توسعهیافته یا در حال توسعه: چه معیارهایی کشورها را از هم جدا میکند؟

جهان ما به دو دسته کلی تقسیم میشود: کشورهایی که به سطح قابل قبولی از صنعتیسازی، ثبات سیاسی و اقتصادی و شاخصهای بالای بهداشت و سلامت دست یافتهاند و کشورهایی که هنوز در مسیر رسیدن به این اهداف گام برمیدارند. اما سوال اصلی اینجاست: چه معیارهایی برای تشخیص این دو گروه از یکدیگر وجود دارد؟
روشهای شناسایی و تقسیمبندی کشورها بر اساس میزان توسعهیافتگی در طول زمان و با گذر از دوران جنگ سرد تا عصر حاضر، دستخوش تغییر و تحول شدهاند. با این وجود، هنوز هم یک توافق همگانی و قطعی در مورد چگونگی طبقهبندی کشورها بر اساس شاخصهای توسعه وجود ندارد و این موضوع، خود چالشهایی را به همراه دارد.
جهان اول، دوم، سوم و چهارم: میراثی از دوران جنگ سرد
اصطلاحات جهان اول، جهان دوم و جهان سوم ریشه در دوران جنگ سرد دارند و برای تمایز بین کشورها بر اساس ایدئولوژی سیاسی و همپیمانیهایشان به کار میرفتند. مفهوم "جهان سوم" نخستین بار توسط آلفرد سووی، جمعیتشناس فرانسوی، در سال 1952 مطرح شد.
این اصطلاحات اگرچه با گذشت زمان به معیاری برای سطح توسعهیافتگی تبدیل شدند، اما امروزه به دلیل تغییرات ژئوپلیتیکی و اقتصادی، کاربرد سابق خود را از دست دادهاند و کمتر برای طبقهبندی کشورها به عنوان توسعهیافته یا در حال توسعه مورد استفاده قرار میگیرند.
- جهان اول: شامل کشورهای عضو ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) و متحدان آنها بود که دارای نظامهای دموکراتیک، اقتصاد سرمایهداری و صنعت توسعهیافته بودند. بیشتر کشورهای آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن و استرالیا در این دسته قرار میگرفتند.
- جهان دوم: به کشورهای کمونیستی-سوسیالیستی اطلاق میشد. این کشورها نیز مانند کشورهای جهان اول، از صنعتیسازی قابل توجهی برخوردار بودند. اتحاد جماهیر شوروی، اروپای شرقی و چین از جمله کشورهای جهان دوم محسوب میشدند.
- جهان سوم: کشورهایی را در بر میگرفت که پس از جنگ جهانی دوم، نه به جهان اول تعلق داشتند و نه به جهان دوم. این کشورها عموماً به عنوان کشورهای کمتر توسعهیافته شناخته میشدند و شامل کشورهای در حال توسعه در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین میشدند.
- جهان چهارم: این اصطلاح در دهه 1970 ابداع شد و به جوامع بومی ساکن در یک کشور اشاره داشت. این گروهها اغلب با تبعیض و ادغام اجباری روبرو هستند و در زمره فقیرترین افراد جهان قرار دارند.
شمال جهانی و جنوب جهانی: یک تقسیمبندی جغرافیایی بحثبرانگیز
اصطلاحات شمال جهانی و جنوب جهانی، جهان را به دو نیمکره جغرافیایی تقسیم میکنند. شمال جهانی شامل کشورهایی است که در نیمکره شمالی و شمال خط استوا قرار دارند، در حالی که جنوب جهانی کشورهایی را در بر میگیرد که در نیمکره جنوبی و جنوب خط استوا واقع شدهاند.
این طبقهبندی به طور کلی شمال جهانی را به عنوان کشورهای ثروتمند و جنوب جهانی را به عنوان کشورهای فقیرتر در نظر میگیرد. این تمایز بر این فرض استوار است که بیشتر کشورهای توسعهیافته در شمال و بیشتر کشورهای در حال توسعه یا توسعهنیافته در جنوب قرار دارند.
با این حال، مشکل این تقسیمبندی این است که همه کشورهای واقع در شمال جهانی را نمیتوان "توسعهیافته" نامید، در حالی که برخی از کشورهای جنوب جهانی به خوبی توسعه یافتهاند.
به عنوان مثال، در شمال جهانی، کشورهایی مانند هائیتی، نپال، افغانستان و بسیاری از کشورهای شمال آفریقا در زمره کشورهای در حال توسعه قرار میگیرند.
در مقابل، در جنوب جهانی، میتوان به کشورهایی مانند استرالیا، آفریقای جنوبی و شیلی اشاره کرد که از سطح توسعهیافتگی بالایی برخوردارند. این مثالها نشان میدهند که تقسیمبندی شمال و جنوب، تصویری کامل و دقیق از وضعیت توسعه در جهان ارائه نمیدهد.
MDCs و LDCs: دستهبندی جغرافیایی کشورها بر اساس توسعه
اصطلاحات "MDC" (مخفف More Developed Country) به معنای "کشور توسعهیافتهتر" و "LDC" (مخفف Least Developed Country) به معنای "کشور کمتر توسعهیافته" است. این اصطلاحات بیشتر در میان جغرافیدانان کاربرد دارند.
این طبقهبندی یک تعمیم کلی است، اما میتواند در گروهبندی کشورها بر اساس عواملی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) سرانه، ثبات سیاسی و اقتصادی و بهداشت و سلامت انسانی (که با شاخص توسعه انسانی یا HDI اندازهگیری میشود) مفید باشد.
در حالی که در مورد آستانه GDP که یک LDC به MDC تبدیل میشود بحث وجود دارد، به طور کلی، کشوری به عنوان MDC در نظر گرفته میشود که تولید ناخالص داخلی سرانه آن بیش از 4000 دلار آمریکا، همراه با رتبه HDI بالا و ثبات اقتصادی باشد.
کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه: رایجترین اصطلاحات برای طبقهبندی
رایجترین اصطلاحاتی که برای توصیف و تمایز بین کشورها به کار میروند، "کشورهای توسعهیافته" و "کشورهای در حال توسعه" هستند.
کشورهای توسعهیافته به کشورهایی با بالاترین سطح توسعه بر اساس عواملی مشابه با آنچه برای تمایز بین MDCs و LDCs استفاده میشود (مانند تولید ناخالص داخلی سرانه، شاخص توسعه انسانی و ثبات سیاسی و اقتصادی)، و همچنین بر اساس سطح صنعتیسازی، اطلاق میشود.
این اصطلاحات پرکاربردترین و از نظر سیاسی مناسبترین اصطلاحات هستند. با این حال، هیچ استاندارد مشخصی برای نامگذاری و گروهبندی این کشورها وجود ندارد. مفهوم ضمنی اصطلاحات "توسعهیافته" و "در حال توسعه" این است که کشورهای در حال توسعه در نقطهای از آینده به وضعیت توسعهیافته خواهند رسید.