سقوط وال استریت در اکتبر 1929

سقوط بازار سهام در سال 1929، نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی جهان بود. این رویداد نه تنها منجر به نابودی ثروت بسیاری از مردم شد، بلکه به عنوان جرقهای برای آغاز رکود بزرگ عمل کرد. در این مقاله، به بررسی علل، رویدادها و پیامدهای این فاجعه اقتصادی میپردازیم و درسهایی که میتوان از آن آموخت را بررسی میکنیم.
دورهی خوشبینی و رونق اقتصادی
دهه 1920 در ایالات متحده آمریکا، دورانی پر از امید، اعتماد به نفس و خوشبینی بود. پایان جنگ جهانی اول در سال 1919، نویدبخش عصری جدید بود؛ دورانی که اختراعاتی مانند هواپیما و رادیو، هر چیزی را ممکن میساختند. ارزشهای اخلاقی قرن نوزدهم کنار گذاشته شدند و "فلاپرها" (Flappers) به عنوان الگوی زن مدرن شناخته میشدند. قانون منع تولید و فروش مشروبات الکلی (Prohibition) نیز، اعتماد به بهرهوری مردان عادی را تجدید کرد.
در چنین دورانهای خوشبینیای است که مردم پساندازهای خود را از زیر تشکها و بانکها بیرون میآورند و سرمایهگذاری میکنند. در دهه 1920، بسیاری از افراد در بازار سهام سرمایهگذاری کردند. این دوره با رشد اقتصادی قابل توجه، نوآوریهای تکنولوژیکی و فرهنگ مصرفگرایی فزاینده همراه بود.
رونق بازار سهام
اگرچه بازار سهام به عنوان یک سرمایهگذاری پرریسک شهرت دارد، اما در دهه 1920 اینگونه به نظر نمیرسید. با توجه به حال و هوای شاد و پرنشاط کشور، بازار سهام به عنوان یک سرمایهگذاری غیرقابل اشتباه در آینده به نظر میرسید.
با افزایش تعداد افرادی که در بازار سهام سرمایهگذاری میکردند، قیمت سهام شروع به افزایش کرد. این موضوع برای اولین بار در سال 1925 قابل توجه بود. قیمت سهام در طول سالهای 1925 و 1926 بالا و پایین میرفت و پس از آن در سال 1927 یک "بازار گاوی" (bull market) قوی با روند صعودی شکل گرفت. این بازار گاوی قوی، افراد بیشتری را برای سرمایهگذاری جذب کرد. تا سال 1928، رونق بازار سهام آغاز شده بود.
رونق بازار سهام نحوه نگرش سرمایهگذاران به بازار سهام را تغییر داد. دیگر بازار سهام فقط برای سرمایهگذاری بلندمدت نبود. بلکه، در سال 1928، بازار سهام به مکانی تبدیل شده بود که مردم عادی واقعاً باور داشتند میتوانند ثروتمند شوند.
اشتیاق به بازار سهام به اوج خود رسیده بود. سهام به موضوع صحبت هر شهر تبدیل شده بود. بحث در مورد سهام را در همه جا، از مهمانیها گرفته تا آرایشگاهها، میتوانستید بشنوید. با گزارش روزنامهها از داستانهای افراد عادی، مانند رانندگان، خدمتکاران و معلمان، که میلیونها دلار از بازار سهام به دست میآوردند، اشتیاق به خرید سهام به طور تصاعدی افزایش یافت.
خرید اعتباری (Margin)
تعداد فزایندهای از مردم میخواستند سهام بخرند، اما همه پول کافی برای این کار را نداشتند. وقتی کسی پول کافی برای پرداخت قیمت کامل سهام را نداشت، میتوانست سهام را به صورت "اعتباری" (on margin) خریداری کند. خرید سهام به صورت اعتباری به این معنی است که خریدار بخشی از پول خود را پرداخت میکند، اما بقیه آن را از یک کارگزار قرض میگیرد. در دهه 1920، خریدار فقط باید 10 تا 20 درصد از پول خود را پرداخت میکرد و بنابراین 80 تا 90 درصد از هزینه سهام را قرض میگرفت.
خرید اعتباری میتواند بسیار پرریسک باشد. اگر قیمت سهام از مبلغ وام کمتر شود، کارگزار احتمالاً "مارجین کال" (margin call) صادر میکند، که به این معنی است که خریدار باید فوراً پول نقد را برای بازپرداخت وام خود تهیه کند.
در دهه 1920، بسیاری از سفتهبازان (افرادی که امیدوار بودند پول زیادی در بازار سهام به دست آورند) سهام را به صورت اعتباری خریداری میکردند. بسیاری از این سفتهبازان که به افزایش بیوقفه قیمتها اطمینان داشتند، از در نظر گرفتن جدی ریسکی که متحمل میشدند غفلت کردند.
نشانههای بروز مشکل
تا اوایل سال 1929، مردم در سراسر ایالات متحده برای ورود به بازار سهام هجوم آورده بودند. سودها به قدری قطعی به نظر میرسیدند که حتی بسیاری از شرکتها نیز پول خود را در بازار سهام قرار دادند. مشکل بزرگتر این بود که برخی از بانکها بدون اطلاع مشتریان، پول آنها را در بازار سهام سرمایهگذاری میکردند.
با افزایش قیمتهای بازار سهام، همه چیز عالی به نظر میرسید. زمانی که سقوط بزرگ در ماه اکتبر رخ داد، مردم غافلگیر شدند. با این حال، نشانههای هشداری وجود داشت.
در 25 مارس 1929، بازار سهام یک مینی سقوط را تجربه کرد. این پیشدرآمدی برای اتفاقی بود که قرار بود بیفتد. با شروع کاهش قیمتها، وحشت در سراسر کشور به وجود آمد، زیرا مارجین کالها - تقاضا توسط وامدهندگان برای افزایش ورودی نقدی وامگیرنده - صادر شدند. وقتی چارلز میچل، بانکدار، اعلام کرد که بانک ملی نیویورک (بزرگترین نهاد صدور اوراق بهادار در جهان در آن زمان) به وام دادن ادامه میدهد، اطمینانبخشی او باعث توقف وحشت شد. اگرچه میچل و دیگران دوباره در ماه اکتبر تاکتیک اطمینانبخشی را امتحان کردند، اما نتوانست از سقوط بزرگ جلوگیری کند.
تا بهار سال 1929، نشانههای دیگری نیز وجود داشت که اقتصاد ممکن است به سمت یک رکود جدی پیش برود. تولید فولاد کاهش یافت، ساخت و ساز خانهها کند شد و فروش خودرو کاهش یافت.
در این زمان، چند نفر از افراد معتبر نیز در مورد یک سقوط بزرگ قریبالوقوع هشدار میدادند. با این حال، وقتی ماهها گذشت و هیچ سقوطی رخ نداد، کسانی که توصیه به احتیاط میکردند، بدبین نامیده شدند و به طور گسترده نادیده گرفته شدند.
رونق تابستانی
هنگامی که بازار در طول تابستان سال 1929 به پیشروی خود ادامه داد، مینی سقوط و مخالفان تقریباً فراموش شدند. از ژوئن تا اوت، قیمتهای بازار سهام به بالاترین سطح خود تا به امروز رسید.
برای بسیاری، افزایش مداوم سهام اجتناب ناپذیر به نظر میرسید. هنگامی که ایروینگ فیشر، اقتصاددان، اظهار داشت: "قیمت سهام به آنچه که به نظر میرسد یک فلات دائمی و بالا است رسیدهاند"، او چیزی را بیان میکرد که بسیاری از سفتهبازان میخواستند باور کنند.
در 3 سپتامبر 1929، بازار سهام به اوج خود رسید و شاخص صنعتی داو جونز در 381.17 بسته شد. دو روز بعد، بازار شروع به کاهش کرد. در ابتدا، هیچ کاهش شدیدی وجود نداشت. قیمت سهام در طول سپتامبر و تا اکتبر نوسان داشت تا اینکه در پنجشنبه سیاه، سقوط بزرگی رخ داد.
پنجشنبه سیاه، 24 اکتبر 1929
صبح روز پنجشنبه، 24 اکتبر 1929، قیمت سهام به شدت کاهش یافت. تعداد زیادی از مردم در حال فروش سهام خود بودند. مارجین کالها صادر شدند. مردم در سراسر کشور به تابلو معاملات نگاه میکردند، زیرا اعدادی که از آن بیرون میآمد، سرنوشت شوم آنها را رقم میزد.
تابلو معاملات آنقدر تحت فشار بود که نمیتوانست با فروشها همگام شود. جمعیتی در بیرون از بورس اوراق بهادار نیویورک در وال استریت جمع شده بودند و از این رکود وحشت کرده بودند. شایعاتی مبنی بر خودکشی مردم در گردش بود.
برای تسکین بزرگ بسیاری، وحشت در بعد از ظهر فروکش کرد. هنگامی که گروهی از بانکداران پول خود را جمع کردند و مبلغ زیادی را دوباره در بازار سهام سرمایهگذاری کردند، تمایل آنها برای سرمایهگذاری پول خود در بازار سهام، دیگران را متقاعد کرد که دست از فروش بردارند.
صبح تکاندهنده بود، اما بهبودی شگفتانگیز بود. تا پایان روز، بسیاری از مردم دوباره سهام را با قیمتی که فکر میکردند ارزان است، میخریدند.
در "پنجشنبه سیاه"، 12.9 میلیون سهم فروخته شد که دو برابر رکورد قبلی بود. چهار روز بعد، بازار سهام دوباره سقوط کرد.
دوشنبه سیاه، 28 اکتبر 1929
اگرچه بازار در "پنجشنبه سیاه" با یک روند صعودی بسته شده بود، اما اعداد پایین تابلو معاملات در آن روز، بسیاری از سفتهبازان را شوکه کرد. آنها به این امید که قبل از اینکه همه چیز خود را از دست بدهند از بازار سهام خارج شوند (همانطور که فکر میکردند در صبح پنجشنبه از دست دادهاند)، تصمیم به فروش گرفتند. این بار، با سقوط قیمت سهام، کسی برای نجات آن نیامد.
سهشنبه سیاه، 29 اکتبر 1929
29 اکتبر 1929 به عنوان بدترین روز در تاریخ بازار سهام مشهور شد و "سهشنبه سیاه" نامیده شد. سفارشات فروش آنقدر زیاد بود که تابلو معاملات دوباره به سرعت عقب افتاد. تا پایان زمان بسته شدن بازار، 2 ساعت و نیم از فروش سهام در زمان واقعی عقب بود.
مردم در وحشت بودند و نمیتوانستند به اندازه کافی سریع از شر سهام خود خلاص شوند. از آنجایی که همه میفروختند و تقریباً هیچکس نمیخرید، قیمت سهام سقوط کرد.
به جای اینکه بانکداران با خرید سهام بیشتر سرمایهگذاران را بسیج کنند، شایعاتی مبنی بر فروش آنها در گردش بود. وحشت کشور را فرا گرفت. بیش از 16.4 میلیون سهم در سهشنبه سیاه فروخته شد که یک رکورد جدید بود.
ادامه سقوط
بازارهای سهام که مطمئن نبودند چگونه وحشت را متوقف کنند، تصمیم گرفتند در روز جمعه، 1 نوامبر، برای چند روز تعطیل شوند. زمانی که آنها در روز دوشنبه، 4 نوامبر، برای ساعات محدودی دوباره باز شدند، سهام دوباره سقوط کرد.
رکود تا 23 نوامبر 1929 ادامه یافت، زمانی که به نظر میرسید قیمتها تثبیت شدهاند، اما این فقط موقتی بود. در طول دو سال بعد، بازار سهام به سقوط خود ادامه داد. به پایینترین نقطه خود در 8 ژوئیه 1932 رسید، زمانی که شاخص صنعتی داو جونز در 41.22 بسته شد.
پیامدها
اینکه بگوییم سقوط بازار سهام در سال 1929 اقتصاد را نابود کرد، یک کمگویی است. اگرچه گزارشهای مربوط به خودکشیهای دستهجمعی در پی این سقوط احتمالاً اغراقآمیز بودند، اما بسیاری از مردم تمام پسانداز خود را از دست دادند. شرکتهای متعددی ورشکست شدند. ایمان به بانکها از بین رفت.
سقوط بازار سهام در سال 1929 در آغاز رکود بزرگ رخ داد. اینکه این یک علامت از رکود قریبالوقوع بود یا یک علت مستقیم آن، هنوز به شدت مورد بحث است.
تاریخدانان، اقتصاددانان و دیگران همچنان به مطالعه سقوط بازار سهام در سال 1929 به امید کشف راز چگونگی شروع رونق و چه چیزی باعث وحشت شد، ادامه میدهند. تاکنون، توافق کمی در مورد علل وجود داشته است. در سالهای پس از سقوط، مقرراتی که خرید سهام به صورت اعتباری و نقش بانکها را پوشش میداد، برای اضافه کردن محافظتهایی به امید اینکه هرگز سقوط شدید دیگری رخ ندهد، اضافه شدهاند.