۱۰ نکته درباره اندرو جکسون که باید بدانید
اندرو جکسون، رئیس جمهور هفتم ایالات متحده، یکی از شخصیت های جنجالی و تأثیرگذار در تاریخ سیاسی آمریکا به شمار می آید. او با لقب "چوب کهنه" شناخته می شود و به عنوان اولین رئیس جمهوری که به طور واقعی از طریق آرای عمومی انتخاب شد، در تاریخ این کشور جایگاه ویژه ای دارد. جکسون نه تنها در عرصه نظامی و سیاسی فعالیت کرد، بلکه در تحولات اجتماعی و اقتصادی کشور نیز نقش مؤثری ایفا نمود. در این مقاله به بررسی ۱۰ نکته کلیدی درباره زندگانی و دوران ریاست جمهوری او خواهیم پرداخت که قلمرو نفوذ او را مشخص می کند و گوشه هایی از چالش ها و دستاوردهای او را نمایان می سازد.
نبرد نیو اورلئان
در ماه مه ۱۸۱۴، در جریان جنگ ۱۸۱۲، اندرو جکسون به عنوان ژنرال ارشد در ارتش ایالات متحده منصوب شد. در تاریخ ۸ ژانویه ۱۸۱۵، او نیروهای بریتانیایی را در نبرد نیو اورلئان شکست داد و به عنوان یک قهرمان ملی شناخته شد. این نبرد نقطه عطفی در تاریخ جنگ ۱۸۱۲ به شمار می آید و به عنوان یکی از بزرگ ترین پیروزی های زمینی این جنگ ثبت شده است.

شگفت انگیز است که معاهده گنت که جنگ ۱۸۱۲ را به پایان می رسانید، در تاریخ ۲۴ دسامبر ۱۸۱۴، دو هفته قبل از نبرد نیو اورلئان به امضا رسیده بود. با این حال، این معاهده تا تاریخ ۱۶ فوریه ۱۸۱۵ به تصویب نرسید و اطلاعات آن به نیروهای نظامی در لوئیزیانا تا بعد از این تاریخ نرسید. این عدم ارتباط باعث شد که نبرد نیو اورلئان به عنوان یک پیروزی بزرگ برای جکسون و نیروهایش ثبت گردد، که شهرت او را در تاریخ تقویت کرد و زمینه ساز ریاست جمهوری او شد.
معامله فاسد و انتخابات ۱۸۲۴
انتخابات ریاست جمهوری ۱۸۲۴ یکی از بحث برانگیزترین انتخابات در تاریخ ایالات متحده بود که در آن اندرو جکسون، جان کواسی آدامز، و چندین نامزد دیگر به رقابت پرداختند. جکسون با کسب آرای عمومی بیشتر از سایر نامزدها، به نظر می رسید که پیروز واضح این انتخابات باشد. اما با توجه به اینکه هیچ کدام از نامزدها موفق به دستیابی به اکثریت الکترال نشدند، نتایج انتخاب به مجلس نمایندگان منتقل شد.
در نهایت، مجلس نمایندگان جان کواسی آدامز را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کرد. این تصمیم به شدت به انتقاد و جنجال منجر شد، چرا که این برگزینی در ازای توافقی با هنری کلا، که به سمت وزیر امور خارجه منصوب شد، انجام شد. این معامله به عنوان "معامله فاسد" شناخته شد و به شکاف های عمیق سیاسی منجر گردید.
واکنش به نتایج این انتخابات، احساساتی شدید را در میان حامیان جکسون به وجود آورد و در نهایت سبب شد که او در انتخابات بعدی در سال ۱۸۲۸ با توان بیشتری به میدان بیاید و پیروز شود. این واقعه نه تنها بر سرنوشت سیاسی جکسون تأثیر گذاشت، بلکه به تقسیم شدن حزب دموکرات-جمهوری خواه نیز انجامید.
انتخابات ۱۸۲۸ و مرد عادی

MOMA / Wikimedia Commons / Public Domain
پس از جنجال های انتخابات ۱۸۲۴، اندرو جکسون در سال ۱۸۲۸ به عنوان نامزد حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری دوباره معرفی شد. کمپین انتخاباتی او تحت تأثیر نارضایتی گسترده از دولت آدامز و وعده های او برای بهبود وضعیت زندگی مردم عادی قرار داشت. جکسون توانست با ایجاد ارتباطی نزدیک با رای دهندگان و تأکید بر اصول دموکراتیک، خود را به عنوان نماینده واقعی "مرد عادی" معرفی کند.
این انتخاب به نوعی به پیروزی برای طبقات متوسط و پایین جامعه تبدیل شد، زیرا جکسون برای نخستین بار نظر مردم را در فرآیند سیاسی به قیمت برقراری رابطه نزدیک تر با آن ها به حساب آورد. او در نهایت با کسب ۵۴ درصد از آرای عمومی و ۱۷۸ رأی الکترال از مجموع ۲۶۱ رأی، به عنوان هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد.
پیروزی جکسون در انتخابات ۱۸۲۸ به عنوان یک نشانه ای از تغییرات اجتماعی و سیاسی در آن زمان تلقی می شد. با تأکید بر اصول دموکراتیک و ارائه خود به عنوان یک مرد از طبقه کارگر، او زمینه ساز تحولی بزرگ در سیاست های آمریکا گردید و نشان داد که امکان دارد یک فرد از لایه های پایین تر اجتماعی نیز قدرت را در دست گیرد.
نقش جغرافیایی و رد قانون

Print Collector / Getty Images
دوران ریاست جمهوری اندرو جکسون با بحران های قابل توجهی در زمینه های جغرافیایی و قانونی همراه بود. یکی از موارد کلیدی، افزایش تنش های منطقه ای میان دولت فدرال و ایالت ها بود که به ویژه در جنوب به چشم می خورد. در سال ۱۸۳۲، پس از این که جکسون یک تعرفه ملایم را به تصویب رساند، ایالت کارولینای جنوبی به این قانون اعتراض کرد و خود را در راستای «رد قانون» اعلام کرد، به این معنا که آن ها به باور خود می توانند قوانینی که غیرقانونی می دانند، نادیده بگیرند.
جکسون به سرعت واکنش نشان داد و به ایالت کارولینای جنوبی یادآوری کرد که او به عنوان رئیس جمهور حق دارد تا از نیروی نظامی برای اجرای قانون استفاده کند. وی با تأکید بر وحدت ملی و قوانین فدرال، اعلام کرد که هیچ ایالتی نمی تواند بر اساس خواسته های خود از قوانین دوری کند. جکسون حتی تهدید کرد که اگر لازم باشد، از نیروی نظامی برای اجرای تعرفه استفاده خواهد کرد.
به منظور کاهش تنش ها و ایجاد مصالحه، جکسون در نهایت در سال ۱۸۳۳ یک تعرفه جدید را معرفی کرد که به حل مسالمت آمیز این اختلافات کمک کرد. این رویداد نه تنها مانع از بدتر شدن تنش ها شد، بلکه به افزایش قدرت دولت فدرال در برابر ایالت های شورشی نیز انجامید و نشان داد که جکسون به عنوان رئیس جمهور به قانون و قدرت ملی بسیار تأکید دارد.
اسکاندال ازدواج جکسون

Tennessee Portrait Project / Wikimedia Commons / Public Domain
پیش از آنکه اندرو جکسون به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، او ازدواجی داشت که به شدت تحت تأثیرات منفی رسانه ها و رقبای سیاسی قرار گرفت. جکسون در سال ۱۷۹۱ با رچل دونلسون ازدواج کرد، اما این ازدواج با حواشی جدی مواجه بود. رچل تصور می کرد که طلاق او از شوهر اولش نهایی شده است، اما در واقع این امر صحت نداشت و وضعیت قانونی اش در زمان ازدواج با جکسون مبهم بود.
پس از برگزاری این ازدواج، شوهر اول رچل او را متهم به زنا کرد و این موضوع به جنجال های زیادی پیرامون جکسون و همسرش انجامید. این قبیل حملات شخصی به جکسون در طول کارزار انتخاباتی اش در سال ۱۸۲۸ به طور قابل توجهی تأثیر منفی گذاشت و موجب شد که او و رچل تحت فشار روانی شدیدی قرار بگیرند.
جکسون به دلیل این تجربه تلخ و فشارهای اجتماعی، به شدت نسبت به دشمنانش احساس کینه توزی می کرد. متأسفانه، رچل دو ماه قبل از آنکه جکسون به عنوان رئیس جمهور به دفتر خود منصوب شود، درگذشت. جکسون به شدت این واقعه را به حملات رسانه ها و استرس های ناشی از آن ارتباط می داد و این موضوع نشان دهنده اهمیت روابط شخصی و چالش های فردی در زندگی سیاسی او بود.
استفاده از وتوها

اندرو جکسون به عنوان نخستین رئیس جمهوری که واقعاً قدرت ریاست جمهوری را به طور کامل به کار گرفت، نحوه استفاده از حق وتو را تغییر داد. در دوران دو دوره ریاست جمهوری او، جکسون به ویژه در استفاده از این قدرت پیشتاز بود و در مجموع ۱۲ بار از حق وتو استفاده کرد، که بیش از هر رئیس جمهور قبلی بود.
یکی از موارد بارز استفاده از وتو، اقدام او در سال ۱۸۳۲ بود، زمانی که او با ارائه یک وتوی قوی مانع از تجدید قرارداد بانک دوم ایالات متحده شد. جکسون استدلال می کرد که این بانک نه تنها غیرقانونی است، بلکه به منافع ثروتمندان خدمت می کند و مردم عادی را نادیده می گیرد. این تصمیم جنجالی به شدت در میان هریک از طرفداران و مخالفان او واکنش هایی را برانگیخت و نشان دهنده قدرت جکسون در مواجهه با نهادهای مالی و اقتصادی آن زمان بود.
موفقیت جکسون در استفاده از وتو موجب شد که دیگر رؤسای جمهور نیز به این الگو پیروی کنند و اعطای اختیار بیشتر به رئیس جمهور در تصمیم گیری های کلیدی در راستای قانون گذاری به یک رویه معمول تبدیل گردد. جکسون با بهره برداری از حق وتو، به وضوح نشان داد که قدرت ریاست جمهوری می تواند تأثیر قابل توجهی بر ساختار سیاسی و اقتصادی کشور داشته باشد.
کابینه آشپزخانه

در دوران ریاست جمهوری اندرو جکسون، او به شکلی نوآورانه از یک گروه غیررسمی از مشاوران به نام "کابینه آشپزخانه" استفاده کرد. این کابینه متشکل از دوستان نزدیک، ایالت داران و خبرنگاران بود که به طور غیررسمی برای مشاوره در امور سیاسی و تصمیم گیری به جکسون کمک می کردند. این گروه به جای اینکه به طور رسمی به عنوان اعضای کابینه منصوب شوند، به طور شخصی و به طور مستقیم با رئیس جمهور ارتباط برقرار می کردند.
این شیوه کار به دلیل عدم تأیید رسمی کنگره و فرآیندهای قانونی، به ویژه در زمان هایی که جلسات رسمی کابینه به کندی پیش می رفت، به جکسون اجازه می داد تا تصمیمات سریع تری بگیرد و به بررسی مشکلات اجتماعی و سیاسی بپردازد. اما این وضعیت همچنین انتقادات زیادی را به همراه داشت، زیرا بسیاری از مخالفان جکسون معتقد بودند که چنین گروهی به جای استفاده از افراد با تجربه و متخصص، به دوستان و حامیان او اولویت می دهد.
کابینه آشپزخانه به عنوان یک مفهوم جدید در سیاست آمریکا مطرح شد و زمینه ساز تغییرات عمده ای در روابط رئیس جمهور با مشاوران و سیاستمداران در آینده گردید. این الگو به وضوح نشان دهنده تأکید جکسون بر وفاداری و ارتباط نزدیک با افرادی بود که از زمان جوانی او را پشتیبانی کرده بودند، و بر چگونگی تحولات نوآورانه در ساختار سیاسی ایالات متحده تأثیر گذاشت.
سیستم غنائم

سیستم غنائم یکی از شیوه های سیاست گذاری بود که اندرو جکسون در دوران ریاست جمهوری خود به ترویج آن پرداخت. این سیستم به معنای اعطای مشاغل دولتی به حامیان سیاسی و افرادی بود که در انتخابات از او حمایت کرده بودند. جکسون به شدت به این باور داشت که افرادی که به او وفادار هستند، باید برای خدمت به دولت و کشور انتخاب شوند و به این ترتیب، او تلاش کرد تا حامیان سیاسی خود را در موقعیت های کلیدی قرار دهد.
این روش به شدت مورد انتقاد مخالفان جکسون قرار گرفت که او را به "شاه اندرو اول" متهم کردند. آن ها استدلال می کردند که این سیستم به جای استخدام افراد با صلاحیت و تجربه، موجب برکناری مخالفان سیاسی و جایگزینی آن ها با افرادی از میان دوستان و حامیان نزدیک جکسون می شود. این رویکرد نه تنها به تنش های سیاسی دامن زد بلکه عملاً منجر به ناپایداری در ایستگاه های دولت و مدیریت آن ها گردید.
با این حال، جکسون با قاطعیت اعتقاد داشت که این سیستم بخشی از دموکراسی است و به او اجازه می دهد تا از وفاداری و حمایت حامیانش بهره برداری کند. این رویکرد در نهایت به تغییر در فرهنگ سیاسی ایالات متحده انجامید و مفهوم وفاداری سیاسی را به عنوان یک معیار اصلی در تعیین استخدام ها در دولت تقویت کرد. سیستم غنائم به نوعی نمایانگر تمایز بین دولت و احزاب سیاسی در آن دوره بود و تأثیر زیادی بر نحوه اداره امور دولتی گذاشت.
جنگ بانک

جنگ بانک به یک درگیری عمده در دوران ریاست جمهوری اندرو جکسون اشاره دارد که حول محور بانک دوم ایالات متحده شکل گرفت. جکسون به شدت با این بانک مخالف بود و آن را نهاد پولی می دانست که بیشتر از منافع ثروتمندان حمایت می کند و به سهم عادلانه مردم عادی توجهی ندارد. در سال ۱۸۳۲، جکسون تصمیم به وتوی تجدید قرارداد این بانک گرفت و با این کار به وضوح نشان داد که در برابر قدرت مالی ایستاده است.
این اقدام موجب تنش های شدیدی میان جکسون و حامیان بانک، که بسیاری از آن ها از نخبگان سیاسی و اقتصادی بودند، شد. هواداران بانک مدعی بودند که ابطال قرارداد بانک می تواند به اقتصاد کشور آسیب برساند و عدم ثباتی را به دنبال خواهد داشت. جکسون اما بر این عقیده بود که این سیاست ها به منافع عمومی آسیب می زند و نظام پولی باید به کنترل دولت واگذار شود.
جکسون همچنین به خروج سپرده های دولت از بانک دوم و انتقال آن ها به بانک های ایالتی پرداخت. این اقدام منجر به بروز اختلالات اقتصادی شد و در نهایت به بحران اقتصادی و رکود سال ۱۸۳۷ انجامید. در نتیجه، جنگ بانک به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ مالی و سیاسی ایالات متحده تلقی می شود و تأثیرات آن هنوز هم در بحث های اقتصادی و سیاسی معاصر مشاهده می شود.
قانون تبعید سرخ پوستان

قانون تبعید سرخ پوستان، که در سال ۱۸۳۰ به امضای اندرو جکسون رسید، یکی از جنجالی ترین و دردناک ترین جنبه های دوران ریاست جمهوری او به شمار می آید. این قانون به دولت ایالات متحده این اختیار را می داد که قبایل بومی آمریکا را از سرزمین های خود به مناطق دیگری، به ویژه در غرب، تبعید کند. جکسون به شدت از این قانون حمایت می کرد و استدلال می کرد که این اقدام به نفع ملت و پیشرفت اقتصادی کشور است.
این اقدام به طور خاص بر قبایل سرخ پوستی مانند چروکی، چیکاساو و سموئار تأثیرات مخربی گذاشت. علیرغم تصویب این قانون و اعتراضات قوی از سوی نهادهای قانونی و قضایی، از جمله رأی دیوان عالی در پرونده ورستر در برابر جورجیا (۱۸۳۲) که حکم به عدم حق دولت برای تبعید قبایل داده بود، جکسون دستور تبعید را اجرایی کرد.
تبعید نیروی نظامی به مناطق سرخ پوستان منجر به رویدادهای فاجعه باری شد، از جمله مسیر دردناک و کشنده "مسیر اشک ها"، جایی که حدود ۱۵,۰۰۰ چروکی به سمت سرزمین های جدید خود در اوکلاهما تبعید شدند و در این فرآیند تقریباً ۴,۰۰۰ نفر جان خود را از دست دادند. این واقعیت ها نمایانگر یکی از تاریک ترین فصل های تاریخ ایالات متحده است و نشان دهنده پیامدهای وحشتناک سیاست های جکسون به عنوان رئیس جمهور در مواجهه با حقوق بومیان امریکا است.
- تاریخ آمریکا
- تاریخ