جنگ یوم کیپور 1973: نبردی سرنوشتساز در خاورمیانه | تاریخچه و پیامدها

جنگ یوم کیپور، که در اکتبر 1973 به وقوع پیوست، رویارویی نظامی بین اسرائیل و کشورهای عربی به رهبری مصر و سوریه بود. این جنگ با هدف بازپسگیری مناطقی که اسرائیل در جنگ شش روزه 1967 تصرف کرده بود، آغاز شد. انگیزه اصلی کشورهای عربی، جبران شکست و اعاده حیثیت پس از جنگ شش روزه بود.
این جنگ با حملات غافلگیرکننده به اسرائیل در مقدسترین روز سال یهودی، یعنی یوم کیپور، آغاز شد. یک عملیات فریبکارانه، نیات واقعی کشورهای عربی را پنهان کرد و این باور گسترده وجود داشت که آنها آمادگی ورود به یک جنگ بزرگ را ندارند. اما این یک اشتباه محاسباتی بود که عواقب سنگینی به همراه داشت.
جنگ یوم کیپور در یک نگاه- حمله غافلگیرانه: جنگ 1973 به عنوان یک حمله غافلگیرکننده توسط مصر و سوریه برنامهریزی شده بود.
- بسیج سریع: اسرائیل توانست به سرعت نیروهای خود را بسیج کرده و با تهدید مقابله کند.
- جبهههای نبرد: درگیریهای شدید در جبهههای سینا و سوریه رخ داد.
- حمایت خارجی: ایالات متحده از اسرائیل و اتحاد جماهیر شوروی از مصر و سوریه پشتیبانی کردند.
- تلفات انسانی: اسرائیل تقریباً 2,800 کشته و 8,000 زخمی و مصر و سوریه مجموعاً حدود 15,000 کشته و 30,000 زخمی دادند (آمار رسمی منتشر نشد و تخمینها متفاوت است).
این درگیری که سه هفته به طول انجامید، بسیار شدید بود و شامل نبردهای تانکهای سنگین، نبردهای هوایی چشمگیر و تلفات سنگین در درگیریهای خشونتآمیز بود. در مقطعی، حتی این ترس وجود داشت که درگیری فراتر از خاورمیانه گسترش یابد و به ابرقدرتهایی که از طرفهای درگیر حمایت میکردند، سرایت کند. این موضوع، جنگ یوم کیپور را به صحنهای از تقابل نیابتی در دوران جنگ سرد تبدیل کرد.
جنگ یوم کیپور در نهایت منجر به پیمان کمپ دیوید در سال 1978 شد که زمینه را برای معاهده صلح بین مصر و اسرائیل فراهم کرد. این معاهده، نقطه عطفی در روابط بین دو کشور و گامی مهم در جهت برقراری صلح در منطقه بود.
زمینه های شکل گیری جنگ یوم کیپور (1973)
در سپتامبر 1973، سازمان اطلاعات اسرائیل متوجه تحرکات نظامی قابل توجهی در مصر و سوریه شد. نیروها به سمت مرزهای اسرائیل منتقل می شدند، اما این تحرکات در ظاهر شبیه مانورهای نظامی دوره ای بود که به طور معمول در امتداد مرزها انجام می شد.
با این حال، فرماندهی عالی اسرائیل این فعالیت ها را به اندازه کافی مشکوک دانست و تعداد یگان های زرهی مستقر در نزدیکی مرزهای خود با مصر و سوریه را دو برابر کرد. این اقدام احتیاطی، نشان دهنده نگرانی فزاینده اسرائیل از احتمال وقوع یک درگیری نظامی بود.
در طول هفته منتهی به یوم کیپور، خروج خانواده های شوروی از مصر و سوریه، هشدارهای بیشتری را برای اسرائیلی ها به همراه داشت. از آنجایی که هر دو کشور متحد اتحاد جماهیر شوروی بودند، خروج غیرنظامیان متحد به نظر شوم می رسید و نشانه ای از آمادگی این کشورها برای جنگ بود. این تحولات، زنگ خطر را برای اسرائیل به صدا درآورد.
در ساعات اولیه صبح 6 اکتبر 1973، روز یوم کیپور، سازمان اطلاعات اسرائیل متقاعد شد که جنگ قریب الوقوع است. رهبران ارشد کشور قبل از سپیده دم تشکیل جلسه دادند و در ساعت 10 صبح، دستور بسیج کامل ارتش کشور صادر شد. اسرائیل برای بدترین سناریو آماده می شد.
منابع اطلاعاتی همچنین نشان دادند که حملات به اسرائیل در ساعت 6:00 بعد از ظهر آغاز خواهد شد. با این حال، مصر و سوریه هر دو در ساعت 2:00 بعد از ظهر به مواضع اسرائیل حمله کردند. خاورمیانه ناگهان در یک جنگ بزرگ فرو رفت. اشتباه محاسباتی اطلاعاتی، اسرائیل را غافلگیر کرد و آغازگر یک نبرد سرنوشت ساز شد.
آغاز حملات غافلگیرکننده در جنگ یوم کیپور
نخستین حملات ارتش مصر در منطقه کانال سوئز به وقوع پیوست. سربازان مصری با پشتیبانی هلیکوپترها از کانال عبور کرده و درگیر نبرد با نیروهای اسرائیلی شدند. لازم به ذکر است که نیروهای اسرائیلی از زمان جنگ شش روزه در سال 1967، شبه جزیره سینا را در اشغال خود داشتند.
در جبهه شمالی، نیروهای سوری به بلندیهای جولان، منطقهای دیگر که در جریان جنگ 1967 توسط اسرائیل تصرف شده بود، حمله کردند. این حملات، جبهه جدیدی را در این جنگ گشود.
آغاز حمله در روز یوم کیپور، مقدسترین روز در آیین یهودیت، در ابتدا به نظر میرسید که یک استراتژی هوشمندانه از سوی مصریها و سوریها باشد. با این حال، این موضوع به طور غیرمنتظرهای به نفع اسرائیلیها تمام شد، زیرا در آن روز فعالیتهای معمول در کشور تا حد زیادی تعطیل بود. هنگامی که فراخوان اضطراری برای اعزام نیروهای ذخیره صادر شد، بیشتر نیروها در خانه یا در کنیسهها حضور داشتند و توانستند به سرعت خود را معرفی کنند. تخمین زده میشود که به این ترتیب، ساعتهای ارزشمندی در طول بسیج نیروها برای نبرد صرفهجویی شد و اسرائیل توانست سریعتر به حملات پاسخ دهد.
جبهه اسرائیل-سوریه: نبرد در بلندیهای جولان

حمله سوریه از بلندیهای جولان آغاز شد. بلندیهای جولان فلات مرزی بین اسرائیل و سوریه بود که نیروهای اسرائیلی در جنگ شش روزه 1967 آن را تصرف کرده بودند. سوریها درگیری را با حملات هوایی و گلوله باران شدید مواضع مقدم اسرائیل آغاز کردند. این منطقه استراتژیک، شاهد نبردهای خونینی بود.
حمله با مشارکت سه لشکر پیاده نظام سوریه و پشتیبانی صدها تانک سوری انجام شد. اکثر مواضع اسرائیلی، به جز پایگاههای واقع در کوه حرمون، مقاومت کردند. فرماندهان اسرائیلی از شوک حملات اولیه سوریه رهایی یافتند. یگانهای زرهی که در نزدیکی مستقر بودند، به میدان نبرد اعزام شدند. تبادل آتش سنگین، مشخصه این ساعات اولیه نبرد بود.
در بخش جنوبی جبهه جولان، ستونهای سوری توانستند خطوط دفاعی اسرائیل را بشکنند. در روز یکشنبه، 7 اکتبر 1973، نبرد در امتداد این جبهه بسیار شدید بود. هر دو طرف متحمل تلفات سنگینی شدند. این نبردها، با رشادت و جانفشانی سربازان هر دو طرف همراه بود.
اسرائیلیها شجاعانه در برابر پیشرویهای سوریه جنگیدند و نبردهای تانک درگرفت. یک نبرد سنگین با مشارکت تانکهای اسرائیلی و سوری در روز دوشنبه، 8 اکتبر 1973 و روز بعد از آن به وقوع پیوست. تا روز چهارشنبه، 10 اکتبر 1973، اسرائیلیها موفق شدند سوریها را تا خط آتشبس 1967 به عقب برانند. این عقب نشینی، نشانه ای از قدرت و مقاومت ارتش اسرائیل بود.
در 11 اکتبر 1973، اسرائیلیها یک ضدحمله را آغاز کردند. پس از بحث و تبادل نظر بین رهبران کشور، تصمیم گرفته شد که فراتر از خط آتشبس قدیمی بجنگند و به سوریه حمله کنند. این تصمیم، نقطه عطفی در جنگ بود.
هنگامی که اسرائیلیها در خاک سوریه پیشروی کردند، یک نیروی تانک عراقی که برای جنگ در کنار سوریها وارد منطقه شده بود، وارد صحنه شد. یک فرمانده اسرائیلی، نیروهای عراقی را در حال حرکت در دشت مشاهده کرد و آنها را به داخل یک کمین کشاند. نیروهای عراقی توسط تانکهای اسرائیلی منهدم شدند و مجبور به عقب نشینی شدند و حدود 80 تانک خود را از دست دادند. این کمین، ضربه مهلکی به ارتش عراق وارد کرد.
نبردهای شدید تانک بین یگانهای زرهی اسرائیل و سوریه نیز رخ داد. اسرائیل مواضع خود را در داخل سوریه تثبیت کرد و برخی از تپههای مرتفع را تصرف کرد. کوه حرمون که در جریان حمله اولیه توسط سوریها تصرف شده بود، دوباره به تصرف اسرائیل درآمد. نبرد جولان در نهایت با در دست داشتن زمینهای مرتفع توسط اسرائیل به پایان رسید، به این معنی که توپخانه دوربرد این کشور میتوانست به حومه دمشق، پایتخت سوریه، برسد. این پیروزی، به اسرائیل برتری استراتژیک داد.
فرماندهی سوریه در 22 اکتبر 1973 با آتشبسی که با میانجیگری سازمان ملل متحد برقرار شد، موافقت کرد. این آتشبس، به درگیریهای خونین در جبهه اسرائیل-سوریه پایان داد.
جبهه اسرائیل-مصر: نبرد در صحرای سینا و کانال سوئز

حمله ارتش مصر به اسرائیل در بعد از ظهر شنبه، 6 اکتبر 1973 آغاز شد. این تهاجم با حملات هوایی به مواضع اسرائیل در صحرای سینا شروع شد. اسرائیلیها دیوارهای شنی بزرگی برای دفع هرگونه تهاجم از مصر ساخته بودند، اما مصریها از یک تکنیک جدید استفاده کردند: توپهای آب پاشی که از اروپا خریداری شده بودند، بر روی خودروهای زرهی نصب شدند و برای ایجاد شکاف در دیوارهای شنی به کار گرفته شدند و به ستونهای تانک اجازه عبور دادند. تجهیزات پل سازی به دست آمده از اتحاد جماهیر شوروی به مصری ها این امکان را داد تا به سرعت از کانال سوئز عبور کنند. این تاکتیک های نوآورانه، دفاع اسرائیل را به چالش کشید.
نیروی هوایی اسرائیل در تلاش برای حمله به نیروهای مصری با مشکلات جدی روبرو شد. یک سیستم موشکی سطح به هوای پیچیده به این معنی بود که خلبانان اسرائیلی برای جلوگیری از موشکها مجبور بودند در ارتفاع پایین پرواز کنند، که آنها را در برد آتش ضد هوایی متعارف قرار میداد. تلفات سنگینی به خلبانان اسرائیلی وارد شد. این موضوع، برتری هوایی اسرائیل را کاهش داد.
اسرائیلیها تلاش کردند یک ضدحمله علیه مصریها انجام دهند، اما اولین تلاش با شکست مواجه شد. برای مدتی به نظر میرسید که اسرائیلیها در شرایط جدی قرار دارند و نمیتوانند حملات مصر را مهار کنند. وضعیت آنقدر ناامیدکننده بود که ایالات متحده، به رهبری ریچارد نیکسون در آن زمان، انگیزه پیدا کرد تا به اسرائیل کمک کند. هنری کیسینجر، مشاور اصلی سیاست خارجی نیکسون، به شدت درگیر پیگیری تحولات جنگ شد و به دستور نیکسون، یک پل هوایی عظیم از تجهیزات نظامی از آمریکا به اسرائیل آغاز شد. این حمایت ایالات متحده، نقشی حیاتی در سرنوشت جنگ ایفا کرد.
جنگ در امتداد جبهه تهاجم در طول هفته اول جنگ ادامه یافت. اسرائیلیها انتظار یک حمله بزرگ از سوی مصریها را داشتند که در قالب یک تهاجم زرهی بزرگ در روز یکشنبه، 14 اکتبر رخ داد. یک نبرد تانکهای سنگین درگرفت و مصریها حدود 200 تانک را بدون هیچ پیشرفتی از دست دادند. این نبرد، نشان از قدرت زرهی اسرائیل داشت.
در روز دوشنبه، 15 اکتبر 1973، اسرائیلیها با عبور از کانال سوئز در جنوب و جنگ به سمت شمال، یک ضدحمله را آغاز کردند. در نبردی که به دنبال آن رخ داد، ارتش سوم مصر از سایر نیروهای مصری جدا شده و توسط اسرائیلیها محاصره شد. این محاصره، ارتش مصر را در وضعیت وخیمی قرار داد.
سازمان ملل متحد تلاش کرده بود تا آتشبسی را ترتیب دهد که سرانجام در 22 اکتبر 1973 به اجرا درآمد. توقف خصومتها جان مصریها را نجات داد، که محاصره شده بودند و اگر جنگ ادامه مییافت، نابود میشدند. آتش بس، پایانی بر درگیری های شدید در این جبهه بود.
ابرقدرتها در حاشیه: جنگ یوم کیپور و سایه جنگ سرد
یکی از جنبههای بالقوه خطرناک جنگ یوم کیپور این بود که از بسیاری جهات، این درگیری به عنوان یک جنگ نیابتی برای جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی عمل میکرد. اسرائیلیها عموماً با ایالات متحده همسو بودند و اتحاد جماهیر شوروی از مصر و سوریه حمایت میکرد. این حمایتها، جنگ را به صحنه ای برای رقابت ابرقدرتها تبدیل کرد.
این موضوع بر همگان آشکار بود که اسرائیل دارای سلاحهای هستهای است (اگرچه سیاست این کشور هرگز اعتراف به آن نبود). و این ترس وجود داشت که اسرائیل، اگر به نقطه بحرانی برسد، ممکن است از آنها استفاده کند. جنگ یوم کیپور، با وجود خشونت بسیار زیاد، غیرهستهای باقی ماند. این امر، نشان از خویشتنداری طرفین و جلوگیری از گسترش ابعاد فاجعه بار جنگ داشت.
میراث جنگ یوم کیپور: تغییر معادلات و زمینهسازی برای صلح
پس از جنگ، پیروزی اسرائیل با تلفات سنگینی که در طول درگیریها متحمل شده بود، تحت الشعاع قرار گرفت. رهبران اسرائیلی در مورد فقدان آشکار آمادگی که به نیروهای مصری و سوری اجازه حمله را داد، مورد سوال قرار گرفتند. این انتقادات، لزوم بازنگری در استراتژیهای دفاعی اسرائیل را برجسته کرد.
اگرچه مصر اساساً شکست خورده بود، موفقیتهای اولیه در جنگ، جایگاه رئیسجمهور انور سادات را ارتقا داد. طی چند سال بعد، سادات با هدف برقراری صلح از اسرائیل بازدید کرد و سرانجام با رهبران اسرائیلی و رئیسجمهور جیمی کارتر در کمپ دیوید ملاقات کرد تا پیمان کمپ دیوید را به وجود آورد. این پیمان، آغازی بر فصل جدیدی از روابط بین مصر و اسرائیل بود و راه را برای صلح پایدار هموار کرد.