ملکه (Queen): ریشه، نقش‌ها و انواع آن در تاریخ

در زبان انگلیسی، واژه "Queen" هم برای همسر پادشاه و هم برای حاکم زن به کار می‌رود. اما این عنوان از کجا آمده و چه نقش‌های مختلفی برای ملکه در طول تاریخ وجود داشته است؟

نکات کلیدی

  • واژه "ملکه" از کلمه انگلیسی باستان به معنای "همسر" گرفته شده و به تدریج به معنای حاکم زن تکامل یافته است.
  • برخی از ملکه‌ها به طور مستقل حکومت می‌کردند، مانند ماری اول انگلستان، اولین ملکه سلطنتی در انگلستان.
  • ملکه‌ها می‌توانستند همسر پادشاه، نایب السلطنه یا بیوه ملکه باشند که هر کدام نقش و عنوان متفاوتی داشتند.

ریشه شناسی واژه "ملکه"

تصویری از ملکه ویکتوریا بر تخت سلطنت با لباس های تاج گذاری
ملکه ویکتوریا بر تخت سلطنت با لباس های تاج گذاری، تاجی بریتانیایی بر سر و عصایی در دست دارد.

به نظر می‌رسد واژه "ملکه" در زبان انگلیسی به سادگی از کلمه "cwen" به معنای "همسر" گرفته شده و به همسر پادشاه اطلاق می‌شده است. این واژه با ریشه یونانی "gyne" (به معنای زن یا همسر، مانند کلمات "gynecology" و "misogyny") و همچنین با کلمه سانسکریت "janis" (به معنای زن) هم ریشه است.

در میان حاکمان آنگلوساکسون انگلستان پیش از نورمن‌ها، نام همسر پادشاه همیشه در اسناد تاریخی ثبت نمی‌شد، زیرا جایگاه او به عنوان یک مقام نیازمند عنوان تلقی نمی‌شد (و برخی از آن پادشاهان ممکن بود همزمان چندین همسر داشته باشند؛ تک‌همسری در آن زمان یک قاعده همگانی نبود). این جایگاه به تدریج به مفهوم امروزی خود با واژه "ملکه" تکامل یافت.

نخستین باری که یک زن در انگلستان به عنوان ملکه تاج گذاری شد (با مراسم تاج گذاری)، در قرن دهم میلادی بود: ملکه آلفثریث یا الفریدا، همسر شاه ادگار "صلح‌جو"، نامادری ادوارد "شهید" و مادر شاه اتلرد دوم "ناآماده" یا "ضعیف‌المشورت".

عناوین جداگانه برای حاکمان زن

تصویر پادشاهان سلطنتی اسپانیا، فردیناند و ایزابل در سال 1469
تصویر پادشاهان سلطنتی اسپانیا، فردیناند و ایزابل در سال 1469، سال ازدواجشان.

زبان انگلیسی در داشتن واژه‌ای برای حاکمان زن که ریشه در کلمه‌ای زنانه دارد، غیرمعمول است. در بسیاری از زبان‌ها، واژه حاکم زن از واژه حاکم مرد مشتق شده است:

  • رومی: Augusta (برای زنان مرتبط با امپراتور)؛ امپراتورها با عنوان Augustus خطاب می‌شدند.
  • اسپانیایی: reina (ملکه)؛ rey (پادشاه)
  • فرانسوی: reine (ملکه)؛ roi (پادشاه)
  • آلمانی: König (پادشاه) و Königin (ملکه)
  • آلمانی: Kaiser (امپراتور) و Kaiserin (ملکه)
  • لهستانی: król (پادشاه) و królowa (ملکه)
  • کروات: kralj (پادشاه) و kraljica (ملکه)
  • فنلاندی: kuningas (پادشاه) و kuningatar (ملکه)
  • زبان‌های اسکاندیناوی از کلمات متفاوتی برای پادشاه و ملکه استفاده می‌کنند، اما واژه ملکه از کلمه‌ای به معنای "استاد" مشتق شده است: سوئدی: kung (پادشاه) و drottning (ملکه)، دانمارکی یا نروژی: konge (پادشاه) و dronning (ملکه)، ایسلندی: konungur (پادشاه) و drottning (ملکه)
  • هندی: rājā (پادشاه) و rānī (ملکه)؛ rānī از سانسکریت rājñī مشتق شده است که به نوبه خود از rājan برای پادشاه گرفته شده است، همانطور که rājā نیز هست.

ملکه همسر

نقاشی تاج گذاری ماری مدیچی
'تاج گذاری ماری مدیچی'، 1622. اثر پیتر پل روبنس.

ملکه همسر به همسر پادشاه حاکم گفته می‌شود. سنت تاج گذاری جداگانه برای ملکه همسر به تدریج شکل گرفت و به طور یکنواخت اجرا نمی‌شد. برای مثال، ماری مدیچی، ملکه همسر پادشاه هنری چهارم فرانسه بود. در فرانسه فقط ملکه همسر وجود داشت و ملکه حاکم وجود نداشت، زیرا قانون فرانسه به خاطر عنوان سلطنتی، قانون سالیک را فرض می‌کرد.

اولین ملکه همسر در انگلستان که توانستیم پیدا کنیم که در یک مراسم رسمی تاج گذاری کرده است، آلفثریث بود که در قرن دهم میلادی زندگی می‌کرد. هنری هشتم به خاطر داشتن شش همسر مشهور است. تنها دو همسر اول او تاج گذاری رسمی به عنوان ملکه داشتند، اما بقیه در طول مدتی که ازدواجشان ادامه داشت، به عنوان ملکه شناخته می‌شدند.

مصر باستان از تغییری در اصطلاح حاکمیت مردانه، فرعون، برای ملکه‌های همسر استفاده نمی‌کرد. آنها را همسر بزرگ یا همسر خدا می‌نامیدند (در الهیات مصر، فراعنه تجسمی از خدایان محسوب می‌شدند).

ملکه‌های نایب‌السلطنه

لوئیز ساووی، به تصویر کشیده شده با دستان محکم بر سکان پادشاهی فرانسه
لوئیز ساووی با دستان محکم بر سکان پادشاهی فرانسه.

نایب‌السلطنه کسی است که زمانی حکومت می‌کند که پادشاه یا حاکم به دلیل صغر سنی، غیبت در کشور یا معلولیت قادر به انجام این کار نباشد. برخی از ملکه‌های همسر به طور خلاصه به عنوان نایب‌السلطنه به جای شوهران، پسران یا حتی نوه‌های خود حکومت می‌کردند. با این حال، قدرت قرار بود زمانی که فرزند صغیر به سن بلوغ می‌رسید یا زمانی که مرد غایب بازمی‌گشت، به مردان بازگردد.

همسر پادشاه اغلب انتخابی برای نایب‌السلطنتی بود، زیرا می‌توان به او اعتماد کرد که منافع شوهر یا پسرش را در اولویت قرار دهد، و احتمال کمتری وجود داشت که نسبت به یکی از اشراف‌زادگان بسیار، علیه پادشاه غایب یا صغیر یا معلول شورش کند. ایزابلا فرانسوی، ملکه همسر انگلیسی ادوارد دوم و مادر ادوارد سوم، در تاریخ به دلیل خلع شوهرش، بعداً قتل او و سپس تلاش برای حفظ نیابت سلطنت برای پسرش حتی پس از رسیدن او به سن بلوغ، بدنام است.

به طور قطع می‌توان گفت که جنگ‌های رزها با اختلافات پیرامون نیابت سلطنت هنری چهارم آغاز شد، که وضعیت روحی او مانع از حکومت او برای مدتی شد. مارگارت آنژو، ملکه همسر او، در دوره‌هایی که هنری دچار جنون می‌شد، نقش بسیار فعال و بحث‌برانگیزی ایفا کرد.

اگرچه فرانسه حق ارث بردن عنوان سلطنتی به عنوان ملکه را برای زنان به رسمیت نمی‌شناخت، اما بسیاری از ملکه‌های فرانسوی از جمله لوئیز ساووی به عنوان نایب‌السلطنه خدمت کردند.

ملکه‌های سلطنتی یا ملکه‌های حاکم

تصویر الیزابت اول در پرتره آرمادا، حدود 1588
الیزابت اول، پرتره آرمادا، حدود 1588 (نقاشی رنگ روغن روی پنل). در اپرای غم انگیز دونیستی، ملکه پس از امضای حکم اعدام معشوقش پریشان است. وقتی نظرش عوض می شود، خیلی دیر شده و او کشته می شود. ملکه به دوک ناتینگهام و همسرش سارا روی می آورد، زیرا آنها می توانستند او را نجات دهند.

ملکه سلطنتی زنی است که به حق خود حکومت می کند، نه اینکه قدرت را به عنوان همسر یک پادشاه یا حتی یک نایب السلطنه اعمال کند. در بیشتر تاریخ، جانشینی به صورت پدرشاهی (از طریق وارثان مرد) بود و ارشدیت یک عمل رایج بود، جایی که بزرگترین فرزند اولین نفر در جانشینی بود (سیستم های گاه به گاهی نیز وجود داشته است که پسران جوان تر ترجیح داده می شدند).

در قرن دوازدهم، پادشاه نورمن هنری اول، پسر ویلیام فاتح، در اواخر عمرش با معضلی غیرمنتظره روبرو شد: تنها پسر قانونی بازمانده او زمانی که کشتی اش در مسیر از قاره به جزیره واژگون شد، جان خود را از دست داد. ویلیام از اشراف خود سوگند حمایت از حق دخترش برای حکومت به حق خود را گرفت. امپراتریس ماتیلدا، که قبلاً از ازدواج اول خود با امپراتور مقدس روم بیوه شده بود. هنگامی که هنری اول درگذشت، بسیاری از اشراف از پسرعموی او استفان حمایت کردند و جنگ داخلی درگرفت و ماتیلدا هرگز به طور رسمی به عنوان ملکه سلطنتی تاج گذاری نکرد.

در قرن شانزدهم، تأثیر چنین قوانینی را بر هنری هشتم و ازدواج های متعدد او در نظر بگیرید، که احتمالاً تا حد زیادی با تلاش برای به دست آوردن یک وارث مرد الهام گرفته شده بود، زمانی که او و اولین همسرش کاترین آراگون فقط یک دختر زنده داشتند، نه پسر. پس از مرگ پسر هنری هشتم، پادشاه ادوارد ششم، حامیان پروتستان سعی کردند لیدی جین گری 16 ساله را به عنوان ملکه منصوب کنند. ادوارد توسط مشاورانش متقاعد شده بود که او را به عنوان جانشین خود معرفی کند، برخلاف ترجیح پدرش مبنی بر اینکه دو دختر هنری در جانشینی ارجحیت داشته باشند، حتی اگر ازدواج های او با مادرانشان فسخ شده بود و دختران در زمان های مختلف نامشروع اعلام شده بودند. با این حال، این تلاش ناکام ماند، و تنها پس از نه روز، ماری، دختر بزرگتر هنری، به عنوان ماری اول، اولین ملکه سلطنتی انگلستان اعلام شد. زنان دیگر، از طریق ملکه الیزابت دوم، ملکه سلطنتی در انگلستان و بریتانیای کبیر بوده اند.

برخی از سنت های حقوقی اروپا زنان را از ارث بردن زمین ها، عناوین و مناصب منع می کرد. این سنت، که به عنوان قانون سالیک شناخته می شود، در فرانسه دنبال می شد و هیچ ملکه سلطنتی در تاریخ فرانسه وجود نداشت. اسپانیا در مواقعی از قانون سالیک پیروی می کرد، که منجر به درگیری در قرن نوزدهم بر سر اینکه آیا ایزابلا دوم می تواند سلطنت کند یا خیر شد. در اوایل قرن دوازدهم، اوراکا لئون و کاستیا به حق خود حکومت می کرد و بعداً، ملکه ایزابلا به حق خود بر لئون و کاستیا و آراگون به عنوان حکمران مشترک با فردیناند حکومت کرد. جوانا، دختر ایزابلا، تنها وارث باقی مانده در زمان مرگ ایزابلا بود و او ملکه لئون و کاستیا شد، در حالی که فردیناند تا زمان مرگش به حکومت بر آراگون ادامه داد.

در قرن نوزدهم، اولین فرزند ملکه ویکتوریا یک دختر بود. ویکتوریا بعداً پسری به دنیا آورد که سپس در صف سلطنتی از خواهرش جلوتر رفت. در قرن های 20 و 21، چندین خاندان سلطنتی اروپا قانون ترجیح مردان را از قوانین جانشینی خود حذف کرده اند.

ملکه‌های بیوه (Dowager Queens)

شاهزاده ماری سوفی فردریکه داگمار، ملکه بیوه روسیه
شاهزاده ماری سوفی فردریکه داگمار، ملکه بیوه روسیه (1847-1928).

Dowager به بیوه‌ای گفته می‌شود که عنوان یا دارایی متعلق به شوهر مرحومش را در اختیار دارد. این کلمه در کلمه "endow" نیز یافت می‌شود. یک زن زنده که از اجداد دارنده فعلی یک عنوان است نیز Dowager نامیده می‌شود. ملکه بیوه تزی شی، بیوه یک امپراتور، چین را به جای ابتدا پسرش و سپس برادرزاده‌اش، که هر دو عنوان امپراتور داشتند، اداره کرد.

در میان اشراف بریتانیایی، یک Dowager تا زمانی که دارنده مرد فعلی عنوان همسر نداشته باشد، به استفاده از شکل زنانه عنوان شوهر مرحومش ادامه می‌دهد. هنگامی که دارنده مرد فعلی عنوان ازدواج می‌کند، همسرش شکل زنانه عنوان او را به خود می‌گیرد و عنوانی که توسط Dowager استفاده می‌شود، عنوان زنانه است که با Dowager ("Dowager Countess of ...") یا با استفاده از نام اول او قبل از عنوان ("Jane, Countess of ...") آغاز می‌شود. عنوان "Dowager Princess of Wales" یا "Princess Dowager of Wales" به کاترین آراگون داده شد، زمانی که هنری هشتم ترتیب فسخ ازدواج آنها را داد. این عنوان به ازدواج قبلی کاترین با برادر بزرگتر هنری، آرتور، اشاره دارد که هنوز شاهزاده ولز در زمان مرگش بود و کاترین را بیوه کرد.

در زمان ازدواج کاترین و هنری، ادعا شد که آرتور و کاترین به دلیل جوانی ازدواج خود را به سرانجام نرسانده‌اند و هنری و کاترین را از منع کلیسا در مورد ازدواج با بیوه برادر خود آزاد کردند. در زمانی که هنری می‌خواست فسخ ازدواج را بگیرد، ادعا کرد که ازدواج آرتور و کاترین معتبر بوده است و زمینه را برای فسخ فراهم می‌کند.

ملکه مادر

ملکه الیزابت، ملکه مادر در سال 1992، به همراه پرنسس مارگارت، ملکه الیزابت دوم، دایانا، پرنسس ولز و شاهزاده هری
لندن، 1992: ملکه الیزابت، ملکه مادر، به همراه پرنسس مارگارت، ملکه الیزابت دوم، دایانا، پرنسس ولز و شاهزاده هری.

به ملکه بیوه‌ای که پسر یا دخترش در حال حاضر حکومت می‌کند، ملکه مادر گفته می‌شود.

چندین ملکه بریتانیایی اخیر به عنوان ملکه مادر نامیده شده‌اند. ملکه مری تک، مادر ادوارد هشتم و جورج ششم، محبوب بود و به هوش خود شهرت داشت. الیزابت بووز-لیون، که هنگام ازدواج نمی‌دانست که به برادر شوهرش فشار وارد می‌شود تا کناره‌گیری کند و او ملکه خواهد شد، پس از مرگ جورج ششم در سال 1952 بیوه شد. به عنوان مادر ملکه الیزابت دوم، تا زمان مرگش 50 سال بعد در سال 2002، به عنوان ملکه مادر شناخته می‌شد.

هنگامی که اولین پادشاه تودور، هنری هفتم، تاج گذاری کرد، مادرش، مارگارت بوفورت، طوری رفتار می‌کرد که انگار ملکه مادر است، اگرچه به این دلیل که او هرگز خود ملکه نبوده بود، عنوان ملکه مادر رسمی نبود.

برخی از ملکه‌های مادر نیز در صورتی که پسرشان هنوز به سن پادشاهی نرسیده بود، یا زمانی که پسرانشان خارج از کشور بودند و نمی‌توانستند مستقیماً حکومت کنند، به عنوان نایب‌السلطنه برای پسرانشان خدمت می‌کردند.

تاریخ زنان

بیشتر