقش کشاورزان آمریکایی در اقتصاد ایالات متحده
کشاورزان آمریکایی عموماً در تولید مواد غذایی بسیار موفق بودهاند. با این حال، این موفقیت گاهی اوقات به بزرگترین مشکل آنها تبدیل شده است: بخش کشاورزی به طور دورهای از معضل تولید مازاد رنج برده است که منجر به کاهش قیمتها شده است. دولت برای مدتهای طولانی تلاش کرد تا پیامدهای منفی این دورهها را کاهش دهد، اما در سالهای اخیر، این کمکها کاهش یافتهاند که نشاندهنده تمایل دولت به کاهش هزینهها و همچنین کاهش نفوذ سیاسی بخش کشاورزی است.
توانایی کشاورزان آمریکایی در تولید محصولات فراوان، ناشی از عوامل متعددی است. اولاً، آنها در شرایط طبیعی بسیار مطلوبی فعالیت میکنند. غرب میانه آمریکا دارای برخی از غنیترین خاکهای جهان است. میزان بارندگی در بیشتر مناطق کشور متوسط تا فراوان است. رودخانهها و آبهای زیرزمینی امکان آبیاری گسترده را در مناطقی که بارندگی کافی نیست، فراهم میکنند.
سرمایهگذاریهای کلان و استفاده روزافزون از نیروی کار آموزشدیده نیز به موفقیت کشاورزی آمریکا کمک کرده است. امروزه مشاهده کشاورزانی که با تراکتورهای مجهز به کابینهای دارای تهویه مطبوع و ادوات گرانقیمت و پرسرعت شخمزنی، خاکورزی و برداشت محصول کار میکنند، امری عادی است. بیوتکنولوژی منجر به تولید بذرهایی مقاوم در برابر بیماریها و خشکی شده است. کودها و آفتکشها به طور معمول مورد استفاده قرار میگیرند (به گفته برخی از فعالان محیط زیست، بیش از حد معمول). کامپیوترها عملیات مزرعه را ردیابی میکنند و حتی از فناوری فضایی برای یافتن بهترین مکانها برای کاشت و کوددهی استفاده میشود. علاوه بر این، محققان به طور دورهای محصولات غذایی جدید و روشهای نوینی برای پرورش آنها، مانند حوضچههای مصنوعی برای پرورش ماهی، معرفی میکنند.
با این حال، کشاورزان نتوانستهاند برخی از قوانین اساسی طبیعت را نادیده بگیرند. آنها هنوز باید با نیروهایی خارج از کنترل خود، به ویژه آب و هوا، مقابله کنند. علیرغم آب و هوای عموماً مطلوب، آمریکای شمالی نیز دچار سیل و خشکسالیهای مکرر میشود. تغییرات آب و هوایی چرخههای اقتصادی خاص خود را به کشاورزی تحمیل میکنند که اغلب با اقتصاد عمومی کشور ارتباطی ندارند.
حمایتهای دولتی از کشاورزان
درخواستها برای کمکهای دولتی زمانی مطرح میشوند که عواملی مانع موفقیت کشاورزان شوند. گاهی اوقات، وقتی عوامل مختلف دست به دست هم میدهند و مزارع را تا مرز ورشکستگی پیش میبرند، تقاضا برای کمک به شدت افزایش مییابد. به عنوان مثال، در دهه 1930، تولید مازاد، آب و هوای نامناسب و رکود بزرگ اقتصادی با هم ترکیب شدند و شرایطی به ظاهر غیرقابل عبور را برای بسیاری از کشاورزان آمریکایی ایجاد کردند. دولت با اصلاحات گسترده کشاورزی، به ویژه با ایجاد سیستم حمایت از قیمتها، به این وضعیت پاسخ داد. این مداخله گسترده، که بیسابقه بود، تا اواخر دهه 1990 ادامه یافت، تا اینکه کنگره بسیاری از برنامههای حمایتی را لغو کرد.
در اواخر دهه 1990، اقتصاد کشاورزی ایالات متحده به چرخه فراز و نشیبهای خود ادامه داد، در سالهای 1996 و 1997 رونق گرفت و در دو سال بعد وارد رکود دیگری شد. اما این اقتصاد کشاورزی با آنچه در ابتدای قرن وجود داشت، متفاوت بود.
- اقتصاد
- علوم اجتماعی