مری شلی: زندگینامه خالق فرانکنشتاین، پیشگام رمان علمی-تخیلی

مری شلی (30 اوت 1797 – 1 فوریه 1851)، نویسنده انگلیسی، بیشتر به خاطر خلق رمان کلاسیک و ترسناک فرانکنشتاین (1818) مشهور است؛ اثری که امروزه به عنوان اولین رمان علمی-تخیلی شناخته میشود. اگرچه شهرت مری شلی بیشتر به خاطر رمان فرانکنشتاین است، او آثار متنوعی در ژانرهای مختلف از خود به جای گذاشتهاست. مری شلی علاوه بر نویسندگی رمان، منتقد، مقالهنویس، نویسنده سفرنامه، مورخ ادبی و ویراستار آثار همسرش، پرسی بیش شلی، شاعر رمانتیک نیز بود.
نکات کلیدی درباره مری شلی- نام کامل: مری ولستون کرافت شلی (نام اصلی: گادوین)
- شهرت: نویسنده پرکار قرن نوزدهم که رمان «فرانکنشتاین» او ژانر علمی-تخیلی را پایه گذاری کرد.
- تاریخ تولد: 30 اوت 1797، سامرز تاون، لندن، انگلستان
- والدین: مری ولستون کرافت، ویلیام گادوین
- تاریخ فوت: 1 فوریه 1851، چستر اسکوئر، لندن، انگلستان
- آثار برگزیده: سفرنامه شش هفته (1817)، فرانکنشتاین (1818)، اشعار پس از مرگ پرسی بیشه شلی (1824)، آخرین انسان (1826)، زندگی برجستهترین مردان ادبی و علمی (1835-39)
- همسر: پرسی بیش شلی
- فرزندان: ویلیام شلی، کلارا اورینا شلی، پرسی فلورانس شلی
- جمله مشهور: «ابتکار، باید فروتنانه اعتراف کرد، در خلق از هیچ نیست، بلکه از آشفتگی است.»
رمان فرانکنشتاین، داستان ویکتور فرانکنشتاین، دانشجوی جوانی است که با استفاده از دانش علمی خود، موجودی زنده خلق میکند. اما این موجود، به دلیل ظاهر وحشتناکش، توسط جامعه طرد میشود و به موجودی خشمگین و خطرناک تبدیل میشود. این رمان، به موضوعاتی مانند مسئولیتپذیری، اخلاق علم و پیامدهای ناخواسته پیشرفتهای علمی میپردازد.
دوران کودکی و شکلگیری شخصیت مری شلی
مری شلی در 30 اوت 1797 در لندن متولد شد. خانواده او از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار بودند؛ زیرا هر دو والدینش از اعضای برجسته جنبش روشنگری بودند. مری ولستون کرافت، مادرش، به خاطر نوشتن کتاب "دفاع از حقوق زنان" (1792) مشهور است؛ اثری کلیدی در جنبش فمینیستی که "پایینتر بودن" زنان را نتیجه مستقیم فقدان آموزش میداند. ویلیام گادوین، پدرش، نویسندهای سیاسی بود که به خاطر کتاب "تحقیقاتی درباره عدالت سیاسی" (1793) که رویکردی آنارشیستی داشت و رمان "کالب ویلیامز" (1794) که به طور گسترده به عنوان اولین تریلر داستانی شناخته میشود، شهرت داشت. ولستون کرافت در 10 سپتامبر 1797، چند روز پس از تولد دخترش، درگذشت و گادوین را مجبور کرد که از نوزاد و خواهر ناتنی سه سالهاش، فانی ایملی، حاصل رابطه ولستون کرافت با گیلبرت ایملی، نویسنده و تاجر آمریکایی، مراقبت کند.

والدین مری و میراث فکری آنها تأثیر حیاتی در طول زندگی او داشت. مری از سنین پایین به مادرش و آثارش احترام میگذاشت و علیرغم غیبت ولستون کرافت، بسیار تحت تأثیر او قرار گرفت.
گادوین مدت زیادی بیوه نماند. وقتی مری 4 ساله بود، پدرش با همسایهاش، خانم مری جین کلیرمونت، ازدواج کرد. او دو فرزندش، چارلز و جین را به همراه آورد و در سال 1803 پسری به نام ویلیام به دنیا آورد. مری و خانم کلیرمونت رابطه خوبی نداشتند - خصومتی در مورد شباهت مری به مادرش و رابطه نزدیکش با پدرش وجود داشت. خانم کلیرمونت متعاقباً دخترخواندهاش را در تابستان 1812 به بهانه حفظ سلامتیاش به اسکاتلند فرستاد. مری بیشتر از دو سال را در آنجا گذراند. اگرچه این نوعی تبعید بود، اما او در اسکاتلند شکوفا شد. بعدها نوشت که در آنجا، در اوقات فراغتش، توانست در تخیل خود غرق شود و خلاقیتش در حومه شهر متولد شد.
طبق روال مرسوم در اوایل قرن نوزدهم، مری، به عنوان یک دختر، آموزش جدی و ساختاریافتهای دریافت نکرد. او تنها شش ماه را در مدرسه دخترانه خانم پتمن در رامسگیت در سال 1811 گذراند. با این حال، مری به لطف پدرش از یک آموزش پیشرفته و غیررسمی برخوردار بود. او در خانه درس میخواند، کتابخانه گادوین را مطالعه میکرد و از مناظرههای فکری چهرههای مهمی که برای گفتگو با پدرش میآمدند، بهرهمند میشد: شیمیدان محقق، سر همفری دیوی، اصلاحطلب اجتماعی کوئیکر، رابرت اوون و شاعر ساموئل تیلور کلریج، همه مهمانان خانواده گادوین بودند.
در سفر به خانه به انگلستان در نوامبر 1812، مری برای اولین بار با پرسی بیش شلی، شاعر، ملاقات کرد. گادوین و شلی رابطهای فکری اما معاملاتی داشتند: گادوین، که همیشه از نظر مالی فقیر بود، مربی شلی بود. در عوض، شلی، پسر یک بارونت، حامی مالی او بود. شلی به همراه دوستش توماس جفرسون هاگ، به دلیل انتشار جزوه "ضرورت بیخدایی" از آکسفورد اخراج و سپس از خانوادهاش دور شده بود. او با تحسین ایدههای سیاسی و فلسفیاش به دنبال گادوین بود.
دو سال پس از ترک اسکاتلند توسط مری، او به انگلستان بازگشت و دوباره به شلی معرفی شد. مارس 1814 بود و او تقریباً 17 سال داشت. او پنج سال از او بزرگتر بود و تقریباً سه سال بود که با هریت وستبروک ازدواج کرده بود. علیرغم پیوندهای زناشویی، شلی و مری به هم نزدیک شدند و او دیوانهوار عاشقش شد. آنها مخفیانه در قبر مادر مری، جایی که اغلب برای تنهایی مطالعه میرفت، ملاقات میکردند. شلی تهدید کرد که اگر او احساساتش را تلافی نکند، خودکشی خواهد کرد.
آغاز فرار و ورود به دنیای نویسندگی
رابطه مری و پرسی از همان ابتدا پر فراز و نشیب بود. این زوج با بخشی از پولی که شلی به گادوین وعده داده بود، در 28 ژوئیه 1814 با هم فرار کردند و انگلستان را به مقصد اروپا ترک کردند. آنها خواهر ناتنی مری، کلیر را نیز با خود بردند. این سه نفر به پاریس سفر کردند و سپس در حومه شهر به سفر خود ادامه دادند و شش ماه را در لوسرن، در سوئیس، گذراندند. اگرچه پول زیادی نداشتند، اما بسیار عاشق بودند و این دوره برای رشد مری به عنوان یک نویسنده بسیار ثمربخش بود. این زوج به شدت مطالعه میکردند و یک دفتر خاطرات مشترک داشتند. این دفتر خاطرات، مادهای بود که مری بعداً آن را به سفرنامه خود، "تاریخچه یک سفر شش هفتهای"، تبدیل کرد.

پس از اتمام کامل پولشان، این سه نفر به لندن بازگشتند. گادوین ناراحت بود و به شلی اجازه نمیداد وارد خانهاش شود. یک شایعه ناخوشایند وجود داشت مبنی بر اینکه او مری و کلیر را به ترتیب به قیمت 800 و 700 پوند به شلی فروخته است. گادوین نه تنها به دلیل آشفتگی مالی و اجتماعی که این رابطه ایجاد میکرد، با رابطه آنها موافق نبود، بلکه میدانست که پرسی غیرمسئول و مستعد نوسانات خلقی است. علاوه بر این، او از نقص شخصیتی مرگبار پرسی آگاه بود: او عموماً خودخواه بود و با این حال همیشه میخواست باور شود که هم خوب است و هم درست.
همانطور که گادوین پیشبینی میکرد، پرسی دردسرهای زیادی ایجاد کرد. او بر اساس اعتقادات رمانتیسم و پیگیریهای فکریاش، در درجه اول به تحول و آزادی رادیکال، تمرکز دانش از طریق واکنش فردی و احساسی، اهمیت میداد. با این حال، این رویکرد فلسفی که باعث به وجود آمدن اشعارش شد، دلهای شکسته زیادی بر جای گذاشت، که از همان ابتدای رابطهاش با مری آشکار بود - او همسر باردارش را بیپول و در فروپاشی اجتماعی رها کرد تا با او باشد.
پس از بازگشت به انگلستان، پول همچنان مهمترین مشکلی بود که شلی و مری با آن روبرو بودند. آنها تا حدودی با نقل مکان به خانه کلیر، وضعیت خود را بهبود بخشیدند. شلی با درخواست از دیگران - وکلا، دلالان سهام، همسرش هریت و دوست مدرسهایاش هاگ، که بسیار شیفته مری بود - برای قرض دادن پول به او با وعده بازپرداخت، با توجه به ارتباطش با بارونت، اوضاع را میگذراند. در نتیجه، شلی دائماً در حال فرار از طلبکاران بود. او همچنین عادت داشت که با زنان دیگر وقت بگذراند. او از هریت پسر دیگری داشت که در سال 1814 به دنیا آمد و اغلب با کلیر بود. مری اغلب تنها بود و این دوره جدایی الهام بخش رمان بعدی او، لودور خواهد بود. برای افزودن به این بدبختی، مری اولین تجربه خود را با از دست دادن مادرانه پشت سر گذاشت. او در طول سفر به اروپا باردار شده بود و در 22 فوریه 1815 نوزادی دختر به دنیا آورد. این نوزاد چند روز بعد در 6 مارس درگذشت.
مری ویران شد و دچار افسردگی حاد شد. تا تابستان، او تا حدی به دلیل امید به بارداری دیگری بهبود یافته بود. مری و شلی به بیشاپسگیت رفتند، زیرا پس از درگذشت پدربزرگ شلی، امور مالی شلی کمی تثبیت شد. مری دومین فرزند خود را در 24 ژانویه 1816 به دنیا آورد و او را ویلیام به نام پدرش نامید.
فرانکنشتاین (1816-1818): خلق یک شاهکار
- سفرنامه شش هفتهای در بخشی از فرانسه، سوئیس، آلمان و هلند: همراه با نامههای توصیفی از قایقسواری در اطراف دریاچه ژنو و یخچالهای طبیعی شامونی (1817)
- فرانکنشتاین; یا، پرومتئوس مدرن (1818)
در بهار 1816، مری و پرسی دوباره با کلیر به سوئیس سفر کردند. آنها قصد داشتند تابستان را در ویلای دیوداتی با لرد بایرون، شاعر مشهور و پیشگام جنبش رمانتیک، بگذرانند. بایرون در لندن با کلیر رابطه داشت و او از فرزندش باردار بود. همراه با نوزاد ویلیام و جان ویلیام پولیدوری، پزشک بایرون، این گروه برای یک فصل طولانی، مرطوب و دلگیر در کوهها در ژنو مستقر شدند.

شلی و بایرون بلافاصله با هم صمیمی شدند و بر اساس دیدگاههای فلسفی و کار فکری خود، دوستی ایجاد کردند. بحثهای آنها، از جمله صحبت در مورد آزمایشهای داروین، به طور مستقیم بر فرانکنشتاین مری تأثیر گذاشت، که در ژوئن همان سال مفهومسازی شد. این گروه خود را با خواندن و بحث در مورد داستانهای ارواح سرگرم میکردند، تا اینکه بایرون چالشی را مطرح کرد: هر عضو باید داستان خودش را بنویسد. دیری نگذشت که در یک شب سرنوشتساز و ناآرام، مری در رویاهای خود شاهد تصویری وحشتناک بود و این ایده به ذهنش خطور کرد. او شروع به نوشتن داستان ارواح خود کرد.
این گروه در 29 اوت از هم جدا شدند. در بازگشت به انگلستان، چند ماه بعد پر از تراژدی بود: فانی ایملی، خواهر ناتنی مری از طریق مادرش، در 9 اکتبر 1816 با مصرف بیش از حد لودانوم در سوانزی خودکشی کرد. سپس خبر رسید که هریت، همسر پرسی، در 10 دسامبر خود را در هاید پارک غرق کرده است.
این مرگ، هرچند دردناک بود، پرسی را از نظر قانونی واجد شرایط ازدواج با مری کرد، که در آن زمان باردار بود. او همچنین خواستار حضانت فرزندان بزرگترش بود، که شایسته آن تشخیص داده نشد، و میدانست که ازدواج تصویر عمومی او را بهبود میبخشد. این دو در 30 دسامبر 1816 در کلیسای سنت میلدرد در لندن با هم ازدواج کردند. خانواده گادوین در این مراسم حضور داشتند و اتحاد آنها به شکاف درون خانواده پایان داد - اگرچه پرسی هرگز حضانت فرزندانش را به دست نیاورد.
مری به نوشتن رمان خود ادامه داد و آن را در تابستان 1817، یک سال پس از آغاز آن، به پایان رساند. با این حال، فرانکنشتاین اولین رمان منتشر شده او نخواهد بود - آن اثر افتتاحیه سفرنامه شش هفتهای او است. در حالی که مری در حال به پایان رساندن فرانکنشتاین بود، دفتر خاطرات خود را از فرارش با پرسی مرور کرد و شروع به سازماندهی یک سفرنامه کرد. اثر نهایی شامل روایت ژورنالیستی، نامهها و شعر مون بلان پرسی است و همچنین شامل مطالبی در مورد سفر او به ژنو در سال 1816 است. این شکل از ادبیات در آن زمان مد بود، زیرا تورهای اروپایی در میان طبقات بالا به عنوان تجربیات آموزشی محبوب بود. این اثر با لحنی مشتاقانه برای تجربه و سلیقه با یک رگ رمانتیک روبرو شد و با استقبال خوبی روبرو شد، اگرچه فروش خوبی نداشت. سفرنامه شش هفتهای در نوامبر همان سال، دو ماه پس از تولد دختر مری، کلارا اورینا شلی، منتشر شد. و کمی بیش از یک ماه بعد، در روز سال نو، 1818، فرانکنشتاین به صورت ناشناس منتشر شد.
فرانکنشتاین بلافاصله به یک اثر پرفروش تبدیل شد. این داستان دکتر فرانکنشتاین، دانشجوی علم را روایت میکند که بر راز زندگی مسلط میشود و یک هیولا را خلق میکند. آنچه در پی میآید یک تراژدی است، زیرا هیولا تلاش میکند تا توسط جامعه پذیرفته شود و به خشونت کشیده میشود و زندگی خالق خود و هر آنچه را لمس میکند، نابود میکند.

بخشی از جذابیت آن در آن زمان شاید حدس و گمانها پیرامون این بود که چه کسی کتاب را نوشته است - بسیاری بر این باور بودند که پرسی نویسنده است، زیرا او مقدمه را نوشت. اما صرف نظر از این شایعات، این اثر پیشگامانه بود. در آن زمان، چیزی شبیه به آن نوشته نشده بود. این اثر تمام ویژگیهای ژانر گوتیک و همچنین خیزشهای احساسی رمانتیسم را داشت، اما به تجربهگرایی علمی که در آن زمان محبوبیت پیدا میکرد نیز میپرداخت. با ترکیب احساسات هیجانانگیز احشایی با ایدئولوژیهای منطقی و فناوری، از آن زمان به عنوان اولین رمان علمی تخیلی در نظر گرفته شده است. مری با موفقیت یک آینه تفریحی قدرتمند از فرهنگ فکری در طول زندگی خود ساخت: ایدههای گادوین در مورد جامعه و بشر، پیشرفتهای علمی داروین و تخیل رسا شاعرانی مانند کلریج.
سالهای ایتالیا (1818-1822): تراژدی و خلق آثار جدید
- ماتیلدا (تکمیل شده 1818، منتشر شده 1959)
- پروسرپین (تکمیل شده 1820، منتشر شده 1832)
- میداس (تکمیل شده 1820، منتشر شده 1922)
- موریس (تکمیل شده 1820، منتشر شده 1998)
علیرغم موفقیتهای به دست آمده، خانواده از نظر مالی در تنگنا بود. پرسی همچنان از دست طلبکاران فرار میکرد و سایه از دست دادن حضانت فرزندان بر زندگی این زوج سنگینی میکرد. به همین دلایل و همچنین به دلیل وضعیت نامناسب سلامتی، خانواده برای همیشه انگلستان را ترک کردند. آنها در سال 1818 به همراه کلیر به ایتالیا سفر کردند. ابتدا نزد بایرون رفتند تا دختر کلیر، آلبا را به او بسپارند تا بزرگش کند. سپس همانطور که در سفر فرارشان انجام داده بودند، در سراسر کشور به سفر، مطالعه، نوشتن و گشت و گذار پرداختند و از همنشینی با حلقه آشنایان خود لذت بردند. با این حال، تراژدی بار دیگر با مرگ فرزندان مری رخ داد: کلارا در ماه سپتامبر در ونیز و ویلیام در ماه ژوئن در رم بر اثر مالاریا درگذشتند.
مری ویران شد. او نیز همانند تجربههای قبلیاش، در ورطه افسردگی فرو رفت که با بارداری دیگری التیام یافت. با وجود بهبودی، او به شدت تحت تأثیر این فقدانها قرار گرفت و سلامت روحی و جسمیاش هرگز به طور کامل بهبود نیافت. در طول دوره عزاداری، تمام توجه خود را به کارش معطوف کرد. او رمان کوتاه ماتیلدا را نوشت، داستانی گوتیک درباره رابطه زنایبامحارم بین پدر و دخترش، که تا سال 1959 و پس از مرگش منتشر نشد.
مری از به دنیا آوردن چهارمین و آخرین فرزندش، پرسی فلورانس، که به نام شهری که در آن زندگی میکردند نامگذاری شده بود، در 12 نوامبر 1819 بسیار خوشحال بود. او برای اولین بار در داستاننویسی خود شروع به کار بر روی رمان والپرگا کرد و به پژوهشهای تاریخی روی آورد. او همچنین دو اقتباس شعر بیوزن از اوید برای کودکان، نمایشنامههای پروسرپین و میداس را در سال 1820 نوشت، اگرچه به ترتیب تا سالهای 1832 و 1922 منتشر نشدند.
در طول این دوره، مری و پرسی اغلب نقل مکان میکردند. تا سال 1822، آنها با کلیر و دوستانشان ادوارد و جین ویلیامز در ویلای مگنی در خلیج لریچی در شمال ایتالیا زندگی میکردند. ادوارد یک افسر بازنشسته ارتش بود و همسرش جین، موضوع شیفتگی کامل پرسی شد. مری مجبور بود هم با این انحراف توجه پرسی و هم با سقط جنین دیگری که تقریباً مرگبار بود، کنار بیاید. با این حال، اوضاع در شرف بدتر شدن بود.
پرسی و ادوارد یک قایق خریده بودند تا سفرهای دریایی در امتداد ساحل داشته باشند. در 8 ژوئیه 1822، این دو قرار بود پس از ملاقات با بایرون و لی هانت در لیورنو به همراه چارلز ویوان قایقران به لریچی بازگردند. آنها در طوفان گرفتار شدند و هر سه غرق شدند. مری نامهای خطاب به پرسی از لی هانت دریافت کرد که در مورد آب و هوای بد صحبت میکرد و ابراز امیدواری میکرد که مردان سالم به خانه رسیده باشند. سپس مری و جین برای کسب خبر به لیورنو و پیزا شتافتند، اما تنها با تأیید مرگ همسرانشان روبرو شدند; اجساد به ساحل نزدیک ویارجیو رسیدند.
مری کاملاً دلشکسته بود. او نه تنها او را دوست داشت و یک همتای فکری در او یافته بود، بلکه خانواده، دوستان، کشور و امنیت مالی خود را برای بودن با پرسی از دست داده بود. او او و همه این چیزها را به یکباره از دست داده بود و در ویرانی مالی و اجتماعی قرار داشت. در آن زمان چشماندازهای کمی برای زنان برای کسب درآمد وجود داشت. شهرت او در وضعیت بدی قرار داشت، زیرا شایعاتی در مورد رابطهاش با شوهر مرحومش وجود داشت - مری اغلب به عنوان معشوقه و خرابکار شخصی پرسی محکوم میشد. او پسری داشت که باید از او مراقبت میکرد و بعید بود دوباره ازدواج کند. اوضاع بسیار وخیم بود.
دوران بیوگی (1823-1844): تمرکز بر نویسندگی و یافتن استقلال
- والپرگا: یا، زندگی و ماجراهای کاستروچیو، شاهزاده لوکا (1823)
- اشعار پس از مرگ پرسی بیش شلی (ویراستار، 1824)
- آخرین انسان (1826)
- اقبال پرکین واربک، یک رمانس (1830)
- لودور (1835)
- زندگی برجستهترین مردان ادبی و علمی ایتالیا، اسپانیا و پرتغال، جلد اول تا سوم (1835-1837)
- فالکنر: یک رمان (1837)
- زندگی برجستهترین مردان ادبی و علمی فرانسه، جلد اول تا دوم (1838-1839)
- آثار شاعرانه پرسی بیش شلی (1839)
- مقالات، نامهها از خارج، ترجمهها و قطعات (1840)
- پرسه زنی در آلمان و ایتالیا، در سالهای 1840، 1842 و 1843 (1844)
مری باید راهی برای مقابله با فشارهای مالی که اکنون به تنهایی بر دوشش سنگینی میکرد، پیدا میکرد. او مدتی با لی هانت در جنوا زندگی کرد و سپس در تابستان 1823 به انگلستان بازگشت. بایرون از نظر مالی به او کمک کرد، اما سخاوت او دوامی نداشت. مری توانست با پدرشوهرش، سر تیموتی، توافقی برای حمایت از پسرش ترتیب دهد. او به این شرط به او مستمری پرداخت میکرد که مری هرگز زندگینامه پرسی شلی را منتشر نکند. هنگامی که چارلز بیش شلی، وارث مستقیم سر تیموتی، در سال 1826 درگذشت، پرسی فلورانس وارث بارونت شد. مری که ناگهان از امنیت مالی بسیار بیشتری برخوردار شده بود، به پاریس سفر کرد. او در این دوره با چندین فرد با نفوذ ملاقات کرد - از جمله نویسنده فرانسوی پروسپر مریمه، که با او مکاتبات مفصلی داشت. در سال 1832، پرسی برای تحصیل به مدرسه هارو رفت تا پس از اتمام تحصیلاتش به نزد مادرش بازگردد. او از نظر ظرفیت فکری شبیه والدینش نبود، اما خلق و خوی او او را به فردی بسیار راضیتر و فداکارتر از والدین بیقرار و شاعرش تبدیل کرد.
به جز پسرش، نوشتن به کانون زندگی مری تبدیل شد. همچنین قبل از اینکه امنیت بارونت پرسی را داشته باشد، وسیلهای برای امرار معاش او شد. در سال 1823، او اولین مقالات خود را برای مجله لیبرال نوشت، که توسط پرسی، بایرون و لی هانت تأسیس شده بود. رمان تاریخی تکمیل شده مری، والپرگا نیز در سال 1823 منتشر شد. داستان درباره کاستروچیو کاستراکانی، مستبد قرن چهاردهم است که ارباب لوکا شد و فلورانس را تسخیر کرد. کنتس یوتانازیا، دشمن او، باید بین عشقش به رقیبش یا آزادی سیاسی یکی را انتخاب کند - او در نهایت آزادی را انتخاب میکند و به شکلی غمانگیز میمیرد. این رمان با استقبال خوبی روبرو شد، اگرچه در زمان خود، مضامین سیاسی آن در مورد آزادی و امپریالیسم به نفع روایت عاشقانه نادیده گرفته شد.

مری همچنین شروع به ویرایش دست نوشتههای باقی مانده پرسی برای انتشار کرد. او در طول زندگی خود به طور گسترده خوانده نشده بود، اما مری پس از مرگش از کار او حمایت کرد و او به طور قابل توجهی محبوب تر شد. اشعار پس از مرگ پرسی بیش شلی در سال 1824، همان سالی که لرد بایرون درگذشت، منتشر شد. این ضربه ویرانگر او را بر آن داشت تا کار بر روی رمان پساآخرالزمانی خود، آخرین انسان را آغاز کند. این رمان که در فوریه 1826 منتشر شد، داستانی تخیلی و کمرنگ از حلقه درونی او است، با شخصیتهایی به عنوان آینهای از پرسی، لرد بایرون و خود مری. داستان درباره راوی رمان، لیونل ورنی است که زندگی خود را در آیندهای دور، پس از اینکه طاعون جهان را ویران کرده و انگلستان به دست الیگارشی سقوط کرده است، شرح میدهد. اگرچه در آن زمان به دلیل بدبینی مضطربانه خود نقدهای منفی دریافت کرد و فروش ضعیفی داشت، اما در انتشار دوم در دهه 1960 احیا شد. آخرین انسان اولین رمان پساآخرالزمانی انگلیسی است.
در سالهای بعد، مری طیف گستردهای از آثار را تولید کرد. او رمان تاریخی دیگری را با نام اقبال پرکین واربک در سال 1830 منتشر کرد. در سال 1831، نسخه دوم فرانکنشتاین منتشر شد که او مقدمه جدیدی برای آن نوشت - نمایش تئاتری این رمان در سال 1823، با نام گمان، اشتیاق مداومی را برای این داستان برانگیخت. پروسرپین، نمایشنامه منظومی که او در سال 1820 نوشته بود، سرانجام در مجله تاج زمستانی در سال 1832 منتشر شد. موفقیت انتقادی بعدی مری رمان لودور بود که در سال 1835 منتشر شد و به دنبال همسر و دختر لرد لودور، در حالی که آنها با واقعیتهای زندگی برای زنان مجرد پس از مرگ او روبرو هستند، میپردازد.
یک سال بعد، ویلیام گادوین در 7 آوریل 1836 درگذشت، که او را بر آن داشت تا فالکنر را بنویسد، که سال بعد منتشر شد. فالکنر نیز یک رمان نسبتاً اتوبیوگرافیک است که حول محور شخصیت اصلی الیزابت رابی، یتیمی که خود را تحت مراقبت پدرانه روپرت فالکنر سلطهجو مییابد، متمرکز است. در طول این مدت، مری همچنین به طور قابل توجهی برای دایرهالمعارف کابینه با دیونیسیوس لاردنر نوشت و پنج زندگینامه نویسنده را در طول سالهای 1835-1839 تکمیل کرد. او همچنین یک نسخه کامل از اشعار شلی را با عنوان آثار شاعرانه پرسی بیش شلی (1839) آغاز کرد و مقالات، نامهها از خارج، ترجمهها و قطعات (1840) را نیز توسط پرسی منتشر کرد. او با پسرش و دوستانش در قاره اروپا به گشت و گذار پرداخت و سفرنامه دوم خود را با عنوان پرسه زنی در آلمان و ایتالیا، که در سال 1844 منتشر شد، درباره سفرهایش از سال 1840 تا 1843 نوشت.
تا زمانی که به سن 35 سالگی رسیده بود، مری به سطح مطلوبی از رضایت فکری و امنیت مالی دست یافته بود و کمبودی از نظر روابط نداشت. در طول این سالهای کار، او سفر کرد و با افراد زیادی ملاقات کرد که به او احساس رضایت از دوستی، اگر نه بیشتر، را دادند. جان هاوارد پین، بازیگر و نویسنده آمریکایی، به او پیشنهاد ازدواج داد، اما او در نهایت آن را رد کرد، زیرا اساساً به اندازه کافی برای او محرک نبود. او با واشنگتن ایروینگ، نویسنده آمریکایی دیگری، یک رابطه مکاتبهای داشت. مری همچنین ممکن است یک رابطه عاشقانه با جین ویلیامز داشته باشد و قبل از اینکه با هم اختلاف پیدا کنند، در سال 1824 به نزدیکی او نقل مکان کرد.

سبک و مضامین ادبی: پیشگامی و فراتر از زمان
پیشگام ادبی
مری شلی با نوشتن رمان فرانکنشتاین، عملاً ژانر جدیدی را ایجاد کرد: علمی-تخیلی. تلفیق سنت گوتیک تثبیت شده با نثر رمانتیک و مسائل مدرن، به ویژه آرمانهای علمی متفکران روشنگری، اقدامی انقلابی بود. آثار او ذاتاً سیاسی هستند و فرانکنشتاین نیز از این قاعده مستثنی نیست و تأملاتی در باب رادیکالیسم گادوینگرا دارد. فرانکنشتاین که به موضوع دیرینه غرور، سؤالات مربوط به پیشرفت و آرزوهای اجتماعی و ابراز غریزی امر متعالی میپردازد، تا به امروز به عنوان سنگمحکی برای اسطورهشناسی فرهنگی مدرن باقی مانده است.
آخرین انسان، سومین رمان مری، نیز انقلابی و بسیار جلوتر از زمان خود بود، زیرا اولین رمان آخرالزمانی نوشته شده به زبان انگلیسی است. این رمان داستان آخرین مرد روی زمینی را دنبال میکند که بر اثر یک بیماری همهگیر جهانی ویران شده است. این اثر که به بسیاری از اضطرابهای اجتماعی تکاندهنده، مانند بیماری، شکست آرمانهای سیاسی و خطاپذیری طبیعت انسانی میپردازد، توسط منتقدان و همعصرانش بسیار تاریک و بدبینانه تلقی شد. در سال 1965، دوباره چاپ و احیا شد، زیرا مضامین آن دوباره مرتبط به نظر میرسید.
حلقه اجتماعی
پرسی شلی، همسر مری، تأثیر بسزایی بر او داشت. آنها دفتر خاطرات خود را به اشتراک میگذاشتند، درباره آثار یکدیگر بحث میکردند و نوشتههای هم را ویرایش میکردند. پرسی، البته، یک شاعر رمانتیک بود که بر اساس باورهایش به رادیکالیسم و فردگرایی زندگی و مرگ را پذیرفت و این جنبش در آثار مری نیز به نمایش گذاشته شده است. رمانتیسم از فیلسوفان ایدهآلیست، مانند امانوئل کانت و گئورگ فریدریش هگل پیروی میکرد، زیرا اروپا شروع به مفهومسازی حسی کرد که از فرد به دنیای خارجی (به جای برعکس) برمیخاست. این روشی برای تفکر درباره هنر، طبیعت و جامعه از طریق فیلترهای مهم احساسات و تجربه شخصی بود. این تأثیر بیشتر در فرانکنشتاین از طریق امر والا مشهود است - نوعی وحشت لذتبخش که از رویارویی با چیزی بزرگتر از خودتان، مانند ارتفاعات عظیم کوههای سوئیس و منظره بیانتهایی که ارائه میدهند، ناشی میشود.
همچنین تقریباً غیرممکن است که سیاست را در آثار مری نادیده بگیریم، اگرچه بسیاری از منتقدان در طول زندگیاش این کار را کردند. او به عنوان دختر پدرش، بسیاری از ایدههای او و ایدههای حلقه فکری او را جذب کرد. گادوین به عنوان بنیانگذار آنارشیسم فلسفی شناخته میشود. او معتقد بود که دولت یک نیروی فاسد در جامعه است و با رشد دانش و درک بشر، غیر ضروریتر و ناتوانتر خواهد شد. سیاستهای او در داستانهای مری، به ویژه در فرانکنشتاین و آخرین انسان، به طور متابولیزه شده و در هم تنیده شدهاند.
آثار مری همچنین عمدتاً نیمه اتوبیوگرافیک تلقی میشوند. او از دوستان و خانوادهاش الهام گرفت. این به خوبی شناخته شده است که بازیگران رمان آخرین انسان، شبیهسازیهایی از خود، شوهرش و لرد بایرون بودند. او همچنین به طور گسترده در مورد رابطه پدر و دختر نوشت، که تصور میشود بیانگر رابطه پیچیده او با گادوین باشد.
دامنه
مری شلی همچنین در دامنه آثارش قابل توجه بود. مشهورترین رمان او، فرانکنشتاین، تمرینی در وحشت، در سنت گوتیک و همچنین نویدبخش ژانر علمی تخیلی است. اما رمانهای دیگر او در سراسر گستره سنتهای ادبی امتداد دارند: او دو سفرنامه منتشر کرد که در طول زندگیاش مد بودند. او همچنین داستانهای تاریخی، داستانهای کوتاه، مقالات نوشت، در شعر و نمایش به فعالیت پرداخت و به دایرهالمعارف کابینه لاردنر، زندگینامههای نویسنده را اضافه کرد. او همچنین اشعار شوهر مرحوم خود را برای انتشار ویرایش و گردآوری کرد و مسئول به رسمیت شناختن او پس از مرگش بود. در نهایت، او شروع به نوشتن زندگینامه مفصلی درباره پدرش، ویلیام گادوین کرد، اما هرگز آن را به پایان نرساند.
مرگ: پایان یک زندگی پربار
از سال 1839، مری با سلامتی خود دست و پنجه نرم میکرد و اغلب سردردهای شدید و دورههای فلج را تحمل میکرد. با این حال، او تنها رنج نمیکشید - پس از اینکه پرسی فلورانس تحصیلات خود را به پایان رساند، در سال 1841 به خانه بازگشت تا با مادرش زندگی کند. در 24 آوریل 1844، سر تیموتی درگذشت و پرسی جوان بارونت و ثروت خود را دریافت کرد و پس از آن با مری با آسودگی زندگی کرد. در سال 1848، او با جین گیبسون سنت جان ازدواج کرد و ازدواج شادی با او داشت. مری و جین از همنشینی با یکدیگر بسیار لذت میبردند و مری با این زوج در ساسکس زندگی میکرد و هنگام سفر به خارج از کشور آنها را همراهی میکرد. او شش سال آخر زندگی خود را در آرامش و بازنشستگی گذراند. در فوریه 1851، او در سن 53 سالگی در لندن بر اثر تومور مغزی مشکوک درگذشت. او در کلیسای سنت پیتر، بورنموث به خاک سپرده شد.
میراث مری شلی: فراتر از فرانکنشتاین
واضحترین میراث مری شلی، فرانکنشتاین است؛ شاهکاری از یک رمان مدرن که جنبشی ادبی را برای درگیر شدن با تار و پود پیچیده آداب و رسوم اجتماعی، تجربه فردی و فناوریهایی که یک تمدن "پیشرو" بدون امتیاز با آن روبرو میشود، برانگیخت. اما زیبایی در این اثر در انعطافپذیری آن است - توانایی آن برای خوانده شدن و به کار بردن به روشهای مختلف. با تفکر فرهنگی فعلی ما، این رمان در بحثهایی از انقلاب فرانسه گرفته تا مادری، بردگی و سیلیکون ولی مورد بازبینی قرار گرفته است. در واقع، تا حدی به دلیل تکرارهای تئاتری و سینمایی آن، هیولای مری قرنها با فرهنگ عامه تکامل یافته است و به عنوان یک سنگ محک ماندگار باقی مانده است.

فرانکنشتاین در سال 2019 توسط بیبیسی نیوز به عنوان یکی از تاثیرگذارترین رمانها فهرست شد. اقتباسات فراوانی از این کتاب در قالب نمایشنامهها، فیلمها و سریالهای تلویزیونی وجود داشته است، مانند نمایشنامه "گمان" (1823)، فرانکنشتاین استودیوهای یونیورسال (1931) و فیلم فرانکنشتاین مری شلی (1994) - بدون احتساب فرنچایزهای گستردهای که شامل هیولا میشوند. زندگینامههای متعددی درباره مری شلی نوشته شده است، از جمله مطالعه موریل اسپارک در سال 1951 و زندگینامه میراندا سیمور در سال 2001. در سال 2018، فیلم مری شلی منتشر شد که وقایعی را که منجر به اتمام رمان فرانکنشتاین توسط او شد، دنبال میکند.
اما میراث مری فراتر از این یک دستاورد (فوق العاده) است. به عنوان یک زن، آثار او به اندازه نویسندگان مرد مورد توجه انتقادی قرار نگرفت. حتی بحثهای داغی در این مورد وجود داشته است که آیا او فرانکنشتاین را نوشته است - یا توانایی نوشتن آن را داشته است یا خیر. تنها اخیراً بسیاری از آثار او احیا شده و حتی تقریباً یک قرن پس از اتمام آن منتشر شده است. با این حال، مری با وجود مواجهه با این تعصبات عظیم، به مدت بیش از 20 سال در ژانرهای مختلف نویسندگی حرفه موفقی داشت. میراث او شاید تداوم میراث مادر فمینیست او باشد، در بیان نظرات و تجربیات خود در زمانی که زنان به راحتی تحصیل نمیکردند و پیشبرد کل حوزه ادبیات با کلمات خود.
- بیوگرافی
- ادبیات کلاسیک
- ادبیات