عملیات مشعل: تهاجم متفقین به شمال آفریقا در جنگ جهانی دوم

عملیات مشعل، یک استراتژی تهاجمی از سوی نیروهای متفقین در طول جنگ جهانی دوم بود که به منظور آزادسازی شمال آفریقا از نیروهای محور طراحی و اجرا شد. این عملیات که از 8 تا 10 نوامبر 1942 به طول انجامید، نقطه عطفی در جنگ محسوب می شد و زمینه را برای پیشروی متفقین به سمت اروپا فراهم کرد.
هدف اصلی عملیات مشعل، پاکسازی شمال آفریقا از نیروهای آلمان نازی و متحدانش بود. این عملیات با فرود نیروهای متفقین در سواحل مراکش و الجزایر آغاز شد و با درگیری های شدید با نیروهای ویشی فرانسه (که در آن زمان تحت کنترل آلمان بودند) ادامه یافت.
موفقیت در عملیات مشعل، نه تنها باعث تقویت موقعیت متفقین در جنگ جهانی دوم شد، بلکه زمینه را برای تهاجم به ایتالیا و در نهایت، آزادسازی اروپا از اشغال نازی ها فراهم آورد. این عملیات، به عنوان یکی از مهمترین و موفقترین عملیاتهای نظامی در تاریخ جنگ جهانی دوم شناخته میشود.
نیروهای متفقین در عملیات مشعل
در عملیات مشعل، نیروهای متفقین با رهبری قدرتمند و سازماندهی دقیق، نقش کلیدی در موفقیت این عملیات ایفا کردند. رهبران اصلی و ارشد این نیروها عبارت بودند از:
- ژنرال دوایت دی. آیزنهاور: فرماندهی کل نیروهای متفقین در عملیات مشعل را بر عهده داشت.
- دریاسالار سر اندرو کانینگهام: مسئولیت فرماندهی ناوگان دریایی متفقین در این عملیات را بر عهده داشت و نقش مهمی در پشتیبانی از نیروهای زمینی ایفا کرد.
- دریابان سر برترام رمزی: معاون دریاسالار کانینگهام بود و در برنامه ریزی و اجرای عملیات دریایی نقش بسزایی داشت.
علاوه بر رهبران ارشد، حدود 107,000 نیروی نظامی از کشورهای مختلف متحد در این عملیات شرکت داشتند و با شجاعت و فداکاری، در تحقق اهداف عملیات شمال آفریقا نقش مؤثری ایفا کردند.
نیروهای محور در عملیات مشعل
در طرف مقابل، نیروهای محور به رهبری مقامات ویشی فرانسه، مسئولیت دفاع از شمال آفریقا در برابر تهاجم متفقین را بر عهده داشتند. این نیروها شامل:
- دریادار فرانسوا دارلان: فرمانده کل نیروهای فرانسوی ویشی در شمال آفریقا.
- ژنرال آلفونس ژوئن: یکی از فرماندهان ارشد ارتش ویشی فرانسه در الجزایر.
- ژنرال شارل نوگس: مقام ارشد نظامی فرانسوی در مراکش.
حدود 60,000 نیروی نظامی تحت امر این فرماندهان، تلاش کردند تا در برابر پیشروی متفقین مقاومت کنند، اما در نهایت به دلیل برتری نظامی متفقین و شرایط پیچیده سیاسی، شکست خوردند. مقاومت اولیه نیروهای محور در عملیات مشعل، در نهایت منجر به مذاکرات و پیوستن برخی از این نیروها به متفقین شد.
برنامهریزی برای عملیات مشعل: چالشی استراتژیک
در سال 1942، پس از آنکه فرماندهان آمریکایی به این نتیجه رسیدند که تهاجم مستقیم به فرانسه به عنوان جبهه دوم جنگ جهانی دوم عملی نیست، تصمیم گرفتند تا عملیات پیادهسازی نیروها در شمال غربی آفریقا را با هدف پاکسازی این قاره از نیروهای محور و آمادهسازی برای حمله آتی به جنوب اروپا آغاز کنند.
با توجه به برنامهریزی برای فرود در مراکش و الجزایر، طراحان عملیات متفقین با چالش ارزیابی وضعیت روانی و میزان مقاومت نیروهای ویشی فرانسه روبرو بودند. این نیروها شامل حدود 120,000 نفر، 500 هواپیما و چندین ناو جنگی بودند. امید بر این بود که فرانسه، به عنوان یکی از اعضای سابق متفقین، به نیروهای بریتانیایی و آمریکایی شلیک نکند. اما در مقابل، نگرانیهایی نیز در مورد نارضایتی فرانسویها از حمله بریتانیا به مرسالکبیر در سال 1940 وجود داشت که خسارات سنگینی به نیروی دریایی فرانسه وارد کرده بود. برای کمک به ارزیابی شرایط محلی، به رابرت دانیل مورفی، کنسول آمریکا در الجزیره، دستور داده شد تا اطلاعات لازم را جمعآوری کرده و با اعضای همدل دولت ویشی فرانسه ارتباط برقرار کند.
در حالی که مورفی مشغول انجام ماموریت خود بود، برنامهریزی برای عملیات پیادهسازی تحت فرماندهی کل ژنرال دوایت دی. آیزنهاور پیش رفت. فرماندهی نیروی دریایی این عملیات بر عهده دریاسالار سر اندرو کانینگهام بود. این عملیات که در ابتدا "عملیات ژیمناست" نام داشت، به زودی به "عملیات مشعل" تغییر نام یافت. برنامه عملیات مشعل شامل سه نقطه اصلی برای پیادهسازی نیروها در سراسر شمال آفریقا بود. آیزنهاور در ابتدا گزینه شرقی را ترجیح میداد که شامل پیادهسازی در وهران، الجزیره و بونه بود، زیرا این امر امکان تسخیر سریع تونس را فراهم میکرد و همچنین به دلیل امواج اقیانوس اطلس، فرود در مراکش را با مشکل مواجه میساخت.
با این حال، نظر آیزنهاور توسط ستاد مشترک ارتش رد شد، زیرا آنها نگران بودند که در صورت ورود اسپانیا به جنگ در کنار محور، تنگه جبلالطارق بسته شده و نیروی پیادهسازی شده را قطع کند. در نتیجه، تصمیم گرفته شد که در کازابلانکا، وهران و الجزیره فرود انجام شود. این تصمیم بعدها مشکلاتی را ایجاد کرد، زیرا پیشروی نیروها از کازابلانکا زمان زیادی طول کشید و فاصله بیشتر تا تونس به آلمانیها اجازه داد تا مواضع خود را در تونس تقویت کنند. این مسائل نشان میدهد که برنامهریزی دقیق و پیشبینی موانع احتمالی، از جمله عوامل کلیدی در موفقیت عملیات شمال آفریقا بود.
برقراری ارتباط با ویشی فرانسه: کلید موفقیت عملیات مشعل
مورفی، در تلاش برای دستیابی به اهداف خود، شواهدی ارائه کرد که نشان میداد فرانسویها مقاومت نخواهند کرد و با چندین افسر، از جمله فرمانده کل الجزیره، ژنرال شارل مست، تماس برقرار کرد. در حالی که این افراد مایل به کمک به متفقین بودند، درخواست کردند قبل از تعهد، با یک فرمانده ارشد متفقین ملاقات کنند. آیزنهاور برای برآوردن خواسته آنها، سرلشکر مارک کلارک را با زیردریایی HMS Seraph اعزام کرد. کلارک در 21 اکتبر 1942 در ویلای تیسیه در شرشل الجزایر با مست و دیگران دیدار کرد و توانست حمایت آنها را جلب کند.
در راستای آمادهسازی برای عملیات مشعل، ژنرال هنری ژیرو با کمک نیروهای مقاومت از ویشی فرانسه قاچاق شد. اگرچه آیزنهاور قصد داشت ژیرو را پس از تهاجم به عنوان فرمانده نیروهای فرانسوی در شمال آفریقا منصوب کند، اما این افسر فرانسوی خواستار فرماندهی کل عملیات شد. ژیرو احساس میکرد که این امر برای تضمین حاکمیت فرانسه و کنترل بر جمعیت بومی بربر و عرب شمال آفریقا ضروری است. این درخواست او رد شد و در عوض، ژیرو در طول عملیات تماشاچی بود. با فراهم شدن زمینه همکاری با فرانسویها، کاروانهای تهاجمی به حرکت درآمدند، در حالی که نیروی کازابلانکا از ایالات متحده و دو نیروی دیگر از بریتانیا حرکت کردند. آیزنهاور این عملیات را از مقر خود در جبلالطارق هماهنگ میکرد. این ارتباطات و مذاکرات، نقشی اساسی در کاهش مقاومت اولیه و تسهیل پیشروی متفقین در شمال آفریقا در جنگ جهانی دوم ایفا کرد.
کازابلانکا: نبردی سرسخت در سواحل مراکش
در 8 نوامبر 1942، نیروی ضربت غربی به فرماندهی سرلشکر جورج اس. پاتون و دریادار هنری هیوییت به کازابلانکا نزدیک شد. این نیرو که شامل لشکر 2 زرهی و لشکر های 3 و 9 پیاده نظام ایالات متحده بود، 35000 سرباز را حمل می کرد. در شب 7 نوامبر، ژنرال آنتوان بتوآر، از حامیان متفقین، تلاشی برای کودتا در کازابلانکا علیه رژیم ژنرال شارل نوگس انجام داد، اما این کودتا با شکست مواجه شد و نوگس از تهاجم قریب الوقوع آگاه شد. آمریکاییها در جنوب کازابلانکا در صفی و در شمال آن در فضاله و پورت لیائوتی پیاده شدند و با مقاومت فرانسویها روبرو شدند. در هر مورد، پیادهسازی بدون پشتیبانی آتش دریایی آغاز شده بود، به این امید که فرانسویها مقاومت نکنند.
با نزدیک شدن به کازابلانکا، کشتیهای متفقین مورد اصابت آتش توپخانههای ساحلی فرانسه قرار گرفتند. در پاسخ، هیوییت به هواپیماهای USS Ranger (CV-4) و USS Suwannee (CVE-27) دستور داد که فرودگاههای فرانسه و سایر اهداف را هدف قرار داده و به اهدافی در بندر حمله کنند. در همین حال، سایر کشتیهای جنگی متفقین، از جمله رزمناو USS Massachusetts (BB-59)، به سمت ساحل حرکت کرده و آتش گشودند. در نتیجه این درگیریها، نیروهای هیوییت رزمناو ناتمام ژان بارت و همچنین یک رزمناو سبک، چهار ناوشکن و پنج زیردریایی را غرق کردند. پس از تاخیرهای ناشی از آب و هوا در فضاله، نیروهای پاتون، با تحمل آتش فرانسه، موفق به تصرف اهداف خود شدند و به سمت کازابلانکا حرکت کردند.
در شمال، مسائل عملیاتی باعث تاخیر در پورت لیائوتی شد و در ابتدا مانع از پیاده شدن موج دوم نیروها شد. در نتیجه، این نیروها زیر آتش توپخانه نیروهای فرانسوی در منطقه به ساحل رسیدند. آمریکاییها با پشتیبانی هواپیماهای ناوهای هواپیمابر مستقر در دریا، به جلو پیشروی کرده و اهداف خود را تأمین کردند. در جنوب، نیروهای فرانسوی سرعت پیادهسازی نیروها در صفی را کاهش دادند و تکتیراندازها به طور خلاصه نیروهای متفقین را در سواحل زمینگیر کردند. اگرچه پیادهسازی نیروها از برنامه عقب افتاد، اما فرانسویها در نهایت با افزایش نقش پشتیبانی آتش دریایی و هوانوردی به عقب رانده شدند. سرلشکر ارنست جی. هارمون، با سازماندهی مجدد نیروهای خود، لشکر 2 زرهی را به سمت شمال چرخاند و به سمت کازابلانکا شتافت. در تمام جبههها، نیروهای فرانسوی در نهایت مغلوب شدند و نیروهای آمریکایی کنترل خود را بر کازابلانکا تشدید کردند. در 10 نوامبر، شهر محاصره شد و فرانسویها با عدم وجود گزینه دیگری، به پاتون تسلیم شدند. نبرد کازابلانکا، نمونهای از مقاومت اولیه نیروهای فرانسوی ویشی در برابر متفقین در عملیات مشعل بود.
وهران: مقاومت سرسخت و اولین عملیات هوابرد آمریکا
نیروی ضربت مرکزی با فرماندهی سرلشکر لوید فردندال و ناخدا توماس تروبریج، از بریتانیا حرکت کرد. این نیرو ماموریت داشت 18,500 سرباز از لشکر 1 پیاده نظام ایالات متحده و لشکر 1 زرهی ایالات متحده را در دو ساحل در غرب وهران و یک ساحل در شرق آن پیاده کند. به دلیل شناسایی ناکافی، آنها با مشکلاتی روبرو شدند. نیروها با غلبه بر آبهای کم عمق، به ساحل رفتند و با مقاومت سرسختانه فرانسویها روبرو شدند. در وهران، تلاشی برای پیادهسازی مستقیم نیروها در بندر به منظور تصرف سالم تاسیسات بندری انجام شد. در این عملیات که "عملیات ذخیره" نام داشت، دو کشتی جنگی کلاس بنف تلاش کردند تا از میان استحکامات بندر عبور کنند. در حالی که امید بر این بود که فرانسویها مقاومت نکنند، مدافعان آتش گشودند و تلفات قابل توجهی وارد کردند. در نتیجه، هر دو کشتی از دست رفتند و تمام نیروهای مهاجم یا کشته یا اسیر شدند.
در خارج از شهر، نیروهای آمریکایی یک روز کامل جنگیدند تا اینکه فرانسویها در منطقه سرانجام در 9 نوامبر تسلیم شدند. تلاشهای فردندال توسط اولین عملیات هوابرد ایالات متحده در جنگ پشتیبانی شد. گردان 509 پیاده نظام چترباز که از بریتانیا پرواز می کرد، ماموریت یافتن فرودگاههای طفراوی و لا سنیا را بر عهده داشت. به دلیل مسائل مربوط به ناوبری و استقامت، چتربازها پراکنده شدند و بیشتر هواپیماها مجبور به فرود در صحرا شدند. با وجود این مشکلات، هر دو فرودگاه تسخیر شدند. این عملیات نشان داد که حتی با وجود مقاومت شدید و مشکلات لجستیکی، نیروهای آمریکایی قادر به دستیابی به اهداف خود در عملیات مشعل بودند. همچنین، عملیات هوابرد موفقیت آمیز، نقش مهمی در تسریع پیشروی نیروهای متفقین ایفا نمود.
الجزیره: تسلیم سریع و کودتای نافرجام
نیروی ضربت شرقی به فرماندهی سپهبد کنت اندرسون، متشکل از لشکر 34 پیاده نظام ایالات متحده، دو تیپ از لشکر 78 پیاده نظام بریتانیا و دو واحد کماندویی بریتانیایی بود. در ساعات قبل از پیاده شدن نیروها، تیمهای مقاومت به رهبری هنری داستیه دو لا ویژری و خوزه ابولکر تلاشی برای کودتا علیه ژنرال آلفونس ژوئن انجام دادند. آنها با محاصره خانه او، وی را زندانی کردند. مورفی تلاش کرد تا ژوئن را متقاعد کند که به متفقین بپیوندد و همین کار را برای فرمانده کل فرانسوی، دریادار فرانسوا دارلان، زمانی که فهمید دارلان در شهر است، انجام داد.
در حالی که هیچ یک حاضر به تغییر طرف نبودند، پیاده شدن نیروها آغاز شد و با مقاومت کمی روبرو شد. لشکر 34 پیاده نظام سرلشکر چارلز دبلیو. رایدر، پیشتاز نیروها بود، زیرا تصور میشد فرانسویها پذیرای آمریکاییها خواهند بود. مانند وهران، تلاشی برای پیاده شدن مستقیم در بندر با استفاده از دو ناوشکن انجام شد. آتش فرانسویها یکی از ناوشکنها را مجبور به عقب نشینی کرد، در حالی که دیگری موفق شد 250 سرباز را پیاده کند. اگرچه این نیرو بعداً اسیر شدند، اما از تخریب بندر جلوگیری کردند. در حالی که تلاشها برای پیاده شدن مستقیم در بندر تا حد زیادی با شکست مواجه شد، نیروهای متفقین به سرعت شهر را محاصره کردند و در ساعت 6:00 بعد از ظهر در 8 نوامبر، ژوئن تسلیم شد. تسخیر سریع الجزیره، اهمیت همکاری با نیروهای محلی و شناسایی دقیق قبل از عملیات نظامی در عملیات مشعل را نشان داد.
پیامدهای عملیات مشعل: از اشغال ویشی تا پیروزی در شمال آفریقا
عملیات مشعل برای متفقین حدود 480 کشته و 720 زخمی بر جای گذاشت. تلفات فرانسویها نیز در مجموع حدود 1,346 کشته و 1,997 زخمی بود. در نتیجه عملیات مشعل، آدولف هیتلر دستور اجرای عملیات آنتون را صادر کرد که به موجب آن نیروهای آلمانی ویشی فرانسه را اشغال کردند. علاوه بر این، ملوانان فرانسوی در تولون بسیاری از کشتیهای نیروی دریایی فرانسه را برای جلوگیری از تصرف توسط آلمانیها غرق کردند.
در شمال آفریقا، ارتش آفریقای فرانسه (Armée d’Afrique) و همچنین چندین کشتی جنگی فرانسوی به متفقین پیوستند. نیروهای متفقین با تقویت قوای خود، به سمت شرق و تونس پیشروی کردند تا نیروهای محور را به دام بیندازند، در حالی که ارتش هشتم ژنرال برنارد مونتگمری از پیروزی خود در العلمین دوم پیشروی میکرد. اندرسون تقریباً موفق به تصرف تونس شد، اما با ضدحملات مصمم دشمن عقب رانده شد. نیروهای آمریکایی برای اولین بار در ماه فوریه در گذرگاه کسری با نیروهای آلمانی روبرو شدند و شکست خوردند. با این حال، با ادامه جنگ در طول بهار، متفقین سرانجام نیروهای محور را در ماه مه 1943 از شمال آفریقا بیرون راندند. پیروزی در جنگ در شمال آفریقا، راه را برای تهاجم به ایتالیا و در نهایت، آزادسازی اروپا هموار کرد.