جنگ کره: مروری جامع بر نبردی در بحبوحه جنگ سرد

ستونی از نیروها و زره پوشان لشکر 1 دریایی در طول شکست موفقیت آمیز خود از مخزن چوسین در کره شمالی از خطوط کمونیست چینی عبور می کنند.
Corporal Peter McDonald, USMC / Wikimedia Commons / Public Domain

جنگ کره، که از ژوئن 1950 تا ژوئیه 1953 به طول انجامید، شاهد تهاجم کره شمالی کمونیستی به همسایه جنوبی دموکراتیک خود بود. با پشتیبانی سازمان ملل متحد و تأمین بخش عمده‌ای از نیروها توسط ایالات متحده، کره جنوبی مقاومت کرد و نبردها در امتداد شبه جزیره کره به صورت رفت و برگشتی ادامه یافت تا اینکه خط مقدم کمی در شمال مدار 38 درجه تثبیت شد. این درگیری به شدت مورد مناقشه، نشان داد که ایالات متحده چگونه سیاست مهار خود را در تلاش برای جلوگیری از تجاوز و مهار گسترش کمونیسم دنبال می‌کند.

از این رو، جنگ کره را می‌توان به عنوان یکی از نبردهای نیابتی متعددی دانست که در طول جنگ سرد به وقوع پیوست. این جنگ، صحنه تقابل ایدئولوژی‌های مختلف و همچنین قدرت‌های بزرگ در عرصه جهانی بود.

ریشه‌های جنگ کره

جنگ کره، ریشه در تقسیم این کشور پس از جنگ جهانی دوم داشت. در سال 1945، با پایان جنگ جهانی دوم و خروج ژاپن از کره، این کشور توسط متفقین تقسیم شد. ایالات متحده، جنوب مدار 38 درجه را تحت اشغال خود درآورد، در حالی که اتحاد جماهیر شوروی، کنترل شمال را به دست گرفت.

در ابتدا، قرار بود کره پس از یک دوره پنج ساله دوباره متحد و مستقل شود. اما این دوره بعداً کوتاه شد و در سال 1948، انتخابات در هر دو کره شمالی و جنوبی برگزار شد. در شمال، کمونیست‌ها به رهبری کیم ایل-سونگ قدرت را به دست گرفتند، در حالی که جنوب به یک کشور دموکراتیک تبدیل شد.

هر دو دولت، با حمایت حامیان خود، تمایل داشتند که شبه‌جزیره کره را تحت ایدئولوژی خود متحد کنند. پس از چندین درگیری مرزی، در نهایت کره شمالی در 25 ژوئن 1950 به جنوب حمله کرد و جنگ کره آغاز شد. این تهاجم، نقطه عطفی در تاریخ این کشور و آغاز یک درگیری خونین بود.

آغاز جنگ کره

با محکومیت فوری تهاجم کره شمالی، سازمان ملل متحد قطعنامه 83 را تصویب کرد که خواستار کمک نظامی به کره جنوبی بود. تحت لوای سازمان ملل، رئیس جمهور هری ترومن به نیروهای آمریکایی دستور داد تا به شبه جزیره کره اعزام شوند. نیروهای کره شمالی با پیشروی به سمت جنوب، همسایگان خود را درهم کوبیدند و آنها را به منطقه کوچکی در اطراف بندر پوسان عقب راندند.

در حالی که نبردها در اطراف پوسان ادامه داشت، ژنرال داگلاس مک‌آرتور، فرمانده نیروهای سازمان ملل، یک عملیات آبی خاکی جسورانه را در 15 سپتامبر در اینچئون طرح‌ریزی و اجرا کرد. این عملیات، همراه با شکستن محاصره پوسان، تهاجم کره شمالی را درهم شکست و نیروهای سازمان ملل آنها را به آن سوی مدار 38 درجه عقب راندند.

نیروهای سازمان ملل با پیشروی عمیق به داخل کره شمالی، امیدوار بودند تا قبل از کریسمس به جنگ پایان دهند، با وجود هشدارهای چین درباره مداخله نظامی. این پیشروی سریع، امیدها را برای پایان زودهنگام جنگ افزایش داد، اما تهدید مداخله چین، سایه‌ای سنگین بر این امیدها افکند.

مداخله چین

با وجود هشدارهای مکرر چین در طول پاییز، مک‌آرتور این تهدیدها را نادیده گرفت. در اکتبر، نیروهای چینی از رودخانه یالو عبور کرده و وارد جنگ شدند. ماه بعد، آن‌ها یک حمله گسترده را آغاز کردند که نیروهای سازمان ملل را پس از نبردهایی مانند نبرد دریاچه چوسین، به سمت جنوب عقب راند.

مک‌آرتور که مجبور به عقب‌نشینی به جنوب سئول شده بود، توانست خطوط دفاعی را تثبیت کرده و در فوریه ضدحمله‌ای را آغاز کند. نیروهای سازمان ملل در ماه مارس سئول را دوباره تصرف کرده و دوباره به سمت شمال پیشروی کردند.

در 11 آوریل، مک‌آرتور که با ترومن اختلاف داشت، از سمت خود برکنار و با ژنرال متیو ریدجوی جایگزین شد. ریدجوی با عبور از مدار 38 درجه، حمله چین را دفع کرد و کمی در شمال مرز متوقف شد. مداخله چین، موازنه قدرت در جنگ کره را به طور چشمگیری تغییر داد.

رسیدن به بن‌بست

با توقف نیروهای سازمان ملل در شمال مدار 38 درجه، جنگ عملاً به یک بن‌بست تبدیل شد. مذاکرات آتش‌بس در ژوئیه 1951 در کائسونگ آغاز شد و سپس به پانمونجوم منتقل گردید. این مذاکرات به دلیل مسائل مربوط به اسیران جنگی (POW) با مشکل مواجه شد، زیرا بسیاری از زندانیان کره شمالی و چینی تمایلی به بازگشت به خانه نداشتند.

در خط مقدم، نیروی هوایی سازمان ملل به کوبیدن دشمن ادامه داد، در حالی که حملات زمینی نسبتاً محدود بود. این حملات معمولاً شامل نبرد دو طرف بر سر تپه‌ها و ارتفاعات در امتداد خط مقدم می‌شد. درگیری‌های این دوره شامل نبردهای «تپه دل‌شکسته» (1951)، «اسب سفید» (1952)، «تپه مثلثی» (1952) و «تپه کله‌پاچه» (1953) بود.

در آسمان، این جنگ شاهد اولین برخوردهای بزرگ جت با جت بود، زیرا هواپیماها در مناطقی مانند "MiG Alley" به دوئل می‌پرداختند. این دوره، نمایانگر جنگ فرسایشی و تلاش برای حفظ مواضع در خط مقدم بود.

پیامدهای جنگ کره

مذاکرات در پانمونجوم سرانجام در سال 1953 به نتیجه رسید و آتش‌بس در 27 ژوئیه به اجرا درآمد. اگرچه جنگ به پایان رسید، اما هیچ پیمان صلح رسمی منعقد نشد. در عوض، هر دو طرف با ایجاد یک منطقه غیرنظامی در امتداد خط مقدم موافقت کردند.

این منطقه که تقریباً 250 مایل طول و 2.5 مایل عرض دارد، با استقرار نیروها در دو طرف، همچنان یکی از نظامی‌ترین مرزهای جهان به شمار می‌رود. تلفات این جنگ برای نیروهای سازمان ملل/کره جنوبی حدود 778000 نفر و برای کره شمالی و چین حدود 1.1 تا 1.5 میلیون نفر تخمین زده می‌شود.

در پی این درگیری، کره جنوبی یکی از قوی‌ترین اقتصادهای جهان را توسعه داد، در حالی که کره شمالی به یک کشور منزوی و مطرود تبدیل شد. جنگ کره، تاثیری عمیق و پایدار بر شبه‌جزیره کره گذاشت و میراث آن، هنوز هم در این منطقه احساس می‌شود.

رویدادهای تاریخی

بیشتر

علل جنگ 1812 چه بود؟

این مقاله به بررسی علل جنگ 1812 و پیامدهای آن برای ایالات متحده آمریکا می پردازد....