تاریخچه اسواتینی: سفری به میراث غنی پادشاهی

بر اساس روایات تاریخی، مردم اسواتینی (که پیشتر با نام سوازیلند شناخته میشد) قبل از قرن شانزدهم میلادی به سمت جنوب مهاجرت کردند و در منطقه کنونی موزامبیک ساکن شدند. پس از درگیریهایی با ساکنان ناحیه امروزی ماپوتو، مردم سوازی در حدود سال ۱۷۵۰ میلادی در شمال زولولند مستقر شدند. با توجه به قدرت رو به افزایش زولوها، سوازیها به تدریج در طول قرن نوزدهم به سمت شمال حرکت کرده و در ناحیه کنونی اسواتینی جای گرفتند و به این ترتیب کشور اسواتینی شکل گرفت. این مهاجرتها و استقرارها، نقش مهمی در تعیین تاریخ اسواتینی ایفا کردند.
تثبیت قلمرو
سوازیها تحت رهبری چندین رهبر توانمند، اقتدار خود را تثبیت کردند. مهمترین آنها، مسواتی دوم بود که نام سوازیها از نام او گرفته شده است. در دهه ۱۸۴۰ میلادی و تحت رهبری او، سوازیها قلمرو خود را به سمت شمال غرب گسترش داده و مرزهای جنوبی خود را با زولوها تثبیت کردند. نقش مسواتی دوم در تاریخ اسواتینی و گسترش قلمرو سوازی بسیار حائز اهمیت است.
روابط دیپلماتیک با بریتانیا
در ابتدای سلطنت مسواتی، زمانی که او از مقامات بریتانیایی در آفریقای جنوبی برای مقابله با حملات زولوها به اسواتینی درخواست کمک کرد، ارتباط با بریتانیا آغاز شد. در دوره حکومت مسواتی بود که اولین سفیدپوستان در این کشور ساکن شدند. پس از مرگ مسواتی، سوازیها با مقامات بریتانیایی و آفریقای جنوبی بر سر مسائل مختلفی از جمله استقلال، ادعای اروپاییها بر منابع، اختیارات اداری و امنیت به توافق رسیدند. از سال ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۲، منافع سوازی توسط آفریقای جنوبی اداره میشد. در سال ۱۹۰۲، بریتانیا کنترل را به دست گرفت. این دوره، نقطه عطفی در تاریخ اسواتینی و روابط آن با قدرتهای استعماری بود. دیپلماسی اسواتینی در این زمان، نقش مهمی در تعیین سرنوشت این کشور ایفا کرد.
تحتالحمایگی بریتانیا
در سال ۱۹۲۱، پس از بیش از ۲۰ سال حکومت ملکه نیابت سلطنت، لوباتسیبنی، سوبوزا دوم به عنوان نگونیاما (شیر) یا رئیس ملت سوازی تاجگذاری کرد. در همان سال، سوازیلند اولین نهاد قانونگذاری خود را تأسیس کرد - یک شورای مشورتی از نمایندگان منتخب اروپایی که مأموریت داشتند به کمیساریای عالی بریتانیا در امور غیر-سوازی مشاوره دهند. در سال ۱۹۴۴، کمیساریای عالی اعتراف کرد که این شورا هیچ جایگاه رسمی ندارد و رئیس ارشد، یا پادشاه را به عنوان مرجع بومی برای صدور دستورات الزامآور قانونی برای سوازیها به رسمیت شناخت. این دوره، نشاندهنده تحکیم قدرت سوبوزا دوم و تغییر در روابط بین سوازیلند و بریتانیا بود. تاریخ سیاسی اسواتینی در این زمان، شاهد تحولات مهمی بود.
نگرانی از آپارتاید در آفریقای جنوبی
در سالهای اولیه حکومت استعماری، بریتانیا انتظار داشت که سوازیلند در نهایت در آفریقای جنوبی ادغام شود. با این حال، پس از جنگ جهانی دوم، تشدید تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی، بریتانیا را بر آن داشت تا سوازیلند را برای استقلال آماده کند. فعالیتهای سیاسی در اوایل دهه ۱۹۶۰ شدت گرفت. چندین حزب سیاسی شکل گرفتند و برای استقلال و توسعه اقتصادی به رقابت پرداختند. تاثیر آپارتاید آفریقای جنوبی بر تاریخ اسواتینی و تلاش برای استقلال سوازیلند در این دوره بسیار پررنگ بود.
آمادهسازی برای استقلال در سوازیلند
احزاب عمدتاً شهری ارتباط کمی با مناطق روستایی داشتند، جایی که اکثریت سوازیها در آن زندگی میکردند. رهبران سنتی سوازی، از جمله پادشاه سوبوزا دوم و شورای داخلی او، جنبش ملی ایمبوکودوو (INM) را تشکیل دادند، گروهی که از شناسایی نزدیک با شیوه زندگی سوازی بهره میبرد. دولت استعماری در پاسخ به فشار برای تغییر سیاسی، انتخاباتی را در اواسط سال ۱۹۶۴ برای اولین شورای قانونگذاری که سوازیها در آن شرکت میکردند، برنامهریزی کرد. در این انتخابات، INM و چهار حزب دیگر، که بیشتر آنها برنامههای رادیکالتری داشتند، به رقابت پرداختند. INM تمام ۲۴ کرسی انتخابی را به دست آورد. این پیروزی، نقش مهمی در تسریع روند استقلال سوازیلند ایفا کرد و نشاندهنده قدرت رهبران سنتی در تاریخ سیاسی اسواتینی بود.
سلطنت مشروطه
جنبش ملی ایمبوکودوو (INM) با تحکیم پایگاه سیاسی خود، بسیاری از خواستههای احزاب رادیکالتر، به ویژه استقلال فوری را در خود جای داد. در سال ۱۹۶۶، بریتانیا با بحث در مورد قانون اساسی جدید موافقت کرد. یک کمیته قانون اساسی بر سر سلطنت مشروطه برای سوازیلند توافق کرد، به طوری که پس از انتخابات پارلمانی در سال ۱۹۶۷، حکومت خودگردان به دست آید. سوازیلند در ۶ سپتامبر ۱۹۶۸ مستقل شد. انتخابات پس از استقلال سوازیلند در ماه مه ۱۹۷۲ برگزار شد. INM نزدیک به ۷۵ درصد آرا را به دست آورد. کنگره ملی آزادیبخش نگوان (NNLC) کمی بیش از ۲۰ درصد آرا و سه کرسی در پارلمان را به دست آورد. این تحولات، نشاندهنده گذار سوازیلند به سمت یک نظام سلطنت مشروطه و رقابتهای سیاسی در تاریخ اسواتینی پس از استقلال بود.
اعلام سلطنت مطلقه توسط سوبوزا
پادشاه سوبوزا در واکنش به عملکرد کنگره ملی آزادیبخش نگوان (NNLC)، در ۱۲ آوریل ۱۹۷۳ قانون اساسی سال ۱۹۶۸ را لغو و پارلمان را منحل کرد. او تمام قدرتهای حکومت را به دست گرفت و فعالیتهای سیاسی و اتحادیههای کارگری را ممنوع اعلام کرد. او اقدامات خود را با این توجیه که شیوههای سیاسی بیگانه و تفرقهافکن ناسازگار با شیوه زندگی سوازی را حذف کرده است، توجیه کرد. در ژانویه ۱۹۷۹، پارلمان جدیدی تشکیل شد که بخشی از آن از طریق انتخابات غیرمستقیم و بخشی دیگر از طریق انتصاب مستقیم توسط پادشاه انتخاب شدند. این اقدام، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی اسواتینی بود و نظام سیاسی این کشور را از سلطنت مشروطه به سلطنت مطلقه تغییر داد. این تغییر، تاثیرات عمیقی بر سیاست اسواتینی بر جای گذاشت.
نایب السلطنه مستبد
پادشاه سوبوزا دوم در اوت ۱۹۸۲ درگذشت و ملکه نایب السلطنه دزلیوه وظایف رئیس دولت را بر عهده گرفت. در سال ۱۹۸۴، یک اختلاف داخلی منجر به جایگزینی نخست وزیر و در نهایت جایگزینی دزلیوه توسط یک ملکه نایب السلطنه جدید به نام نتومبی شد. تنها فرزند نتومبی، شاهزاده ماخوسیتوه، به عنوان وارث تاج و تخت سوازی معرفی شد. قدرت واقعی در این زمان در لیقوقو، یک نهاد مشورتی سنتی عالی متمرکز بود که ادعا میکرد به ملکه نایب السلطنه مشاوره الزامآور میدهد. در اکتبر ۱۹۸۵، ملکه نایب السلطنه نتومبی با برکناری چهرههای برجسته لیقوقو، قدرت خود را به نمایش گذاشت. این دوره، نشاندهنده رقابتهای قدرت در سیاست اسواتینی و نقش نایب السلطنه در تاریخ اسواتینی بود.
فراخوان برای دموکراسی
شاهزاده ماخوسیتوه از مدرسه در انگلستان بازگشت تا بر تخت سلطنت بنشیند و به اختلافات داخلی مداوم پایان دهد. او در ۲۵ آوریل ۱۹۸۶ به عنوان مسواتی سوم تاجگذاری کرد. اندکی بعد، او لیقوقو را منحل کرد. در نوامبر ۱۹۸۷، پارلمان جدیدی انتخاب شد و کابینه جدیدی منصوب شد.
در سالهای ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹، یک حزب سیاسی زیرزمینی، جنبش دموکراتیک متحد مردم (PUDEMO) از پادشاه و دولت او انتقاد کرد و خواستار اصلاحات دموکراتیک شد. در پاسخ به این تهدید سیاسی و افزایش خواستههای مردمی برای پاسخگویی بیشتر در داخل دولت، پادشاه و نخست وزیر یک بحث ملی مداوم در مورد آینده قانون اساسی و سیاسی سوازیلند را آغاز کردند. این بحث منجر به مجموعهای از اصلاحات سیاسی شد که توسط پادشاه تصویب شد، از جمله رایگیری مستقیم و غیرمستقیم، در انتخابات ملی سال ۱۹۹۳.
اگرچه گروههای داخلی و ناظران بینالمللی در اواخر سال ۲۰۰۲ دولت را به دلیل مداخله در استقلال قوه قضائیه، پارلمان و آزادی مطبوعات مورد انتقاد قرار دادند، اما پیشرفتهای چشمگیری در مورد حاکمیت قانون در دو سال گذشته صورت گرفته است. دادگاه تجدیدنظر سوازیلند پس از دو سال غیبت در اعتراض به امتناع دولت از رعایت تصمیمات دادگاه در دو حکم مهم، استماع پروندهها را در اواخر سال ۲۰۰۴ از سر گرفت. علاوه بر این، قانون اساسی جدید در اوایل سال ۲۰۰۶ به اجرا درآمد و اعلامیه سال ۱۹۷۳ که از جمله اقدامات دیگر، احزاب سیاسی را ممنوع کرده بود، در آن زمان منقضی شد.
در سال ۲۰۱۸، پادشاه مسواتی سوم اعلام کرد که این کشور دیگر به طور رسمی به عنوان سوازیلند شناخته نخواهد شد، بلکه اسواتینی نامیده میشود. در زبان سوازی، اسواتینی به معنای "سرزمین سوازیها" است. این تغییر نام، نشاندهنده تلاش برای رهایی از میراث استعماری و تاکید بر هویت ملی اسواتینی بود. این دوره، شاهد تحولاتی در سیاست اسواتینی و تلاش برای دموکراسی بود.