زندگینامه ایندیرا گاندی: از کودکی تا نخست وزیری و ترور

در اوایل دهه 1980، ایندیرا گاندی، نخستوزیر وقت هند، از نفوذ رو به رشد جرنیل سینگ بیندرانواله، واعظ کاریزماتیک و شبهنظامی سیک، به شدت نگران بود. در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980، تنشها و درگیریهای فرقهای بین سیکها و هندوها در شمال هند رو به افزایش بود. این موضوع امنیت ملی هند را به خطر انداخته بود و دولت هند به دنبال راهکاری برای کنترل اوضاع بود.
این تنشها در منطقه به حدی بالا گرفت که در ژوئن 1984، ایندیرا گاندی تصمیم گرفت وارد عمل شود. او تصمیمی سرنوشتساز گرفت: اعزام ارتش هند به معبد طلایی برای سرکوب شبهنظامیان سیک. این تصمیم بعدها به عملیات ستاره آبی مشهور شد و پیامدهای ناگواری برای هند به همراه داشت. این عملیات نقطه عطفی در روابط بین سیکها و دولت مرکزی هند بود و باعث افزایش خشونتها و بیاعتمادیها شد.
زندگی اولیه ایندیرا گاندی
ایندیرا گاندی در 19 نوامبر 1917 در اللهآباد (در ایالت اوتار پرادش کنونی)، در هند تحت سلطه بریتانیا، متولد شد. پدرش، جواهر لعل نهرو، پس از استقلال هند از بریتانیا، به عنوان اولین نخستوزیر این کشور انتخاب شد. مادرش، کامالا نهرو، هنگام تولد ایندیرا تنها 18 سال داشت. ایندیرا در بدو تولد، ایندیرا پریادارشی نیهرو نامیده شد.
ایندیرا تک فرزند خانواده بود. برادر کوچکترش که در نوامبر 1924 به دنیا آمد، تنها دو روز زنده ماند. خانواده نهرو در آن زمان، فعالیت چشمگیری در سیاستهای ضد امپریالیستی داشتند. پدر ایندیرا یکی از رهبران جنبش ملیگرایانه و از نزدیکان مهاتما گاندی و محمدعلی جناح بود. این ارتباطات سیاسی، تاثیر عمیقی بر شکلگیری شخصیت و آینده ایندیرا گاندی گذاشت.
اقامت در اروپا
در مارس 1930، کامالا و ایندیرا در تظاهراتی در مقابل کالج مسیحی اوینگ شرکت کردند. مادر ایندیرا دچار گرمازدگی شد و دانشجوی جوانی به نام فیروز گاندی به کمک او شتافت. او به دوست صمیمی کامالا تبدیل شد و در طول درمانش برای بیماری سل، ابتدا در هند و سپس در سوئیس، او را همراهی و مراقبت کرد. ایندیرا نیز مدتی را در سوئیس گذراند، جایی که مادرش در فوریه 1936 بر اثر سل درگذشت.
ایندیرا در سال 1937 به بریتانیا رفت و در کالج سامرویل، آکسفورد، ثبت نام کرد، اما تحصیلات خود را به پایان نرساند. در آنجا، او زمان بیشتری را با فیروز گاندی، که در آن زمان دانشجوی مدرسه اقتصاد لندن بود، سپری کرد. این دو در سال 1942، با وجود مخالفت جواهر لعل نهرو که از دامادش خوشش نمیآمد (فیروز گاندی هیچ نسبتی با مهاتما گاندی نداشت)، ازدواج کردند.
نهرو در نهایت مجبور به پذیرش این ازدواج شد. فیروز و ایندیرا گاندی صاحب دو پسر به نامهای راجیو (متولد 1944) و سانجی (متولد 1946) شدند.
آغاز فعالیت سیاسی
در اوایل دهه 1950، ایندیرا گاندی به عنوان دستیار شخصی غیررسمی پدرش، که در آن زمان نخستوزیر بود، خدمت میکرد. در سال 1955، او به عضویت کمیته اجرایی حزب کنگره درآمد و ظرف چهار سال، به ریاست این کمیته رسید.
در سال 1958، زمانی که ایندیرا و نهرو در سفر رسمی دولتی به بوتان بودند، فیروز گاندی دچار حمله قلبی شد. ایندیرا به خانه بازگشت تا از او مراقبت کند. فیروز در سال 1960 پس از یک حمله قلبی دوم در دهلی درگذشت.
در سال 1964 پدر ایندیرا نیز درگذشت و لال بهادر شاستری به عنوان نخستوزیر جانشین او شد. شاستری، ایندیرا گاندی را به عنوان وزیر اطلاعات و رادیو و تلویزیون منصوب کرد. علاوه بر این، او عضو مجلس اعلای پارلمان، راجیه سبها نیز بود.
در سال 1966، نخستوزیر شاستری به طور ناگهانی درگذشت. ایندیرا گاندی به عنوان یک نامزد توافقی به عنوان نخستوزیر جدید انتخاب شد. سیاستمداران هر دو طرف یک شکاف عمیقتر در حزب کنگره امیدوار بودند که بتوانند او را کنترل کنند. آنها دختر نهرو را دست کم گرفته بودند.
نخست وزیری ایندیرا گاندی
تا سال 1966، حزب کنگره دچار مشکل شده بود. این حزب به دو جناح جداگانه تقسیم می شد؛ ایندیرا گاندی رهبری جناح چپ سوسیالیست را بر عهده داشت. دوره انتخابات سال 1967 برای حزب ناگوار بود - این حزب تقریبا 60 کرسی در مجلس سفلی پارلمان، لوک سبها، از دست داد. ایندیرا توانست از طریق ائتلاف با احزاب کمونیست و سوسیالیست هند، مقام نخست وزیری را حفظ کند. در سال 1969، حزب کنگره ملی هند برای همیشه به دو نیم تقسیم شد.
ایندیرا گاندی به عنوان نخست وزیر، اقدامات محبوبی انجام داد. او مجوز توسعه برنامه سلاح های هسته ای را در واکنش به آزمایش موفقیت آمیز چین در لوپ نور در سال 1967 صادر کرد (هند بمب خود را در سال 1974 آزمایش کرد). به منظور مقابله با دوستی پاکستان با ایالات متحده، و شاید به دلیل خصومت شخصی متقابل با ریچارد نیکسون، رئیس جمهور ایالات متحده، او روابط نزدیک تری با اتحاد جماهیر شوروی برقرار کرد.
ایندیرا گاندی در راستای اصول سوسیالیستی خود، نظام مهاراجه ها را در ایالت های مختلف هند لغو کرد و امتیازات و عناوین آنها را از بین برد. او همچنین در ژوئیه 1969 بانک ها و همچنین معادن و شرکت های نفتی را ملی کرد. تحت رهبری او، هند که به طور سنتی مستعد قحطی بود، به یک داستان موفقیت آمیز در انقلاب سبز تبدیل شد و در واقع تا اوایل دهه 1970 مازاد گندم، برنج و سایر محصولات را صادر می کرد.
در سال 1971، ایندیرا گاندی در واکنش به هجوم پناهندگان از پاکستان شرقی، جنگی را علیه پاکستان آغاز کرد. نیروهای پاکستانی شرقی/هندی در این جنگ پیروز شدند که منجر به تشکیل کشور بنگلادش از منطقه پاکستان شرقی شد.
انتخاب مجدد، محاکمه و اعلام وضعیت اضطراری
در سال 1972، حزب ایندیرا گاندی با تکیه بر پیروزی بر پاکستان و شعار "گاریبی هائو" (ریشهکن کردن فقر) در انتخابات پارلمانی ملی به پیروزی قاطع دست یافت. راج نارایان از حزب سوسیالیست، رقیب او، ایندیرا را به فساد و تخلفات انتخاباتی متهم کرد. در ژوئن 1975، دادگاه عالی اللهآباد به نفع نارایان رای داد؛ طبق این رای، ایندیرا باید از عضویت در پارلمان خلع و به مدت شش سال از تصدی هرگونه مقام انتخابی منع میشد.
با این حال، ایندیرا گاندی با وجود ناآرامیهای گسترده پس از صدور حکم، از کنارهگیری از سمت نخستوزیری خودداری کرد. در عوض، او از رئیس جمهور خواست تا در هند وضعیت اضطراری اعلام کند.
در طول وضعیت اضطراری، ایندیرا مجموعهای از تغییرات استبدادی را آغاز کرد. او دولتهای ملی و ایالتی را از مخالفان سیاسی خود پاکسازی کرد، فعالان سیاسی را دستگیر و زندانی کرد. برای کنترل رشد جمعیت، او سیاست عقیمسازی اجباری را به اجرا گذاشت که بر اساس آن، مردان فقیر به طور غیرارادی وازکتومی میشدند (اغلب در شرایط بهداشتی وحشتناک). سانجی، پسر کوچکتر ایندیرا، جنبشی را برای پاکسازی محلههای فقیرنشین اطراف دهلی رهبری کرد؛ صدها نفر کشته و هزاران نفر بیخانمان شدند زیرا خانههایشان ویران شد.
سقوط و دستگیریها
ایندیرا گاندی با یک اشتباه محاسباتی بزرگ، در مارس 1977 انتخابات جدیدی را برگزار کرد. شاید او شروع به باور کردن تبلیغات خودش کرده بود و متقاعد شده بود که مردم هند او را دوست دارند و اقدامات او را در طول سالهای وضعیت اضطراری تایید میکنند. حزب او در انتخابات توسط حزب جاناتا شکست خورد، حزبی که انتخابات را به عنوان انتخابی بین دموکراسی یا دیکتاتوری معرفی کرد، و ایندیرا از قدرت کنار رفت.
در اکتبر 1977، ایندیرا گاندی به دلیل فساد اداری به طور خلاصه زندانی شد. او دوباره در دسامبر 1978 با همان اتهامات دستگیر شد. با این حال، حزب جاناتا با مشکل مواجه بود. یک ائتلاف ناپایدار از چهار حزب مخالف قبلی، نمیتوانست بر سر مسیری برای کشور به توافق برسد و دستاورد بسیار کمی داشت.
ظهور دوباره ایندیرا
تا سال 1980، مردم هند از حزب جاناتای ناکارآمد به تنگ آمده بودند. آنها حزب کنگره ایندیرا گاندی را تحت شعار "ثبات" دوباره انتخاب کردند. ایندیرا برای چهارمین دوره به عنوان نخست وزیر، دوباره قدرت را به دست گرفت. با این حال، پیروزی او با مرگ پسرش سانجی، وارث ظاهری، در یک سانحه هوایی در ژوئن همان سال، کمرنگ شد.
تا سال 1982، نشانههای نارضایتی و حتی جداییطلبی آشکار در سراسر هند در حال ظهور بود. در آندرا پرادش، در ساحل مرکزی شرقی، منطقه تلانگانا (شامل 40٪ داخلی) میخواست از بقیه ایالت جدا شود. مشکلات همچنین در منطقه همیشه بیثبات جامو و کشمیر در شمال شعلهور شد. اما جدیترین تهدید از سوی جداییطلبان سیک در پنجاب به رهبری جرنیل سینگ بیندرانواله بود.
عملیات ستاره آبی در معبد طلایی
در سال 1983، بیندرانواله، رهبر سیکها، و پیروان مسلحش، دومین ساختمان مقدس در مجموعه معبد طلایی (همچنین به نامهای هارماندیر صاحب یا دربار صاحب) در امریتسار، پنجاب هند را اشغال و مستحکم کردند. بیندرانواله و پیروانش از موقعیت خود در ساختمان آکال تخت، خواستار مقاومت مسلحانه در برابر سلطه هندوها شدند. آنها از این ناراحت بودند که سرزمین مادریشان، پنجاب، در جریان تجزیه هند در سال 1947 بین هند و پاکستان تقسیم شده بود.
برای بدتر شدن اوضاع، پنجاب هند یک بار دیگر در سال 1966 به دو نیم تقسیم شد تا ایالت هاریانا شکل بگیرد که عمدتاً هندیزبان بودند. پنجابیها اولین پایتخت خود در لاهور را در سال 1947 به پاکستان واگذار کردند. پایتخت تازه تأسیس در چندیگر دو دهه بعد به هاریانا رسید و دولت در دهلی اعلام کرد که هاریانا و پنجاب باید به سادگی این شهر را به اشتراک بگذارند. برای جبران این اشتباهات، برخی از پیروان بیندرانواله خواستار یک ملت سیک کاملاً جدید و جداگانه به نام خالستان شدند.
در طول این دوره، افراطگرایان سیک کارزار وحشتی را علیه هندوها و سیکهای میانهرو در پنجاب به راه انداختند. بیندرانواله و پیروان شبهنظامی مسلحش در آکال تخت، دومین ساختمان مقدس پس از خود معبد طلایی، پناه گرفتند. خود رهبر لزوماً خواستار ایجاد خالستان نبود. بلکه او خواستار اجرای قطعنامه آناندپور بود که خواستار اتحاد و تطهیر جامعه سیک در پنجاب بود.
ایندیرا گاندی تصمیم گرفت ارتش هند را برای حمله مستقیم به ساختمان برای دستگیری یا کشتن بیندرانواله اعزام کند. او دستور حمله را در آغاز ژوئن 1984 صادر کرد، حتی با وجود اینکه 3 ژوئن مهمترین تعطیلات سیکها بود (بزرگداشت شهادت بنیانگذار معبد طلایی) و این مجموعه پر از زائران بیگناه بود. جالب اینجاست که به دلیل حضور سنگین سیکها در ارتش هند، فرمانده نیروی حمله، سرلشکر کولدیپ سینگ برار، و بسیاری از نیروها نیز سیک بودند.
در آمادهسازی برای حمله، تمام برق و خطوط ارتباطی به پنجاب قطع شد. در 3 ژوئن، ارتش مجموعه معبد را با خودروهای نظامی و تانکها محاصره کرد. در ساعات اولیه صبح 5 ژوئن، آنها حمله را آغاز کردند. بر اساس آمار رسمی دولت هند، 492 غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، به همراه 83 پرسنل ارتش هند کشته شدند. برآوردهای دیگر از کارکنان بیمارستان و شاهدان عینی حاکی از آن است که بیش از 2000 غیرنظامی در این حمام خون جان خود را از دست دادند.
جرنیل سینگ بیندرانواله و دیگر شبهنظامیان در میان کشته شدگان بودند. برای خشم بیشتر سیکها در سراسر جهان، آکال تخت به شدت بر اثر گلوله باران و آتش سلاح آسیب دید.
پیامدها و ترور
در پی عملیات ستاره آبی، تعدادی از سربازان سیک از ارتش هند استعفا دادند. در برخی مناطق، درگیریهای واقعی بین استعفا دهندگان و کسانی که هنوز به ارتش وفادار بودند رخ داد.
در 31 اکتبر 1984، ایندیرا گاندی برای مصاحبه با یک خبرنگار بریتانیایی به باغ پشت اقامتگاه رسمی خود رفت. هنگامی که او از دو محافظ سیک خود عبور میکرد، آنها سلاحهای خدمتی خود را بیرون کشیدند و آتش گشودند. بیانت سینگ سه بار با یک تپانچه به او شلیک کرد، در حالی که ستوانت سینگ سی بار با یک تفنگ خودکار به او شلیک کرد. سپس هر دو مرد با خونسردی سلاحهای خود را انداختند و تسلیم شدند.
ایندیرا گاندی بعد از ظهر همان روز پس از جراحی درگذشت. بیانت سینگ در حالی که بازداشت بود به ضرب گلوله کشته شد. ستوانت سینگ و کهار سینگ، متهم به توطئه، بعداً به دار آویخته شدند.
وقتی خبر مرگ نخست وزیر منتشر شد، اوباش هندو در سراسر شمال هند به خشونت روی آوردند. در شورشهای ضد سیک که چهار روز به طول انجامید، بین 3000 تا 20000 سیک به قتل رسیدند که بسیاری از آنها زنده زنده سوزانده شدند. خشونت به ویژه در ایالت هاریانا بد بود. از آنجایی که دولت هند در پاسخ به این کشتار کند عمل کرد، حمایت از جنبش جداییطلبانه سیک خالستان در ماههای پس از کشتار به طور چشمگیری افزایش یافت.
میراث ایندیرا گاندی
بانوی آهنین هند میراثی پیچیده از خود به جای گذاشت. پسر بازماندهاش، راجیو گاندی، جانشین او در مقام نخستوزیری شد. این جانشینی دودمانی یکی از جنبههای منفی میراث اوست - تا به امروز، حزب کنگره چنان با خانواده نهرو/گاندی گره خورده است که نمیتواند از اتهامهای خویشاوندیگرایی اجتناب کند. ایندیرا گاندی همچنین استبداد را به فرآیندهای سیاسی هند القا کرد و دموکراسی را برای مطابقت با نیاز خود به قدرت منحرف کرد.
از سوی دیگر، ایندیرا گاندی آشکارا کشورش را دوست داشت و آن را در موقعیت قویتری نسبت به کشورهای همسایه ترک کرد. او در صدد بهبود زندگی فقیرترین مردم هند بود و از صنعتی شدن و توسعه فناوری حمایت کرد. با این حال، به نظر میرسد که ایندیرا گاندی در مجموع، در طول دو دوره نخستوزیری خود، بیشتر ضرر رسانده تا سود.
- بیوگرافی
- تاریخ زنان
- تاریخ
- تاریخ آسیا