10 کاشف و فاتح اسپانیایی در دنیای جدید

Conquistador Pizarro در نبرد بین آزتک ها و نیروهای اسپانیایی 1863
Grafissimo/Getty Images

در قرن شانزدهم، اسپانیا با تسلط بر سرزمین های جدید در قاره آمریکا، یکی از بزرگ ترین امپراتوری های تاریخ را بنا نهاد. کاشفان و فاتحان اسپانیایی، که به نام "کاشفان" شناخته می شوند، با هدف یافتن ثروت و منابع جدید، به سرزمین های ناشناخته سفر کردند. این افراد با استفاده از خشونت و فریب، به تسلط بر قبایل بومی و منابع سرزمین های جدید پرداختند و تأثیر عمیقی بر تاریخ این مناطق گذاشتند. در این مطلب، به معرفی ده تن از مشهورترین و تأثیرگذارترین کاشفان اسپانیایی خواهیم پرداخت که با فتح امپراتوری ها و سرزمین های جدید، تاریخ را دستخوش تغییر کردند.

هرناندو کورتس، فاتح امپراتوری آزتک

هرناندو کورتس
منبع: Wikimedia Commons/Public Domain

هرناندو کورتس در سال 1519 از کوبا با 600 مرد به سمت سرزمین های اصلی در مکزیک امروزی سفر کرد. او به زودی با امپراتوری قدرتمند آزتک مواجه شد که میلیون ها نفر و هزاران جنگجو را در خود جای داده بود. برای کسب برتری بر آزتک های بی خبر و جذب بیشتر نیرو برای ارتش خود، کورتس از دشمنی های سنتی و رقابت های موجود میان گروه های مختلف درون امپراتوری بهره برد. جنگ خشونت آمیزی که بر این اساس به وقوع پیوست، به نام «جنگ اسپانیایی-آزتک» معروف است.

پس از پایان این جنگ، هزاران اسپانیایی به دنیای جدید سرازیر شدند و امپراتوری آزتک نابود شد. کورتس با فریب و خشونت، دست به تسلط بر این سرزمین و غارت ثروت های بومیان زد که به شکل گیری اسپانیا به عنوان یک قدرت جهانی کمک شایانی کرد.

فرانسیسکو پیزارو، Lord پروا

فرانسیسکو پیزارو
منبع: Amable-Paul Coutan/Wikimedia Commons/Public Domain

فرانسیسکو پیزارو در سال 1532، با الهام از تکنیک های کورتس، به سراغ امپراتوری اینکا رفت. او با فریب و تسلط به سراغ آتاوالپا، امپراتور اینکا رفت و او را به اسارت درآورد. آتاوالپا به پیزارو قول داد تا به ازای آزادی خود، مقدار زیادی طلا و نقره به او دهد و به این ترتیب، پیزارو به ثروت هنگفتی دست یافت.

استفاده از اختلافات موجود در داخل امپراتوری اینکا به نفع خود، به پیزارو این امکان را داد که نیروهای رقیب را به جان یکدیگر بیندازد و پیروزی های متعددی به دست آورد. با تضعیف شده بساط امپراتوری اینکا، پیزارو توانست مستعمره های خود را در پرو به دست آورد و در سال 1533، بر این سرزمین تسلط یابد. او با وجود چندین اعتراض از سوی بومیان، با استفاده از خشونت این شورش ها را سرکوب کرد.

پیزارو در نهایت در سال 1541 به دست پسر یکی از رقبای قدیمی اش کشته شد و داستان او به عنوان یکی از تاریک ترین فصل های فتح و استعمار در تاریخ آمریکای لاتین به ثبت رسیده است.

پدرو آلوارادو، فاتح مایا

پدرو آلوارادو
منبع: Desiderio Hernández Xochitiotzin، شورای شهر Tlaxcala

پدرو آلوارادو، که به نام "توناتیوه" یا "خداوند آفتاب" به خاطر موی بلوندش شناخته می شد، یکی از نزدیک ترین و مورد اعتمادترین یاران هرناندو کورتس بود. کورتس او را به کاوش و استعمار اراضی واقع در جنوب مکزیک منصوب کرده بود. آلوارادو با بهره برداری از تجربه های خود، با ساکنان محلی و اختلالات قومی درون مایاها، به دنبال تسلط بر این سرزمین بود.

پس از ورود به منطقه، آلوارادو با بقایای امپراتوری مایا روبرو شد. او از اختلافات موجود میان گروه های مختلف مایا استفاده کرد و توانست به تسلط خود بر این سرزمین کمک کند. آلوارادو در طول عملیات های خود، به استفاده از روش های خشونت آمیز معروف بود و گاهی اوقات با کشتن و ظلم بر ساکنان، جلوه ای از سلطه اسپانیایی ها را به نمایش می گذاشت.

اگرچه آلوارادو در فتح مایا موفق بود، اما اقدامات او همچنین منجر به ایجاد تنش ها و دشمنی های عمیق و پایدار بین اسپانیایی ها و بومیان شد که تأثیرات آن تا سال ها باقی ماند. داستان پدرو آلوارادو در تاریخ استعمار قاره آمریکا به مثابه نمادی از عواقب دردناک فتح و تسلط بر سرزمین های بومی به ثبت رسیده است.

لوپ د آگیره، دیوانه ال دورادو

لوپ د آگیره
منبع: Wikimedia Commons/Public Domain

لوپ د آگیره، در سال 1559، به خاطر شهرتش به عنوان فردی خشن و ناپایدار وارد یک سفر اکتشافی به جنگل های آمریکای جنوبی شد. هدف او از این سفر، یافتن ال دورادو، شهری افسانه ای پر از طلا و ثروت بود. آگیره به زودی نه تنها بر روی ثروت و موفقیت تمرکز کرد، بلکه به طرز غیرقابل تصوری به خشونت و جنون گرایید.

در طول سفرش، آگیره تحت تأثیر اعتقادات و افسانه های محلی قرار گرفت و شروع به قتل و کشتار هم سفران خود کرد. این رفتار جنون آمیز او باعث شد که هم گروهی هایش به تدریج از او فرار کنند و او به تنهایی در جنگل های بی رحم باقی بماند. آگیره در نهایت به یک شخصیت تراژیک تبدیل شد – کابوس یک کاشف که به جای دست یابی به ثروت، به سمبلی از فساد و جنون تبدیل گردید.

داستان لوپ د آگیره بر اهمیت احتیاط و محاسبه در سفرهای اکتشافی تأکید می گذارد و نشان دهنده خطراتی است که در جستجوی ثروت و قدرت، می تواند بر یک فرد و همراهانش تحمیل شود. سرنوشت او در تاریخ کاوش های اسپانیایی، به عنوان یک یادآوری از عواقب وحشتناک جاه طلبی و خشونت ثبت شده است.

پانفیلو د نارواژ، شانس آورترین کاشف

پانفیلو د نارواژ
منبع: Wikimedia Commons/Public Domain

پانفیلو د نارواژ در تاریخ فتح های اسپانیایی به عنوان یک کاشف بدشانس شناخته می شود. او در ابتدای کار خود در استعماری کوبا شرکت کرد و سپس به مکزیک فرستاده شد تا بر هرناندو کورتس، که در آن زمان در حال نابودی امپراتوری آزتک بود، نظارت کند. اما نارواژ در زمان ورود به میدان، با شکست های متعددی مواجه شده و عملا تحت تأثیر موفقیت های کورتس قرار گرفت.

نتیجه این مأموریت، که به عنوان یک تلاش ناموفق دیگر نامیده می شود، این بود که نارواژ تمام نیروهای خود را از دست داد و خود نیز در شرایطی دشوار به سمت شمال سفر کرد. او به فلوریدا راه پیدا کرد اما تنها چهار نفر از 300 نفر نیرویش در این سفر زنده ماندند و خود او نیز در این شرایط با مشکلات بسیاری مواجه شد.

داستان نارواژ در نهایت به یکی از بدشانسی های تاریخ تبدیل شد؛ او در سال 1528 در حالی که در قایق خود شناور بود، آخرین بار دیده شد. سرنوشت او یادآور این نکته است که در دنیای اکتشافات، شانس و تصمیمات می توانند نقش های بسیار مهمی در موفقیت یا شکست ایفا کنند.

دیگو د آلماگر، کاوشگر شیلی

دیگو د آلماگر
منبع: Public Domain Image

دیگو د آلماگر، یکی از شخصیت های معروف دوران فتح اسپانیایی ها، همکار فرانسیسکو پیزارو در غارت امپراتوری اینکا بود. با این حال، آلماگر به دلیل قرار گرفتن در پاناما در زمان تسخیر اصلی در 1530، به دست یابی به ثروت های زیادی دست پیدا نکرد. اما او پس از آن رویدادها در تلاش برای کسب قدرت و ثروت، به بررسی جنوب و کشف شیلی پرداخت.

به عنوان یک خلبان زبردست، آلماگر در پیگیری سفرهایی به سمت جنوب، سرزمین های جدید را شناسایی کرد و بسیاری از انتقادات را از سوی همکارانش از اول تا آخر سفر خود متحمل شد. پس از بازگشت به پرو، که در آن زمان تحت سلطه پیزارو بود، آلماگر با او به جنگ پرداخت و به دنبال غنایم بیشتر بود. این جدال در نهایت منجر به شکست و اعدام آلماگر شد، که نشان دهنده خطراتی بود که یاران پیزارو در پی کسب قدرت و ثروت با آن مواجه بودند.

داستان دیگو د آلماگر در تاریخ استعمار قاره آمریکا به عنوان نمونه ای از رقابت های داخلی در میان کاشفان و فاتحان ثبت شده است، که نشانه ای از تبعات جاه طلبی و دوگانگی در تعهد به ثروت و قدرت است.

واسکو نونز د بالبوآ، کشف کننده اقیانوس آرام

واسکو نونز د بالبوآ
منبع: Public Domain Image

واسکو نونز د بالبوآ، که بین سال های 1475 تا 1519 زندگی می کرد، به عنوان یکی از مهم ترین کاوشگران اسپانیایی شناخته می شود. او اولین فرد اروپایی بود که موفق به شناسایی و کشف اقیانوس آرام شد، که نام آن را "دریای جنوبی" گذاشت. بالبوآ با شخصیت کاریزماتیک خود توانست روابط قوی ای با جوامع بومی برقرار کند و با افزایش قدرت خود به عنوان یک رهبر محبوب در میان همقطارانش شناخته شود.

د بالبوآ در دهه 1510 میلادی به دنیای جدید آمد و تلاش هایش برای یافتن سرزمین های جدید او را به سمت دریاهای مختلف کشاند. او با ایجاد ارتباطات و پیوندها با ساکنان محلی، رویکردی منحصر به فرد به اکتشاف داشت. در سال 1513، او با عبور از کوه های پاناما و رسیدن به سواحل اقیانوس آرام، دنیای جدیدی را برای مردم اروپا نمایان کرد.

با این حال، کشف اقیانوس آرام تنها بخشی از داستان زندگی بالبوآ بود. او در طول دوران حیات خود با چالش های بسیاری مواجه شد و سرانجام در سال 1519 به دلیل توطئه ای که در آن زمان علیه او انجام شده بود، جان باخت. او به یادگار نماینده ای از آرزوها و چالش های کاوشگران در دوران فتح و استعمار باقی مانده است.

فرانسیسکو د اورلانا، مسافر حریص

فرانسیسکو د اورلانا
منبع: دیگو ریورا

فرانسیسکو د اورلانا یکی از شخصیت های افسانه ای در تاریخ اکتشافات اسپانیایی هاست. او در اوایل سال های دهه 1530 به جمع آوری ثروت های بی نظیر از امپراتوری اینکا پیوست و در تلاش برای یافتن شهر افسانه ای ال دورادو، به سفری خطرناک و پرهیجان پرداخت. د اورلانا، با روحیه ای حریص و جاه طلب، هیچ گاه از جذب ثروت کافی خسته نمی شد.

او در سال 1541 با بیش از 200 اسپانیایی، به رهبری گونزالو پیزارو، به جستجوی ال دورادو پرداخت. با این حال، هنگامی که پیزارو به کیتو بازگشت، د اورلانا تصمیم گرفت تا به سمت شرق پیش برود. او در این مسیر موفق به کشف رودخانه آمازون شد و این سفر او را به سمت اقیانوس اطلس هدایت کرد، سفری که هزاران مایل به طول انجامید.

اگرچه او در این سفر ثروت هایی را به دست آورد، اما موفقیت او به عنوان یک کاوشگر و حریص در تاریخ ثبت شد. د اورلانا نشان داد که گذر از رودخانه های ناشناخته و سرزمین های خطرناک ممکن است منجر به کشف های حیرت انگیزی شود، اما همچنین ریسک های بزرگ و عواقب غیرقابل پیش بینی را نیز به همراه دارد. سرنوشت او در تاریخ استعمار به عنوان یادآوری از دوگانگی سفرهای اکتشافی و جاه طلبی های انسانی باقی مانده است.

گونزالو د ساندوال، معاون قابل اعتماد

گونزالو د ساندوال
منبع: Desiderio Hernández Xochitiotzin/Public Domain

گونزالو د ساندوال یکی از مهم ترین شخصیت های دوران فتح اسپانیایی ها و یکی از معاونان نزدیک هرناندو کورتس بود. او تنها 22 سال داشت که به جمع کاشفان ملحق شد و به زودی به عنوان یکی از بهترین و مورد اعتمادترین یاران کورتس شناخته شد. ساندوال در بسیاری از عملیات های تسلط بر امپراتوری آزتک به کورتس کمک کرد و نقشی کلیدی در موفقیت های او ایفا نمود.

توانایی های نظامی و رهبری ساندوال او را به فردی کلیدی در لشکرکشی های اسپانیایی ها تبدیل کرد. در مواقعی که کورتس تحت فشار و چالش های شدید قرار داشت، او به ساندوال رو می آورد و از او درخواست کمک می کرد. این اعتماد و همکاری، پایه گذار دوستی عمیق بین این دو نفر بود و نقش ساندوال در پیروزی ها و تسخیرات اسپانیایی ها را برجسته تر ساخت.

پس از نابودی امپراتوری آزتک، ساندوال با غنایمی که به دست آورده بود، به کسب اراضی و ثروت پرداخت. اما وی در جوانی به بیماری دچار شد و با وجود دستاوردهایش، به سرعت جان خود را از دست داد. قصه زندگی او، داستان اعتماد و دوستی در دوران استعماری است و نشان دهندهٔ قدرت همکاری در تحقق اهداف بعید در دنیای پرچالش فتح است.

گونزالو پیزارو، شورشی در کوه ها

گونزالو پیزارو
منبع: هنرمند ناشناخته

گونزالو پیزارو، یکی از آخرین بازماندگان خانواده پیزارو در پرو، در تاریخ استعماری به عنوان شورشی در کوه ها شناخته می شود. او در سال 1542، پس از مرگ برادرانش، خویش را در موقعیتی قرار داد که توانست رهبری گروهی از کاشفان و استعمارگران را بر عهده گیرد. در این زمان، شاهنشاه اسپانیا به طور غیرمحبوب قوانینی را وضع کرده بود که محدودیت هایی برای قدرت و فعالیت های conquistadors ایجاد کرده بود.

پیزارو، که با این قوانین مخالف بود، به رهبری شورشی علیه مقامات اسپانیایی برخاست. او به عنوان صدای کاشفان و استعمارگران، شورش دو ساله ای را علیه قدرت سلطنتی آغاز کرد. این شورش که به علی رغم تضادهای شدید و تلفات انسانی پایانی اضطراب آور داشت، در نهایت به دستگیری و اعدام پیزارو انجامید. این رویداد به مثابه نشانه ای از نارضایتی و مقاومت در برابر سلطه اسپانیا تلقی شد.

ماجرای گونزالو پیزارو نه تنها تاریخ استعماری را تحت تأثیر قرار داد، بلکه نشان دهنده چالش ها و تضادهای ذاتی در فرآیندهای فتح و استعمار بود. او به عنوان یک نماد از شورش و مقاومت در برابر ظلم و ستم به یادگار مانده است و یادآور این نکته است که حتی در دل قدرت، نارضایتی و حرکتی برای تغییر می تواند وجود داشته باشد.

تاریخ

بیشتر