ملکه سبا کی بود؟ بررسی هویت و رازهای فرمانروای افسانهای

ملکه سبا، شخصیتی مشهور در متون مذهبی، به عنوان فرمانروایی قدرتمند شناخته میشود که به دیدار حضرت سلیمان رفت. اما پرسش اساسی این است: آیا او واقعاً وجود داشته است؟ و اگر پاسخ مثبت است، او که بود و از کجا آمده بود؟ داستان ملکه سبا، آمیزهای از تاریخ، افسانه و باورهای گوناگون است که همواره ذهنها را به خود مشغول ساخته است.
کاوش در ریشههای این شخصیت افسانهای، ما را به سفری در تاریخ و فرهنگ ملل مختلف میبرد. آیا او ملکهای یمنی به نام بلقیس بود یا حاکمی اتیوپیایی به نام ماکدا؟ مدارک باستانشناسی و روایات تاریخی، سرنخهایی را در این زمینه ارائه میدهند، اما هنوز هیچ پاسخ قطعی وجود ندارد.
در این جستجو، به بررسی روایتهای موجود در متون مذهبی، یافتههای باستانشناسی و دیدگاههای مختلف درباره هویت و خاستگاه ملکه سبا خواهیم پرداخت. هدف این است که تصویری روشنتر از این شخصیت مرموز ترسیم کنیم و به درک بهتری از جایگاه او در تاریخ و فرهنگ دست یابیم.
ملکه سبا در روایات عبری
ملکه سبا، شخصیتی برجسته در عهد عتیق است، اما هویت و خاستگاه او همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. در کتاب اول پادشاهان (فصل 10، آیات 1 تا 13) ذکر شده که او پس از شنیدن آوازه حکمت سلیمان، به دیدار او در اورشلیم رفت. با این حال، در تورات، نامی از ملکه برده نشده و محل دقیق فرمانروایی او نیز مشخص نیست.
در سفر پیدایش (فصل 10، آیه 7)، در جدولی که به "جدول اقوام" معروف است، به دو شخص اشاره شده که برخی از محققان آنها را با نام ضمنی مکان ملکه سبا مرتبط دانستهاند. "سبا" به عنوان نوه حام، پسر نوح، از طریق کوش، و "شبا" به عنوان نوه کوش از طریق رعمه در همین فهرست ذکر شدهاند. کوش یا حبشه، معمولاً با امپراتوری کوش، سرزمینی در جنوب مصر، مرتبط دانسته میشود. این ارتباطات، سرنخهایی احتمالی در مورد موقعیت جغرافیایی احتمالی قلمرو ملکه سبا ارائه میدهند.
شواهد باستانشناسی و گمانهزنیها درباره ملکه سبا
دو روایت اصلی درباره ملکه سبا از دو سوی دریای سرخ وجود دارد. در منابع عربی و اسلامی، ملکه سبا با نام "بلقیس" شناخته میشود و گفته میشود که بر پادشاهی در جنوب شبه جزیره عربستان، در یمن امروزی، حکمرانی میکرده است. در مقابل، اسناد اتیوپیایی ادعا میکنند که ملکه سبا با نام "ماکدا" فرمانروای امپراتوری آکسوم در شمال اتیوپی بوده است.
جالب اینجاست که شواهد باستانشناسی نشان میدهد در حدود قرن دهم قبل از میلاد، زمانی که گفته میشود ملکه سبا میزیسته، اتیوپی و یمن توسط یک سلسله واحد، احتمالاً مستقر در یمن، اداره میشدهاند. چهار قرن بعد، هر دو منطقه تحت سلطه شهر آکسوم قرار گرفتند. با توجه به پیوندهای سیاسی و فرهنگی قوی بین یمن باستان و اتیوپی، این احتمال وجود دارد که هر دو روایت به نوعی درست باشند. شاید ملکه سبا بر هر دو اتیوپی و یمن حکومت میکرده، اما مسلماً نمیتوانسته در هر دو مکان متولد شده باشد. این فرضیهها، دریچهای به پیچیدگیها و ابهامات پیرامون زندگی و دوران حکومت ملکه سبا میگشایند.
ماکدا، ملکه اتیوپی و روایات "کبرا نگاست"
حماسه ملی اتیوپی، "کبرا نگاست" یا "جلال پادشاهان" (که برای راستافاریها نیز متنی مقدس محسوب میشود)، داستان ملکه ماکدا از آکسوم را روایت میکند که برای دیدار با سلیمان دانا به اورشلیم سفر کرد. ماکدا و همراهانش چند ماه در آنجا ماندند و سلیمان شیفته زیبایی این ملکه اتیوپیایی شد.
با نزدیک شدن به پایان سفر ماکدا، سلیمان از او دعوت کرد تا در همان بالی از قصر که محل استراحت او بود، اقامت کند. ماکدا با این شرط موافقت کرد که سلیمان هیچگونه قصد پیشروی جنسی نداشته باشد. سلیمان این شرط را پذیرفت، اما به این شرط که ماکدا چیزی از او نگیرد. در آن شب، سلیمان دستور داد غذایی تند و شور تهیه شود. او همچنین یک لیوان آب کنار تخت ماکدا گذاشت. وقتی او نیمه شب تشنه از خواب بیدار شد، آب را نوشید، در این هنگام سلیمان وارد اتاق شد و اعلام کرد که ماکدا آب او را برداشته است. آنها با هم خوابیدند و وقتی ماکدا برای بازگشت به اتیوپی رفت، پسر سلیمان را در رحم داشت.
در سنت اتیوپیایی، فرزند سلیمان و ملکه سبا، امپراتور منلیک یکم، سلسله سولومونید را تأسیس کرد، که تا زمان برکناری امپراتور هایله سلاسی در سال 1974 ادامه یافت. منلیک همچنین برای دیدار با پدرش به اورشلیم رفت و بسته به نسخه داستان، یا صندوق عهد را به عنوان هدیه دریافت کرد یا آن را دزدید. اگرچه اکثر اتیوپیاییها امروزه معتقدند که ماکدا همان ملکه سبا است که در کتاب مقدس به آن اشاره شده، اما بسیاری از محققان منشاء یمنی را ترجیح میدهند.
بلقیس، ملکه یمن و روایتهای اسلامی
یکی از مهمترین دلایل یمن برای ادعای تعلق ملکه سبا به این سرزمین، نام اوست. میدانیم که در این دوره، پادشاهی بزرگی به نام سبا در یمن وجود داشته و مورخان معتقدند که سبا همان شبا است. در فرهنگ عامیانه اسلامی، نام ملکه سبا، بلقیس ذکر شده است.
بر اساس سوره 27 قرآن، بلقیس و مردم سبا به جای پیروی از باورهای توحیدی ابراهیمی، خورشید را به عنوان خدا میپرستیدند. در این روایت، سلیمان نامهای برای او فرستاد و از او دعوت کرد تا خدای او را عبادت کند. بلقیس این را یک تهدید تلقی کرد و از ترس اینکه پادشاه یهودی به کشورش حمله کند، مطمئن نبود که چگونه پاسخ دهد. او تصمیم گرفت شخصاً به دیدار سلیمان برود تا در مورد او و ایمانش بیشتر بداند.
در روایت قرآن، سلیمان از یک جن یا دیو کمک میگیرد که تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از قلعه او به قصر سلیمان منتقل میکند. ملکه سبا چنان از این کار و همچنین حکمت سلیمان تحت تاثیر قرار میگیرد که تصمیم میگیرد به دین او بگرود.
بر خلاف داستان اتیوپیایی، در نسخه اسلامی، هیچ اشارهای به اینکه سلیمان و شبا رابطه صمیمی داشته باشند، وجود ندارد. یکی از جنبههای جالب داستان یمنی این است که گفته میشود بلقیس به جای پای انسان، سم بز داشته است، یا به این دلیل که مادرش در دوران بارداری او بز خورده بوده، یا به این دلیل که خود او جن بوده است.
جمعبندی: راز ملکه سبا همچنان پابرجا
تا زمانی که باستانشناسان شواهد جدیدی برای حمایت از ادعای اتیوپی یا یمن در مورد ملکه سبا کشف نکنند، احتمالاً هرگز با قطعیت نخواهیم دانست که او چه کسی بوده است. با این وجود، فولکلور فوقالعادهای که در اطراف او شکل گرفته، نام او را در تخیل مردم در سرتاسر منطقه دریای سرخ و سراسر جهان زنده نگه داشته است. داستان ملکه سبا، همچنان الهامبخش قصهها و افسانههاست و به حیات خود در ذهن و زبان مردم ادامه میدهد.