ساختار اجتماعی وایکینگ ها: طبقات، قدرت و اسطوره‌ها

قایق کوچک وایکینگ در Aurlandsfjord، نروژ
Apexphotos / Getty Images

ساختار اجتماعی وایکینگ‌ها، جوامع اسکاندیناوی در عصر وایکینگ‌ها (قرون 8 تا 11 میلادی) به شدت طبقاتی بود. این ساختار بر اساس سه طبقه اصلی شکل گرفته بود: بردگان (که در نورس باستان به آن‌ها "thrall" گفته می‌شد)، دهقانان و کشاورزان ("karl") و اشراف ("jarl" یا "earl"). این طبقات نه تنها در جامعه وجود داشتند، بلکه در اسطوره‌شناسی اسکاندیناوی نیز ریشه داشتند و جایگاه هر طبقه مشخص شده بود.

اگرچه از نظر تئوری، امکان جابجایی بین این سه طبقه وجود داشت، اما در عمل، تغییر طبقه برای بردگان بسیار نادر بود. بردگان بیشتر به عنوان کالای تجاری مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در کنار پوست حیوانات و شمشیر، از قرن هشتم میلادی به بعد با خلافت عربی مبادله می‌شدند.

این ساختار اجتماعی، حاصل تغییرات گسترده‌ای بود که در طول عصر وایکینگ‌ها در جامعه اسکاندیناوی رخ داد.

نکات کلیدی درباره ساختار اجتماعی وایکینگ‌ها:
  • وایکینگ‌ها در داخل و خارج از اسکاندیناوی دارای ساختار اجتماعی سه لایه بودند که شامل بردگان، دهقانان و اشراف می‌شد. این ساختار توسط اسطوره‌های آن‌ها تثبیت شده بود.
  • نخستین حاکمان، جنگ‌سالارانی بودند که "drotten" نامیده می‌شدند. آن‌ها بر اساس شایستگی از بین جنگجویان انتخاب می‌شدند و قدرت آن‌ها محدود به زمان جنگ بود. در صورت کسب قدرت بیش از حد، احتمال ترور آن‌ها وجود داشت.
  • پادشاهان زمان صلح از طبقه اشراف انتخاب می‌شدند و در سراسر منطقه سفر می‌کردند و در سالن‌هایی که به همین منظور ساخته شده بود با مردم ملاقات می‌کردند. بیشتر استان‌ها تا حد زیادی خودمختار بودند و پادشاهان نیز در معرض ترور بودند.

ساختار اجتماعی پیش از عصر وایکینگ‌ها

به گفته باستان شناس تی.ال. تورستون، ریشه های ساختار اجتماعی وایکینگ‌ها به جنگ سالارانی به نام "drott" باز می گردد که تا اواخر قرن دوم میلادی به چهره‌های شناخته شده در جامعه اسکاندیناوی تبدیل شده بودند. "Drott" در اصل یک نهاد اجتماعی بود و منجر به الگویی از رفتار می‌شد که در آن جنگجویان، ماهرترین رهبر را انتخاب کرده و به او وفاداری خود را اعلام می‌کردند.

عنوان "drott" یک عنوان انتسابی (اکتسابی) و محترم بود، نه ارثی. این نقش‌ها از رؤسای منطقه‌ای یا پادشاهان کوچک جدا بودند و در زمان صلح قدرت محدودی داشتند. سایر اعضای همراهان "drott" شامل موارد زیر بودند:

  • Drang یا Dreng: جنگجوی جوان (جمع: droengiar)
  • Thegn: جنگجوی بالغ (جمع: thegnar)
  • Skeppare: ناخدای یک کشتی بزرگ
  • Himthiki: سربازان رده پایین الیت یا خانه داران (housecarls)
  • Folc: جمعیت یک سکونتگاه

از جنگ‌سالاران وایکینگ تا پادشاهان

در اوایل قرن نهم میلادی، کشمکش‌های قدرت میان جنگ‌سالاران اسکاندیناوی و پادشاهان کوچک شدت گرفت. این درگیری‌ها منجر به شکل‌گیری پادشاهی‌های منطقه‌ای موروثی و یک طبقه نخبه ثانویه شد که مستقیماً با "drott"ها رقابت می‌کردند.

تا قرن یازدهم میلادی، جوامع وایکینگ متأخر توسط رهبران موروثی قدرتمند و اشرافی با شبکه‌های سلسله مراتبی رهبری می‌شدند که شامل رهبران مذهبی و غیر مذهبی فرودست نیز می‌شد. عنوانی که به چنین رهبری داده می‌شد، بیشتر از روی احترام بود: پادشاهان مسن‌تر "frea" نامیده می‌شدند، به معنای محترم و خردمند؛ پادشاهان جوان‌تر "drotten"، به معنای پرانرژی و جنگجو. اگر یک فرمانروای بالادست بیش از حد دائمی یا جاه‌طلب می‌شد، ممکن بود ترور شود، الگویی از پادشاه‌کشی که برای مدت طولانی در جامعه وایکینگ ادامه داشت.

یکی از جنگ‌سالاران مهم اولیه اسکاندیناوی، گودفرد دانمارکی (Godfred) بود که تا سال 800 میلادی پایتختی در هدبی (Hedeby) داشت، مقام خود را از پدرش به ارث برده بود و ارتشی برای حمله به همسایگان خود داشت. گودفرد، احتمالاً فرمانروای جنوب اسکاندیناوی متحد شده، با دشمن قدرتمندی به نام شارلمانی، امپراتور مقدس روم، روبرو شد. اما یک سال پس از پیروزی بر فرانک‌ها، گودفرد در سال 811 توسط پسر خودش و سایر بستگانش ترور شد.

پادشاهان وایکینگ

اکثر پادشاهان وایکینگ، مانند جنگ‌سالاران، بر اساس شایستگی از طبقه ارل (Earl) انتخاب می‌شدند. پادشاهان، که گاهی سران قبیله نیز نامیده می‌شدند، عمدتاً رهبران سیاسی سیار بودند که هرگز نقش دائمی در کل قلمرو نداشتند. استان‌ها تقریباً به طور کامل خودمختار بودند، حداقل تا زمان سلطنت گوستاو واسا (گوستاو اول سوئد) در دهه 1550 میلادی.

هر جامعه‌ای یک سالن داشت که در آن به امور سیاسی، حقوقی و احتمالاً مذهبی رسیدگی می‌شد و ضیافت‌ها برگزار می‌شد. رهبر در سالن‌ها با مردم خود ملاقات می‌کرد، پیوندهای دوستی را برقرار یا تجدید می‌کرد، مردم به او سوگند وفاداری یاد می‌کردند و به رهبر هدایایی می‌دادند و پیشنهادهای ازدواج مطرح و حل و فصل می‌شد. او ممکن بود نقش یک روحانی اعظم را در آیین‌های فرقه‌ای داشته باشد.

سالن‌های نورس

شواهد باستان‌شناسی مربوط به نقش‌های ارل (jarl)، کارل (karl) و ترال (thrall) محدود است، اما استفان برینک، مورخ قرون وسطی، پیشنهاد می‌کند که سالن‌های جداگانه‌ای برای استفاده طبقات مختلف اجتماعی ساخته شده بود. خانه ترال، سالن ضیافت دهقان و سالن ضیافت نجیب‌زاده وجود داشت.

برینک خاطرنشان می‌کند که علاوه بر اینکه سالن‌ها مکان‌هایی بودند که پادشاه سیار در آن دربار برگزار می‌کرد، برای اهداف تجاری، حقوقی و فرقه‌ای نیز استفاده می‌شدند. برخی از آن‌ها برای اسکان صنعتگران متخصص در آهنگری با کیفیت بالا و صنایع دستی ماهرانه یا برای ارائه اجراهای فرقه ای، حضور جنگجویان خاص و خانه داران و غیره استفاده می‌شدند.

سالن‌های باستان‌شناسی

پایه‌های ساختمان‌های بزرگ مستطیلی که به عنوان سالن تفسیر شده‌اند، در مکان‌های متعددی در سراسر اسکاندیناوی و دیاسپورای نورس شناسایی شده‌اند. طول سالن‌های ضیافت بین 50 تا 85 متر و عرض آن‌ها بین 9 تا 15 متر بوده است. برخی از نمونه‌ها عبارتند از:

  • گودمه در فون، دانمارک: مربوط به سال‌های 200-300 میلادی، به ابعاد 47x10 متر، با تیرهای سقفی به عرض 80 سانتی متر و مجهز به یک درگاه دوتایی، واقع در شرق دهکده گودمه.
  • لییر در زیلند، دانمارک: به ابعاد 48x11 متر، تصور می شود که یک سالن اصناف باشد. لییر مقر پادشاهان عصر وایکینگ در زیلند بود.
  • گاملا اوپسالا در اوپلند، مرکز سوئد: به طول 60 متر که بر روی سکویی دست ساز از خاک رس ساخته شده، مربوط به دوره وندل بین سال های 600-800 میلادی، واقع در نزدیکی یک ملک سلطنتی قرون وسطایی.
  • بورگ در وتواگوی، لوفوتن در شمال نروژ: به ابعاد 85x15 متر با صفحات نازک طلای فرقه ای و واردات شیشه کارولینژی. پایه های آن بر روی یک سالن قدیمی تر و کمی کوچکتر (55x8 متر) ساخته شده که مربوط به دوره مهاجرت 400-600 میلادی است.
  • هوگوم در مدلپاد: به ابعاد 40x7-5 متر، شامل یک "صندلی بلند" در خانه، یک پایه مرتفع در وسط ساختمان، که تصور می شود اهداف متعددی داشته است: صندلی بلند، اتاق سالن ضیافت و سالن اجتماعات.

ریشه‌های اسطوره‌ای طبقات اجتماعی

بر اساس ریگسپولا (Rigspula)، یک شعر اسطوره‌ای-قوم‌شناختی که توسط سائموند سیگفوسون (Saemund Sigfusson) در پایان قرن یازدهم یا آغاز قرن دوازدهم میلادی گردآوری شده، هایمدال (Heimdal)، خدای خورشید که گاهی ریگر (Rigr) نامیده می‌شود، طبقات اجتماعی را در آغاز زمان، زمانی که زمین کم جمعیت بود، ایجاد کرد. در این داستان، ریگر از سه خانه بازدید می‌کند و به ترتیب سه طبقه را به وجود می‌آورد.

ریگر ابتدا از آیی (Ai) (پدربزرگ بزرگ) و ادا (Edda) (مادربزرگ بزرگ) بازدید می‌کند که در یک کلبه زندگی می‌کنند و او را با نان پر از پوسته و آبگوشت تغذیه می‌کنند. پس از بازدید او، کودک ترال (Thrall) متولد می‌شود. فرزندان و نوادگان ترال موهای سیاه و چهره‌ای زشت، مچ پاهای ضخیم، انگشتان درشت و قامتی کوتاه و ناقص دارند. هیلدا رادزین، مورخ، معتقد است که این اشاره مستقیمی به لاپ‌ها (Lapps) است که توسط فاتحان اسکاندیناویایی خود به حالت بندگی درآمده بودند.

در مرحله بعد، ریگر از آفی (Afi) (پدربزرگ) و آما (Amma) (مادربزرگ) بازدید می‌کند که در یک خانه خوش ساخت زندگی می‌کنند که در آن آفی در حال ساختن یک دستگاه بافندگی است و همسرش در حال ریسندگی. آن‌ها او را با گوشت گوساله پخته شده و غذای خوب تغذیه می‌کنند و فرزندشان کارل (Karl) ("مرد آزاد") نامیده می‌شود. فرزندان کارل موهای قرمز و چهره‌های گلگون دارند.

در نهایت، ریگر از فادیر (Fadir) (پدر) و مودیر (Modir) (مادر) بازدید می‌کند که در یک عمارت زندگی می‌کنند، جایی که با گوشت خوک برشته شده و پرندگان شکاری در ظروف نقره‌ای از او پذیرایی می‌شود. فرزندشان جارل (Jarl) ("نجیب") است. فرزندان و نوادگان نجیب موهای بور، گونه‌های روشن و چشمانی "به تیزی یک مار جوان" دارند.

تاریخ و فرهنگ باستان

بیشتر