هفت مرحله زندگی انسان در آثار شکسپیر: از نوزادی تا سالخوردگی

هفت مرحله زندگی انسان در آثار شکسپیر

شعر "هفت دوره زندگی انسان" بخشی از نمایشنامه "همانطور که دوست دارید" است که در آن ژاک در حضور دوک سخنرانی دراماتیک خود را در پرده دوم، صحنه هفتم ایراد می کند. از طریق صدای ژاک، شکسپیر پیامی عمیق درباره زندگی و نقش ما در آن ارسال می کند.

هفت دوره زندگی انسان اثر شکسپیر

همهٔ جهان، صحنه ای است و همهٔ مردان و زنان، تنها بازیگران آن هستند. هر یک از آنها در زمان خود به صحنه می آید و می رود و هر مرد در طول عمرش نقش های بسیاری بازی می کند؛ نقش های او شامل هفت دوره است. در ابتدا نوزاد است که در آغوش پرستار، گریه و استفراغ می کند. سپس، دانش آموزی ناله کنان با کیفش و چهره ای درخشان به مدرسه می رود و مثل حلزون به زحمت به مدرسه می رسد. و بعد عاشقی است که با آوایی آغوش سوزان، بالادی غم انگیز برای معشوقش می سراید. سپس سربازی است پر از سوگندهای عجیب و شبیه به پلنگ، غیرتمند و شتابزده در دعوا، با جستجوی شهرت حتی در دهن توپ. و سپس قاضی است با شکم گرد و چشمانی جدی و ریشی مرتب، پر از حکایات حکمت آمیز و مثال های نو. و او به این گونه نقش خود را بازی می کند. در سنین ششم، او به ظاهر لاغر و پوشش های پا می رسد، با عینک بر روی بینی و کیف در کنار، و شلوار جوانی اش برای اندام کوچک شده اش خیلی بزرگ است و صدای مردانه اش دوباره به صدای کودکانه مراجعه می کند، با نواهایی شبیه لوله و سوت. آخرین صحنهٔ این داستان عجیب و پرماجرا، دورهٔ دوم کودکی و فراموشی محض است؛ بدون دندان، بدون چشم، بدون چشایی و بدون هیچ چیز.

در این درام زندگی، هر یک از ما هفت نقش مجزا را ایفا می کنیم. این، همانطور که نویسنده می گوید، هفت دوره زندگی انسان است. این هفت نقش از تولد آغاز می شود و با مرگ پایان می یابد.

هفت دوره زندگی انسان، مرحله اول: نوزادی

تولد، ورود انسان به مرحله اول زندگی را نشان می دهد. نوزادی که در آغوش پرستار است، تنها یک کودک بی دفاع است که در حال یادگیری برای بقا می باشد. نوزادان با گریه های خود با ما ارتباط برقرار می کنند. پس از آنکه در رحم تغذیه شده اند، نوزاد یاد می گیرد که شیر مادر را به عنوان اولین غذای خود بپذیرد. استفراغ در بین تمامی نوزادان رایج است. پس از شیر دادن به نوزاد، نیاز است که او را آروغ بزنید. در این فرآیند، نوزاد مقداری شیر را بیرون می ریزد. از آنجا که نوزادان بیشتر روز را تنها به گریه و استفراغ پس از تغذیه می گذرانند، شکسپیر می گوید که مرحله اول زندگی با این دو فعالیت مشخص می شود.

از دیرباز نوزادان به عنوان موجوداتی دوست داشتنی در نظر گرفته شده اند. آنها تغذیه می کنند و استفراغ می کنند و در بین این دو فعالیت، اغلب گریه می کنند. والدین جوان حتی قبل از اینکه والد شوند، این روند را می شناسند. در حالی که نوزادان به عنوان موجوداتی کوچک و دوست داشتنی که همچنان استفراغ می کنند و گریه می کنند، به حیات خود ادامه می دهند، تفاوت امروز با گذشته این است که تربیت نوزادان اکنون یک تلاش مشترک بین والدین است.

هفت دوره زندگی انسان، مرحله دوم: دانش آموز

در این مرحله از زندگی، کودک به دنیای انضباط، نظم و روال معرفی می شود. روزهای بی خیالی نوزادی به پایان رسیده و مدرسه رفتن، موجب ایجاد یک برنامه ریزی در زندگی کودک می شود. به طور طبیعی، کودک به شکایت و ناله در مورد روال اجباری می پردازد.

مفهوم مدرسه از زمان شکسپیر دچار تغییرات زیادی شده است. در زمان شکسپیر، مدرسه یک عمل اجباری بود که معمولاً تحت نظارت کلیسا قرار داشت. بسته به وضعیت والدین، کودک به مدرسه ای دولتی یا راهبه خانه ای می رفت. کلاس ها از سپیده دم آغاز و تمام روز ادامه داشت. تنبیهات معمول و غالباً سخت بود.

مدارس مدرن بسیار متفاوت از همتایان باستانی خود هستند. در حالی که برخی بچه ها هنوز از رفتن به مدرسه شکایت می کنند، بسیاری از آنها واقعاً مدرسه را دوست دارند به خاطر رویکرد "بازی در حین یادگیری" در آموزش. مدارس امروز به رویکردی جامع در آموزش روی آورده اند. کودکان از طریق نمایش های نقش، ارائه های بصری، نمایش ها و بازی ها آموزش دیده می شوند. آموزش خانگی گزینه ای دیگر است که بسیاری از والدین به آن ترجیح می دهند. همچنین، با وجود منابع آنلاین فراوان، آموزش مدرن مرزهای یادگیری را گسترش داده است.

هفت دوره زندگی انسان، مرحله سوم: نوجوان

نوجوانان در دوران قرون وسطی با آداب و رسوم اجتماعی جذب یک خانم آشنا بودند. نوجوانان در زمان شکسپیر به عشق خود دلبسته بودند، اشعار عاشقانه ای می نوشتند و به معشوق خود خیره می شدند. "رومئو و ژولیت" نماد عاشقانه ای در این دوران شکسپیر است. عشق در آن زمان حسی، عمیق، رمانتیک و سرشار از Grace و زیبایی بود.

این عشق را با عشق نوجوانان امروزی مقایسه کنید. نوجوان مدرن از نظر فنی آگاه، مطلع و از لحاظ رمانتیک باهوش است. آنها عشق خود را در نامه های عاشقانه ابراز نمی کنند. در عصر پیامک و شبکه های اجتماعی، چه کسی این کار را انجام می دهد؟ روابط امروز به اندازه ای که برای نوجوانان قرون وسطی بود، پیچیده و رمانتیک نیستند. جوانان امروز نسبت به جوانان زمان شکسپیر، بیشتر محور خود هستند و استقلال بیشتری دارند. در آن زمان، روابط به سمت ازدواج پرورده می شدند. امروزه، ازدواج لزوماً هدف هر ارتباط عاشقانه ای نیست و بیان جنسی بیشتر شده و پایبندی به ساختارهای اجتماعی مانند تک همسری کمتر دیده می شود.

با این حال، با وجود همه این تفاوت ها، نوجوان امروز به اندازه نوجوانان قرون وسطی نگران و مضطرب است. آنها باید با عشق ناکام، دلشکستگی و افسردگی همانند نوجوانان قدیم مواجه شوند.

هفت دوره زندگی انسان، مرحله چهارم: جوانی

مرحله بعدی که شکسپیر در شعر خود درباره اش صحبت می کند، مربوط به یک سرباز جوان است. در انگلستان قدیم، جوانان برای جنگیدن آموزش می دیدند. سرباز جوان با شجاعت و اشتیاق بی پروا و با خلق وخوی خشمگین و طغیانی که با شورش بی دلیل مشخص می شود، شکل می گرفت.

جوانان امروز نیز اشتیاق و انرژی مشابهی برای شورش دارند. آنها نسبت به حقوق خود بسیار بیانگر، پرصدا و قاطع هستند. اگرچه جوانان امروز لزوماً برای خدمت در ارتش ثبت نام نمی کنند، اما آن ها به اندازه کافی راه هایی برای تشکیل گروه های اجتماعی به منظور مبارزه برای یک علت سیاسی یا اجتماعی دارند. با وجود پلتفرم های اجتماعی و دسترسی جهانی رسانه های جمعی، جوانان می توانند صدای خود را به دورترین نقاط جهان برسانند. یک واکنش گسترده تقریباً به دلیل دسترسی جهانی و اثربخشی تبلیغات، فوری رخ می دهد.

هفت دوره زندگی انسان، مرحله پنجم: میانسالی

میانسالی در طول قرن ها تغییر چندانی نکرده است. این دوره زمانی است که مردان و زنان مستقر می شوند و فرزندان، خانواده و کار بر لذات شخصی ارجحیت پیدا می کند. سن، حکمت و حس پذیرش آرام از واقعیت های زندگی را به همراه دارد. ارزش های ایده آل به حاشیه رانده می شوند و ملاحظات عملی اهمیت بیشتری پیدا می کنند. اگرچه مردان و زنان میانسال امروزی گزینه های بیشتری برای پیگیری علایق شخصی یا حرفه ای دارند، اما شاید مردان میانسال قرون وسطی چنین گزینه های محدودی داشتند، و جای تعجب نیست که زنان میانسال آن زمان حتی گزینه های کمتری در اختیار داشتند.

هفت دوره زندگی انسان، مرحله ششم: پیری

در دوران قرون وسطی، میانگین امید به زندگی حدود ۴۰ سال بود و یک مرد ۵۰ ساله خود را خوش شانس می دانست که هنوز زنده است. بسته به طبقه اجتماعی یا اقتصادی فرد، پیری می توانست سخت یا در بهترین حالت، دوپهلو باشد. اگرچه پیران به دلیل حکمت و تجربه خود مورد احترام بودند، اما بیشتر پیرمردان و پیرزنان به دلیل بی توجهی و زوال توانایی های جسمی و ذهنی رنج می بردند. افرادی که به فعالیت های مذهبی مشغول بودند، وضعیت بهتری نسبت به مردان خانه دار داشتند.

امروز، زندگی برای یک فرد ۴۰ ساله فعال و پرجنب وجوش است. بسیاری از بزرگ سالان (از اوایل ۷۰ سالگی) در عصر مدرن هنوز به طور فعال در فعالیت های اجتماعی، مشاغل دوم یا سرگرمی ها شرکت می کنند. همچنین، برنامه های بازنشستگی خوبی و ابزارهای مالی در دسترس هستند تا دوران پیری را راحت تر کنند. برای یک شهروند سالم و جوان دل، سفر به دور دنیا، لذت بردن از باغبانی یا گلف، و حتی ادامه کار یا تحصیل در مقاطع بالاتر عادی است، اگر آنها تمایل داشته باشند.

هفت دوره زندگی انسان، مرحله هفتم: پیری شدید

آنچه شکسپیر در این مرحله از زندگی انسان بیان می کند، نوعی شدید از پیری است که در آن فرد دیگر نمی تواند کارهای پایه ای مانند حمام کردن، غذا خوردن و استفاده از توالت را انجام دهد. ناتوانی جسمی و ضعف دیگر آزادی زندگی مستقل را از آنها سلب می کند. در زمان شکسپیر، این امر کاملاً پذیرفته بود که افراد پیر را به عنوان "سن پیر" در نظر بگیرند. در واقع، در دوره الیزابتی، که بردگی و تبعیض علیه زنان به شدت رواج داشت، سن گرایی به عنوان یک مشکل چندان به حساب نمی آمد. افراد پیر مانند "کودکان کوچک" رفتار می شدند و همانطور که شکسپیر این مرحله را به عنوان یک کودکی دوم توصیف می کند، رفتار با افراد پیر با تحقیر اجتماعی قابل قبول بود.

جامعه مدرن امروز بیشتر بشر دوستانه و حساس به سالمندان است. هرچند سن گرایی هنوز وجود دارد و در بسیاری از زمینه ها رواج دارد، اما با افزایش آگاهی، سالمندان "بدون دندان، بدون چشم و بدون چشایی" هنوز با شان و احترامی که باید به بزرگ سالان داده شود، زندگی می کنند.

  • ادبیات

ادبیات