سلطنت مطلقه: تعاریف، تاریخ و مزایا و معایب آن

اولین ملاقات شاه هنری هشتم و آن بولین.

سلطنت مطلقه نوعی حکومت است که در آن یک نفر—معمولاً یک پادشاه یا ملکه—قدرت مطلق و خودکامه را در دست دارد. انتقال قدرت در سلطنت های مطلقه معمولاً به صورت وراثتی انجام می شود و تخت سلطنت از یک عضو خانواده سلطنتی به دیگری منتقل می شود. این نوع حکومت در قرون وسطی ظهور کرد و تا قرن شانزدهم در بخش های زیادی از غرب اروپا غالب بود. علاوه بر فرانسه که با پادشاه لوئی چهاردهم شناخته می شود، پادشاهان مطلقه کشورهای دیگری از جمله انگلیس، اسپانیا، پروس و اتریش را نیز تحت سلطه خود داشتند. پس از انقلاب فرانسه، تعداد سلطنت های مطلقه به شدت کاهش یافت و اصل حاکمیت مردم به وجود آمد.

کشورهای با سلطنت مطلقه

کشورهای مدرنی که در آنها پادشاهان قدرت مطلق دارند عبارتند از:

  • برونئی
  • اسواتینی
  • عمان
  • عربستان سعودی
  • واتیکان
  • امارات متحده عربی

تعریف سلطنت مطلقه: "من دولت هستم"

در یک سلطنت مطلقه، همانند یک دیکتاتوری، قدرت حاکم و اقدامات پادشاه ممکن است توسط هیچ قانونی، مجلس، دادگاه، تحریم اقتصادی، دین، عادت یا فرایند انتخاباتی مورد سؤال یا محدود نشود. شاید بهترین توصیف از قدرتی که به یک پادشاه مطلق داده می شود، به لوئی چهاردهم فرانسه، معروف به "پادشاه خورشید"، تعلق دارد که گفته می شود اعلام کرده است: "من دولت هستم."

پادشاه خورشید لوئی چهاردهم فرانسه، با دربار درخشانش، 1664.

با بیان این جمله قاطع، لوئی چهاردهم الهام گرفته از نظریه باستانی مطلق گرایی سلطنتی—که به عنوان "حق خدایی پادشاهان" شناخته می شود—ادعا کرد که اختیارات پادشاهان به وسیله خدا به آنها داده شده است. به این ترتیب، پادشاه به رعایایش، اشراف یا کلیسا پاسخگو نبود. در طول تاریخ، پادشاهان مطلقه ظالم ادعا کرده اند که در اجرای اعمال وحشیانه، تنها در حال اجرای مجازات های الهی برای "گناه های" مردم هستند. هرگونه تلاش واقعی یا تصور شده برای عزل پادشاهان یا محدود کردن قدرت آنها، به عنوان توهینی به اراده خدا قلمداد می شد.

یک نمونه کلاسیک از اختیارات غیرقابل سؤال پادشاهان مطلق، سلطنت هنری هشتم انگلستان است، که در آن چند نفر از بستگانش و دو نفر از شش همسرش را اعدام کرد. در سال 1520، هنری از پاپ خواست تا ازدواجش با همسر اولش، کاترین آراگون، را به دلیل نداشتن فرزند پسر باطل کند. هنگامی که پاپ امتناع کرد، هنری با استفاده از حق خدایی اش، کشور را از کلیسای کاتولیک جدا کرد و کلیسای انگلیکن را ایجاد کرد. در سال 1533، هنری با آن بولین ازدواج کرد، که به زودی او را به عدم وفاداری متهم کرد. همچنان که بدون وارث مرد مانده بود، هنری دستور داد او را به اتهام زنا، زنا با محارم و خیانت محاکمه کنند. با اینکه هیچ مدرکی درباره جرائم متهمه ارائه نشد، آن بولین اعدام و در گوری بی نام دفن شد. به همین ترتیب، با استناد به اتهامات بی اساس زنا و خیانت، هنری همسر پنجمش کاترین هاوارد را نیز در تاریخ 13 فوریه 1542 اعدام کرد.

در یک سلطنت مطلقه، مردم عادی از حقوق طبیعی خود محروم هستند و تنها از چند امتیاز محدود که توسط پادشاه اعطا می شود، برخوردارند. عمل به یا پرهیز از هر دینی که توسط پادشاه تأیید نشده باشد، به عنوان جرم جدی تلقی می شود. مردم هیچ صدایی در حکومت یا جهت گیری کشور ندارند. تمامی قوانین توسط پادشاهان صادر می شود و معمولاً تنها در خدمت منافع شخصی آنهاست. هرگونه شکایت یا اعتراضی علیه پادشاه به عنوان خیانت محسوب شده و مجازات آن عذاب و مرگ است.

امروزه سلطنت های مطلقه عمدتاً توسط سلطنت های مشروطه جایگزین شده اند و سلطنت های مطلقه فعلی در جهان شامل برونئی، اسواتینی، عمان، عربستان سعودی، واتیکان و هفت امارت متحده عربی است.

سلطنت مطلقه در برابر سلطنت مشروطه

در یک سلطنت مشروطه، قدرت بین پادشاه و یک حکومت تعریف شده توسط قانون اساسی تقسیم می شود. برخلاف سلطنت مطلقه که در آن قدرت نامحدود است، در سلطنت های مشروطه پادشاهان باید از قدرت های خود طبق محدودیت ها و فرآیندهای تعیین شده در قانون اساسی استفاده کنند. قانون اساسی معمولاً جداسازی اختیارات و وظایف بین پادشاه، یک بدنه قانونی و قوه قضائیه را تعیین می کند. بر خلاف سلطنت های مطلقه، سلطنت های مشروطه معمولاً به مردم اجازه می دهند که در حکومت خود صدایی داشته باشند و از طریق فرآیند انتخاباتی محدود مشارکت کنند.

در برخی کشورها با سلطنت مشروطه، مانند مراکش، اردن، کویت و بحرین، قانون اساسی قدرت های قابل توجهی را به پادشاه می دهد. در دیگر سلطنت های مشروطه، مانند بریتانیا، اسپانیا، سوئد و ژاپن، پادشاه در حکومت نقشی اندک دارد و بیشتر در نقش های نمادین و الهام بخش شرکت می کند.

مزایا و معایب سلطنت های مطلقه

زندگی در یکی از معدود سلطنت های مطلقه مدرن هیچ شباهتی به زندگی در قلمرو پرخطر پادشاه هنری هشتم ندارد، اما هنوز هم نیاز به پذیرش برخی جنبه های منفی دارد. مزایا و معایب سلطنت مطلقه نشان می دهد که در حالی که شاید این نوع حکومت کارآمدترین باشد، سرعت در حکمرانی همیشه برای مردم مفید نیست. قدرت نامحدود سلطنت می تواند منجر به سرکوب، ناآرامی اجتماعی و استبداد شود.

مزایای سلطنت های مطلقه

اولین استدلال ها به نفع سلطنت مطلقه توسط فیلسوف سیاسی انگلیسی توماس هابز مطرح شد که در کتاب معروف خود "لاویرای" که در سال 1651 منتشر شد، تأکید کرد که اطاعت کامل از یک حاکم واحد برای حفظ نظم مدنی و امنیت ضروری است. در عمل، مزایای اصلی سلطنت های مطلقه به شرح زیر است:

بدون نیاز به مشاوره یا دریافت تأیید از یک بدنه قانونی، سلطنت های مطلقه می توانند به سرعت به وضعیت های اضطراری پاسخ دهند. برخلاف دموکراسی های مشروطه، جایی که مدت زمان قدرت رئیس دولت محدود است، اهداف بلندمدت حاکم برای جامعه در یک سلطنت مطلقه به راحتی اجرا می شود.

نرخ جرم در سلطنت های مطلقه معمولاً پایین تر است. اجرای سخت قوانین، همراه با تهدید مجازات های شدید و گاهاً فیزیکی، سطح ایمنی عمومی را افزایش می دهد. عدالت، طبق آنچه پادشاه می داند، به سرعت اجرا می شود و عدم اطمینان از مجازات، بازدارندگی بیشتری در برابر رفتارهای مجرمانه ایجاد می کند.

هزینه کلی دولت برای مردم در سلطنت های مطلقه می تواند کمتر از دموکراسی ها یا جمهوری ها باشد. انتخابات هزینه بر هستند. از سال 2012، انتخابات فدرال در ایالات متحده به مالیات دهندگان بیش از 36 میلیارد دلار هزینه داشته است. در سال 2019، نگهداری کنگره ایالات متحده هزینه دیگری برابر با 4 میلیارد دلار داشت. بدون هزینه های انتخابات یا بدنه های قانونی، سلطنت های مطلقه می توانند پول بیشتری برای حل مشکلات اجتماعی مانند گرسنگی و فقر صرف کنند.

معایب سلطنت های مطلقه

در مقاله کلاسیک خود به نام "دو رساله در مورد دولت" که در سال 1689 منتشر شده، فیلسوف بریتانیایی جان لاک، با طرح اصل قرارداد اجتماعی، سلطنت مطلقه را نوعی حکومت نامشروع می داند که می تواند منجر به "پایان جامعه مدنی" شود.

از آنجا که در سلطنت مطلقه هیچ فرآیند دموکراتیک یا انتخاباتی وجود ندارد، تنها راه برای پاسخگو کردن حاکمان درباره اعمالشان، ناآرامی های مدنی یا شورش های آشکار است—که هر دو اقداماتی خطرناک هستند.

همان طور که ارتش سلطنت مطلقه می تواند برای حفاظت از کشور در برابر حمله استفاده شود، همچنین می تواند به طور داخلی برای اجرای قوانین، سرکوب اعتراضات یا به عنوان نیروی پلیس غیررسمی برای تعقیب منتقدان پادشاه به کار رود. در بیشتر کشورهای دموکراتیک، قوانینی مشابه قانون پوسی کامیتاتوس ایالات متحده، مردم را از استفاده ارتش علیه خود به جز در موارد شورش یا ناآرامی محافظت می کند.

از آنجا که پادشاهان معمولاً موقعیت خود را از طریق وراثت به دست می آورند، هیچ تضمینی برای ثبات در رهبری وجود ندارد. به عنوان مثال، پسر یک پادشاه ممکن است نسبت به پدرش توانایی و علاقه کمتری به منافع مردم داشته باشد. پادشاه جان انگلستان، که تاج و تخت را از برادرش، ریچارد یکم، به ارث برده بود، به عنوان یکی از ناکارآمدترین پادشاهان بریتانیا شناخته می شود.