علل اصلی انقلاب آمریکا چه بود؟

انقلاب آمریکا

انقلاب آمریکا از سال 1775 به عنوان یک درگیری علنی بین سیزده مستعمره ایالات متحده و بریتانیا آغاز شد. عوامل مختلفی در تمایل مستعمره نشینان به مبارزه برای استقلالشان نقش داشت. این مسائل نه تنها به جنگ منجر شدند، بلکه پایه گذار ایالات متحده آمریکا نیز شدند.

علل انقلاب آمریکا

هیچ یک از عوامل به تنهایی نمی تواند دلیل انقلاب آمریکا باشد. در واقع، این یک سری از رویدادها بود که به جنگ منجر شد. اساساً این درگیری ناشی از اختلاف نظر درباره نحوه حکومت بریتانیا بر مستعمرات و نگرش مستعمرات به نحوه رفتار با آن ها بود. آمریکایی ها معتقد بودند که به همه حقوق مردمان انگلیسی دسترسی دارند. در طرف دیگر، بریتانیایی ها فکر می کردند که مستعمرات برای استفاده در راه هایی که بهترین خدمت را به تاج و پارلمان داشت، ایجاد شده اند. این تضاد در یکی از شعارهای انقلاب آمریکا تجلی یافته است: "بدون نمایندگی، مالیات ندهید."

طرز فکر مستقل آمریکایی

برای درک علل انقلاب آمریکا و آنچه باعث شورش شد، مهم است که به ذهنیت بنیان گذاران توجه کنیم. باید توجه داشت که این ذهنیت نمایانگر اکثریت مستعمره نشینان نبود. در زمان انقلاب آمریکا، نظرسنجی ها وجود نداشت، اما می توان گفت که محبوبیت انقلاب در طول جنگ بالا و پایین می شد. تاریخ نگار رابرت م. کالهون برآورد کرده است که تنها حدود 40 تا 45 درصد از جمعیت آزاد از انقلاب حمایت کردند، در حالی که حدود 15 تا 20 درصد از مردان سفیدپوست آزاد به وفاداری خود ادامه دادند.

قرن هجدهم به طور تاریخی به عنوان عصر روشنگری شناخته می شود. این دوره زمانی بود که متفکران، فیلسوفان، دولتمردان و هنرمندان شروع به پرسش گری درباره سیاست های حکومت، نقش کلیسا و دیگر سوالات بنیادی و اخلاقی جامعه کردند. این دوره همچنین به عنوان عصر عقل شناخته می شود، و بسیاری از مستعمره نشینان از این شیوه جدید تفکر پیروی کردند.

تعدادی از رهبران انقلابی آثار مهم عصر روشنگری را مطالعه کرده بودند، از جمله آثار توماس هابز، جان لاک، ژان-ژاک روسو و بارون د مونتسکیو. بنیان گذاران از این متفکران مفاهیم سیاسی جدیدی مانند قرارداد اجتماعی، دولت محدود، رضایت مردم و تفکیک قوا را دریافت کردند.

آثار جان لاک به خصوص تأثیرگذاری زیادی داشت. کتاب های او به طرح سوالاتی درباره حقوق مردم و سوء استفاده های حکومت بریتانیا کمک کرد. آن ها باعث بروز ایدئولوژی "جمهوری خواهی" شدند که در مقابل کسانی که به عنوان دیکتاتور شناخته می شدند، ایستادگی کرد.

مردانی همچون بنجامین فرانکلین و جان آدامز نیز تحت تأثیر تعالیم پیوریتن ها و پریسبیترها قرار داشتند. این تعالیم شامل ایده های رادیکال جدیدی همچون اصل برابر بودن تمام مردان و این باور که یک پادشاه هیچ حقوق الهی ندارد، بود. این شیوه های نوآورانه تفکر بسیاری از مردم این دوره را به این نتیجه رساند که وظیفه آن ها شورش در برابر قوانینی است که غیرعادلانه می دانستند.

آزادی ها و محدودیت های مکان

جغرافیای مستعمرات نیز یکی از دلایل انقلاب آمریکا بود. فاصله آنها از بریتانیا به طور طبیعی حس استقلالی ایجاد کرد که دشوار بود آن را جبران کرد. آن دسته از افرادی که مایل به استقرار در دنیای جدید بودند معمولاً دارای روحیه مستقل و تمایل عمیقی به فرصت های جدید و آزادی بیشتر بودند.

اعلامیه ۱۷۶۳ نیز نقش خود را ایفا کرد. پس از جنگ فرانسه و هند، پادشاه جورج سوم فرمان سلطنتی را صادر کرد که از استقرار بیشتر در غرب کوه های آپالانش جلوگیری می کرد. هدف این اقدام عادی سازی روابط با بومیان بود، که بسیاری از آنان در کنار فرانسوی ها جنگیده بودند.

بسیاری از مستعمره نشینان زمین هایی در آن منطقه اکنون ممنوعه خریداری کرده بودند یا زمین هایی به آنها اعطا شده بود. این اعلامیه عمدتاً نادیده گرفته شد و مستعمره نشینان به حرکت خود ادامه دادند و "خط اعلامیه" در نهایت پس از لابی گری های زیاد جابه جا شد. با وجود این واگذاری، این موضوع لکه ای دیگر بر روابط بین مستعمرات و بریتانیا باقی گذاشت.

کنترل حکومت

وجود مجالس استعماری به این معنی بود که مستعمرات از بسیاری جهات مستقل از سلطنت بودند. به این مجالس اجازه داده شده بود که مالیات تعیین کنند، نیروها را سازماندهی کنند و قوانین را تصویب کنند. با گذشت زمان، این قدرت ها در نظر بسیاری از مستعمره نشینان به حقوق تبدیل شد.

دولت بریتانیا نظرات متفاوتی داشت و سعی داشت که قدرت های این نهادهای تازه انتخاب شده را محدود کند. اقدامات متعددی برای جلوگیری از استقلال مجالس استعماری طراحی شده بود، هرچند بسیاری از آن ها هیچ ارتباطی با امپراتوری بریتانیا نداشتند. در ذهن مستعمره نشینان، این موضوعات مربوط به مسائل محلی بود.

از این نهادهای کوچک و شورشی نمایندگانی که نماینده مستعمره نشینان بودند، رهبران آینده ایالات متحده متولد شدند.

مشکلات اقتصادی

حتی با وجود اینکه بریتانیایی ها به مذهب تجاری (مرکانتیلیسم) اعتقاد داشتند، نخست وزیر رابرت والپول نظریه "غفلت نیکو" را مطرح کرد. این سیستم از سال ۱۶۰۷ تا ۱۷۶۳ برقرار بود که در این مدت، بریتانیایی ها در اجرای روابط تجاری خارجی سهل انگاری نشان می دادند. والپول بر این باور بود که این آزادی بیشتر به بازرگانی کمک خواهد کرد.

جنگ فرانسه و هند مشکلات اقتصادی زیادی را برای دولت بریتانیا به همراه داشت. هزینه های این جنگ بسیار بال بود و بریتانیایی ها مصمم بودند که کسری بودجه را جبران کنند. آنها مالیات های جدیدی بر مستعمره نشینان وضع کردند و قوانین تجاری را افزایش دادند. این اقدامات مورد استقبال مستعمره نشینان قرار نگرفت و در نهایت به یکی دیگر از دلایل انقلاب آمریکا تبدیل شد.

مالیات های جدیدی از جمله قانون شکر و قانون ارز، هر دو در سال ۱۷۶۴، اعمال شد. قانون شکر مالیات های موجود بر شکر قند را افزایش داد و صادرات برخی کالاها را محدود به بریتانیا کرد. قانون ارز چاپ پول در مستعمرات را ممنوع کرد و باعث شد که کسب وکارها بیشتر وابسته به اقتصاد آسیب دیده بریتانیا شوند.

با احساس نادیده انگاری، مالیات های سنگین و عدم توانایی در تجارت آزاد، مستعمره نشینان به شعار "بدون مالیات، بدون نمایندگی" جمع شدند. این نارضایتی در سال ۱۷۷۳ با حوادثی که بعداً به عنوان «جشنواره چای بوستون» شناخته شد، به وضوح آشکار شد.

فساد و کنترل

حضور دولت بریتانیا به تدریج در سال های منتهی به انقلاب بیشتر مشهود شد. مقامات و سربازان بریتانیایی کنترل بیشتری بر مستعمره نشینان پیدا کردند و این منجر به فساد گسترده ای شد.

یکی از مسائل بارز در این زمان، "دستورهای جستجو" بودند. اینها مجوزهای جستجوی عمومی بودند که به سربازان بریتانیایی حق می داد تا هر گونه اموال مشکوک به تهدید یا غیرقانونی را جستجو و ضبط کنند. این اسناد برای کمک به بریتانیایی ها در اجرای قوانین تجاری طراحی شده بودند و به سربازان اجازه می داد تا در هر زمان که لازم باشد، انبارها، منازل خصوصی و کشتی ها را جستجو و ضبط کنند. با این حال، بسیاری از این قدرت سوءاستفاده کردند.

در سال 1761، وکیل بوسطن، جیمز اوتیس به دفاع از حقوق قانونی مستعمره نشینان پرداخت اما در این زمینه شکست خورد. این شکست تنها بر سطح نافرمانی افزود و در نهایت منجر به ایجاد متمم چهارم در قانون اساسی ایالات متحده شد.

متمم سوم نیز از فراتر رفتن قدرت دولت بریتانیا الهام گرفته شد. اجبار مستعمره نشینان به پذیرش سربازان بریتانیایی در منازلشان، جمعیت را خشمگین ساخت. این امر نه تنها غیرمنصفانه و پرهزینه بود، بلکه برای بسیاری نیز به خاطر حوادثی مانند کشتار بوسطن در سال 1770، تجربه ای تروماتیک بود.

نظام عدالت کیفری

تجارت و بازرگانی به شدت کنترل می شد، ارتش بریتانیا حضور خود را نشان می داد و دولت محلی مستعمره ها تحت سلطه قدرتی دور در اقیانوس اطلس محدود شده بود. اگر این توهین ها به کرامت مستعمره نشینان برای شعله ور کردن آتش انقلاب کافی نبود، مستعمره نشینان همچنین باید از یک سیستم عدالت فسادزده رنج می بردند.

اعتراضات سیاسی به یک رویه معمول تبدیل شدند زیرا این واقعیت ها درجان مستعمره نشینان نشسته بودند. در سال 1769، الکساندر مک داگال به دلیل نشر مقاله اش "به ساکنان خیانت دیده شهر و مستعمره نیویورک" به زندان افتاد. زندانی شدن او و کشتار بوسطن تنها دو نمونه مشهور از اقداماتی بودند که بریتانیایی ها علیه معترضان صورت دادند.

پس از این که شش سرباز بریتانیایی برای کشتار بوسطن تبرئه شدند و دو نفر به طور غیرمنصفانه ای اخراج شدند—به طرز جالبی، آن ها توسط جان آدامز دفاع شدند—دولت بریتانیا قوانین را تغییر داد. از آن پس، افسران متهم به هر گونه تخلف در مستعمرات به انگلستان برای محاکمه فرستاده می شدند. این بدان معنا بود که شاهدان کمتری به حساب های خود از حوادث خواهند پرداخت و منجر به محکومیت های کمتری خواهد شد.

برای وخیم تر شدن اوضاع، محاکمات هیئت منصفه با حکم ها و مجازات هایی که مستقیماً توسط قضات مستعمراتی صادر می شد، جایگزین شدند. به تدریج، مقامات مستعمراتی نیز کنترل خود را در این رابطه از دست دادند زیرا قضات به عنوان کسانی شناخته می شدند که توسط دولت بریتانیا انتخاب، پرداخت و نظارت می شدند. حق داشتن یک محاکمه عادلانه توسط هیئت منصفه ای از همتایان خود برای بسیاری از مستعمره نشینان دیگر امکان پذیر نبود.

شکایات منجر به انقلاب و قانون اساسی

تمام این شکایاتی که مستعمره نشینان از دولت بریتانیا داشتند، منجر به انقلاب آمریکا شد. و بسیاری از این شکایات به طور مستقیم بر آنچه که بنیان گذاران در قانون اساسی ایالات متحده نوشتند تأثیرگذار بود. این حقوق و اصول قانونی نشان دهنده امیدهای بنیان گذاران است که دولت جدید آمریکایی شهروندان خود را به همان دست اندرکارانی که مستعمره نشینان تجربه کرده بودند، دچار نخواهد کرد.

تاریخ

بیشتر