سلطنت مشروطه: نظام حکومتی و تقسیم قدرت بین پادشاه و دولت

سلطنت مشروطه نوعی حکومت است که در آن یک پادشاه یا ملکه به عنوان سرپرست کشور در چهارچوب یک قانون اساسی مکتوب یا نا مکتوب عمل می کند. در یک سلطنت مشروطه، قدرت سیاسی بین شاه و یک دولت سازمان یافته با ساختار قانونی مانند پارلمان تقسیم می شود. سلطنت های مشروطه برعکس سلطنت های مطلقه هستند، جایی که شاه تمام قدرت را بر دولت و مردم در دست دارد. به همراه انگلستان، چند نمونه از سلطنت های مشروطه مدرن شامل کانادا، سوئد و ژاپن می شوند.
- سلطنت مشروطه نوعی حکومت است که در آن یک پادشاه غیرمنتخب به عنوان سرپرست کشور در محدوده های یک قانون اساسی عمل می کند.
- قدرت سیاسی در یک سلطنت مشروطه بین شاه و یک دولت سازمان یافته مانند پارلمان بریتانیا تقسیم می شود.
- سلطنت مشروطه برعکس سلطنت مطلقه است که در آن شاه دارای قدرت کامل بر دولت و مردم است.
تقسیم قدرت در یک سلطنت مشروطه
مشابه آنچه که در قانون اساسی ایالات متحده برای رئیس جمهور توضیح داده شده است، قدرت های شاه به عنوان سرپرست کشور در قانون اساسی یک سلطنت مشروطه مشخص شده است.
در بیشتر سلطنت های مشروطه، قدرت های سیاسی شاه، در صورت وجود، بسیار محدود است و وظایف آنها عمدتاً تشریفاتی است. در عوض، قدرت واقعی حکومت توسط یک پارلمان یا نهاد قانون گذاری مشابه تحت نظر یک نخست وزیر اعمال می شود. در حالی که شاه ممکن است به عنوان «سرپرست نمادین» کشور شناخته شود و دولت ممکن است به طور تکنیکی به نام ملکه یا شاه عمل کند، نخست وزیر واقعاً کشور را اداره می کند. در واقع گفته شده است که شاه در یک سلطنت مشروطه، «سلطانی است که سلطنت می کند اما حکومت نمی کند.»
به عنوان راه حلی در بین اعتماد بی چون و چرای نسل های پادشاهان و ملکه هایی که قدرت خود را به ارث برده اند و باور به خرد سیاسی مردمی که اداره می شوند، سلطنت های مشروطه مدرن معمولاً ترکیبی از حکومت پادشاهانه و دموکراسی نمایندگی هستند.
علاوه بر اینکه به عنوان نماد زنده ای از وحدت ملی، افتخار و سنت عمل می کند، شاه مشروطه ممکن است - بسته به قانون اساسی - قدرت انحلال دولت پارلمانی فعلی یا اعطای تأیید سلطنتی به اقدامات پارلمان را داشته باشد. با استفاده از قانون اساسی انگلستان به عنوان مثال، دانشمند سیاسی بریتانیایی والتر باگهات سه حق سیاسی اصلی که به یک شاه مشروطه تعلق دارد را اینگونه ذکر کرد: «حق مشورت، حق تشویق و حق هشدار.»
سلطنت مشروطه در مقابل سلطنت مطلقه
سلطنت مشروطه
سلطنت مشروطه شکل ترکیبی از حکومت است که در آن یک پادشاه یا ملکه با قدرت سیاسی محدود به همراه یک نهاد قانونی مانند پارلمان که نماینده خواسته ها و نظرات مردم است، حکومت می کند.
سلطنت مطلقه
سلطنت مطلقه نوعی حکومت است که در آن شاه یا ملکه با قدرت سیاسی و قانون گذاری کامل و بدون چالش حکمرانی می کند. این نوع حکومت بر اساس مفهوم باستانی "حق الهی پادشاهان" که می گوید پادشاهان قدرت خود را از خداوند می گیرند، عمل می کند. در حال حاضر تنها سلطنت های مطلقه خالص باقی مانده شامل واتیکان، برونئی، سوازیلند، عربستان سعودی، اسواتینی و عمان هستند.
پس از امضای منشور بزرگ در سال ۱۵۱۲، سلطنت های مشروطه شروع به جایگزینی سلطنت های مطلقه کردند که دلایل مشابهی داشتند، از جمله ضعف یا ظلم شاهان و ملکه ها، عدم تأمین بودجه برای نیازهای عمومی فوری و عدم رسیدگی به شکایات معتبر مردم.
سلطنت های مشروطه کنونی
امروز، ۴۳ سلطنت مشروطه جهان اعضای مشترک المنافع کشورها هستند که سازمانی بین دولتی با ۵۳ کشور به رهبری پادشاه فعلی بریتانیا است. برخی از بهترین نمونه های قابل شناسایی از این سلطنت های مشروطه مدرن شامل دولت های بریتانیا، کانادا، سوئد و ژاپن است.
بریتانیا
بریتانیا که متشکل از انگلستان، ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی است، یک سلطنت مشروطه است که در آن شاه یا ملکه سرپرست کشور است، در حالی که نخست وزیر منصوب، دولت را در قالب پارلمان بریتانیا رهبری می کند. پارلمان با تمامی قدرت های قانونی، شامل مجلس عوام که اعضای آن توسط مردم انتخاب می شوند و مجلس اعیان که متشکل از اعضایی است که یا منصوب شده اند یا کرسی های خود را به ارث برده اند، تشکیل شده است.
28 سپتامبر ۱۹۵۲: پرنسس الیزابت در حال تماشای بازی پسرش پرنس چارلز در ماشین اسباب بازی اش در بالمورال.
کانادا
در حالی که شاه بریتانیا همچنین به عنوان سرپرست کشور کانادا عمل می کند، مردم کانادا تحت نظر یک نخست وزیر منتخب و یک پارلمان قانون گذاری اداره می شوند. در پارلمان کانادا، تمامی قوانین توسط مجلس عوام که به طور عمومی انتخاب شده اند، پیشنهاد می شوند و باید توسط سنای منصوب شده سلطنتی تأیید شوند.
سوئد
پادشاه سوئد، در حالی که سرپرست کشور است، هیچ قدرت سیاسی مشخصی ندارد و به طور عمده نقش تشریفاتی دارد. تمامی قدرت قانون گذاری در ریکستاگ، یک نهاد قانون گذاری یک مجلس که متشکل از نمایندگان منتخب دموکراتیک است، متمرکز است.
ژاپن
در پرجمعیت ترین سلطنت مشروطه جهان، امپراتور ژاپن هیچ نقشی در قانون اساسی در حکومت ندارد و به وظایف تشریفاتی محدود است. قانون اساسی ژاپن که در سال ۱۹۴۷ ایجاد شده، در دوران اشغال ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، ساختار حکومت مشابه با ایالات متحده را فراهم می آورد.
پرنس و پرنسس هیٹچی در دروازه کاخ امپراتوری عکسی گرفتند.
شاخه اجرایی تحت نظر نخست وزیر منصوب سلطنتی که کنترل دولت را در دست دارد، فعالیت می کند. شاخه قانون گذاری که «دییت ملی» نامیده می شود، یک نهاد دوکامی است که به صورت عمومی انتخاب می شود و شامل مجلس مشاوران و مجلس نمایندگان است. دیوان عالی ژاپن و چندین دادگاه پایین تر، شاخه قضائی را تشکیل می دهند که مستقل از شاخه های اجرایی و قانون گذاری عمل می کند.