علت و چگونگی ورود آمریکا به جنگ ویتنام: تاریخچه و تحلیل سیاسی

ایالات متحده به منظور جلوگیری از گسترش کمونیسم به جنگ ویتنام وارد شد، اما سیاست خارجی، منافع اقتصادی، ترس های ملی و استراتژی های ژئوپولیتیکی نیز نقش بسزایی داشتند. در اینجا به بررسی دلایلی پرداخته می شود که باعث رویارویی کشورهای مختلف شد و به نظر می رسید برای اکثر آمریکایی ها ناشناخته بود، اما شکل دهنده دوران خاصی بود.
- نظریه عدم اعتبار یافته دومینو بر این اساس بود که اگر ویتنام کمونیستی شود، کمونیسم در منطقه گسترش خواهد یافت.
- احساسات ضد کمونیستی در داخل کشور بر دیدگاه های سیاست خارجی تأثیرگذار بود.
- واقعه خلیج تونکین به نظر می رسید بهانه ای برای ورود به جنگ باشد.
- با ادامه جنگ، تلاش برای یافتن "صلح افتخارآمیز" انگیزه ای برای نگه داشتن نیروها در ویتنام شد.
نظریه دومینو
از میانه های دهه 1950، نهاد سیاست خارجی آمریکا تمایل داشت تا وضعیت در جنوب شرق آسیا را بر اساس نظریه دومینو بررسی کند. اساس این نظریه این بود که اگر منطقه هند و چین (ویتنام هنوز یک مستعمره فرانسوی بود) به شورش کمونیستی سقوط کند، گسترش کمونیسم در آسیا به احتمال زیاد ادامه خواهد یافت.
اگر نظریه دومینو به طور حداکثری مورد استفاده قرار گیرد، پیشنهاد می کرد که سایر کشورهای آسیا به ماهواره هایی از اتحاد جماهیر شوروی یا چین کمونیستی تبدیل خواهند شد، مشابه کشورهای اروپای شرقی که تحت سلطه شوروی درآمدند.
رئیس جمهور دوایت آیزنهاور نظریه دومینو را در کنفرانس خبری که در 7 آوریل 1954 در واشنگتن برگزار شد، مطرح کرد. اشاره او به کمونیستی شدن جنوب شرقی آسیا روز بعد خبری بزرگ شد. روزنامه نیویورک تایمز تیتر یک خبری با عنوان "رئیس جمهور از فاجعه زنجیره ای در صورت سقوط هندوچین هشدار می دهد" منتشر کرد.
با توجه به اعتبار آیزنهاور در مسائل نظامی، تأیید برجسته او از نظریه دومینو آن را در مرکز توجه بسیاری از آمریکایی ها قرار داد که سال ها وضعیت در جنوب شرق آسیا را به این شکل می دیدند.
دلایل سیاسی: هیجان ضد کمونیستی
ترس از کمونیست های داخلی از سال 1949 آمریکا را درنوردید. کشور در طول دهه 1950 تحت تأثیر وحشت سرخ، به رهبری سناتور بسیار ضد کمونیست جوزف مک کارتی قرار داشت. مک کارتی کمونیست ها را همه جا در آمریکا می دید و جوی از هیستری و بی اعتمادی را تشویق می کرد.
عکس سناتور جوزف مک کارتی. دوران مک کارتی با اتهامات شدیدی که مبنی بر نفوذ کمونیست ها به بالاترین سطوح جامعه آمریکایی به عنوان بخشی از یک توطئه جهانی بود، مشخص شد. گتی ایمجز
پس از جنگ جهانی دوم، کشورهای متعددی در اروپا شرقی تحت سلطه کمونیسم درآمدند، همان طور که چین نیز به این سرنوشت دچار شد، و این روند به کشورها در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا نیز سرایت می کرد. آمریکا احساس می کرد که در جنگ سرد در حال باخت است و باید کمونیسم را "محاصره" کند.
در این زمینه، ایالات متحده برای اولین بار وارد جنگی شد که به جنگی تمام عیار بدل می شد: مشاوران نظامی ایالات متحده برای کمک به فرانسوی ها در مقابله با کمونیست های شمال ویتنام در سال 1950 اعزام شدند. در همان سال، جنگ کره آغاز شد که در آن نیروهای کمونیست شمال کره و چین در برابر ایالات متحده و متحدانش در سازمان ملل قرار گرفتند.
جنگ هند و چین فرانسوی
فرانسوی ها در ویتنام می جنگیدند تا قدرت مستعمراتی خود را حفظ کنند و پس از تحقیر ناشی از جنگ جهانی دوم، عزت ملی خود را بازگردانند. دولت ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم تا میانه های دهه 1950 به درگیری در هندوچین علاقه مند بود، زمانی که فرانسه متوجه شد که در حال مبارزه با شورش کمونیستی به رهبری هوچی مین است.
در طول اوایل دهه 1950، نیروهای ویت مینه پیشرفت های بزرگی داشتند. در مه 1954، فرانسوی ها در دیین بین فو دچار شکست نظامی شدند و مذاکرات برای پایان دادن به درگیری آغاز شد.
پس از خروج فرانسه از هندوچین، راه حلی که به اجرا درآمد، دولتی کمونیستی در شمال ویتنام و دولتی دموکراتیک در جنوب ویتنام تأسیس کرد. آمریکایی ها از اواخر دهه 1950 به حمایت از ویتنام جنوبی با مشاوران سیاسی و نظامی پرداختند.
فرماندهی کمک های نظامی ویتنام
سیاست خارجی جان اف کندی بدیهی است که ریشه در جنگ سرد داشت و افزایش مشاوران آمریکایی بازتابی از اظهارات کندی در مورد ایستادگی در برابر کمونیسم در هر جایی بود که ممکن بود آن را پیدا کند.
گوین دینه توآ، وزیر کابینه رئیس جمهور نگو دین دییم از ویتنام جنوبی، با رئیس جمهور کندی در دفتر کاخ سفید ملاقات می کند. توآ نامه ای از رئیس جمهور نگو دین دییم در مورد تهدید کمونیستی به کشورش ارائه کرد.
در 8 فوریه 1962، دولت کندی فرماندهی کمک های نظامی ویتنام را تأسیس کرد که یک عملیات نظامی بود با هدف تسریع برنامه کمک نظامی به دولت ویتنام جنوبی.
با پیشرفت سال 1963، مسأله ویتنام در آمریکا بیشتر به چشم آمد. نقش مشاوران آمریکایی افزایش یافت و تا اواخر 1963، بیش از 16,000 آمریکایی در میدان برای مشاوره به نیروهای ویتنام جنوبی حضور داشتند.
واقعه خلیج تونکین
پس از ترور کندی در نوامبر 1963، دولت لیندون جانسون همان سیاست های کلی را در زمینه ارسال مشاوران آمریکایی به میدان در کنار نیروهای ویتنام جنوبی ادامه داد. اما اوضاع با واقعه ای در تابستان 1964 تغییر کرد.
نیروهای دریایی آمریکا در خلیج تونکین، در سواحلی ویتنام، گزارش دادند که توسط قایق های تندروی شمال ویتنام مورد تیراندازی قرار گرفته اند. تبادل آتش صورت گرفت، هرچند که اختلافات در مورد اینکه در واقع چه اتفاقی افتاده و چه چیزی به مردم گزارش شده است، برای دهه ها ادامه داشت.
یواس اس ماداکس DD-731 قربانی یک 'تهاجم بی دلیل' در آب های بین المللی نزدیک ویتنام شد، نیروی دریایی در هونولولو اعلام کرد. این حمله نزدیک جزیره هائینان تحت کنترل چین کمونیستی انجام شد.
هرچه در این درگیری اتفاق افتاد، دولت جانسون از این واقعه برای توجیه تشدید نظامی استفاده کرد. قطعنامه خلیج تونکین در عرض چند روز پس از درگیری دریایی به تصویب هر دو مجلس کنگره رسید و به رئیس جمهور اختیار گسترده ای برای دفاع از نیروهای آمریکایی در این منطقه داد.
دولت جانسون شروع به سلسله بمباران ها علیه اهدافی در شمال ویتنام کرد. مشاوران جانسون این فرض را داشتند که تنها حملات هوایی موجب خواهد شد که شمال ویتنامی ها برای پایان دادن به درگیری مسلحانه وارد مذاکره شوند. این اتفاق نیفتاد.
دلایل تشدید
در مارس 1965، رئیس جمهور جانسون دستور داد که گردان های دریایی آمریکا از پایگاه هوایی آمریکایی در داننگ، شهری ساحلی در ویتنام مرکزی دفاع کنند. این نخستین باری بود که نیروهای جنگی وارد جنگ می شدند. تشدید ادامه داشت و تا پایان آن سال، 184,000 سرباز آمریکایی در ویتنام بودند. در 1966، تعداد نیروها دوباره به 385,000 افزایش یافت. تا پایان 1967، تعداد نیروهای آمریکایی در ویتنام به 490,000 رسید.
در سال های پایانی دهه 1960، جو در آمریکا دگرگون شد. دلایل ورود به جنگ ویتنام دیگر چندان ضروری به نظر نمی رسید، به ویژه زمانی که هزینه های جنگ را در نظر می گرفتند. جنبش ضد جنگ آمریکایی ها را به تعداد زیادی mobilized کرد و تظاهرات عمومی علیه جنگ به امری رایج تبدیل شد.
افتخار آمریکایی
تعداد نیروهای جنگی در ویتنام از سال 1969 به بعد و در دوران ریاست جمهوری ریچارد م. نیکسون کاهش یافت. با این حال، هنوز حمایت قابل توجهی از جنگ وجود داشت و نیکسون در سال 1968 در زمان کمپین خود وعده داده بود که جنگ را به "پایانی افتخارآمیز" برساند.
احساساتی که به ویژه در میان صداهای محافظه کار در آمریکا وجود داشت، این بود که قربانی شدن این همه کشته و زخمی در ویتنام بی ثمر خواهد بود اگر آمریکا به سادگی از جنگ خارج شود. این نگرش در یک شهادت تلویزیونی در کنگره توسط یکی از اعضای گروه ویتنامی های ضد جنگ، جان کری، که بعدها سناتور ماساچوست، نامزد ریاست جمهوری و وزیر امور خارجه شد، مورد بررسی قرار گرفت. در 22 آوریل 1971، او در مورد تلفات در ویتنام و تمایل به ماندن در جنگ گفت: “چگونه از یک مرد می خواهید که آخرین فردی باشد که برای یک اشتباه بمیرد؟”
در کمپین ریاست جمهوری 1972، نامزد دموکرات جورج مک گاورن بر اساس پلتفرمی از خروج از ویتنام کمپین زد. مک گاورن در یک شکست تاریخی و اساسی شکست خورد که به نوعی نشان دهنده تأیید فرار نیکسون از خروج سریع از جنگ به شمار می رفت.
30 آوریل 1970، واشنگتن، دی سی. در یک سخنرانی تلویزیونی به ملت از کاخ سفید، رئیس جمهور نیکسون اعلام کرد که چند هزار نیروی زمینی آمریکایی به کامبوج وارد شده اند تا مقرهای کمونیستی را که برای تمام عملیات های نظامی علیه ویتنام جنوبی استفاده می شدند، از بین ببرند. رئیس جمهور در اینجا در کنار نقشه کامبوج ایستاده است.
پس از ترک نیکسون از سمت خود به دلیل رسوایی واترگیت، دولت جرالد فورد به حمایت از دولت ویتنام جنوبی ادامه داد. با این حال، نیروهای جنوبی، بدون حمایت نظامی آمریکایی، نمی توانستند در برابر نیروهای شمال ویتنام و ویت کنگ مقاومت کنند. جنگ در ویتنام سرانجام با سقوط سایگون در سال 1975 پایان یافت.
- تاریخ آمریکا
- تاریخ