تضاد تاریخی و فرهنگی میان توتسی‌ها و هوتوها: ریشه‌ها و پیامدها

توتسی‌ها و هوتوها

تاریخ خونین درگیری های هوتو و توتسی قرن بیستم را لکه دار کرد، از کشتار تقریبی 120,000 هوتو توسط ارتش توتسی در بوروندی در سال 1972 تا نسل کشی رواندا در سال 1994—که در تنها صد روزی که میلتشی های هوتو هدفشان توتسی ها بودند، حدود 800,000 نفر کشته شدند.

اما بسیاری از ناظران از این موضوع شگفت زده می شوند که این درگیری طولانی مدت بین هوتوها و توتسی ها هیچ ارتباطی به زبان یا دین ندارد—آنها به زبان های بانتو و همچنین فرانسوی صحبت می کنند و در کل مسیحی هستند—و بسیاری از ژنتیک شناسان به خوبی نتوانسته اند تفاوت های نژادی معناداری بین این دو پیدا کنند، هرچند که معمولاً گفته می شود توتسی ها قدبلندتر هستند. بسیاری بر این باورند که استعمارگران آلمانی و بلژیکی سعی کردند تفاوت هایی بین هوتو و توتسی پیدا کنند تا بتوانند مردم بومی را بهتر در سرشماری های خود طبقه بندی کنند.

جنگ طبقاتی

در کل، اختلافات هوتو-توتسی برآمده از جنگ های طبقاتی است، با این دیدگاه که توتسی ها دارای ثروت و وضعیت اجتماعی بیشتری هستند (و دام پروری را به کشاورزی که به عنوان شغل های پایین دست در نظر گرفته می شود، ترجیح می دهند). این تفاوت های طبقاتی از قرن نوزدهم آغاز شد، با استعمار تشدید شد و در پایان قرن بیستم به اوج خود رسید و به نسل کشی رواندا منجر شد.

ریشه های رواندا و بوروندی

گفته می شود که توتسی ها در ابتدا از اتیوپی آمده و بعد از هوتوها که از چاد آمده بودند، وارد شدند. توتسی ها دارای یک سلطنت بودند که به قرن پانزدهم برمی گردد؛ این سلطنت در اوایل دهه 1960 به تحریک استعمارگران بلژیکی سرنگون شد و هوتوها با استفاده از زور در رواندا به قدرت رسیدند. اما در بوروندی، یک قیام هوتوها نافرجام بود و توتسی ها کنترل کشور را در دست داشتند. مردم توتسی و هوتو سال ها قبل از استعمار اروپایی در قرن نوزدهم با هم تعامل داشتند. طبق برخی منابع، مردم هوتو در ابتدا در این منطقه زندگی می کردند، در حالی که توتسی ها از منطقه نیل مهاجرت کردند. زمانی که آنها وارد شدند، توتسی ها توانستند با کمترین درگیری به عنوان رهبران در این منطقه خود را تثبیت کنند. در حالی که مردم توتسی "نجیب زادگی" پیدا کردند، ولی ازدواج های متقابل زیادی انجام شد.

در سال 1925، بلژیکی ها این منطقه را مستعمره کرده و آن را روآندا-اوروندی نامیدند. اما به جای تأسیس یک حکومت از بروکسل، بلژیکی ها توتسی ها را با حمایت اروپایی ها در کنترل قرار دادند. این تصمیم به استثمار مردم هوتو به دست توتسی ها منجر شد. از سال 1957، هوتوها شروع به شورش علیه رفتار خود کردند، با نوشتن یک منشور و برگزاری اقدامات خشونت آمیز علیه توتسی ها.

در سال 1962، بلژیک این منطقه را ترک کرد و دو ملت جدید، رواندا و بوروندی، تشکیل شد. بین سال های 1962 و 1994، چندین درگیری خشونت آمیز بین هوتوها و توتسی ها رخ داد؛ همه اینها به نسل کشی رواندا در سال 1994 منتهی شد.

نسل کشی رواندا

در 6 آوریل 1994، رئیس جمهور هوتو روآندا، ژوونال هابیاریمانا، در هنگامی که هواپیمایش در نزدیکی فرودگاه بین المللی کیگالی سرنگون شد، ترور شد. رئیس جمهور هوتو بروندی، سیپرین نتاگیریما، نیز در این حمله کشته شد. این حادثه به آغاز نسل کشی وحشتناک و سازماندهی شده توتسی ها توسط میلیشیاهای هوتو منجر شد، هرچند که هیچ گاه مقصر حمله به هواپیما مشخص نشد. خشونت جنسی علیه زنان توتسی در این دوران به طور گسترده ای شایع بود و سازمان ملل دو ماه بعد از آغاز کشتار، تنها به وقوع "اعمال نسل کشی" اعتراف کرد.

پس از نسل کشی در روآندا و بازپس گیری کنترل توسط توتسی ها، حدود 1.3 میلیون هوتو به بروندی، تانزانیا (که از آنجا بیش از 10,000 نفر بعدها توسط دولت اخراج شدند)، اوگاندا و بخش شرقی جمهوری دموکراتیک کنگو فرار کردند، جایی که کانون اصلی درگیری های توتسی-هوتو امروز به شمار می رود. شورشیان توتسی در جمهوری دموکراتیک کنگو دولت را به دفاع از میلیشیاهای هوتو که در دوران نسل کشی روآندا فعال بودند، متهم می کنند.

تاریخ

بیشتر