شورش ویسکی 1794: تاریخچه، علل و اهمیت آن در آمریکا

شورش ویسکی، یک بحران سیاسی در سالهای اولیه شکلگیری ایالات متحده بود. جرقه این بحران زمانی زده شد که وضع مالیات بر مشروبات الکلی، خشم ساکنان مرزهای غربی ایالت پنسیلوانیا را برانگیخت. این وضعیت به تدریج به خشونت کشیده شد تا جایی که نیروهای فدرال، به رهبری الکساندر همیلتون و رئیس جمهور جورج واشنگتن، در سال 1794 برای سرکوب شورش وارد منطقه شدند.
نکات مهم درباره شورش ویسکی:
- مالیات بر مشروبات الکلی در دهه 1790، به ویژه در مناطق مرزی غربی پنسیلوانیا، جنجال زیادی به پا کرد.
- کشاورزان اغلب از ویسکی به عنوان پول رایج در اقتصاد مبادلهای استفاده میکردند، زیرا حمل و نقل آن از غلات خام آسانتر بود.
- اعتراضات علیه مالیات، که ناعادلانه تلقی میشد، به حملاتی به ماموران مالیات، از جمله ضرب و شتم و قیراندود کردن، منجر شد.
- الکساندر همیلتون، طراح این مالیات، خواستار اقدامات جدی برای سرکوب شورش شد و نیروها برای حرکت به سمت مرزها در اواخر سال 1794 سازماندهی شدند.
- رئیس جمهور جورج واشنگتن شخصاً برای مدتی نیروها را رهبری کرد، اما پیش از وقوع هرگونه درگیری واقعی، شورش فروکش کرد.
حملات به ماموران مالیاتی توسط گروههای نقابدار برای چند سال ادامه داشت، اما با نزدیک شدن نیروهای فدرال، این بیقانونی به تدریج از بین رفت. در نهایت، واشنگتن و همیلتون نیازی به هدایت نیروها به میدان جنگ علیه هموطنان خود نیافتند. شورشیانی که دستگیر شدند، در نهایت از مجازات گریختند.
این حادثه، شکاف عمیقی را در جامعه اولیه آمریکا آشکار کرد: یک اختلاف تلخ بین سرمایه داران در شرق و ساکنان در غرب. با این حال، به نظر میرسید که همه طرفهای درگیر مایل به فراموش کردن این ماجرا هستند.
ریشههای مالیات بر ویسکی
پس از تصویب قانون اساسی ایالات متحده در سال 1788، دولت فدرال تازه تأسیس موافقت کرد که بدهیهایی را که ایالتها در طول جنگ استقلال متحمل شده بودند، بپذیرد. این موضوع، بار سنگینی بر دوش دولت بود و الکساندر همیلتون، اولین وزیر خزانهداری، پیشنهاد وضع مالیات بر ویسکی را داد تا بخشی از پول مورد نیاز را تامین کند.
مالیات بر ویسکی در آن زمان منطقی به نظر میرسید. آمریکاییها مقدار زیادی ویسکی مصرف میکردند، بنابراین حجم قابل توجهی از تجارت وجود داشت که میشد بر آن مالیات بست. از آنجایی که راهها در آن زمان بسیار نامناسب بودند، حمل و نقل غلات دشوار بود، بنابراین تبدیل غلات به ویسکی و سپس حمل آن آسانتر بود. و در برخی مناطق، غلاتی که توسط ساکنان کشت میشد، پس از تبدیل شدن به ویسکی، معمولاً به عنوان نوعی ارز مورد استفاده قرار میگرفت.
مالیات بر ویسکی، که توسط کنگره تصویب و در سال 1791 به قانون تبدیل شد، ممکن است برای قانونگذاران شرقی منطقی به نظر میرسید. با این حال، اعضای کنگره که نماینده جمعیتهای مرزی بودند، با درک تأثیری که این مالیات بر موکلانشان خواهد گذاشت، با آن مخالفت کردند. هنگامی که لایحه مالیاتی به قانون تبدیل شد، در هیچ کجای کشور محبوبیت نداشت. برای ساکنان مرزهای غربی در آن زمان، که شامل مناطق پنسیلوانیا، ویرجینیا و کارولینای شمالی میشد، مالیات بر ویسکی بسیار توهینآمیز بود.
زندگی برای ساکنان غربی بسیار دشوار بود. در دهه 1780، هنگامی که آمریکاییها به سمت رشتهکوههای آلگنی حرکت کردند، متوجه شدند که بیشتر زمینهای خوب در دست دلالان ثروتمند زمین است. حتی جورج واشنگتن، در سالهای قبل از ریاست جمهوری خود، هزاران هکتار از زمینهای مرغوب در غرب پنسیلوانیا را خریداری کرده بود.
خانوادههایی که به این منطقه سفر کرده بودند تا ساکن شوند، که اغلب مهاجرانی از جزایر بریتانیا یا آلمان بودند، مجبور شدند در نامناسبترین زمینها کشاورزی کنند. زندگی سختی بود و خطر ناشی از بومیان آمریکایی که از تجاوز به سرزمینهایشان ناراضی بودند، یک تهدید دائمی بود.
در اوایل دهه 1790، مالیات جدید بر ویسکی توسط ساکنان غربی به عنوان یک مالیات ناعادلانه تلقی میشد که برای کمک به طبقه مالی ساکن در شهرهای شرق طراحی شده بود. آنها معتقد بودند که این مالیات، نابرابری اقتصادی را تشدید میکند و فشار مضاعفی بر زندگی سختشان وارد میسازد. مالیات بر ویسکی به نمادی از بیعدالتی و بیتوجهی دولت مرکزی به مشکلات آنها تبدیل شد.

VCG Wilson/Bettmann Archive/Getty Images
ناآرامی در مرزها
پس از تصویب قانون مالیات بر ویسکی در مارس 1791، مقامات برای اجرای قانون و جمع آوری مالیات منصوب شدند. به ماموران مالیاتی جدید، دفترچهای راهنما داده شد که توسط همیلتون نوشته شده بود و دستورالعملهای دقیقی در مورد نحوه محاسبه مالیات و نگهداری سوابق ارائه میکرد.
مالیات بر اساس اندازه دیگ تقطیر و میزان الکل تولید شده محاسبه میشد. تخمین زده میشد که میانگین یک کارخانهدار تقطیر سالانه حدود 5 دلار مالیات بدهکار باشد. شاید این مبلغ کمی به نظر برسد، اما برای کشاورزان غرب پنسیلوانیا که عموماً در یک اقتصاد مبادلهای فعالیت میکردند، این مقدار پول میتوانست بخش قابل توجهی از درآمد قابل تصرف یک خانواده در طول یک سال را تشکیل دهد.
در اواخر سال 1791، یک مامور مالیاتی در پیتسبورگ، پنسیلوانیا، توسط گروهی از مردان نقابدار دستگیر شد و به یک آهنگری برده شد و با آهن داغ سوزانده شد. حملات دیگری نیز به ماموران مالیاتی صورت گرفت. هدف از این حملات ارسال یک پیام بود و کشنده نبودند. برخی از ماموران مالیات ربوده، قیراندود و پرمالی شدند و در جنگلها رها شدند تا رنج بکشند. برخی دیگر به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. این اقدامات خشونتآمیز، نشاندهنده اوجگیری مخالفتها با قانون مالیات بر ویسکی بود.
تا سال 1794، دولت اساساً به دلیل یک جنبش مقاومت سازمان یافته، قادر به جمع آوری مالیات در غرب پنسیلوانیا نبود. در صبح روز 16 ژوئیه 1794، حدود 50 مرد مسلح به تفنگ، خانه جان نویل، یک کهنهسرباز جنگ انقلاب که به عنوان یک مامور مالیات فدرال خدمت میکرد، را محاصره کردند.
گروه محاصره کننده خانه نویل خواستار استعفای او از سمت خود و تحویل هرگونه اطلاعاتی شد که در مورد کارخانهداران تقطیر محلی جمع آوری کرده بود. نویل و این گروه به تبادل آتش پرداختند و یکی از شورشیان به شدت زخمی شد.
روز بعد، ساکنان محلی بیشتری ملک نویل را محاصره کردند. تعدادی از سربازان مستقر در یک قلعه نزدیک، وارد شدند و به نویل کمک کردند تا به مکانی امن فرار کند. اما در یک درگیری، چندین نفر از هر دو طرف مورد اصابت گلوله قرار گرفتند که برخی از آنها کشته شدند. خانه نویل به آتش کشیده و با خاک یکسان شد. این حمله به نویل، نقطه عطفی در شورش ویسکی محسوب میشد.
حمله به نویل مرحله جدیدی از بحران را نشان داد. دو هفته بعد، در 1 اوت 1794، حدود 7000 نفر از ساکنان محلی برای یک گردهمایی بزرگ در پیتسبورگ گرد هم آمدند. جمعیت نارضایتی خود را ابراز کردند، اما آنچه میتوانست به یک شورش خشونتآمیز تبدیل شود، آرام شد. مردم حاضر در این گردهمایی، که بیشتر کشاورزان فقیر محلی بودند، به طور مسالمت آمیز به مزارع خود بازگشتند.
دولت فدرال از فعالیتهای غرب پنسیلوانیا به شدت نگران شد. رئیس جمهور واشنگتن از شنیدن گزارشهایی مبنی بر اینکه شورشیان ممکن است با نمایندگان دولتهای خارجی، بریتانیا و اسپانیا، در مورد احتمال خروج از ایالات متحده دیدار داشته باشند، ناراحت شد.
الکساندر همیلتون مصمم شد تا اقدامات جدی علیه شورشیان انجام دهد، و تا سپتامبر 1794، او در حال سازماندهی یک نیروی نظامی متشکل از بیش از 12000 سرباز بود که به سمت غرب حرکت میکرد و شورش را سرکوب میکرد. همیلتون معتقد بود که سرکوب سریع و قاطع شورش برای حفظ اقتدار دولت مرکزی ضروری است.

Smith Collection/Gado/Getty Images
پاسخ دولت واشنگتن
در پایان سپتامبر، نیروی فدرال متشکل از اعضای شبه نظامیان از چهار ایالت، حرکت خود را به سمت غرب از طریق پنسیلوانیا آغاز کرد. جورج واشنگتن، با یونیفرمی شبیه به آنچه که به عنوان یک ژنرال در انقلاب پوشیده بود، به همراه الکساندر همیلتون، رهبری نیروها را بر عهده داشت.
واشنگتن مصمم بود شورش رو به رشد را سرکوب کند. اما بازگشت او به خدمت نظامی دشوار بود. او دیگر سرباز جوانی نبود که در دهه 1750 به مرز پنسیلوانیا رفته بود، یا رهبر مورد احترام انقلاب. در سال 1794 واشنگتن 62 سال داشت. او با نیروها سفر میکرد، معمولاً سوار بر یک کالسکه، و جادههای ناهموار کمر درد او را تشدید میکرد. پس از سفر به مرکز پنسیلوانیا، جایی که در هر شهر در مسیر خود با تشویق شهروندان روبرو شد، بازگشت.
نیروها به سمت غرب ادامه دادند، اما هرگز رویارویی با نیروی شورشی رخ نداد. تا زمانی که نیروها به منطقه فعالیت شورشی رسیدند، شورشیان به سادگی ناپدید شده بودند. بیشتر آنها به مزارع خود بازگشته بودند، و گزارشهایی وجود داشت مبنی بر اینکه برخی از سرسختترین شورشیان به قلمرو اوهایو نقل مکان کردهاند. شورشیان با درک قدرت برتر نیروهای فدرال، از رویارویی مستقیم اجتناب کردند.
هنگامی که نیروهای فدرال از غرب پنسیلوانیا عبور کردند، تنها دو تلفات وجود داشت که هر دو تصادفی بودند. یک پسر محلی به طور تصادفی زمانی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد که یک سرباز تفنگ خود را انداخت، و یک حامی مست شورشی به طور تصادفی هنگام دستگیری با سرنیزه مورد اصابت قرار گرفت. این حوادث نشان میدهد که درگیری مستقیم بین نیروهای فدرال و شورشیان رخ نداده است.
میراث شورش ویسکی
تعدادی از شورشیان دستگیر شدند، اما تنها دو نفر محاکمه و محکوم شدند. اتهامات علیه آنها جدی بود و می توانستند به دار آویخته شوند، اما رئیس جمهور واشنگتن تصمیم گرفت آنها را عفو کند. این اقدام واشنگتن نشان از تمایل او به آشتی ملی و جلوگیری از ایجاد شکاف عمیقتر در جامعه داشت.
پس از پایان شورش، به نظر میرسید همه طرفهای درگیر راضی بودند که این رویداد به سرعت در گذشته محو شود. مالیات منفور بر ویسکی در اوایل دهه 1800 لغو شد. اگرچه شورش ویسکی چالش بسیار جدی برای قدرت فدرال بود، و قابل توجه بود زیرا آخرین باری را نشان می داد که جورج واشنگتن نیروها را رهبری می کند، اما اثر ماندگاری واقعی نداشت. با این حال، این رویداد در تاریخ آمریکا به عنوان آزمونی برای قدرت دولت مرکزی و همچنین نمادی از نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی ثبت شد. سرکوب این شورش، نشان داد که دولت فدرال برای حفظ نظم و اجرای قوانین خود جدی است.
- تاریخ آمریکا
- تاریخ