فمینیسم چیست؟ + ایده ها، باورها و جنبش ها

فمینیسم به عنوان یک جنبش اجتماعی و فلسفی، از دیرباز به دنبال برابری حقوق زنان در عرصه های مختلف زندگی بوده است. این جنبش نه تنها به دنبال بهبود شرایط زندگی زنان است، بلکه هدف نهایی آن ایجاد جامعه ای است که در آن همه افراد، فارغ از جنسیت، بتوانند به طور برابر از فرصت ها و حقوق خود بهره مند شوند. در این محتوا، به بررسی ایده ها، باورها و جنبش های فمینیستی می پردازیم و نقش آن ها را در تغییر ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تحلیل می کنیم. از ریشه های تاریخی فمینیسم تا چالش های امروزی آن، این نوشته به شما کمک می کند تا درک عمیق تری از این جنبش جهانی به دست آورید.
ریشه شناسی واژه فمینیسم
واژه "فمینیسم" به عنوان یک اصطلاح مدرن، قدمتی نسبتاً کوتاه دارد. اگرچه ایده ها و جنبش های مرتبط با حقوق زنان به قرن ها پیش بازمی گردد، اما استفاده از این واژه به شکل امروزی آن به قرن نوزدهم میلادی مربوط می شود. اولین بار این واژه در دهه ۱۸۷۰ در فرانسه به عنوان "féminisme" ظاهر شد و به معنای آزادی یا رهایی زنان به کار رفت. هرچند برخی گمانه زنی ها نشان می دهد که ممکن است این واژه پیش از آن نیز استفاده شده باشد.
در سال ۱۸۸۲، هوبرتین اوکلرت، یکی از فمینیست های پیشگام فرانسوی و مبارز برای حق رأی زنان، از واژه "féministe" برای توصیف خود و دیگر فعالان حقوق زنان استفاده کرد. این اصطلاح به تدریج گسترش یافت و در سال ۱۸۹۲، کنگره ای در پاریس به عنوان "فمینیست" توصیف شد. این رویداد باعث شد استفاده از این واژه در دهه ۱۸۹۰ در کشورهایی مانند بریتانیا و آمریکا نیز رواج پیدا کند.
جالب اینجاست که اگرچه امروزه از شخصیت هایی مانند مری ولستون کرافت (۱۷۵۹–۱۷۹۷) به عنوان فمینیست یاد می شود، اما در زمان خود او اصطلاحات "فمینیست" و "فمینیسم" به معنای امروزی آن وجود نداشت. کتاب مشهور او با عنوان "احقاق حقوق زنان" که در سال ۱۷۹۲ منتشر شد، بیش از یک قرن قبل از رواج این واژه نوشته شده بود. این نشان می دهد که ایده های فمینیستی پیش از شکل گیری اصطلاحات مرتبط با آن، در حال شکل گیری و گسترش بودند.
فمینیسم و جامعه
ساختارهای اجتماعی مدرن عمدتاً مبتنی بر نظام های مردسالارانه هستند، جایی که مردان نقش غالب را در تصمیم گیری های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایفا می کنند. این وضعیت تا حد زیادی تحت تأثیر استعمار و امپریالیسم اروپایی شکل گرفته است. بخشی از این فرآیند شامل از بین بردن جوامع مادرسالارانه در سراسر جهان و جایگزینی آن ها با نظام های مردسالارانه غربی بوده است. فمینیسم بر این باور است که زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند و پیشرفت واقعی اجتماعی بدون مشارکت کامل و خودجوش آن ها امکان پذیر نیست.
فمینیسم به بررسی تفاوت های فرهنگی بین زنان و مردان می پردازد و به دنبال این است که چگونه زنان در مقایسه با مردان از حقوق برابر برخوردار نیستند. این جنبش به این موضوع می پردازد که فرهنگ چگونه می تواند و باید در بین جنسیت های مختلف متفاوت باشد: آیا جنسیت های مختلف اهداف، آرمان ها و دیدگاه های متفاوتی دارند؟ فمینیسم بر اهمیت حرکت از نقطه A (وضعیت موجود) به نقطه B (برابری زنان) تأکید می کند و این تغییر را از طریق تعهد به رفتار و اقدامات عملی دنبال می کند.
فمینیسم تنها به دنبال حمایت از زندگی و حقوق زنان سیس جندر و دگرجنس گرا نیست، بلکه شامل افراد کوئیر، تراجنسیتی و کسانی که هویت جنسیتی گسترده تری دارند نیز می شود. این جنبش همچنین به تقاطع های نژاد، جنسیت، طبقه و سایر عوامل توجه ویژه ای دارد، زیرا در بسیاری از موارد، افرادی که در این تقاطع ها قرار می گیرند (مانند زنان تراجنسیتی یا زنان رنگین پوست) بیشترین آسیب پذیری را تجربه می کنند. نظریه پردازان و فعالان فمینیست با بررسی این تقاطع ها، چارچوب هایی برای درک بهتر فمینیسم ارائه کرده اند. یکی از بیانیه های بنیادین در این زمینه، بیانیه کولکتیو رودخانه کامبی در سال ۱۹۷۷ است که توسط گروهی از فمینیست های سیاه پوست تهیه شد و به بررسی پیچیدگی ها و چالش های فمینیسم در تقاطع سیاست، نژاد، جنسیت و طبقه پرداخت.
فمینیسم و مسائل جنسیتی
یکی از حوزه هایی که زنان همواره در آن تحت ستم بوده اند، مسائل مرتبط با جنسیت و رفتارهای جنسی است. در جوامع مردسالار، از زنان انتظار می رود که مطیع و کم حرف باشند، در حالی که مردان به عنوان فرماندهان جامعه شناخته می شوند و حضور فیزیکی آن ها نماد نقش شان در جامعه است. بر اساس این هنجارهای اجتماعی، زنان نباید فضای زیادی را در جامعه اشغال کنند و قطعاً نباید به عنوان عاملی حواس پرتی برای مردان دیده شوند.
فمینیسم به دنبال پذیرش و جشن گرفتن جنسیت زنانه است، در حالی که بسیاری از هنجارهای اجتماعی زنان را به دلیل آگاهی و قدرت جنسیتی شان محکوم می کنند. این دوگانگی باعث ایجاد استانداردهای دوگانه بین جنسیت ها شده است: مردانی که از نظر جنسی فعال هستند مورد تحسین قرار می گیرند، در حالی که زنان به دلیل همین ویژگی ها تحقیر می شوند.
زنان همواره در معرض ابژه سازی جنسی توسط مردان قرار داشته اند. در بسیاری از فرهنگ ها، این باور وجود دارد که زنان باید به گونه ای لباس بپوشند که مردان را تحریک نکنند، و در برخی جوامع، زنان ملزم به پوشاندن کامل بدن خود هستند. از سوی دیگر، در برخی جوامع به اصطلاح "مدرن"، جنسیت زنانه به طور گسترده در رسانه های جمعی مورد بهره برداری قرار می گیرد. تصاویر زنان نیمه برهنه در تبلیغات و صحنه های کاملاً برهنه در فیلم ها و تلویزیون امری عادی است، اما در عین حال، بسیاری از زنان به دلیل شیردهی در مکان های عمومی مورد سرزنش قرار می گیرند.
کارگران جنسی، که اکثر آن ها زنان و افراد کوئیر هستند، از نظر نهادی در موقعیت های ضعیف تری قرار دارند و جزو آسیب پذیرترین گروه ها محسوب می شوند. حتی در برخی حلقه های فمینیستی نیز این افراد مورد پذیرش قرار نمی گیرند. این تناقض ها در نگاه به جنسیت زنانه، فضایی گیج کننده از انتظارات را ایجاد می کند که زنان و مردان هر روز با آن روبرو هستند.
فمینیسم در محیط کار
فمینیسم به عنوان یک جنبش اجتماعی، به دنبال رفع نابرابری ها و تبعیض هایی است که زنان در محیط کار با آن ها مواجه هستند. این جنبش بر این باور است که تبعیض جنسیتی، که زنان را در موقعیت های ضعیف تر قرار می دهد، نامطلوب است و باید از بین برود. با این حال، این مسئله همچنان در محیط های کاری به شکل گسترده ای وجود دارد.
یکی از بارزترین نمونه های نابرابری در محیط کار، اختلاف دستمزد بین زنان و مردان است. با وجود تصویب قانون برابری دستمزد در سال ۱۹۶۳، زنان به طور متوسط تنها ۸۰.۵ سنت به ازای هر دلاری که مردان دریافت می کنند، درآمد دارند. این اختلاف زمانی که نژاد نیز به عنوان یک عامل در نظر گرفته می شود، به طور قابل توجهی افزایش می یابد. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۸، زنان سفیدپوست حدود ۷۹ سنت به ازای هر دلار مردان درآمد داشتند، در حالی که زنان آسیایی ۹۰ سنت، زنان سیاه پوست تنها ۶۲ سنت، زنان لاتین یا اسپانیایی تبار ۵۴ سنت و زنان بومی تنها ۵۷ سنت دریافت می کردند. بر اساس داده های اداره آمار ایالات متحده، درآمد متوسط سالانه زنان در سال ۲۰۱۷، ۱۴,۹۱۰ دلار کمتر از مردان بود.
فمینیسم به دنبال ایجاد تغییراتی است که نه تنها دستمزدها را عادلانه تر کند، بلکه فرصت های شغلی و شرایط کاری را نیز برای زنان بهبود بخشد. این جنبش بر این باور است که برابری جنسیتی در محیط کار نه تنها به نفع زنان، بلکه به نفع کل جامعه است، زیرا باعث افزایش بهره وری و ایجاد محیط های کاری سالم تر و عادلانه تر می شود.
فمینیسم چیست و چه چیزی نیست؟
فمینیسم جنبشی است که به دنبال برابری حقوق و فرصت ها برای زنان در تمامی عرصه های زندگی است. با این حال، یک تصور غلط رایج وجود دارد که فمینیست ها به دنبال برتری زنان بر مردان هستند. این تصور کاملاً نادرست است، زیرا فمینیسم به دنبال سرکوب مردان نیست، بلکه هدف آن ایجاد تعادل و برابری بین جنسیت ها است. برخلاف مردسالاری که زنان را تحت ستم قرار می دهد، فمینیسم به دنبال دستیابی به حقوق برابر، فرصت های شغلی یکسان و رفتار عادلانه برای همه است.
فمینیسم به دنبال این است که زنان در زمینه های مختلف کاری و فرهنگی از فرصت های برابر برخوردار شوند و در نقش های گوناگون مورد احترام قرار گیرند. نظریه پردازان فمینیست به بررسی این موضوع می پردازند که چگونه تجربیات زنان به عنوان هنجار در نظر گرفته می شود و چگونه نابرابری ها با تقاطع عوامل مختلف مانند نژاد، جنسیت، طبقه و هویت های دیگر تشدید می شوند.
هدف نهایی فمینیسم ایجاد عدالت اجتماعی است، جایی که هیچ کس به دلیل عواملی مانند نژاد، جنسیت، زبان، مذهب، گرایش جنسی، هویت جنسیتی، باورهای سیاسی یا اجتماعی، ملیت، طبقه یا وضعیت اقتصادی از حقوق خود محروم نشود. فمینیسم به دنبال ایجاد جامعه ای است که در آن همه افراد، فارغ از جنسیت، بتوانند به طور برابر از فرصت ها و حقوق خود بهره مند شوند.
مطالعات بیشتر در مورد فمینیسم
فمینیسم به عنوان یک جنبش گسترده و چندوجهی، شامل طیف وسیعی از ایدئولوژی ها، نظریه ها و جنبش ها است که هر کدام به جنبه های مختلف برابری جنسیتی می پردازند. برای درک عمیق تر این جنبش، مطالعه و بررسی انواع مختلف فمینیسم و رویکردهای آن ها ضروری است. در ادامه به برخی از مهم ترین شاخه های فمینیسم اشاره می شود:
- فمینیسم اجتماعی: این شاخه بر نقش ساختارهای اجتماعی در ایجاد نابرابری جنسیتی تمرکز دارد و به دنبال تغییر این ساختارها برای دستیابی به برابری است.
- فمینیسم لیبرال: این رویکرد بر برابری حقوقی و فرصت ها برای زنان تأکید می کند و به دنبال اصلاح قوانین و سیاست ها برای دستیابی به این هدف است.
- فمینیسم سوسیالیستی: این شاخه نابرابری جنسیتی را در ارتباط با نظام های اقتصادی و طبقاتی تحلیل می کند و معتقد است که برابری جنسیتی بدون تغییر در ساختارهای اقتصادی امکان پذیر نیست.
- فمینیسم رادیکال: این رویکرد معتقد است که ریشه نابرابری جنسیتی در نظام مردسالاری است و به دنبال تغییرات بنیادین در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است.
- فمینیسم فرهنگی: این شاخه بر تفاوت های فرهنگی بین زنان و مردان تأکید دارد و به دنبال ارزش گذاری بر ویژگی ها و تجربیات زنانه است.
- فمینیسم موج سوم: این جنبش که از دهه ۱۹۹۰ آغاز شد، بر تنوع و تفاوت های میان زنان تأکید می کند و به دنبال درک بهتر تقاطع های نژاد، جنسیت، طبقه و سایر عوامل است.
- فمینیسم تقاطعی: این رویکرد به بررسی نحوه تعامل عوامل مختلف مانند نژاد، جنسیت، طبقه و گرایش جنسی در ایجاد نابرابری می پردازد و به دنبال ایجاد عدالت برای همه گروه های به حاشیه رانده شده است.
مطالعه این شاخه ها و نظریه ها به شما کمک می کند تا درک جامع تری از فمینیسم و اهداف آن به دست آورید و نقش آن را در ایجاد تغییرات اجتماعی بهتر درک کنید.