دونا بارنز: زندگینامه هنرمند، نویسنده و روزنامه‌نگار پیشگام آمریکایی

جونا بارنز نویسنده پس از یک سفر تفریحی به فرانسه در سال 1922 با کشتی SS La Lorraine به نیویورک بازمی گردد.
Bettmann / Getty Images

دونا بارنز (Djuna Barnes)، نویسنده، هنرمند، روزنامه‌نگار و تصویرگر آمریکایی، نامی ماندگار در تاریخ ادبیات است. او بیشتر به خاطر رمان تأثیرگذارش، Nightwood (نایت‌وود) که در سال 1936 منتشر شد، شناخته می‌شود. این اثر نه تنها یکی از آثار برجسته ادبیات مدرن به شمار می‌رود، بلکه به عنوان یک نمونه پیشرو در ادبیات لزبین نیز جایگاه ویژه‌ای دارد.

نگاهی سریع به زندگی دونا بارنز:

  • شناخته شده برای: نویسنده مدرن آمریکایی، روزنامه‌نگار و تصویرگر، با شهرت به دلیل پرداختن به مضامین زنانه و ادبیات سافیک در آثارش.
  • نام‌های مستعار: لیدیا استپتو، یک بانوی فشن، و گونگا دول.
  • تولد: 12 ژوئن 1892، استورم کینگ مانتین، نیویورک.
  • درگذشت: 18 ژوئن 1982، شهر نیویورک، نیویورک.
  • تحصیلات: موسسه پرات، اتحادیه دانشجویان هنر نیویورک.
  • آثار برگزیده: کتاب زنان منزجرکننده: 8 ریتم و 5 نقاشی (1915)، رایدر (1928)، سالنامه بانوان (1928)، نایت‌وود (1936)، آنتیفون (1958).
  • همسران: کورتنی لمون (1917–1919)، پرسی فالکنر (1910–1910).

سال‌های اولیه زندگی (1892–1912): بستری برای یک هنرمند

دونا بارنز در سال 1892 در یک کلبه چوبی در استورم کینگ مانتین، در خانواده‌ای روشنفکر به دنیا آمد. مادربزرگ پدری او، زادل بارنز، میزبان محافل ادبی، فعال حقوق زنان و نویسنده بود. پدرش، والد بارنز، هنرمندی بود که در زمینه‌های موسیقی (هم به عنوان نوازنده و هم آهنگساز) و نقاشی تلاش می‌کرد اما اغلب ناموفق بود. والد تا حد زیادی متکی به مادرش، زادل، بود که پسرش را نابغه هنری می‌دانست. بنابراین، بار تأمین مخارج خانواده والد بیشتر بر عهده زادل بود که باید به روش‌های خلاقانه‌ای به دنبال منابع مالی می‌گشت.

والد، که چندهمسری داشت، در سال 1889 با مادر دونا بارنز، الیزابت ازدواج کرد و در سال 1897 معشوقه‌اش، فانی کلارک را نیز به خانه آورد. او در مجموع هشت فرزند داشت که دونا دومین فرزند بزرگتر بود. او بیشتر توسط پدر و مادربزرگش در خانه آموزش داده می‌شد، که به او ادبیات، موسیقی و هنرها را آموختند، اما موضوعات علمی و ریاضیات را نادیده گرفتند. شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه بارنز ممکن است توسط یک همسایه با رضایت پدرش مورد تجاوز قرار گرفته باشد، یا توسط خود پدرش در سن 16 سالگی - اشاراتی به تجاوز در رمان او "رایدر" (1928) و در نمایشنامه "آنتیفون" (1958) وجود دارد - اما این شایعات تأیید نشده‌اند، زیرا بارنز هرگز زندگینامه خود را به پایان نرساند. این رویدادها تاثیر عمیقی بر شخصیت دونا بارنز و آثار او گذاشت.

دونا بارنز
پرتره دونا بارنز (1892-1982)، نویسنده آمریکایی، بیشتر به خاطر رمان آوانگاردش، نایت‌وود، شناخته شده‌است. اسکار وایت / Corbis / Getty Images

دونا بارنز به محض رسیدن به 18 سالگی، با برادر 52 ساله فانی کلارک، پرسی فالکنر ازدواج کرد، ازدواجی که به شدت مورد حمایت کل خانواده‌اش بود، اما این ازدواج کوتاه مدت بود. در سال 1912، خانواده‌اش در آستانه ورشکستگی مالی از هم پاشید و بارنز با مادرش و سه برادرش به شهر نیویورک نقل مکان کرد و در نهایت در برانکس ساکن شد.

او در موسسه پرات ثبت نام کرد و برای اولین بار به طور رسمی به هنر پرداخت، اما پس از تنها شش ماه شرکت در کلاس‌ها، در سال 1913 این موسسه را ترک کرد. این تقریباً تمام تحصیلات رسمی او بود. بارنز در خانواده‌ای بزرگ شد که از عشق آزاد حمایت می‌کرد و در طول زندگی‌اش، روابط و معاشرت‌هایی با مردان و زنان به طور یکسان داشت. این تجربیات در شکل‌گیری دیدگاه‌های او درباره جنسیت و هویت نقش بسزایی داشت.

مسیر نویسندگی و آثار اولیه (1912–1921)

  • کتاب زنان منزجرکننده (1915)

دونا بارنز در ژوئن 1913 کار خود را به عنوان نویسنده آزاد برای روزنامه بروکلین دیلی ایگل آغاز کرد. بلافاصله پس از اولین تجربه خود در روزنامه‌نگاری، مقالات، داستان‌های کوتاه و نمایشنامه‌های تک پرده‌ای او هم در روزنامه‌های بزرگ نیویورک و هم در مجلات کوچک آوانگارد منتشر شد. او نویسنده‌ای محبوب در زمینه ویژگی‌های خاص بود و توانایی پوشش طیف گسترده‌ای از موضوعات، از جمله رقص تانگو، جزیره کنی، حق رای زنان، محله چینی‌ها، تئاتر و سربازان در نیویورک را داشت. او با مادر جونز، فعال کارگری و آلفرد استیگلیتز، عکاس، مصاحبه کرد. او به خاطر روزنامه‌نگاری ذهنی و تجربی خود، اتخاذ نقش‌های مختلف و شخصیت‌های گزارشگر، و وارد کردن خود به روایات، شناخته شده بود. به عنوان مثال، او خود را در معرض تغذیه اجباری قرار داد، با یک گوریل ماده در باغ وحش برانکس مصاحبه کرد و دنیای بوکس را برای نیویورک ورلد کشف کرد. در آن زمان، او به گرینویچ ویلیج نقل مکان کرده بود، پناهگاهی برای هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران که به مرکز آزمایش‌ها در هنر، سیاست و زندگی تبدیل شده بود. این دوره نقش مهمی در شکل گیری سبک نویسندگی دونا بارنز ایفا کرد.

برش مقاله دونا بارنز
برش مقاله دونا بارنز "چه حسی دارد که به زور تغذیه شوی"، منتشر شده در مجله ورلد، 6 سپتامبر 1914. دامنه عمومی / Wikimedia Commons

هنگامی که در گرینویچ ویلیج زندگی می‌کرد، او با گیدو برونو، یک کارآفرین و مروج سبک زندگی بوهمی که از گردشگران برای تماشای هنرمندان محلی در حین کار پول می‌گرفت، تماس گرفت. او اولین دفترچه بارنز، کتاب زنان منزجرکننده را منتشر کرد که حاوی توصیفی از رابطه جنسی بین دو زن بود. این کتاب از سانسور اجتناب کرد و شهرتی به دست آورد که به برونو اجازه داد قیمت آن را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. این کتاب شامل هشت "ریتم" و پنج نقاشی بود. این کتاب به شدت تحت تأثیر انحطاط اواخر قرن نوزدهم بود. موضوعات "ریتم" همه زنان هستند، از جمله یک خواننده کاباره، زنی که از پنجره باز از یک قطار مرتفع دیده می‌شود و جسد دو خودکشی در سردخانه. توصیفات گروتسک از این زنان فراوان است، تا جایی که خوانندگان احساس انزجار را تجربه کردند. مشخص نیست هدف بارنز از کتاب زنان منزجرکننده چه بود، اگرچه به نظر می‌رسد اجماع بر این است که انتقادی از نحوه درک زنان در جامعه است. این اثر به عنوان یک بیانیه فمینیستی در نظر گرفته می‌شود.

بارنز همچنین عضو Provincetown Players، گروهی بود که در یک اصطبل تبدیل شده اجرا می‌کرد. او سه نمایشنامه تک پرده‌ای برای این شرکت تولید و نوشت، که به شدت تحت تأثیر نمایشنامه‌نویس ایرلندی جی. ام. سینگ، هم از نظر شکل و هم از نظر جهان‌بینی، قرار داشتند و در یک بدبینی کلی مشترک بودند. او در سال 1917 کورتنی لمون سوسیالیست را به عنوان آنچه که او "شوهر عرفی" می‌نامید، پذیرفت، اما این اتحاد دوام نیاورد.

سال‌های پاریس (1921–1930): شکوفایی ادبی در قلب اروپا

  • رایدر (1928)
  • سالنامه بانوان (1928)

بارنز اولین بار در سال 1921 به مأموریت مجله McCall’s به پاریس سفر کرد، جایی که با مهاجران آمریکایی همکار خود که در جامعه هنری و ادبی پاریس شکوفا بودند، مصاحبه کرد. او با یک نامه معرفی به جیمز جویس به پاریس رسید، کسی که او برای ونیتی فیر با او مصاحبه می‌کرد و بعداً به دوستش تبدیل شد. او نه سال بعد را در آنجا سپری کرد.

داستان کوتاه او، "شبی در میان اسب‌ها" شهرت ادبی او را تثبیت کرد. در حالی که در پاریس بود، او دوستی‌های مستحکمی با چهره‌های برجسته فرهنگی برقرار کرد. از جمله ناتالی بارنی، میزبان سالن‌های ادبی؛ تلما وود، هنرمندی که او به طور عاشقانه با او درگیر بود. و بارونس السا فون فریتاگ-لورینگ هوون، هنرمند دادا. در سال 1928، او دو رمان کلیدی (roman à clef) منتشر کرد: "رایدر" و "سالنامه بانوان". اولی از تجربیات دوران کودکی بارنز در کورنوال-آن-هادسون الهام گرفته شده است و 50 سال از تاریخ خانواده رایدر را شرح می‌دهد. مادر سالار، سوفی گریو رایدر، بر اساس مادربزرگش زادل، میزبان سابق است که به فقر افتاده است. او پسری به نام وندل دارد که تنبل و چند همسری است؛ او همسری به نام آملیا و یک معشوقه ساکن به نام کیت-کارلس دارد. جایگزین بارنز، جولی، دختر آملیا و وندل است. ساختار کتاب بسیار عجیب است: برخی از شخصیت‌ها فقط در یک فصل ظاهر می‌شوند. روایت با داستان‌های کودکان، آهنگ‌ها و تمثیل‌ها در هم آمیخته است؛ و هر فصل به سبک متفاوتی نوشته شده است. این رمان‌ها به بررسی روابط خانوادگی و هویت جنسیتی می‌پردازند.

سولیتا سولانو و دونا بارنز
سولیتا سولانو و دونا بارنز در پاریس، 1922. دامنه عمومی

"سالنامه بانوان" یکی دیگر از رمان‌های کلیدی بارنز است، این بار در یک محفل اجتماعی لزبین در پاریس - بر اساس محفل اجتماعی ناتالی بارنی - جریان دارد. شخصیت جایگزین بارنی، Dame Evangeline Musset نام دارد، یک "پیشگام و تهدید" سابق، اکنون مربی میانسال که هدفش نجات زنان مضطرب و ارائه خردمندی است. او پس از مرگش به مقام قدیس می‌رسد. سبک آن کاملاً مبهم است، زیرا ریشه در شوخی‌های درونی و ابهام دارد، که مشخص می‌کند آیا این یک هجو خوش نیت است یا حمله به محفل بارنی. این رمان به بررسی هویت جنسی و روابط لزبین می‌پردازد.

در این دو کتاب، بارنز از سبک نگارشی تحت تأثیر انحطاط قرن نوزدهم که در "کتاب زنان منزجرکننده" به نمایش گذاشته بود، دست کشید. در عوض، او آزمایش مدرنیستی الهام گرفته از ملاقات و دوستی متعاقبش با جیمز جویس را انتخاب کرد. این دوره به عنوان نقطه عطفی در مسیر ادبی دونا بارنز به شمار می‌رود.

سال‌های ناآرام (دهه 1930): خلق اثر ماندگار "نایت‌وود"

  • نایت‌وود (1936)

بارنز در دهه 1930 به طور گسترده سفر کرد و مدتی را در پاریس، انگلستان، شمال آفریقا و نیویورک گذراند. هنگامی که در یک عمارت روستایی در Devon که توسط پگی گوگنهایم، حامی هنر، اجاره شده بود، اقامت داشت، بارنز رمان تعیین کننده دوران کاری خود، نایت‌وود را نوشت. این رمان آوانگارد تحت حمایت پگی گوگنهایم نوشته شده، توسط تی.اس. الیوت ویرایش شده و در پاریس دهه 1920 جریان دارد. نایت‌وود حول پنج شخصیت متمرکز است که دو نفر از آنها بر اساس بارنز و تلما وود ساخته شده‌اند. وقایع کتاب به دنبال از هم پاشیدگی رابطه بین این دو شخصیت است. به دلیل تهدید سانسور، الیوت لحن مربوط به جنسیت و مذهب را ملایم کرد. با این حال، چریل جی. پلامب نسخه‌ای از کتاب را ویرایش کرد که زبان اصلی بارنز را حفظ می‌کند. رمان نایت‌وود به عنوان اوج خلاقیت بارنز شناخته می‌شود.

در حالی که در عمارت Devon بود، بارنز مورد احترام رمان‌نویس و شاعر امیلی کلمن قرار گرفت، کسی که در واقع از پیش نویس بارنز از نایت‌وود به تی.اس. الیوت دفاع کرد. این کتاب در حالی که مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، نتوانست به یک کتاب پرفروش تبدیل شود و بارنز، که به سخاوت پگی گوگنهایم وابسته بود، به ندرت در روزنامه‌نگاری فعال بود و با مصرف الکل دست و پنجه نرم می‌کرد. در سال 1939، او پس از ورود به یک اتاق هتل، اقدام به خودکشی کرد. در نهایت، گوگنهایم صبر خود را از دست داد و او را به نیویورک فرستاد، جایی که او یک اتاق را با مادرش که به علم مسیحی گرویده بود، به اشتراک گذاشت. این دوره با چالش‌های شخصی و مشکلات مالی برای بارنز همراه بود.

بازگشت به گرینویچ ویلیج (1940–1982): دوران انزوا و خلق "آنتیفون"

  • آنتیفون (1958)، نمایشنامه
  • موجودات در یک الفبا (1982)

در سال 1940، خانواده‌اش بارنز را به آسایشگاهی فرستادند تا هوشیار شود. کینه عمیق او نسبت به اعضای خانواده‌اش الهام‌بخش نمایشنامه او، آنتیفون شد که در سال 1958 منتشر کرد. او بخشی از سال 1940 را در حال جابجایی از مکانی به مکان دیگر گذراند. ابتدا در آپارتمان تلما وود در حالی که او در شهر نبود، سپس در یک مزرعه در آریزونا با امیلی کلمن. در نهایت، او در 5 پچن پلیس در گرینویچ ویلیج ساکن شد، جایی که تا زمان مرگش در آنجا ماند. بازگشت به گرینویچ ویلیج سرآغاز دورانی جدید در زندگی بارنز بود.

نویسنده دونا بارنز
پرتره دونا بارنز، 1959. Bettmann Archive / Getty Images

او تا زمانی که به این نتیجه رسید که برای مولد بودن به عنوان یک هنرمند، باید الکل را ترک کند، تولید بسیار کمی داشت. بارنز در سال 1950 نوشیدن را متوقف کرد، زمانی که شروع به کار بر روی نمایشنامه خود، آنتیفون کرد، یک تراژدی منظوم که به بررسی پویایی یک خانواده ناکارآمد نه چندان متفاوت از خانواده خودش و مضامین خیانت و تجاوز می‌پردازد. داستان در انگلستان در سال 1939 اتفاق می‌افتد و شخصیتی به نام جرمی هابز، مخفی شده در جک بلو، خانواده‌اش را در خانه خانوادگی ویران شده‌شان، برلی هال، جمع می‌کند. هدف او تحریک اعضای خانواده‌اش به رویارویی است، به طوری که هر یک از آنها بتوانند با حقیقت در مورد گذشته خود روبرو شوند. جرمی هابز خواهری به نام میراندا دارد که یک بازیگر صحنه است که بدشانس است، و دو برادر، الیشا و دادلی، که مادی گرا هستند و میراندا را تهدیدی برای رفاه مالی خود می‌دانند. برادران همچنین مادرشان، آگوستا را به همدستی با پدر بدرفتارشان، تیتوس هابز متهم می‌کنند. با غیبت جرمی، دو برادر ماسک حیوانات را بر چهره می‌زنند و به دو زن حمله می‌کنند و اظهارات زننده‌ای به آنها می‌کنند. با این حال، آگوستا این حمله را به عنوان یک بازی تلقی می‌کند. وقتی جرمی برمی‌گردد، یک خانه عروسکی را با خود می‌آورد، یک مینیاتوری از خانه‌ای که در آن بزرگ شده‌اند. او به آگوستا می‌گوید که "با تسلیم شدن خود را به یک مادام تبدیل کند"، زیرا او به دخترش میراندا اجازه داد تا مورد تجاوز یک "کوکنی سیار سه برابر سنش" قرار گیرد. نمایشنامه آنتیفون به عنوان اثری عمیقاً شخصی و نمایانگر درون‌ریزی‌های خانوادگی بارنز شناخته می‌شود.

در پرده آخر، مادر و دختر تنها هستند و آگوستا می‌خواهد لباس‌هایش را با میراندا عوض کند تا جوانی را تظاهر کند، اما میراندا از شرکت در این عمل خودداری می‌کند. وقتی آگوستا می‌شنود که دو پسرش دور می‌شوند، میراندا را به خاطر رها کردنشان سرزنش می‌کند و او را با زنگ منع رفت و آمد می‌زند و خود نیز از شدت خستگی تسلیم می‌شود. این نمایشنامه در سال 1961 در استکهلم، به ترجمه سوئدی، به نمایش درآمد. اگرچه او در طول دوران پیری به نوشتن ادامه داد، آنتیفون آخرین اثر بزرگ بارنز است. آخرین اثر منتشر شده او، موجودات در یک الفبا (1982) شامل مجموعه‌ای از اشعار کوتاه قافیه‌دار است. فرمت آن یادآور کتاب کودکان است، اما زبان و مضامین آن به وضوح نشان می‌دهد که این اشعار برای کودکان در نظر گرفته نشده‌اند.

سبک ادبی و مضامین: تجربه‌گرایی، کارناوال‌گرایی و نقد هنجارها

بارنز به عنوان یک روزنامه‌نگار، سبکی ذهنی و تجربی را اتخاذ کرد و خود را به عنوان یک شخصیت در مقاله وارد می‌کرد. به عنوان مثال، در مصاحبه با جیمز جویس، او در مقاله‌اش اظهار داشت که ذهنش منحرف شده است. در مصاحبه با نمایشنامه‌نویس دونالد اوگدن استوارت، او خود را به تصویر کشید که سر او فریاد می‌زند که غلت بزند و خود را مشهور بیابد، در حالی که نویسندگان دیگر در حال تلاش بودند. سبک روزنامه‌نگاری دونا بارنز منحصر به فرد و شخصی بود.

او با الهام از جیمز جویس، که برای ونیتی فیر با او مصاحبه کرد، سبک‌های ادبی متفاوتی را در کار خود اتخاذ کرد. رایدر، رمان خودزندگینامه‌ای او در سال 1928، روایت را با داستان‌های کودکان، نامه‌ها و اشعار متناوب می‌کرد و این تغییر در سبک و لحن یادآور چاسر و دانته گابریل روزتی است. رمان کلیدی دیگر او، سالنامه بانوان، به سبک باستانی رابلیایی نوشته شده بود، در حالی که رمان نایت‌وود او در سال 1936 دارای یک ریتم نثر متمایز و "الگوی موسیقیایی" بود، به گفته ویراستارش تی.اس. الیوت، "که آن الگوی شعر نیست."

اثر او جنبه‌های کارناوالی زندگی، هر آنچه گروتسک و پر جنب و جوش است، و نادیده گرفتن هنجارها را برجسته می‌کرد. این در مجریان سیرک موجود در نایت‌وود و در خود سیرک، که مکان فیزیکی است که تمام شخصیت‌های اصلی را جذب می‌کند، تجلی می‌یابد. سایر آثار او، به ویژه کتاب زنان منزجرکننده و سالنامه بانوان، نیز مملو از بدن‌های گروتسک برای بیان بیان طبیعی زنان به قشر پست و زمینی بود. در مجموع، متون او با کارناوال‌گرایی درگیر می‌شوند، که برای واژگون کردن مرزها و نظم طبیعی عمل می‌کند. کارناوال‌گرایی در آثار دونا بارنز به عنوان ابزاری برای نقد و براندازی هنجارها عمل می‌کند.

جلد، مجله The Trend، تصویرسازی توسط دونا بارنز
جلد، مجله "The Trend"، تصویرسازی توسط دونا بارنز، اکتبر 1914. دامنه عمومی / Wikimedia Commons

به عنوان مثال، کتاب زنان منزجرکننده، بدن‌های گروتسک زنان نقش اساسی داشتند، برخلاف رویای آمریکایی کارآمد و ماشینی. بارنز هم در کلمات و هم در تصاویر، به تجسم نمونه‌های بدشکل و طرد شده زنانگی می‌پرداخت. رایدر همچنین حاوی انتقادی علیه گرایش‌های عادی‌سازی فرهنگ آمریکایی بود. او زندگی وندل چندهمسری آزاداندیش را که بر اساس پدر خودش ساخته شده بود و خانواده‌اش را توصیف کرد. وندل خود، از طریق متن و تصاویر، به عنوان یک شخصیت گروتسک ظاهر شد که تصویر بدنی او بین انسان و حیوان بود. او نمادی برای رد آمریکای پیوریتن بود. با این حال، وندل یک شخصیت مثبت نبود، زیرا روحیه آزاداندیشی او، که ضد ارزش‌های آمریکایی پیوریتن بود، همچنان باعث رنج زنان اطرافش می‌شد، زیرا او یک منحرف جنسی بود. آثار بارنز همواره هنجارهای اجتماعی را به چالش می‌کشیدند.

درگذشت

دونا بارنز در سال 1940 دوباره در گرینویچ ویلیج ساکن شد و تا دهه 1950 با سوء مصرف الکل دست و پنجه نرم کرد، زمانی که برای آهنگسازی آنتیفون پاکسازی کرد. در اواخر عمر منزوی شد. بارنز در 18 ژوئن 1982، شش روز پس از تولد 90 سالگی‌اش درگذشت.

میراث

برتا هریس، نویسنده، اثر بارنز را "عملاً تنها بیان موجود از فرهنگ لزبین که در دنیای مدرن غرب از زمان سافو داریم" توصیف می‌کند. به لطف یادداشت‌ها و دست‌نوشته‌هایش، محققان توانستند زندگی بارونس السا فون فریتاگ-لورینگ هوون را ردیابی کنند و او را به چیزی بیش از یک شخصیت حاشیه‌ای در تاریخ دادا تبدیل کنند. آنائیس نین او را می‌پرستید و از او دعوت کرد تا در مجله‌ای درباره نویسندگی زنان شرکت کند، اما بارنز تحقیرآمیز بود و ترجیح می‌داد از او دوری کند. میراث دونا بارنز در تاریخ ادبیات مدرن و به ویژه در ادبیات لزبین ماندگار است.

  • بیوگرافی
  • ادبیات کلاسیک
  • ادبیات

بیوگرافی