ملی گرایی (ناسیونالیسم) چیست؟ تعریف و نمونهها
ملی گرایی ایدئولوژی است که توسط افرادی با تعهد و وفاداری به کشورشان بیان می شود و این وفاداری بر تعهدات به گروه های دیگر مقدم است. این احساسات معمولاً بر پایه قومیت مشترک، زبان، دین، فرهنگ یا ارزش های اجتماعی مشترک استوار است. از منظر سیاسی، ملی گرایی تلاش می کند تا حق حاکمیت ملی را که یعنی حق خودگردانی است، دفاع کند و کشور را از فشارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که اقتصاد جهانی مدرن ایجاد می کند، محافظت کند. به این ترتیب، ملی گرایی به عنوان ضدیت با جهانی گرایی دیده می شود.
نکات کلیدی
- از جنبه سیاسی، ملی گرایان به دنبال محافظت از حاکمیت کشور و حق خودگردانی هستند.
- احساسات وفاداری و تعهد ملی گرایان معمولاً بر پایه قومیت مشترک، زبان، دین، فرهنگ یا ارزش های اجتماعی است.
- ملی گرایان افراطی بر این باورند که کشورشان حق دارد در صورت لزوم از طریق تهاجم نظامی بر دیگر کشورها تسلط یابد.
- ایده های ملی گرایی در تضاد با ایده های جهانی گرایی و جنبش جهانی سازی مدرن هستند.
- ملی گرایی اقتصادی به دنبال حمایت از اقتصاد یک کشور در برابر رقابت خارجی، معمولاً از طریق حمایت گرایی است.
- اگر ملی گرایی به حد افراط برسد، می تواند به دیکتاتوری و exclusion گروه های خاص قومی یا نژادی از جامعه منجر شود.
تاریخ ملی گرایی
با وجود این احساس عمومی که افرادی که کشور خود را "بهترین" می دانند همیشه وجود داشته اند، ملی گرایی یک حرکت نسبتاً مدرن است. در حالی که مردم همیشه به زمین های زادگاه و سنت های والدین خود وابسته بوده اند، ملی گرایی تا پایان قرن هجدهم به عنوان یک احساس شناخته شده به وجود نیامده بود.
انقلاب های آمریکایی و فرانسوی در قرن هجدهم اغلب به عنوان نخستین جلوه های مؤثر ملی گرایی در نظر گرفته می شوند. در طول قرن نوزدهم، ملی گرایی به کشورهای جدید آمریکای لاتین نفوذ کرده و در سراسر اروپا به ویژه در مرکز، شرق و جنوب شرق گسترش یافت. در نیمه اول قرن بیستم، ملی گرایی در آسیا و آفریقا ظهور کرد.
ملی گرایی پیش از قرن بیستم
نخستین جلوه های واقعی ملی گرایی در انگلستان در دوران انقلاب پیوریتن ها در میانه قرن هفدهم به وقوع پیوست.
تا پایان قرن هفدهم، انگلستان به عنوان رهبر جهانی در علم، تجارت و نظریه های سیاسی و اجتماعی شناخته شده بود. پس از جنگ داخلی انگلستان در سال 1642، اخلاق کاری پیوریتن ها و کلاویسم با اخلاق خوشبینانه انسان گرایی ترکیب شد.
تحت تأثیر کتاب مقدس، یک ابراز ملی گرایی انگلیسی ظهور کرد که در آن مردم مأموریت خود را با مأموریت قوم اسرائیل باستان برابر می دانستند. با غرور و اعتماد به نفس زیاد، انگلیسی ها شروع به احساس کردند که مأموریتشان ایجاد یک دوران جدید اصلاحات و آزادی فردی در سراسر جهان است. در اثر کلاسیک خود با عنوان "بهشت گمشده" در سال 1667، شاعر و اندیشمند انگلیسی جان میلتون تلاش های مردم انگلیس را برای گسترش آنچه که تا آن زمان به "چشم انداز آزادی انگلستان" تبدیل شده بود، توصیف کرد.
ملی گرایی انگلستان در قرن هجدهم، همان طور که در فلسفه سیاسی "قرارداد اجتماعی" جان لاک و جان ژاک روسو بیان شده است، بر ملی گرایی آمریکایی و فرانسوی در باقی مانده قرن تأثیر گذاشت.
ملی گرایی آمریکایی تحت تأثیر ایدئولوژی های آزادی خواهانه سده های 17 و 18 به وجود آمد و با تأکید بر حقوق فردی و آزادی، مستعمره نشینان آمریکایی در اواخر قرن هجدهم به دنبال مبارزه برای آزادی و حقوق خود برآمدند. آرمان های ملی گرایی آمریکایی همانند ملی گرایی انگلیسی، به این ایده متکی بود که این کشور می تواند الگویی برای آزادی، برابری و خوشبختی بشریت باشد. این روند culminated با انقلاب آمریکا در سال 1775 و اعلام استقلال در سال 1776 بود و تأثیر آن در انقلاب فرانسه نیز مشهود بود.
در آمریکا و فرانسه، ملی گرایی نمایانگر تعهد جهانی به ایده پیشرفته آزادی و برابری به جای دیکتاتوری و نابرابری های گذشته شد. باور جدید به «زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی» در آمریکا و «آزادی، برابری و برادری» در فرانسه، همراه با مراسم و نمادهای جدید، همچون پرچم ها و رژه ها به عنوان بیان مشترک ملی گرایی شناخته شد.
حرکات قرن بیستم
قرن بیستم با شروع جنگ جهانی اول در 1914 و پایان آن در 1991 با فروپاشی کمونیسم در اروپای مرکزی و شرقی، شاهد شکل گیری اشکال جدیدی از ملی گرایی بود که به طور عمده تحت تأثیر دو جنگ جهانی شکل گرفتند.
پس از جنگ جهانی اول، آدولف هیتلر نوع جدیدی از ملی گرایی افراطی را در آلمان بنیان گذاری کرد که بر پاکی نژادی، حکومت دیکتاتوری و شکوه های افسانه ای گذشته آلمان استوار بود. پس از جنگ جهانی دوم، اکثر اشکال جدید ملی گرایی ناشی از جنبش های استقلال خواهی در پی دی کلنیزاسیون بود. مردم برای متمایز کردن هویت ملی خود از ستم گران، هویت های ملی خود را ایجاد کردند.
جنگ جهانی اول به عنوان پیروزی ملی گرایی در اروپای مرکزی و شرقی تلقی شد و کشورهای جدیدی چون اتریش، مجارستان، چکسلواکی و لهستان از بقایای امپراطوری های قدیمی شکل گرفتند. در آسیا و آفریقا، ملی گرایی جوان موجب ظهور رهبرانی انقلابی چون کمال آتاتورک در ترکیه و مهاتما گاندی در هند شد.
پس از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان های جهانی مانند سازمان ملل و ناتو، روح ملی گرایی در اروپا کاهش یافت؛ با این حال، سیاست های فرانسه و تقسیم دردناک کمونیسم و دموکراسی در آلمان شرقی و غربی تا سال 1990 نشان دهنده این بود که کشش ملی گرایی همچنان زنده است.
ملی گرایی امروز
برخی معتقدند که از زمان جنگ جهانی اول، قدرت ملی گرایی به اندازه امروز مشهود نبوده است. به ویژه از سال 2016، احساسات ملی گرایانه در سراسر جهان به طرز چشم گیری افزایش یافته است. به طور مثال، تمایل به بازگرداندن خودمختاری ملی در بریتانیا، به خروج این کشور از اتحادیه اروپا (برگزیت) منجر شد. همچنین، در ایالات متحده، برخی بر این باورند که نامزدی دونالد ترامپ با تکیه بر شعار «اول آمریکا» به کاخ سفید رسید.
در آلمان، حزب سیاسی ملی گرای پوپولیستی «جایگزینی برای آلمان» (AfD) که به دلیل مخالفت با اتحادیه اروپا و مهاجرت شناخته می شود، به نیروی عمده ای در اپوزیسیون تبدیل شده است. در اسپانیا، حزب راست گرای محافظه کار «وکس» در انتخابات سراسری آوریل ۲۰۱۹ برای اولین بار به پارلمان اسپانیا راه یافت. ملی گرایی پایه و اساس تلاش های رئیس جمهور چین، شی جین پینگ، برای تبدیل چین به یک کشور پیشرو در اقتصاد جهانی است. به طور مشابه، ملی گرایی یک موضوع مشترک در میان سیاستمداران راست گرای فرانسه، اتریش، ایتالیا، مجارستان، لهستان، فیلیپین و ترکیه است.
ملی گرایی اقتصادی
ملی گرایی اقتصادی که اخیراً با واکنش به بحران مالی جهانی ۲۰۱۱ مشخص شده، به عنوان مجموعه ای از سیاست ها و شیوه ها تعریف می شود که برای ایجاد، رشد و به ویژه، محافظت از اقتصادهای ملی در زمینه بازارهای جهانی طراحی شده است. به عنوان مثال، پیشنهادی در سال ۲۰۰۶ برای فروش مدیریت بنادر شش بندر بزرگ ایالات متحده به «دبی پورتس ورلد» مستقر در امارات متحده عربی با مخالفت سیاسی به انگیزه ملی گرایی اقتصادی روبرو شد.
ملی گرایان اقتصادی به جهانی شدن مخالفت کرده یا آن را به شدت زیر سوال می برند و به نفع ایمنی و ثباتی که حفاظت گرایی به همراه دارد، استدلال می کنند. برای ملی گرایان اقتصادی، بیشتر درآمد حاصل از تجارت خارجی باید برای آنچه که آنها به عنوان منافع ملی ضروری تصور می کنند، مانند امنیت ملی و تقویت قدرت نظامی استفاده شود، نه برای برنامه های رفاه اجتماعی. به طرق مختلف، ملی گرایی اقتصادی نوعی از مرکانتیلیسم است - نظریه ای که معتقد است تجارت ثروت تولید می کند و از طریق انباشته کردن ترازهای سودآور تحریک می شود، که دولت باید آن را از طریق حفاظت گرایی تشویق کند.
مسائل و نگرانی ها
امروزه، کشورهای توسعه یافته معمولاً شامل گروه های قومی، نژادی، فرهنگی و مذهبی متعدد هستند. افزایش اخیر ملی گرایی ضد مهاجرت و انحصارطلبانه ممکن است برای گروه هایی که به عنوان گروه های سیاسی مورد حمایت قرار نمی گیرند، خطرناک باشد، به ویژه اگر به افراط کشیده شود، همانطور که در آلمان نازی اتفاق افتاد. بنابراین، بررسی جنبه های منفی بالقوه ملی گرایی مهم است.
ابتدا، حس برتری ملی گرایی آن را از میهن پرستی متمایز می کند. در حالی که میهن پرستی با افتخار به کشور خود و آمادگی برای دفاع از آن مشخص می شود، ملی گرایی این افتخار را به خودپسندی و احتمالاً تهاجم نظامی گسترش می دهد. ملی گرایان افراطی معتقدند که برتری کشورشان به آنها حق تسلط بر دیگر ملت ها را می دهد. آنها این موضوع را با باور به اینکه در حال «آزادسازی» مردم کشور مغلوب هستند توجیه می کنند.
همانند آنچه در اروپا در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم رخ داد، ملی گرایی برای توجیه امپریالیسم و استعمار استفاده شد. تحت پوشش ملی گرایی، کشورهای غربی کشورهایی در آفریقا و آسیا را تصرف و کنترل کردند و عواقب اقتصادی و اجتماعی مخرب آن هنوز هم امروز باقی مانده است. در طول جنگ جهانی دوم، آدولف هیتلر از تبلیغات ملی گرایانه برای ترغیب مردم آلمان به توجیه تاکتیک های برتری نژادی آریایی خود که به نفع آلمان بود، استفاده کرد. زمانی که ملی گرایی به گونه ای استفاده شود که یک گروه را به عنوان تنها شهروندان مشروع یک کشور تعیین کند، می تواند در یک دنیای روزافزون جهانی شده بسیار خطرناک باشد.
در تاریخ، بارها شور ملی گرایی موجب شده است که کشورها به دوره های طولانی انزوا طلبی وارد شوند؛ این رویکرد خطرناک و محدودکننده ای است که به معنای عدم دخالت در امور دیگر کشورها می باشد. به عنوان مثال، انزوا طلبی که در اواخر دهه 1930 به شدت مورد حمایت قرار گرفت، نقش زیادی در جلوگیری از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم ایفا کرد تا اینکه حمله ژاپنی ها به پرل هاربر در 7 دسامبر 1941 اتفاق افتاد.
ملی گرایی به طور ناچار نگرش رقابتی «ما» در برابر «آنها» یا «دوست داشته باش یا برو» را در میان مردم ایجاد می کند. همانطور که جورج اورول در مقاله اش در سال 1945 با عنوان یادداشت هایی درباره ملی گرایی بیان کرد، "یک ملی گرا کسی است که فقط یا عمدتاً در terms of رقابت و افتخار فکر می کند... افکار او همیشه معطوف به پیروزی ها، باخت ها، پیروزی ها و تحقیرها است."
ملی گرایی همچنین می تواند به ایجاد تقسیمات و ناآرامی های داخلی دامن بزند. با اصرار بر اینکه مردم باید تصمیم بگیرند چه کسی واقعاً بخشی از ملت است و چه کسی نیست، این امر به تبعیض علیه هر کسی که در مرزهای ملت باشد و به عنوان بخشی از "آنها" شناسایی شود، دامن می زند.