بومیان آمریکا چه کسانی هستند؟

بومیان آمریکا
Jeremy Hogan/Getty Images

بومیان آمریکا، گروهی از مردمان هستند که ریشه در تاریخ و سرزمین های این قاره دارند. در حالی که بسیاری از مردم به سادگی آن ها را به عنوان نژادهایی که در آمریکا زندگی می کنند، توصیف می کنند، واقعیت پیچیده تر از آن است. این مقاله به بررسی هویت بومیان، تعریف آن ها و چالش هایی که در زمینه شناسایی و حفظ فرهنگ و سنت های خود با آن مواجه هستند، می پردازد. همچنین به روابط آنها با دولت ها، فرایند شناسایی فدرال و مفهوم عضویت قبیله ای نیز خواهیم پرداخت. در نهایت، توضیحاتی درباره بومیان هاوایی و مسائل مربوط به آن ها ارائه خواهد شد.

تعریف بومیان

بومیان به عنوان گروه هایی از مردمی تعریف می شوند که هویت خود را به عنوان بومی در سطح فردی شناسایی کرده و توسط جامعه نیز به عنوان اعضای آن پذیرفته می شوند. این گروه ها دارای پیوند تاریخی با جوامع پیش از استعمار یا پیش از سکونت گذاران هستند و ارتباط قوی با سرزمین ها و منابع طبیعی اطراف خود دارند.

به طور کلی، تأسیس هویت بومی نه تنها بر اساس پیشینه تاریخی بلکه بر ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که به این گروه ها تعلق دارد، شکل می گیرد. بومیان دارای زبان، فرهنگ و باورهای خاص خود هستند و به عنوان گروه های غیر غالب در جامعه شناخته می شوند. آن ها به دنبال حفظ و بازتولید محیط ها و سیستم های اجدادی خود به عنوان ملت هایی متمایز و خاص هستند.

تعریف بومیان معمولاً در زمینه های بین المللی و سیاسی مورد بحث قرار می گیرد. با این حال، روز به روز بیشتر افرادی که خود را بومی آمریکایی می دانند، از این اصطلاح برای توصیف هویت بومی خود استفاده می کنند، که گاهی به آن "بومی گرایی" نیز گفته می شود. با وجود اینکه سازمان ملل متحد هویت خود را به عنوان یکی از نشانه های بومی گرایی می شناسد، در ایالات متحده به تنهایی این ویژگی کافی نیست تا به رسمیت شناخته شوند.

شناسایی فدرال

شناسایی فدرال به فرآیند رسمی ای اطلاق می شود که در آن دولت ایالات متحده قبایل و گروه های بومی را به رسمیت می شناسد. در زمان ورود نخستین مهاجران اروپایی به سواحل آنچه که قبایل محلی "جزیره لاک پشتی" می نامیدند، صدها جامعه و قبیله از بومیان وجود داشتند. با این حال، تعداد آن ها به شدت کاهش یافت، عمدتاً به دلیل بیماری های ناشی از تماس با اروپاییان، جنگ ها و سیاست های دولتی.

بسیاری از قبایل که باقی ماندند، برای ایجاد روابط رسمی با ایالات متحده، توافق نامه ها و توافق های دیگری امضا کردند. همچنین، برخی قبایل دیگر همچنان به وجود خود ادامه دادند، اما دولتی ایالات متحده از به رسمیت شناختن آن ها امتناع کرد. امروزه، ایالات متحده به طور یک جانبه تصمیم می گیرد که کدام قبایل را به رسمیت بشناسد و این فرآیند از طریق شناسایی فدرال صورت می گیرد. در حال حاضر، تقریباً 566 قبیله به صورت فدرال به رسمیت شناخته شده اند.

همچنین، برخی قبایل ممکن است شناسایی ایالتی داشته باشند اما شناسایی فدرال نداشته باشند. در هر زمان، صدها قبیله نیز در تلاش برای به دست آوردن شناسایی فدرال هستند. این فرآیند شناسایی نه تنها به لحاظ حقوقی بلکه به لحاظ اجتماعی و فرهنگی نیز اهمیت دارد و می تواند تأثیرات عمیقی بر هویت و خودشناسی بومیان داشته باشد.

عضویت قبیله ای

قانون فدرال تأیید می کند که قبایل حق دارند تعیین کنند چه کسی به عنوان عضو قبیله شناخته می شود. این قبایل می توانند از هر روشی که می خواهند برای تعیین عضویت استفاده کنند. به طور کلی، دو نظام اصلی برای تعیین عضویت قبیله ای وجود دارد: سیستم "نسبت خونی" و سیستم "نسب بالینی". طبق نظریه ای که توسط پژوهشگر بومی، اووا ماری گاروت، ارائه شده است، تقریباً دو سوم قبایل از سیستم نسبت خونی استفاده می کنند که بر اساس نژاد و میزان نزدیکی فرد به یک اجداد بومی "خون کامل" تعیین می شود.

به عنوان مثال، بسیاری از قبایل حداقل برای عضویت قبیله ای به نیاز به ¼ یا ½ درجه خون بومی دارند. برخی از قبایل دیگر از سیستمی استفاده می کنند که مبتنی بر اثبات نسب خطی است. با این حال، انتقادات فزاینده ای به سیستم نسبت خونی وارد شده است، به ویژه به دلیل اینکه این رویکرد ممکن است نامناسب و مشکلی در تعیین عضویت قبیله ای و هویت بومی باشد.

با توجه به اینکه بومیان بیشتر از هر گروه دیگری در ایالات متحده با دیگر نژادها ازدواج می کنند، تعیین هویت بومی بر اساس استانداردهای نژادی ممکن است منجر به آن چیزی شود که برخی از پژوهشگران "نسل کشی آماری" می نامند. آنان بر این باورند که هویت بومی بیش از اندازه وابسته به معیارهای نژادی است و باید بر اساس سیستم های وابستگی و شایستگی فرهنگی تعریف شود. همچنین باید توجه داشت که سیستم تعیین عضویت قبیله ای تنها به این معنا نیست که یک شخص ممکن است برای یک هدف به عنوان بومی شناخته شود، اما برای هدف دیگری چنین تعریفی نداشته باشد.

بومیان هاوایی

بومیان هاوایی، که خود را "کاناکا مائولی" می نامند، در معنای قانونی به عنوان بومیان آمریکایی شناخته نمی شوند، اما آن ها نیز جزء مردمان بومی در ایالات متحده به حساب می آیند. در سال 1893، برکناری غیرقانونی سلطنت هاوایی منجر به بروز تنش های زیادی در میان جمعیت بومی هاوایی شد. این رویداد همچنین منبعی از نزاع و بحران هویت برای بومیان هاوایی به شمار می رود و بر حرکت های حاکمیتی هاوایی که از دهه 1970 آغاز شد، تأثیر گذاشته است.

حرکت حاکمیتی هاوایی شامل تلاش هایی برای بازگرداندن حقوق تاریخی و فرهنگی بومی هاوایی و یافتن پاسخ هایی برای بی عدالتی های تاریخی است. در طول سال ها، قوانین و لوایح مختلفی در کنگره ایالات متحده مطرح شده است که به دنبال به رسمیت شناختن بومیان هاوایی به عنوان مردم بومی با حقوق مشابه بومیان آمریکایی باشند. یکی از این لوایح، "لایحه آکا" نامیده می شود که به مدت بیش از 10 سال به مراحل مختلفی در کنگره رسیده است.

با این حال، فعالان و پژوهشگرانی که با بومی گرایی هاوایی آشنا هستند بر این باورند که این رویکرد مناسب نیست و تاریخ ها و تجارب بومیان هاوایی با آنهایی که خود را بومی آمریکایی می دانند، به طور قابل ملاحظه ای متفاوت است. این بر این نکته تأکید دارد که باید نظرات و خواسته های بومیان هاوایی به طور کافی در این رویکردها مورد توجه قرار گیرد.

چالش های هویتی

بومیان آمریکا و دیگر گروه های بومی در جهان با چالش های قابل توجهی در زمینه هویت خود مواجه هستند. این چالش ها ناشی از تأثیرات تاریخی، فرهنگی و سیاسی به ارث رسیده از دوره های استعمار، مبارزات برای شناسایی و مصونیت حقوق انسانی و همچنین تغییرات اجتماعی معاصر است. هویت بومی به صورت مستقیم با تاریخ، فرهنگ و پیوند آنها به سرزمین و طبیعت مرتبط می شود، و این پیوندها تحت تأثیر فاکتورهای خارجی به شدت آسیب پذیر هستند.

یکی از چالش های اصلی، فرآیند شناسایی و تعریف هویت های بومی است. بسیاری از افراد بومی با تنگناهای قانونی مواجه اند که به صورت رسمی آن ها را به عنوان بومی به رسمیت نمی شناسند. این موضوع می تواند به حاشیه نشینی هویت های بومی منجر شود و آن ها را از منابع و حقوقی که باید از آن بهره مند شوند، محروم کند. به همین دلیل، مبارزه برای شناسایی فدرال و هویت فرهنگی بومیان یکی از محورهای کلیدی در فعالیت های اجتماعی و سیاسی آن ها به شمار می رود.

علاوه بر این، فقدان درک صحیح و جامع از تاریخ و فرهنگ بومیان توسط جامعه ی عمومی، منجر به تصورات غلط و کلیشه های نادرست درباره آن ها می شود. این مسائل منجر به بروز احساس بیگانگی و ناامنی در میان بومیان می شود. به عبارت دیگر، بومیان در تلاش برای حفظ هویت فرهنگی و تداوم سنت های خود، همواره با چالش های هویتی و فشارهای جامعه مدرن مواجه اند.

بنابراین، ایجاد فضایی برای گفت وگو و درک بهتر درباره هویت بومی، اهمیت بسیاری دارد. تنها با همکاری و همبستگی می توان به سمت شناسایی و احترام به هویت های بومی حرکت کرد و در عین حال از تهدیدهای پیش رو در مسیر حفظ فرهنگ و هویت محافظت کرد.

تاریخ آمریکا