۱۰ حمله برتر دزدان دریایی تاریخ: از زیرکی هاول دیویس تا غارتهای بلک بارت

زندگی یک دزد دریایی آسان نبود. اگر دستگیر میشدند، به دار آویخته میشدند، برای یافتن گنج مجبور بودند با قربانیان مبارزه کنند و آنها را شکنجه دهند و انضباط میتوانست خشن باشد. با این حال، دزدی دریایی گهگاه نتیجه میداد... گاهی اوقات بزرگ!
در این مطلب، به ۱۰ لحظه مهم و تعیینکننده از دوران طلایی دزدی دریایی میپردازیم. لحظاتی که نشان میدهند چگونه برخی از مشهورترین دزدان دریایی توانستند به ثروت و شهرت برسند. از غارت قلعهها گرفته تا به دام انداختن کشتیهای گنج، این داستانها پر از ماجراجویی، خطر و البته غنیمت است.
با ما همراه باشید تا سفری به دنیای دزدان دریایی داشته باشیم و با برخی از جسورانهترین و موفقترین حملات دزدان دریایی در طول تاریخ آشنا شویم.
هوول دیویس، دزد دریایی زیرک و تسخیر قلعه گامبیا

هوو دیویس یکی از زیرکترین دزدان دریایی تاریخ بود که همواره حیله و نیرنگ را به خشونت ترجیح میداد. در سال ۱۷۱۸، کاپیتان دیویس تصمیم گرفت قلعه گامبیا، یک قلعه انگلیسی واقع در سواحل آفریقا را غارت کند. او به جای حمله مستقیم با توپها، نقشهای زیرکانه طراحی کرد.
دیویس با تظاهر به اینکه یک تاجر ثروتمند است و قصد خرید برده دارد، اعتماد فرمانده قلعه را جلب کرد. او به بهانه تجارت، به داخل قلعه دعوت شد و افرادش را در موقعیتی قرار داد که بین نگهبانان قلعه و سلاحهایشان قرار بگیرند. ناگهان، دیویس اسلحهای به سمت فرمانده کشید و افرادش بدون شلیک حتی یک گلوله، قلعه را تصرف کردند.
دزدان دریایی شاد و سرخوش، سربازان را زندانی کردند، تمام نوشیدنیهای الکلی موجود در قلعه را نوشیدند، توپهای قلعه را برای تفریح شلیک کردند و در نهایت با ۲۰۰۰ پوند نقره از آنجا گریختند. این یک نمونه بارز از زیرکی و هوش دیویس در حملات دزدان دریایی بود.
چالز وین به فرماندار شلیک میکند: استقبالی آتشین از شکارچی دزدان دریایی

در جولای سال ۱۷۱۸، وودز راجرز، دریانورد سابق و کارکشته، از طرف دولت بریتانیا برای پایان دادن به بلای دزدی دریایی در کارائیب فرستاده شد. البته، چالز وین، دزد دریایی یاغی محلی، باید از او استقبالی شایسته میکرد و همین کار را هم کرد: شلیک به کشتی فرماندار در هنگام ورود به بندر ناسائو.
وین پس از خریدن زمان، بعداً در همان شب یک کشتی آتشزا را به سمت ناو فرماندهی فرماندار فرستاد و قبل از فرار در تاریکی شب، دوباره به او شلیک کرد. اما خنده آخر با راجرز بود: وین در عرض یک سال دستگیر و در پورت رویال به دار آویخته شد. این داستان نشاندهنده تقابل قدرت بین دزدان دریایی و نیروهای دولتی در تاریخ دزدی دریایی است.
هنری جنینگز ناوگان غرق شده را غارت میکند: غنیمتی بادآورده از دل فاجعه
در 19 جولای 1715، یک ناوگان عظیم گنج اسپانیایی متشکل از 10 گالئون پر از گنج و همراهی کشتیهای جنگی، در نزدیکی فلوریدا گرفتار طوفان شد و به طور کامل نابود شد. تقریباً نیمی از ملوانان اسپانیایی زنده ماندند و به ساحل رسیدند و با عجله شروع به جمع آوری هر چه بیشتر از گنج پراکنده شده کردند.
خبر این بدشانسی اسپانیایی به سرعت پخش شد و هر دزد دریایی در کارائیب به سرعت به سمت سواحل فلوریدا حرکت کرد. اولین کسی که رسید کاپیتان هنری جنینگز بود (که در میان افرادش یک دزد دریایی جوان و امیدوار به نام چارلز وین نیز حضور داشت)، که به سرعت اردوگاه نجات اسپانیایی را غارت کرد و بدون شلیک حتی یک گلوله با 87000 پوند نقره فرار کرد. این نشان میدهد که چگونه دزدان دریایی موفق از فرصتها استفاده میکردند، حتی از فجایع!
کالیکو جک یک اسلوپ را میدزدد: فرار جسورانه از چنگال اسپانیاییها

اوضاع برای کالیکو جک راکهام اصلاً خوب به نظر نمیرسید. او و مردانش برای تهیه آذوقه در خلیجی خلوت در کوبا لنگر انداخته بودند که ناگهان یک قایق توپدار بزرگ اسپانیایی ظاهر شد. اسپانیاییها قبلاً یک اسلوپ کوچک انگلیسی را که به طور غیرقانونی در آبهای اسپانیا بود، تصرف کرده بودند و آن را نگه داشته بودند.
جزر و مد پایین بود، بنابراین اسپانیاییها در آن روز نمیتوانستند به راکهام و دزدان دریاییاش برسند، بنابراین کشتی جنگی راه خروج او را مسدود کرد و منتظر صبح ماند. در دل شب، راکهام و مردانش به سمت کشتی انگلیسی اسیر پارو زدند و بیصدا بر اسپانیاییهای داخل آن غلبه کردند.
وقتی صبح فرا رسید، اسپانیاییها شروع به منفجر کردن کشتی قدیمی راکهام کردند که حالا خالی بود، در حالی که کالیکو جک و خدمهاش درست از زیر بینیشان فرار کردند! این یک نمونه عالی از جسارت و تاکتیک دزدان دریایی در مواجهه با شرایط سخت بود.
ریش سیاه، چارلستون را محاصره میکند: باجگیری از یک شهر ثروتمند

در آوریل سال 1718، ادوارد "ریش سیاه" تیچ متوجه شد که بندر ثروتمند چارلستون اساساً بدون دفاع است. او کشتی جنگی عظیم خود، انتقام ملکه آن را درست در خارج از ورودی بندر پارک کرد. او به زودی تعدادی از کشتیهایی را که وارد یا خارج از بندر میشدند، به تصرف خود درآورد.
ریش سیاه به رهبران شهر خبر داد که شهر (و همچنین مردان و زنانی که در کشتیهای تصرف شدهاش بودند) را گروگان گرفته و در ازای آزادی آنها باج میخواهد. چند روز بعد باج پرداخت شد: یک صندوق پر از دارو. این نشان میدهد که ریش سیاه چگونه با استفاده از زور و ارعاب، شهرها را مجبور به پرداخت باج میکرد و به این ترتیب به ثروت و شهرت خود میافزود. این یکی از داستان های ریش سیاه است که نشان دهنده قدرت اوست.
کاپیتان مورگان پورتوبلو را غارت میکند: غارتی خونین و تثبیت افسانهای

کاپیتان هنری مورگان، یک دزد دریایی بسیار زیرک، تنها کسی است که دو بار در این فهرست ظاهر میشود. در 10 جولای 1668، کاپیتان افسانهای مورگان و یک ارتش کوچک از راهزنان دریایی به بندر اسپانیایی پورتوبلو که هیچ آمادگی نداشت حمله کردند.
مورگان و 500 مردش به سرعت بر دفاع شهر غلبه کردند و شهر را غارت کردند. پس از غارت شهر، آنها پیامی به فرماندار اسپانیایی پاناما فرستادند و خواستار باج برای پورتوبلو شدند... در غیر این صورت آن را با خاک یکسان میکردند!
اسپانیاییها باج را پرداخت کردند، راهزنان دریایی غنائم و باج را تقسیم کردند و شهرت مورگان به عنوان بزرگترین دریانورد خصوصی تثبیت شد. این حمله نه تنها ثروت زیادی را نصیب او کرد، بلکه نام او را برای همیشه در تاریخ دزدان دریایی ثبت کرد.
سر فرانسیس دریک نوئسترا سنیورا د لا کنسپسیون را تسخیر میکند: غارتی که او را شوالیه کرد

سر فرانسیس دریک دستاوردهای مشهور بسیاری علیه اسپانیا داشت و انتخاب فقط یکی از میان آنها دشوار است، اما تسخیر کشتی گنج نوئسترا سنیورا د لا کنسپسیون باید در صدر فهرست هر کسی قرار گیرد.
کنسپسیون یک کشتی قدرتمند بود که خدمهاش به آن لقب "کاکافوگو" (به معنای "آتشافکن") داده بودند. این کشتی به طور مرتب گنج را از پرو به پاناما حمل میکرد و از آنجا به اسپانیا منتقل میشد. دریک با کشتی خود گلدن هایند در 1 مارس 1579 به کنسپسیون رسید.
دریک با تظاهر به اینکه یک تاجر است، توانست درست در کنار کنسپسیون قرار گیرد و سپس آتش گشود. اسپانیاییها متحیر شدند و قبل از اینکه متوجه شوند چه اتفاقی افتاده است، دزدان دریایی به کشتیشان یورش بردند. دریک تقریباً بدون هیچ جنگی جایزه را به دست آورد. میزان گنج موجود در کشتی باورنکردنی بود: شش روز طول کشید تا همه آن را تخلیه کنند. وقتی او گنج را به انگلستان آورد، ملکه الیزابت اول به او لقب شوالیه داد. این نمونهای برجسته از غارت های دزدان دریایی است که منجر به کسب قدرت و ثروت برای دزدان دریایی میشد.
لانگ بن آوری یک امتیاز بزرگ کسب میکند: ثروتی افسانهای از کشتی مغول

هنری "لانگ بن" آوری قرار بود حرفه دزدی دریایی کوتاهی داشته باشد. در جولای سال 1695، تنها حدود یک سال پس از رهبری یک شورش که منجر به دزد دریایی شدنش و به دست آوردن یک کشتی شد، آوری به گنجی سوای، کشتی گنج شاهزاده مغول هند رسید و به سرعت به آن حمله کرد و آن را غارت کرد.
این یکی از ثروتمندترین غارتهای منفرد در تاریخ دزدی دریایی بود. کشتی با ثروتی فراتر از وحشیانهترین رویاهای دزدان دریایی سنگین شده بود، که راه خود را به کارائیب باز گرداندند و بازنشسته شدند. داستانهایی در آن زمان میگفتند که آوری پادشاهی خود را با ثروت خود تأسیس کرده است، اما به احتمال زیاد او پول خود را از دست داد و فقیرانه مرد. با این حال، غارت گنجی سوای برای همیشه نام او را در فهرست بهترین دزدان دریایی تاریخ ثبت کرد.
کاپیتان مورگان فراری ماهرانه انجام میدهد: یک فرار بینقص از تله اسپانیاییها

در سال 1669، کاپیتان هنری مورگان و راهزنان دریاییاش وارد دریاچه ماراکایبو شدند، که از طریق یک کانال باریک به اقیانوس اطلس متصل است. آنها چند هفته را صرف غارت شهرهای اسپانیایی اطراف دریاچه کردند، اما خیلی طولانی ماندند. یک دریاسالار اسپانیایی با سه کشتی جنگی ظاهر شد و یک قلعه را در کانال دوباره اشغال کرد. مورگان به دام افتاده بود.
مورگان سپس دو بار از همتای اسپانیایی خود پیشی گرفت. ابتدا، او حمله به ناو فرماندهی اسپانیا را جعل کرد، اما در واقع، بزرگترین کشتی او پر از پودر بود و کشتی دشمن را متلاشی کرد. یکی دیگر از کشتیهای اسپانیایی به تصرف درآمد و سومین کشتی به گل نشست و منهدم شد.
سپس مورگان تظاهر کرد که مردانی را به ساحل میفرستد، و هنگامی که اسپانیاییها در قلعه توپها را برای دفع این تهدید حرکت دادند، مورگان و کشتیهایش یک شب با جریان جزر و مد به آرامی از آنجا عبور کردند. مورگان بدون هیچ خراشی و با تمام گنجها فرار کرد! این نشان دهنده مهارت و هوش دریایی مورگان در شرایط بحرانی بود.
"بلک بارت" جایزه خود را انتخاب میکند: سرقت جسورانه از ناوگان پرتغالی

بارتولومئو "بلک بارت" رابرتز بزرگترین دزد دریایی دوران طلایی بود، و به راحتی میتوان فهمید چرا. روزی او در حال دریانوردی در سواحل برزیل بود که به یک ناوگان عظیم متشکل از 42 کشتی برخورد کرد که توسط دو کشتی جنگی بزرگ با 70 توپ محافظت میشد: این ناوگان سالانه گنج پرتغالی بود.
رابرتز به طور اتفاقی به ناوگان پیوست و همان شب یکی از کشتیها را بدون ایجاد هیچ هشداری تصرف کرد. اسیران او ثروتمندترین کشتی را در کاروان شناسایی کردند و روز بعد رابرتز به سمت آن حرکت کرد و به سرعت به آن حمله کرد.
قبل از اینکه کسی بفهمد چه اتفاقی میافتد، مردان رابرتز کشتی گنج را تصرف کرده بودند و هر دو کشتی دور شدند! اسکورتهای قدرتمند به تعقیب پرداختند اما به اندازه کافی سریع نبودند: رابرتز فرار کرد. این دزدی نشاندهنده جسارت، سرعت عمل و استراتژی بلک بارت بود که او را به یک افسانه در دنیای دزدان دریایی تبدیل کرد.