جنگ جهانی دوم چه زمانی آغاز شد؟

جنگ جهانی دوم یکی از مهم ترین و وحشتناک ترین جنگ های تاریخ بشر است که حدود شش سال به طول انجامید. پس از تجارب تلخ جنگ جهانی اول، انتظار می رفت که کشورهای جهان تلاش کنند تا از بروز جنگ های جدید جلوگیری کنند. با این حال، حمله آلمان به لهستان در تاریخ 1 سپتامبر 1939، زنگ آغاز این جنگ را به صدا درآورد و کشورهای دیگر به ناچار وارد منازعه شدند. این مقاله به تحلیل عواملی می پردازد که به تحریک هیتلر و تهاجم آلمان منجر شد و واکنش کشورهای دیگر را در برابر آن بررسی می کند.
تمایلات هیتلر
آدولف هیتلر به خاطر تمایلات امپریالیستی اش به شدت مشهور است. او به دنبال گسترش سرزمین آلمان طبق سیاست نازی «لابنزراوم» بود، که به معنی فضای زندگی یا حیات است. هیتلر این ایده را به عنوان توجیهی برای توسعه امپراتوری اش به سمت شرق به کار می برد.
پس از جنگ جهانی اول و تحت فشار محدودیت های سخت گیرانه ای که در معاهده ورسای به آلمان تحمیل شده بود، هیتلر به دنبال راه هایی برای بازپس گیری زمین های آلمانی زبان بود. او این ادعا را به عنوان حق طبیعی آلمان برای کسب اراضی ای که مردم آلمانی در آن زندگی می کردند، مطرح کرد. هیتلر با استفاده از این reasoning، موفق شد بدون شروع درگیری، دو کشور کامل را تحت سلطه خود درآورد.
- اتریش: در تاریخ 13 مارس 1938، آلمان اتریش را به طور کامل تصرف کرد (که به آن «آنشلوش» گفته می شود) که این اقدام به طور خاص در معاهده ورسای ممنوع شده بود.
- چکسلواکی: در کنفرانس مونیخ در تاریخ 28 و 29 سپتامبر 1938، فرانسه و بریتانیا بخش بزرگی از چکسلواکی را به آلمان واگذار کردند. هیتلر سپس تا مارس 1939 مابقی چکسلواکی را نیز تصرف کرد.
بسیاری از مردم از خود می پرسند چرا آلمان توانست بدون مقاومت، اتریش و چکسلواکی را تصرف کند. دلیل ساده این است که بریتانیا و فرانسه نمی خواستند بار دیگر خونریزی های جنگ جهانی اول را تکرار کنند. آنها به اشتباه باور داشتند که می توانند با اعطای چند امتیاز به هیتلر، از بروز جنگ جهانی جدید جلوگیری کنند، در حالی که نیت واقعی هیتلر برای گسترش سرزمین بسیار فراتر از هر کشوری بود که بتواند آن را ساپورت کند.
بهانه: عملیات هیملر
پس از دستیابی به اتریش و چکسلواکی، هیتلر به طور فزاینده ای مطمئن بود که می تواند بار دیگر به سمت شرق حرکت کند و این بار بدون مواجهه با بریتانیا یا فرانسه، لهستان را تصرف کند. برای جلوگیری از واکنش احتمالی اتحاد جماهیر شوروی در صورت حمله به لهستان، هیتلر یک توافق نامه عدم تجاوز با شوروی امضا کرد که به عنوان «پیمان نازی-شوروی» شناخته می شود.
با این حال، برای اینکه آلمان به عنوان مهاجم شناخته نشود و در عوض به نظر برسد که تحت فشار است، هیتلر نیاز به یک بهانه برای حمله به لهستان داشت. این ایده از سوی هاینریش هیملر، یکی از نزدیک ترین مشاوران هیتلر، شکل گرفت. در نتیجه، این طرح به نام «عملیات هیملر» شناخته شد.
در شب 31 اوت 1939، نازی ها یک زندانی ناشناس را از یکی از اردوگاه های کار اجباری خود به دست آوردند، او را به یونیفورم لهستانی لباس پوشاندند و به شهر گلاویکز (در مرز لهستان و آلمان) بردند و او را کشتند. صحنه سازی این اقدام با جسد در لباس لهستانی به گونه ای طراحی شده بود که به نظر برسد این حمله ای از جانب لهستان به یک ایستگاه رادیویی آلمانی است. هیتلر از این حمله به عنوان توجیهی برای تهاجم به لهستان استفاده کرد.
بلتزکریگ
در ساعت 4:45 صبح روز 1 سپتامبر 1939، نیروهای آلمانی به کشور لهستان وارد شدند و این حمله ناگهانی و وسیع به عنوان «بلتزکریگ» یا «جنگ رعدآسا» شناخته شد. این اصطلاح به استراتژی نظامی آلمان اشاره دارد که بر حملات سریع و غافلگیرکننده، به ویژه با استفاده از نیروی هوایی و زرهی، تأکید دارد.
حمله هوایی آلمان با شدت و سرعتی انجام شد که به طور عمده نیروهای هوایی لهستان در حین نشستن روی زمین نابود شدند. برای کاهش سرعت واکنش لهستانی ها، آلمان ها پل ها و جاده ها را بمباران کردند و گروه های پیاده نظام را از هوا هدف قرار دادند. این حمله نه تنها نظامیان را بلکه غیرنظامیان را نیز هدف قرار داد و باعث شد بسیاری از مردم در حال فرار زیر آتش قرار گیرند.
آلمان با استفاده از 62 لشکر، که شش تا از آنها زرهی و ده تا مکانیزه بودند، به لهستان حمله کرد. با اینکه لهستان هم دفاعاتی داشت، اما به دلیل نداشتن نیروی زرهی و تخریب تقریباً کامل نیروی هوایی اش توان رقابت با ارتش موتوری آلمان را نداشت. سوارکاران لهستانی در برابر تانک های آلمانی هیچ شانسی نداشتند و نتوانستند از خود دفاع کنند.
این نوع حمله به صورت بسیار مؤثری باعث ضعف شدید لهستان شد و نشانگر قابلیت های بالای نظامی آلمان بود. بلتزکریگ نه تنها اشغال سرزمین ها را تسهیل کرد، بلکه الگوهای جدیدی در جنگ های مدرن ایجاد نمود که جنگ های آینده نیز تحت تأثیر آن قرار گرفتند.
اعلام جنگ ها
در تاریخ 1 سپتامبر 1939، با آغاز حمله آلمان به لهستان، بریتانیا و فرانسه به هیتلر اولتیماتوم دادند: آلمان باید فوراً نیروهای خود را از لهستان خارج کند، در غیر این صورت بریتانیا و فرانسه علیه آلمان اعلام جنگ خواهند کرد. این اولتیماتوم نشانگر عزم دو قدرت بزرگ برای جلوگیری از گسترش بیشتر آلمان نازی بود، اما تصمیم گیری در این زمینه بسیار دشوار بود.
با نفوذ عمیق تر نیروهای آلمانی به خاک لهستان، انتظار می رفت که هیتلر در برابر آرمان های خود عقب نشینی نکند. در تاریخ 3 سپتامبر 1939، با عدم پاسخ مثبت آلمان به اولتیماتوم، بریتانیا و فرانسه به صورت رسمی علیه آلمان اعلام جنگ کردند. این اعلام جنگ نه تنها به معنای آغاز یک درگیری جدید بود، بلکه نشان دهنده ی آغاز یک جنگ جهانی جدید و ویرانگر بود.
بسیاری از کشورهای دیگر نیز به تدریج به این جنگ ملحق شدند و به تدریج جنگ جهانی دوم به یک درگیری بزرگ بین المللی تبدیل شد. این جنگ با خود تحولات وسیع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به همراه آورد که تمام دنیا به شدت تحت تأثیر آن قرار گرفت. در نهایت، جنگ جهانی دوم به عنوان یکی از خونین ترین جنگ های تاریخ بشر باقی ماند و نتایج آن تا مدت ها پس از پایان جنگ محسوس بود.