جنگ شش روزه 1967: چگونه خاورمیانه دگرگون شد؟

جنگ شش روزه سال 1967 بین اسرائیل و همسایگان عربش، جهان را در بهت فرو برد و با پیروزی قاطع اسرائیل، مرزهای خاورمیانه مدرن را دگرگون ساخت. این جنگ پس از هفتهها تهدید و رجزخوانی جمال عبدالناصر، رهبر مصر، مبنی بر نابودی اسرائیل با همکاری سوریه، اردن و عراق، آغاز شد.
ریشههای این جنگ به دو دهه قبل، یعنی تأسیس اسرائیل در سال 1948، جنگ متعاقب آن با همسایگان عرب و خصومتهای دائمی در منطقه بازمیگشت. جنگ شش روزه نه تنها یک رویداد نظامی بود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه و روابط بین اعراب و اسرائیل به شمار میرود. این جنگ تأثیرات عمیقی بر ژئوپلیتیک منطقه گذاشت و مسائل و مناقشات جدیدی را ایجاد کرد که تا به امروز نیز ادامه دارند.
نکات کلیدی جنگ شش روزه- جنگ ژوئن 1967 بین اسرائیل و همسایگان عرب، نقشه خاورمیانه را تغییر داد و منطقه را برای دههها متحول کرد.
- ناصر، رهبر مصر، در ماه مه 1967، قسم خورد که اسرائیل را نابود کند.
- کشورهای عربی متحد، نیروهایی را برای حمله به اسرائیل بسیج کردند.
- اسرائیل با حملات هوایی ویرانگر، ابتکار عمل را به دست گرفت.
- آتشبس پس از شش روز نبرد شدید، به درگیری پایان داد. اسرائیل قلمروهایی را به دست آورد و خاورمیانه را دوباره تعریف کرد.
- تلفات: اسرائیلی: تقریباً 900 کشته، 4500 زخمی. مصری: تقریباً 10000 کشته، تعداد نامشخص زخمی (آمار رسمی هرگز منتشر نشد). سوری: تقریباً 2000 کشته، تعداد نامشخص زخمی (آمار رسمی هرگز منتشر نشد).
با پایان جنگ شش روزه و برقراری آتشبس، عملاً مرزهای خاورمیانه دوباره ترسیم شده بود. شهر تقسیم شده اورشلیم (بیتالمقدس) به کنترل اسرائیل درآمد، همینطور کرانه باختری، بلندیهای جولان و صحرای سینا نیز تحت اشغال اسرائیل قرار گرفتند.
زمینه های وقوع جنگ شش روزه
وقوع جنگ شش روزه در تابستان 1967، پس از یک دهه تحولات و تغییرات پی در پی در جهان عرب رخ داد. در این میان، یک عامل همواره ثابت بود: خصومت و دشمنی با اسرائیل. علاوه بر این، پروژه انحراف آب رودخانه اردن از اسرائیل نیز تا آستانه یک جنگ تمام عیار پیش رفت.
در اوایل دهه 1960، مصر که همواره یکی از مخالفان اصلی اسرائیل بود، تا حدودی با همسایه خود در صلح نسبی به سر میبرد. این صلح تا حدی ناشی از حضور نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در مرز مشترک دو کشور بود.
اما در سایر مرزهای اسرائیل، نفوذهای پراکنده چریکهای فلسطینی به یک مشکل دائمی تبدیل شده بود. تنشها با حمله هوایی اسرائیل به یک روستای اردنی که برای حملات علیه اسرائیل مورد استفاده قرار میگرفت، و همچنین یک نبرد هوایی با جتهای سوری در آوریل 1967، تشدید شد. جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر، که مدتها از پان عربیسم، یک جنبش سیاسی که کشورهای عربی را به اتحاد فرامیخواند، حمایت میکرد، شروع به برنامهریزی برای جنگ علیه اسرائیل کرد.
مصر شروع به انتقال نیرو به صحرای سینا، نزدیک مرز با اسرائیل کرد. ناصر همچنین تنگه تیران را به روی کشتیهای اسرائیلی بست و در 26 مه 1967، آشکارا اعلام کرد که قصد دارد اسرائیل را نابود کند. بستن تنگه تیران، اقدامی تحریکآمیز تلقی شد که از نظر اسرائیل، اعلان جنگ محسوب میشد.
در 30 مه 1967، ملک حسین، پادشاه اردن، وارد قاهره، مصر شد و پیمانی را امضا کرد که ارتش اردن را تحت کنترل مصر قرار میداد. عراق نیز به زودی همین کار را انجام داد. کشورهای عربی خود را برای جنگ آماده کردند و هیچ تلاشی برای پنهان کردن اهداف خود نکردند. روزنامههای آمریکایی بحران فزاینده در خاورمیانه را به عنوان خبر اول در اوایل ژوئن 1967 گزارش کردند. در سراسر منطقه، از جمله در اسرائیل، صدای تهدیدهای ناصر علیه اسرائیل از رادیو شنیده میشد.

آغاز نبرد
جنگ شش روزه در صبح روز 5 ژوئن 1967، با درگیری بین نیروهای اسرائیلی و مصری در امتداد مرز جنوبی اسرائیل در منطقه سینا آغاز شد. اولین ضربه، یک حمله هوایی برقآسا از سوی اسرائیل بود. جتهای اسرائیلی با پرواز در ارتفاع پایین برای فرار از رادار، به هواپیماهای جنگی عربی که در باندهای فرودگاه قرار داشتند، حمله کردند.
برآورد میشود که در این حملات، 391 هواپیمای عربی بر روی زمین منهدم و 60 فروند دیگر در نبردهای هوایی سرنگون شدند. اسرائیلیها 19 هواپیما را از دست دادند و تعدادی از خلبانان به اسارت گرفته شدند. با از بین رفتن نیروی هوایی کشورهای عربی در همان ابتدای جنگ، اسرائیل به برتری هوایی دست یافت. نیروی هوایی اسرائیل میتوانست از نیروهای زمینی خود در نبردهای بعدی پشتیبانی کند.
در ساعت 8:00 صبح روز 5 ژوئن 1967، نیروهای زمینی اسرائیل به نیروهای مصری که در امتداد مرز با سینا مستقر شده بودند، حمله کردند. اسرائیلیها با هفت تیپ مصری که توسط تقریباً 1000 تانک پشتیبانی میشدند، جنگیدند. نبردهای شدید در طول روز ادامه داشت، زیرا ستونهای پیشروی اسرائیل زیر حملات سنگین قرار گرفتند.
درگیری تا شب ادامه یافت و تا صبح روز 6 ژوئن، نیروهای اسرائیلی به مواضع مصریها پیشروی زیادی کرده بودند. تا شب 6 ژوئن، اسرائیل نوار غزه را تصرف کرده بود و نیروهای آن در سینا، به رهبری لشکرهای زرهی، به سمت کانال سوئز در حال حرکت بودند. نیروهای مصری که نتوانسته بودند به موقع عقبنشینی کنند، محاصره و منهدم شدند.
در حالی که نیروهای مصری متحمل خسارات سنگینی شده بودند، فرماندهان مصری دستور عقبنشینی از شبه جزیره سینا و عبور از کانال سوئز را صادر کردند. در عرض 48 ساعت پس از آغاز عملیات توسط نیروهای اسرائیلی، آنها به کانال سوئز رسیدند و عملاً کل شبه جزیره سینا را تحت کنترل خود درآوردند. پیروزی سریع اسرائیل، شوک بزرگی به ارتش مصر وارد کرد.
اردن و کرانه باختری
در صبح روز 5 ژوئن 1967، اسرائیل از طریق سفیر سازمان ملل پیامی ارسال کرده بود مبنی بر اینکه قصد جنگ با اردن را ندارد. اما ملک حسین، پادشاه اردن، به پاس احترام به پیمان خود با ناصر، دستور داد نیروهایش مواضع اسرائیلی را در امتداد مرز گلوله باران کنند. مواضع اسرائیلی در شهر اورشلیم (بیتالمقدس) مورد حمله توپخانهای قرار گرفت و تلفات زیادی برجای گذاشت. (این شهر باستانی از زمان آتشبس در پایان جنگ 1948 تقسیم شده بود. بخش غربی شهر تحت کنترل اسرائیل و بخش شرقی، که شامل شهر قدیمی بود، تحت کنترل اردن قرار داشت.)
در پاسخ به گلوله باران اردن، نیروهای اسرائیلی وارد کرانه باختری شدند و به اورشلیم شرقی حمله کردند.

نبرد در داخل و اطراف شهر اورشلیم به مدت دو روز ادامه داشت. در صبح روز 7 ژوئن 1967، نیروهای اسرائیلی وارد شهر قدیمی اورشلیم شدند که از سال 1948 تحت کنترل اعراب بود. این منطقه باستانی تأمین امنیت شد و در ساعت 10:15 صبح، پرچم اسرائیل بر فراز کوه معبد به اهتزاز درآمد. مقدسترین مکان در یهودیت، دیوار غربی (دیوار ندبه) در تصرف اسرائیل قرار گرفت. نیروهای اسرائیلی با دعا در کنار دیوار، پیروزی خود را جشن گرفتند.
نیروهای اسرائیلی تعدادی از شهرها و روستاهای دیگر، از جمله بیت لحم، اریحا و رام الله را نیز تصرف کردند. تصرف این مناطق، کنترل اسرائیل بر کرانه باختری را کامل کرد.

سوریه و بلندیهای جولان
در روزهای نخست جنگ، درگیریها در جبهه سوریه به صورت پراکنده بود. به نظر میرسید سوریها بر این باور بودند که مصریها در حال پیروزی در نبرد با اسرائیل هستند و تنها حملاتی نمایشی علیه مواضع اسرائیلی انجام دادند.
با تثبیت اوضاع در جبهههای مصر و اردن، سازمان ملل خواستار آتشبس شد. در 7 ژوئن، اسرائیل و اردن با آتشبس موافقت کردند. مصر ابتدا آتشبس را رد کرد، اما روز بعد با آن موافقت کرد.
سوریه آتشبس را رد کرد و به گلوله باران روستاهای اسرائیلی در امتداد مرز خود ادامه داد. اسرائیلیها تصمیم گرفتند وارد عمل شوند و علیه مواضع سوریه در بلندیهای جولان که به شدت مستحکم شده بود، اقدام کنند. موشه دایان، وزیر دفاع اسرائیل، دستور آغاز حمله را قبل از اینکه آتشبس بتواند به درگیری پایان دهد، صادر کرد.
در صبح روز 9 ژوئن 1967، اسرائیلیها عملیات خود را علیه بلندیهای جولان آغاز کردند. نیروهای سوری در مواضع مستحکم سنگر گرفته بودند و با مانور تانکهای اسرائیلی و سوری در زمینهای بسیار دشوار، نبرد شدت گرفت. در 10 ژوئن، نیروهای سوری عقبنشینی کردند و اسرائیل مواضع استراتژیک در بلندیهای جولان را تصرف کرد. سوریه در همان روز آتشبس را پذیرفت.
پیامدهای جنگ شش روزه
این جنگ کوتاه اما شدید، یک پیروزی خیره کننده برای اسرائیلیها بود. اسرائیلیها با وجود اینکه از نظر تعداد نیرو کمتر بودند، تلفات سنگینی به دشمنان عرب خود وارد کردند. در جهان عرب، این جنگ بسیار تضعیف کننده روحیه بود. جمال عبدالناصر، که از برنامههای خود برای نابودی اسرائیل سخن گفته بود، اعلام کرد که از رهبری کشور استعفا خواهد داد، اما تظاهرات گسترده باعث شد او در سمت خود باقی بماند.
برای اسرائیل، پیروزیها در میدان نبرد ثابت کرد که این کشور نیروی نظامی مسلط در منطقه است و سیاست دفاع از خود تزلزل ناپذیر را تأیید کرد. این جنگ همچنین آغاز دوره جدیدی در تاریخ اسرائیل بود، زیرا بیش از یک میلیون فلسطینی در مناطق اشغالی تحت حاکمیت اسرائیل قرار گرفتند. این موضوع، پیچیدگیهای جدیدی را در مناقشه فلسطین و اسرائیل ایجاد کرد.