فتح امپراتوری اینکا: ۱۰ حقیقت جالب درباره این رویداد

فتح امپراتوری اینکا یکی از فصول مهم و پرچالش تاریخ آمریکای جنوبی است که در اوایل قرن ۱۶ میلادی به وقوع پیوست. اینکاها، که یک تمدن بزرگ و پیشرفته بودند، با کشوری که از لحاظ نظامی و تکنولوژیکی ناتوان تر به نظر می رسید، روبه رو شدند. فرانسیسکو پیزارو و مردانش در حالی که تنها ۱۶۰ نفر بودند، موفق شدند بر امپراتوری ای با میلیون ها جمعیت غلبه کنند. این رخداد نه تنها به یک تغییر اساسی در تمام جنبه های اجتماعی و اقتصادی سرزمین های دستخوش واقع شد، بلکه درکی عمیق تر از نحوه تعامل فرهنگ ها و قدرت ها در تاریخ بشر را به ما می دهد. در این مقاله به بررسی ۱۰ حقیقت کلیدی درباره فتح امپراتوری اینکا می پردازیم که نقش های مختلف افراد، اشتباهات استراتژیک و تأثیرات پایدار این واقعه را بررسی می کند.

شانس به اسپانیایی ها کمک کرد

پرتره هواسکار

Liselotte Engel / Wikimedia Commons / Public Domain

در سال ۱۵۲۸، امپراتوری اینکا به عنوان یک واحد cohesive و تحت رهبری یک پادشاه قدرتمند، هواینکا پاک، اداره می شد. اما مرگ ناگهانی هواینکا پاک موجب بروز اختلافات داخلی و جنگ های داخلی شد که بین دو پسر او، آتاهوالپا و هواسکار آغاز گردید. این جنگ ها برای چهار سال به طول انجامید و نتیجه اش این بود که آتاهوالپا در سال ۱۵۳۲ به عنوان پیروز از این نبردها به خود می نگرد. در همین زمان دقیق بود که پیزارو و مردانش وارد صحنه شدند؛ آنها از ضعف های ناشی از جنگ های داخلی بهره بردند و به آسانی توانستند ارتش های تضعیف شده اینکا را شکست دهند. این شرایط نشان دهنده نقش تعیین کننده شانس در فتح اینکاها بود.

تقریباً به طور همزمان با ورود اسپانیایی ها، امپراتوری اینکا دچار تفرقه داخلی شده بود و به همین دلیل نتوانستند به طور مؤثری در برابر مهاجمان مقاومت کنند. این حادثه تاریخی نشان می دهد که چگونه ترکیب شرایط سیاسی، اجتماعی و نظامی می تواند تأثیرات قابل توجهی بر جریان تاریخ بگذارد. به این ترتیب، فتح امپراتوری اینکا نه تنها نتیجه قدرت نظامی اسپانیایی ها، بلکه محصول شانس و تصادف نیز بود.

اینکاها اشتباهاتی مرتکب شدند

پرتره آتاهوالپا

Liselotte Engel / Wikimedia Commons / Public Domain

یکی از عوامل کلیدی در شکست امپراتوری اینکا، اشتباهات استراتژیک و محاسباتی آنها بود. در نوامبر ۱۵۳۲، آتاهوالپا، امپراتور اینکا، به اشتباه تصور کرد که اسپانیایی ها تهدیدی جدی برای او و ارتش بزرگش به شمار نمی روند. او تصمیم به ملاقات با پیزارو و یارانش گرفت، غافل از اینکه این اقدام می تواند به قیمت آزادی و حتی زندگی اش تمام شود. این دیدگاه خوش خیالانه نسبت به کاوشگران اسپانیایی، او را در دام گرفتار کرد و در نتیجه به راحتی به اسارت درآمد.

علاوه بر این، فرماندهان آتاهوالپا، که نگران ایمنی او در اسارت بودند، در حالی که تعداد کمی از اسپانیایی ها در پرو بودند، از حمله به آنها منصرف شدند. این رفتار حاکی از بی توجهی به تهدیدی بود که به زودی به یک فاجعه بزرگ تبدیل شد. یکی از فرماندهان حتی به وعده های دوستی اسپانیایی ها اعتماد کرد و خود را تسلیم کرد، که این خود دلیلی دیگر بر اشتباهات پیشین آنها بود.

این اشتباهات نه تنها بر سرنوشت آتاهوالپا تأثیر گذاشت، بلکه باعث تضعیف جدی نیروی نظامی اینکاها شد. از این رو، می توان گفت که قصور در ارزیابی اوضاع و عدم اتخاذ تصمیم های درست به یکی از عوامل کلیدی در سقوط امپراتوری اینکا تبدیل شد و باعث شد تا اسپانیایی ها بتوانند از شرایط پیش آمده بهره برداری کنند.

غنایم فوق العاده بود

نمایشگاه طلای اینکا پراگ

Karelj / Wikimedia Commons / Public Domain

فتح امپراتوری اینکا باعث شد که اسپانیایی ها به یکی از بزرگترین غنایم تاریخ دسترسی پیدا کنند. اینکاها در طول قرن ها مقدار زیادی طلا و نقره جمع آوری کرده بودند و اسپانیایی ها به سرعت متوجه شدند که بخش قابل توجهی از این ثروت به راحتی در دسترس آنهاست. آتاهوالپا، در ازای آزادی اش، با اسپانیایی ها توافق کرد که مقادیر زیادی از طلا و نقره را به عنوان باج پرداخت کند. هنوز هم مشخص نیست که آیا آتاهوالپا واقعاً تصور می کرد که این غنایم می توانند او را نجات دهند یا خیر، اما چیزی که مسلم است این است که این غنایم توجه اسپانیایی ها را به شدت جلب کرد.

همچنین، به هنگام تقسیم غنایم به دست آمده از باج آتاهوالپا، هر سرباز پیاده نظام (که در یک مقیاس پرداخت پیچیده به عنوان پایین ترین رده ها محسوب می شدند) تقریباً ۴۵ پوند طلا و دو برابر آن نقره دریافت کرد. این ثروت به قدری زیاد بود که ارزش طلا به تنهایی در شرایط امروز به بیش از نیم میلیون دلار می رسد. این مقدار تنها بخشی از ثروتی بود که به آن دست یافته بودند و زمانی که آنها به غارت شهرهای دیگر مانند کوزکو پرداختند، ثروت آنها حتی بیشتر شد.

غنایم فوق العاده این فتح نه تنها موجب ثروت افزایی شدید اسپانیایی ها شد، بلکه آنها را به شدت ترغیب کرد تا همچنان به گسترش امپراتوری خود ادامه دهند. این فتح نشان دهنده ابعاد وحشتناک و جذاب دنیای کشف های جدید در آن زمان بود، جایی که ثروت و قدرت به سرعت می توانستند تحت تأثیر تصمیمات جنگی قرار گیرند.

مردم اینکا به شدت مقاومت کردند

Pachacútec با استفاده از زنجیر یا Huaraca.

Scarton / Wikimedia Commons / Public Domain

با وجود تضعیف امپراتوری اینکا به دلیل جنگ های داخلی و مشکلات سیاسی، مردم اینکا به شدت در برابر مهاجمان اسپانیایی مقاومت کردند. جنرال های برجسته ای مانند کیسکیس و رومی نهایی در مقابل نیروهای اسپانیایی و متحدان بومی آنها در نبردهای خونینی ایستادگی کردند. یکی از مهم ترین این نبردها، نبرد تئوکاجاس در سال ۱۵۳۴ بود که به عنوان نماد مقاومت اینکاها در برابر تسخیرگران شناخته می شود.

علاوه بر این، اعضای خانواده سلطنتی اینکا نیز در برابر تسلط اسپانیایی ها قیام کردند. مانکو اینکا و توپاک آمارو از جمله چهره های کلیدی بودند که تأثیر زیادی در رهبری شورش ها علیه نیروهای اشغال گر داشتند. مانکو در دوره ای حتی ۱۰۰,۰۰۰ سرباز در میدان داشت که نشان دهنده قدرت و سازماندهی مقاومت آنها بود. این نشان می دهد که افزایش مقاومت بومیان به طور جدی موجب کند شدن پیشروی اسپانیایی ها شد.

مردم شهر کیتو نیز جزو مقاوم ترین گروه ها بودند و در طول حمله اسپانیایی ها به شدت در برابر آنها ایستادگی کردند. آنها حتی تصمیم به سوزاندن شهر خود گرفتند تا از سقوط آن به دست اسپانیایی ها جلوگیری کنند. این اقدام شجاعانه گواهی بر عزم و اراده مردم اینکا برای دفاع از سرزمینشان بود. در کل، مقاومت قوی مردم اینکا به رغم تضعیف و نابودی امپراتوری، نشان دهنده روحیه و اراده پایدار آنها در برابر ظلم و تجاوز بود.

همکاری هایی صورت گرفت

اولین تصویر از اینکاها در اروپا، پدرو سیزا د لئون، کرونیکا دل پرو، 1553

A.Skromnitsky / Wikimedia Commons / Public Domain

در روند فتح امپراتوری اینکا، علی رغم مقاومت های شدید مردم بومی، برخی از قبایل و گروه های محلی تصمیم به همکاری با اسپانیایی ها گرفتند. اینکاها به عنوان یک امپراتوری قوی و مستبد در طول تاریخ، بر بسیاری از قبایل مجاور خود تسلط یافته بودند و بنابراین طبیعی بود که برخی از این قبایل در مواجهه با تهدید اسپانیایی ها، تصمیم به اتحاد با آنها بگیرند.

قبائل و نژادهایی مانند کانیاری از جمله افرادی بودند که به شدت از تسلط اینکاها ناراضی بودند و به همین دلیل با اسپانیایی ها همکاری کردند. این وی‍ژگی نشان می دهد که بسیاری از قبایل محلی به جای جنگیدن در کنار اینکاها، ترجیح می دادند به اسپانیایی ها بپیوندند تا از ظلم و ستم حاکمیت اینکاها خلاص شوند. آنها این همکاری را به عنوان فرصتی می دیدند تا از سلطه و ستم هایی که بر آنها روا شده بود، رهایی یابند.

علاوه بر این، اعضای خانواده سلطنتی اینکا نیز تلاش کردند تا به نوعی در مقابل تغییرات جدید با اسپانیایی ها بر سر قدرت قرار بگیرند. آنها به دنبال جلب نظر اسپانیایی ها برای کسب قدرت و کنترل بر سرزمین های خود بودند و این امر موجب شکل گیری حکمرانی های دست نشانده در داخل امپراتوری منحل شده اینکا شد. این همکاری ها نه تنها به نفع اسپانیایی ها بود، بلکه در عین حال موجب گسترش درگیری ها و رقابت های داخلی میان گروه های مختلف اینکا نیز گردید.

برادران پیزارو مانند مافیا حکومت کردند

پرتره فرانسیسکو پیزارو

Amable-Paul Coutan / Wikimedia Commons / Public Domain

فرانسیسکو پیزارو، که رهبری فتح امپراتوری اینکا را به عهده داشت، به همراه چهار برادرش – هرناندو، گونزالو، فرانسیسکو مارتین و خوان – مانند یک باند مافیایی بر سرزمین های فتح شده حکومت کردند. پیزارو، که پس از فتح امپراتوری به یکی از قدرتمندترین شخصیت ها تبدیل شد، به خوبی از ضعف های سیاسی و اجتماعی درونی اینکاها بهره برداری کرد و ساختار حکومتی نسبتاً مستقل و ظاهراً منظم برای خود ایجاد نمود.

این برادران با تعیین خود به عنوان مقامات برتر و با استفاده از خشونت و تهدید، کنترل کامل بر روی منابع غنی و ثروت های امپراتوری جدید را به دست گرفتند. آنها از دلایل و توجیهات مختلفی استفاده کردند تا بتوانند حقوق خود را بر این سرزمین ها توجیه کنند و در این راه، هیچ چیزی مانع تحقق اهداف شخصی و اقتصادی شان نمی شد. این شکل از حکومت نه تنها به آنها ثروت و قدرت عظیمی بخشید، بلکه باعث ایجاد درگیری ها و رقابت های داخلی میان کاوشگران و دیگر گروه های قدرت نیز گردید.

تمام این فراز و نشیب ها به زودی به جنگ ها و مناقشات داخلی میان کاوشگران منجر شد، زیرا برادران پیزارو به دلیل سهم خواهی و حسادت، به جان یکدیگر افتادند. در نهایت، این تضادها منجر به کشته شدن برخی از آنها شد و نشان دهنده تبعات منفی و پیچیده حکومت آنها بود. به طور کلی، نحوه حکومت برادران پیزارو نمایانگر استفاده از قوه و قدرت در دنیای نامنظم پس از فتح و لزوم مبارزه و رقابت در چنین فضایی بود.

تکنولوژی اسپانیایی ها برتری غیرقابل تصوری به آنها داد

پیزارو و پیروانش در لیما در سال 1535

Dynamax / Wikimedia Commons / Fair Use

در حالی که ارتش اینکا با تعداد زیادی نیرو و سربازان ماهر و تجربه دار تشکیل شده بود، اسپانیایی ها به دلیل مزیت های تکنولوژیک و نظامی خود توانستند در میدان نبرد پیروز شوند. یکی از بزرگ ترین نقاط قوت اسپانیایی ها، حضور سلاح های پیشرفته و تکنولوژی های نظامی بود که به آنها اجازه می داد تا به راحتی بر دشمنان خود غلبه کنند.

اسب ها که به عنوان ابزار جنگی مؤثر در آن زمان به کار می رفتند، در آمریکای جنوبی ناشناخته بودند و اهمیت بسیار زیادی در جنگ های اسپانیایی ها داشتند. اینکاها هیچ گاه با نیروی اسب و جنگجوهای سواره آشنا نشده بودند و بنابراین در برابر این نوع جنگ آوری دچار سردرگمی و وحشت می شدند. سواره نظام اسپانیایی، به خصوص، قابلیت سنگینی به لشکر آنها می داد و به عنوان یک نیروی متحرک و تخریبی عمل می کرد.

علاوه بر توانمندی اسب ها، سلاح های اسپانیایی ها نیز از نوعی تکنولوژی برتر برخوردار بودند. زره های فولادی و کلاه خودهای محکم به سربازان اسپانیایی این امکان را می داد که در برابر حملات و زخم های جنگی تقریباً غیرقابل نفوذ باشند. سلاح هایی مانند شمشیرهای فولادی و سلاح های آتشین، دشمنان را در میان نبرد به شدت آسیب پذیر می کردند و امکان تسخیر میادین جنگ را فراهم می ساختند.

به طور کلی، ترکیب اسب ها، سلاح های پیشرفته و تاکتیک های جنگی منظم اسپانیایی ها، برتری غیرقابل تصوری را نسبت به نیروی انسانی و تجربیات نظامی اینکاها ایجاد کرد. این امر، به طور مستقیم در شکست اینکاها و تسلط اسپانیایی ها بر سرزمین های جدید تأثیرگذار بود و نشان دهنده اهمیت فناوری و نوآوری در طول تاریخ جنگ ها است.

این امر به جنگ های داخلی میان کاوشگران منجر شد

دیگو دی آلماگرو

Domingo Z Mesa / Wikimedia Commons / Public Domain

فتح امپراتوری اینکا نه تنها به تسلط اسپانیایی ها بر منابع غنی و ثروت های بزرگ انجامید، بلکه به مرور زمان منجر به درگیری های داخلی و جنگ های قدرت میان خود کاوشگران نیز شد. با افزایش ثروت و قدرت اسپانیایی ها، تضادهای داخلی در میان اعضای مختلف گروه های کاوشگر آغاز شد و این نشان دهنده تبعات اجتماعی و اقتصادی ناشی از فتح امپراتوری بود.

یکی از موارد قابل توجه، اختلافات میان فرانسیسکو پیزارو و شریکش، دیگو دالماگرو، بود. برادران پیزارو، که سهم عظیمی از ثروت و قدرت را به دست آورده بودند، با دالماگرو بر سر کنترل شهرهای مهمی چون کوزکو در حال رقابت بودند. این اختلافات به جنگ های مسلحانه بین آنها انجامید و در نهایت به کشته شدن هر دو طرف منجر شد، که نشان دهنده خطرات و تبعات حاصله از دستیابی به قدرت و ثروت است.

در مقطعی دیگر، گونزالو پیزارو، برادر فرانسیسکو، به شورش علیه قوانین جدید سلطنتی که به "قوانین جدید" مشهور هستند، ادامه داد؛ قوانینی که هدف آنها محدود کردن سوء استفاده های کاوشگران بود. وجود این ناشکیبایی ها و درگیری ها بین کاوشگران در نهایت به نابودی و سقوط بسیاری از آنها منجر شد و چالش های اساسی در زمانه ای را که بسیاری از آنها تصور می کردند در بهشت ثروت و قدرت زندگی می کنند، ایجاد کرد.

این جنگ های داخلی و درگیری ها نه تنها منجر به نابودی سرمایه گذاری های اولیه و اختلافات محدودکننده در میان کاوشگران شد، بلکه بر روی روابط آنها تأثیر منفی گذاشت و اختلافات درونی را به تصویر کشید. به طور کلی، فتح اینکا نه تنها به تسلط خارجی ها منجر گردید، بلکه جذابیت و چالش های ناشی از قدرت و ثروت به وجود آمد و نشان دهنده پیچیدگی های دنیای نوظهور در آن زمان بود.

به افسانه ال دورادو منجر شد

دریاچه Parime (Parime Lacus) روی نقشه هسل گریتز (1625). واقع در ساحل غربی دریاچه، به اصطلاح شهر Manõa یا الدورادو.

Hessel Gerritsz / Wikimedia Commons / Public Domain

فتح امپراتوری اینکا و تسلط اسپانیایی ها بر منابع غنی طلا و نقره، به تدریج به پیدایش افسانه ای به نام "ال دورادو" انجامید. این افسانه به یک شهر افسانه ای مملو از طلا و ثروت های بی پایان اشاره دارد که در نقاط دورافتاده و ناشناخته آمریکای جنوبی قرار داشت. پس از اینکه کاوشگران اولیه به ثروت های اینکاها دست یافتند، شایعات و داستان های جذابی درباره شهرهایی پر از طلا در مناطق ناشناخته آغاز به پخش شد.

این افسانه به قدری مشهور شد که باعث شد هزاران مرد از اروپا به جنون طلا و ثروت بروند و به سمت آمریکای جنوبی سفر کنند. بسیاری از این مردان امید داشتند که با یافتن "ال دورادو"، ثروت و موقعیت اجتماعی بالایی برای خود کسب کنند. افسانه ای که در درازمدت چهره ای جذاب و وسوسه انگیز از دورافتادگی ها و ثروت های طبیعی آمریکای جنوبی به تصویر می کشید، در نهایت ستاره راهی برای ماجراجویان و کاوشگران جدید شد.

اما، در واقعیت، هیچ گاه "ال دورادو" به معنای حقیقی آن وجود نداشت. کاوشگران سخت کوش به تدریج متوجه شدند که این افسانه تنها یک خیال و توهم است و در حقیقت کشورهای جدیدی که به آن ها سفر می کنند، با چالش های شدید و بی رحمی های ناشی از استعمار رو به رو هستند. به همین دلیل، تلاش برای یافتن "ال دورادو" نه تنها به درگیری ها و بحران های جدید اجتماعی و سیاسی انجامید، بلکه به تصویر کشیدن آرزوهای بشر برای ثروت و امنیت را نیز نمایان کرد.

افسانه "ال دورادو" امروزه به عنوان نمادی از جاه طلبی های انسانی و فقدان دوراندیشی در مواجهه با واقعیت ها شناخته می شود. در نهایت، این افسانه به جزئی جدایی ناپذیر از تاریخ استعماری آمریکای جنوبی و تأثیرات آن بر فرهنگ و جوامع بومی تبدیل شده است.

برخی از شرکت کنندگان به دستاوردهای بزرگ تری رسیدند

مجسمه سباستین د بلالکازار در شهر سانتیاگو د کالی کلمبیا

Carango / Wikimedia Commons / Public Domain

فتح امپراتوری اینکا نه تنها به ثروت و قدرت فوری برای برخی از کاوشگران انجامید، بلکه برای تعدادی از آنها فرصتی برای کسب دستاوردهای بزرگ تر در دنیای جدید فراهم کرد. افرادی مانند هرناندو د سوتو، که یکی از نزدیکان فرانسیسکو پیزارو بود، در پی این فتح به سمت کاوش های عمیق تر و ملحق شدن به اکتشافات جدید در دیگر نقاط قاره آمریکای شمالی روی آورد. او بعدها به یکی از کاوشگران مشهور تاریخ تبدیل شد و مناطقی از ایالات متحده را، از جمله رودخانه می سی سی پی، کشف کرد.

سباستیán د بلنکازار نیز از دیگر شخصیت های کلیدی این دوره بود. او در سازندگی شهرهایی چون کیتو، پاپایان و کالی موفقیت هایی به دست آورد که نشان دهنده تبدیل سفرهای ماجراجویانه به فرصت های تاسیس قدرت های جدید در آمریکای جنوبی بود. او به عنوان یکی از موسسین این شهرها شناخته می شود و به کمک این اقدامات نقش کلیدی در تاریخ پرو و کلمبیا ایفا کرد.

علاوه بر این، دیگر کاوشگران، مانند پدرو د والدیویا و فرانسیسکو د اورلانا، نتایج مشابهی را تجربه کردند. د والدیویا به عنوان نخستین فرماندار سلطنتی شیلی شناخته شد و د اورلانا یکی از مهم ترین اکتشافات جغرافیایی را با کشف رودخانه آمازون انجام داد. این موارد نمایانگر این است که فتح امپراتوری اینکا نه تنها یک رویداد نظامی بود، بلکه به نوعی زمینه ساز انتقال قدرت و اکتشافاتی شد که شکل گیری جوامع تازه تأسیس در آمریکای جنوبی را تسریع کرد.

به این ترتیب، تسلط بر امپراتوری اینکا نه تنها موجب ثروت های مادی فوری برای برخی از کاوشگران شد، بلکه به آن ها این امکان را داد که به عنوان پیشاهنگان عصر جدید به دنیای کشف و اکتشاف در قاره جدید بپیوندند. این دستاوردها نه تنها قدرت و ثروت را برای برخی به ارمغان آورد، بلکه در شکل دهی ساختار سیاسی و اجتماعی دو قاره نیز تأثیرگذار بود.

رویدادهای تاریخی

بیشتر