10 حقیقت جالب درباره کوه راشمور

کوه راش مورها، یکی از نمادهای مشهور ایالات متحده، واقع در دشت های سیاه داکوتای جنوبی، به خاطر مجسمه های بزرگ و حیرت انگیزش از چهار رئیس جمهور برجسته، جورج واشنگتن، توماس جفرسون، تئودور روزولت و آبراهام لینکلن شناخته شده است. این اثر هنری، که تبدیل به مقصدی جذاب برای میلیون ها بازدیدکننده از سرتاسر جهان شده است، دارای داستان های جالب و تاریخی است که کمتر شناخته شده اند. در این مقاله، به بررسی 10 حقیقت جالب درباره کوه راش مورها خواهیم پرداخت که نگاهی عمیق تر به تاریخچه، چالش ها و پیشینه این اثر شگفت انگیز ارائه می دهد.
صورت چهارم

Underwood Archives / Getty Images
یکی از موضوعات جالب در مورد کوه راش مورها انتخاب چهارمین صورت برای کنده کاری است. در ابتدا، مجسمه ساز گوتزون بورگلم، هدف داشت که چهار چهره را بر روی کوه حک کند و در انتخاب این شخصیت ها، بیشتر بر روی سه رئیس جمهور آمریکا تمرکز کرد: جورج واشنگتن به عنوان نخستین رئیس جمهور، توماس جفرسون به خاطر نوشتن اعلامیه استقلال و خرید لوئیزیانا، و آبراهام لینکلن به عنوان رهبری که کشور را در دوران جنگ داخلی حفظ کرد.
اما انتخاب چهره چهارم موضوعی جنجالی بود. بورگلم می خواست که تئودور روزولت بر روی کوه هک شود، چرا که او به خاطر تلاش هایش در زمینه حفاظت از محیط زیست و ساخت کانال پاناما شناخته شده بود. در سوی دیگر، برخی معتقد بودند که باید وودرو ویلسون، که رهبری ایالات متحده در جنگ جهانی اول را بر عهده داشت، به عنوان چهره چهارم انتخاب شود.
در پایان، بورگلم تئودور روزولت را به عنوان چهره چهارم برگزید. این انتخاب، نه تنها منعکس کننده عقاید بورگلم در مورد امور ملی و تاریخی بود، بلکه نمادی از مبارزات و دستاوردهای روزولت به عنوان یک رئیس جمهور پیشرو در زمینه های مختلف نیز به شمار می رود.
کوه راش مور به نام چه کسی نامگذاری شده است؟

FPG / Hulton Archive / Getty Images
کوه راش مورها نه تنها به خاطر مجسمه های بزرگ و شگفت انگیزش شهرت دارد، بلکه دارای تاریخچه ای جالب در نامگذاری نیز است. بسیاری از بازدیدکنندگان نمی دانند که این کوه قبل از اینکه چهار چهره معروف روی آن حک شود، به نام یک وکیل اهل نیویورک به نام چارلز ای. راشمور نامگذاری شده است. او در سال 1885 هنگام سفر به داکوتای جنوبی برای کار، این کوه را مشاهده کرد.
زمانی که راشمور از راهنمای خود درباره نام این قله سوال کرد، راهنمای او پاسخ داد: "خب، این قله هیچ نامی ندارد، اما از حالا به بعد ما آن را راشمور خواهیم خواند." جالب است که چارلز ای. راشمور بعداً به پروژه کوه راش مورها کمک کرد و 5000 دلار به آن اهدا کرد که او را به یکی از نخستین حامیان مالی این پروژه تبدیل کرد.
این نامگذاری نه تنها نشان دهنده یک اتفاق تصادفی در تاریخ است، بلکه تأکیدی بر این است که چگونه افرادی از پس زمینه های مختلف می توانند بر تاریخ و فرهنگ یک کشور تأثیر بگذارند. بنابراین، وقتی شما به کوه راش مورها نگاه می کنید، بدانید که نام آن یک داستان منحصر به فرد و جذاب دارد که به دور از چهره های حکاکی شده در سنگ نهفته است.
نود درصد کنده کاری با دینامیت انجام شد

Archive Photos / Getty Images
کنده کاری کوه راش مورها پروژه ای عظیم و پیچیده بود که نیاز به برداشتن 450,000 تن گرانیت داشت. در آغاز کار، مجسمه ساز گوتزون بورگلم و تیمش از ابزارهای سنتی مانند چکش و پتک استفاده کردند، اما متوجه شدند که این ابزارها برای این حجم کار کافی نیستند. به همین دلیل، پس از سه هفته تلاش برای کنده کاری با چکش های برقی و عدم پیشرفت ملموس، تصمیم به استفاده از دینامیت گرفتند.
این تصمیم نه تنها سرعت کار را افزایش داد، بلکه باعث شد تا کارگران بتوانند با کارآیی بیشتری گرانیت را از دل کوه حذف کنند. کارگران تکنیک های خاصی را برای استفاده از دینامیت یاد گرفتند. آنها ابتدا حفره های عمیق در سنگ ایجاد کرده و سپس میله های دینامیت را درون آن قرار می دادند. پس از ترک محل کار، در زمان های تعیین شده، انفجارها انجام می شد.
به این ترتیب، حدود 90 درصد از کنده کاری های صورت پذیرفته بر روی کوه با استفاده از دینامیت انجام گرفت. این رویکرد، یک روش کارآمد و مؤثر در فرآیند ساخت بود، که باعث شد پیشرفت پروژه با سرعت بیشتری صورت گیرد و در نهایت، نمای شگفت انگیز و تاریخی کوه راش مورها شکل بگیرد. با توجه به شدت کار، این تکنیک نیز خطرات خاص خود را داشت، اما نحوه مدیریت و احتیاط کارگران باعث شد که پروژه به سلامت ادامه یابد.
نواری تاریخی (انتابلاتور)

Photo by MPI / Getty Images
گوتزون بورگلم، خالق کوه راش مورها، در ابتدا برنامه هایی بسیار بزرگتر از آنچه که در نهایت به تحقق پیوست داشت. یکی از ایده های اصلی او، ایجاد «نواری تاریخی» یا انتابلاتور بر روی کوه بود. این نوار قرار بود شامل کلمات و تصاویری از تاریخ ایالات متحده باشد که در آن نه رویداد تاریخی مهم از سال 1776 تا 1906 به رشته تحریر درمی آمد و به عنوان ویدئویی از تاریخ کشور عمل می کرد.
طرح اولیه این نوار به گونه ای بود که روی گستره ای از سنگ به ابعاد 80 در 120 فوت قرار گیرد و به نوعی خلاصه ای از تاریخ اولیه آمریکا در معرض دید قرار دهد. بورگلم از رئیس جمهور وقت، کالوین کالیج، خواست تا متن های مربوط به نبارت تاریخی را تهیه کند. با این حال، وقتی اولین متن کالیج به دست بورگلم رسید، او به شدت به آن انتقاد کرده و متن را به طور کامل تغییر داد، که این موضوع باعث دلخوری کالیج شد و او دیگر تمایلی به نوشتن متن های اضافی نداشت.
متأسفانه، به دلیل کمبود بودجه و همچنین مشکلات عملیاتی، انتابلاتور هرگز به واقعیت نپیوست. در نهایت، این ایده به خاطر ناتوانی در خواندن متن ها از فاصله دور و کمبود مالی کنار گذاشته شد. به این ترتیب، میراث بورگلم از نواری تاریخی به آنچه که امروز به عنوان یکی از آثار بارز تاریخ آمریکا باقی مانده، محدود شد، اما ایده اولیه او نشان دهنده نگرش عمیق تر به اهمیت تاریخ و آموزشی بودن نوارها بود.
هیچ کس نمرد

PhotoQuest / Getty Images
کار بر روی کوه راش مورها به خودی خود چالش های زیادی را به همراه داشت، مخصوصاً با توجه به شرایط خطرناک کار در ارتفاعات. در طی 14 سال کار، کارگران به طور مداوم در موقعیت های بسیار خطرناک قرار داشتند و بیشترشان فقط با یک سیم فولادی نازک به بالای کوه متصل بودند. با وجود شرایط دشوار و خطرناک، جالب است که هیچ یک از کارگران در حین انجام کنده کاری ها جان خود را از دست ندادند.
این موفقیت قابل توجه نشان دهنده سطح بالای آموزش و احتیاط کارگران بود. با این حال، علی رغم عدم وقوع حوادث مرگبار، بسیاری از کارگران در حین کار در معرض گرد و غبار سیلیس قرار داشتند که بعداً به عوارض تنفسی جدی تری منجر شد. این عارضه به نام سیلیکوزیس شناخته می شود و بسیاری از کارگرانی که در این پروژه مشغول بودند، پس از پایان کار با مشکلات جدی سلامتی مواجه شدند.
بنابراین، در حالی که نقطه عطف کار بر روی کوه راش مورها با این واقعیت که هیچ کس در حین کار جان خود را از دست نداد، به یاد ماندنی است، اما همچنین یادآور این است که خطرات موجود در این پروژه نه تنها در لحظه، بلکه برای سال ها بعد از آن نیز همواره وجود داشتند. این موضوع، کمبود توجه به ایمنی و سلامت کارگران در آن زمان را به خوبی نشان می دهد.
اتاق مخفی

ورودی تالار رکوردها در کوه راشمور.
یکی از طراحی های اصلی گوتزون بورگلم، که پس از کنار گذاشتن ایده انتابلاتور شکل گرفت، ایجاد یک «اتاق مخفی» در دل کوه راش مورها بود. این اتاق قرار بود یک فضای بزرگ به ابعاد 80 در 100 فوت باشد که به عنوان مکانی برای نگهداری تاریخ و مستندات مهم آمریکا عمل می کرد. بورگلم در نظر داشت که این اتاق به عنوان یک repository از تاریخ ایالات متحده ساخته شود که در آن موزائیک ها و مجسمه های مشاهیر آمریکایی قرار می گرفت.
از آن جا که این اتاق در بخشی از کوه واقع شده بود که 800 فوت بالاتر از سطح زمین قرار داشت، برای دسترسی به آن، بورگلم برنامه ریزی کرده بود که یک پلکان بزرگ از گرانیت بسازد که بازدیدکنندگان بتوانند به راحتی به آن دسترسی پیدا کنند. درون اتاق به زیبایی تزیین می شد و شامل بولتن های آلومینیومی، مهم ترین اسناد تاریخی، و مجسمه سازی هایی از شخصیت های معروف می بود.
در سال 1938، کارگران پروژه به کنده کاری برای ساخت اتاق مخفی آغاز کردند، اما کار به دلیل کمبود بودجه و نگرانی های کنگره نسبت به ناکامل ماندن پروژه متوقف شد. کنگره تصمیم گرفت که تمام توجهات به چهار چهره اصلی معطوف شده و پروژه اتاق مخفی ناتمام ماند. در نتیجه، چیزی که باقی مانده، یک تونل ناپایدار به طول 68 فوت و بدون پلکان است که همچنان برای بازدیدکنندگان غیرقابل دسترس باقی مانده است.
اتاق مخفی سال ها خالی باقی ماند، اما در 9 اوت 1998، یک مرجع کوچک درون آن گذاشته شد که در آن داستان پروژه کوه راش مورها و دلایلی برای انتخاب چهار شخصیت حکاکی شده بر روی کوه معرفی می شد. این مرجع به یادبود مردان و زنانی از آینده است که ممکن است کنجکاو درباره این کنده کاری شگفت انگیز باشند.
بزرگ تر از فقط سرها

Vintage Images / Getty Images
کوه راش مورها به عنوان یکی از آثار هنری برجسته ایالات متحده، تنها به تصویر چهار رئیس جمهور در ابعاد بزرگ محدود نمی شود. گوتزون بورگلم، مجسمه ساز این اثر، به طور اولیه برنامه ریزی کرده بود که این مجسمه ها نه تنها شامل چهره ها بلکه شامل بدن ها از کمر به بالا باشد. هدف او این بود که آثار مجسمه ها به عظمت و اهمیت تاریخی و سیاسی شخصیت های برجسته آمریکا توجه کند.
او به طور خاص برای ایجاد تصاویری از چهار رئیس جمهور به صورت کامل از کمر به بالا برنامه ریزی کرده بود، که می توانست به طور بهتری نمایش دهنده کارهای آن ها و تأثیراتشان بر تاریخ آمریکا باشد. اما این ایده ها به تدریج به دلیل کمبود بودجه و زمان به طرح فعلی که تنها به سرها محدود شد، تغییر پیدا کردند.
در نهایت، کنگره تصمیم گرفت که پروژه به پایان برسد منحصراً با چهار چهره ای که اکنون می بینیم، و بدین ترتیب بورگلم مجبور شد طرح های بزرگ تر خود را کنار بگذارد. این موضوع نه تنها تأکیدی بر چالش های مالی و اجرایی پروژه بود، بلکه نشان دهنده تضاد بین آرزوهای هنری و واقعیت های مالی محسوب می شود. با این حال، با وجود محدودیت ها، عظمت و جایگاه کوه راش مورها به عنوان یک نماد ملی باقی مانده و همچنان علاقه مندان را به خود جلب می کند.
جابجایی جفرسون

George Rinhart / Getty Images
جنجالی که در طول ساخت کوه راش مورها به وجود آمد، مربوط به جابجایی چهره توماس جفرسون بود. در ابتدا، برنامه ریزی شده بود که چهره جفرسون در سمت چپ جورج واشنگتن و در همان سمت کوه حک شود. اما در حین اجرای کار، مشخص شد که منطقه ای که برای کنده کاری جفرسون انتخاب شده، پر از کوارتز بود که برای حکاکی مناسب نبود.
در نتیجه، تیم کارگری به مدت 18 ماه به انفجار و حذف سنگ های حاوی کوارتز ادامه داد، اما هیچ پیشرفتی حاصل نشد. به همین دلیل، گوتزون بورگلم، مجسمه ساز این پروژه، تصمیم بسیار سختی گرفت و چهره جفرسون را به سمت راست واشنگتن منتقل کرد. این جابجایی نه تنها مشکلات فنی را حل کرد، بلکه به او این امکان را داد که حکاکی چهره جفرسون را تحت شرایط بهتری انجام دهد.
این تغییر به نوعی نماد چالش ها و پیچیدگی های پروژه ساخت کوه راش مورها بود. گوتزون بورگلم و تیمش مجبور بودند به طور مداوم با شرایط زمین و سنگ های موجود سازگار شوند تا در نهایت بتوانند نمایی تاثیرگذار و ماندگار از شخصیت های برجسته تاریخ ایالات متحده ارائه دهند. جابجایی چهره جفرسون یادآور این است که حتی در پروژه های بزرگ و نمادین، تصمیمات سخت و سازگاری با شرایط، جزء جدایی ناپذیر از موفقیت است.
بینی بسیار بلند

Underwood Archives / Getty Images
یکی از ویژگی های جالب و خاص درباره کوه راش مورها، بینی بزرگ روی چهره جورج واشنگتن است. گوتزون بورگلم، مجسمه ساز این اثر، در طراحی های اولیه خود برای این مجسمه، پیش بینی کرده بود که به مرور زمان گرانیت با سرعت مشخصی دچار فرسایش خواهد شد. او چشم انداز آینده را در نظر گرفت و به همین دلیل تصمیم گرفت بینی جورج واشنگتن را به طوری طراحی کند که یک فوت اضافی به طول آن اضافه کند.
هدف بورگلم این بود که با این کار، بینی در نهایت به اندازه ی دلخواهش برسد، حتی پس از فرسایش گرانیت. او باور داشت که با این احتیاط، اثر هنری او به عنوان «مقام شامخ دموکراسی» همچنان الهام بخش نسل های آینده باقی خواهد ماند. بورگلم در این باره گفته بود: "چهارده اینچ بر روی بینی چه ضرری دارد در حالی که کل صورت به ارتفاع شصت فوت است؟"
این تصمیم نه تنها خلاقیت و تفکر جلوتر از زمان بورگلم را نشان می دهد، بلکه نشان دهنده اهمیت درازمدت او نسبت به اثرش و تأثیر آن در آینده فراتر از زندگی اش است. به این ترتیب، بینی بزرگ جورج واشنگتن در کوه راش مورها، نه تنها به عنوان یک ویژگی بصری، بلکه به عنوان نمادی از دقت و بینش هنرمند در زمان طراحی هنری و تاریخی اش محسوب می شود.
مجسمه ساز چند ماه قبل از تکمیل فوت کرد

Ed Vebell / Getty Images
گوتزون بورگلم، خالق اصلی کوه راش مورها، شخصیتی بود پر از انرژی و اشتیاق، اما زندگی او به سرنوشت غم انگیزی دچار شد. او در سال 1941، درست سه هفته پس از انجام جراحی پروستات، در سن 73 سالگی در شیکاگو از دنیا رفت. این در حالی بود که پروژه عظیم او در حال نزدیک شدن به پایان بود و تنها چند ماه دیگر تا تکمیل رسمی آن باقی مانده بود.
بورگلم به خاطر ویژگی های خاص شخصیتی اش، همواره در محل کارش به عنوان "مرد پیر" شناخته می شد و روابطش با کارگران به شدت متغیر و بعضاً مشکل ساز بود. او به طرز مکرر کارگران را به خاطر کارکردهای نامناسب به سرعت اخراج می کرد و برخی از آن ها را دوباره به کار می گرفت. این شیوه های مدیریتی می تواند باعث بروز تنش ها در محیط کار می شد، اما روح خلاق و اراده اش به عوامل اجرایی کمک کرد که پروژه را به سرانجام برسانند.
پس از درگذشت بورگلم، پسرش، لینکلن بورگلم، مسئولیت تکمیل پروژه را بر عهده گرفت و در نهایت موفق به اتمام آن شد. مرگ گوتزون بورگلم یک نقطه عطف در تاریخ کوه راش مورها بود، به طوری که نه تنها تأثیر زیادی بر روند کار گذاشت، بلکه احساسات و آرزوهای او نیز به عنوان میراثی زنده در این اثر هنری باقی ماند.
- دانستنی های تاریخی
- تاریخ
- تاریخ آمریکا
- تاریخ قرن بیستم