پروفایلی از بری گلدواتر: «آقای محافظه‌کار»

سناتور ایالات متحده و نامزد ریاست جمهوری، بری گلدواتر (1909 - 1998) در حال سخنرانی در یک گردهمایی انتخاباتی در مدیسون اسکوئر گاردن، شهر نیویورک، ایالات متحده آمریکا، 28 اکتبر 1964.
William Lovelace / Stringer / Getty Images

بری گلدواتر، سناتور قدرتمند آریزونا، نه تنها چهره‌ای کلیدی در تاریخ سیاسی آمریکا بود، بلکه به عنوان "آقای محافظه‌کار"، نقشی محوری در شکل‌گیری و گسترش جنبش محافظه‌کاری ایفا کرد. از مخالفت‌های جنجالی‌اش با قانون حقوق مدنی تا رقابت‌های نفس‌گیر انتخاباتی، زندگی گلدواتر مملو از رویدادهایی است که تأثیر عمیقی بر سیاست و فرهنگ آمریکا گذاشت. این مطلب به بررسی زندگی، ایده‌ها و میراث ماندگار این شخصیت اثرگذار می‌پردازد.

«آقای محافظه‌کار»: بری گلدواتر و پیدایش جنبش محافظه‌کاری

در دهه‌ی 1950، بری موریس گلدواتر به عنوان برجسته‌ترین سیاستمدار محافظه‌کار کشور ظهور کرد. او به همراه لشکر رو به رشد "محافظه‌کاران گلدواتری" مفاهیم دولت کوچک، اقتصاد آزاد و دفاع ملی قوی را وارد بحث عمومی کرد. این مفاهیم، ارکان اصلی جنبش محافظه‌کاری بودند و همچنان قلب تپنده‌ی این جنبش به شمار می‌روند.

گلدواتر با ایده‌های جسورانه‌اش توانست دیدگاه‌های سنتی را در سیاست آمریکا دوباره زنده کند. او معتقد بود که دولت باید در زندگی مردم و کسب‌وکارها دخالت کمتری داشته باشد و آزادی‌های فردی باید در اولویت قرار گیرند. این دیدگاه‌ها در آن زمان با مخالفت‌های زیادی روبرو شد، اما به تدریج توانست طرفداران بسیاری را جذب کند و پایه‌های یک جنبش قدرتمند را بنا نهد.

تاثیر گلدواتر بر سیاست آمریکا فراتر از دهه‌ی 1950 رفت. او با الهام بخشیدن به نسل‌های بعدی محافظه‌کاران، راه را برای پیروزی‌های سیاسی بزرگ‌تری هموار کرد. میراث او در حزب جمهوری‌خواه و جنبش محافظه‌کاری همچنان زنده است و الهام‌بخش بسیاری از سیاستمداران و فعالان سیاسی است.

آغاز راه

گلدواتر در سال 1949 با کسب کرسی در شورای شهر فینیکس وارد عرصه‌ی سیاست شد. سه سال بعد، در سال 1952، به عنوان سناتور ایالت آریزونا در مجلس سنای ایالات متحده انتخاب گردید. او نزدیک به یک دهه به بازتعریف حزب جمهوری‌خواه کمک کرد و آن را به حزب محافظه‌کاران تبدیل نمود.

در اواخر دهه‌ی 1950، گلدواتر به شدت با جنبش ضد کمونیستی مرتبط شد و از حامیان جدی سناتور جوزف مک‌کارتی بود. گلدواتر تا پایان تلخ ماجرا با مک‌کارتی ماند و یکی از تنها 22 عضو کنگره بود که از محکوم کردن او امتناع ورزید.

این حمایت قاطع گلدواتر از مواضع ضد کمونیستی، او را به چهره‌ای محبوب در میان محافظه‌کاران تبدیل کرد و بر شهرت و نفوذ او در حزب جمهوری‌خواه افزود. اما این رویکرد همچنین انتقاداتی را از سوی مخالفان به دنبال داشت که معتقد بودند مک‌کارتیسم به آزادی‌های مدنی و حقوق بشر آسیب می‌زند.

آرزوهای ریاست جمهوری

محبوبیت روزافزون گلدواتر در جنوب ایالات متحده در اوایل دهه 1960 به او کمک کرد تا در سال 1964، برای کسب نامزدی حزب جمهوری خواه برای انتخابات ریاست جمهوری، پیروزی سختی را به دست آورد. گلدواتر مشتاقانه منتظر بود تا یک کارزار مبتنی بر مسائل اساسی را در برابر دوست و رقیب سیاسی خود، رئیس جمهور جان اف. کندی، به راه اندازد.

گلدواتر که یک خلبان مشتاق بود، قصد داشت به همراه کندی با هواپیما در سراسر کشور سفر کند، کاری که به اعتقاد هر دوی آن‌ها احیای مناظرات سنتی کارزارهای انتخاباتی بود. آن‌ها امیدوار بودند با این روش بتوانند به طور مستقیم با مردم صحبت کنند و دیدگاه‌های خود را در مورد مسائل مختلف با آن‌ها به اشتراک بگذارند.

این برنامه نشان‌دهنده‌ی تمایل گلدواتر برای یک رقابت سازنده و محترمانه بود. او معتقد بود که بحث و تبادل نظر در مورد مسائل مهم، راهی برای آگاه‌سازی مردم و انتخاب بهترین گزینه برای کشور است. با این حال، این آرزوهای او با یک تراژدی به پایان رسید.

مرگ کندی

گلدواتر از لغو شدن این برنامه‌ها به دلیل مرگ کندی در اواخر سال 1963 به شدت متاثر شد و عمیقاً برای درگذشت رئیس جمهور عزاداری کرد. با این وجود، او در سال 1964 نامزد جمهوری‌خواهان شد و برای رقابت با معاون کندی، لیندون بی. جانسون، آماده شد؛ کسی که گلدواتر او را تحقیر می‌کرد و بعدها متهم به استفاده از "هر ترفند کثیفی که در چنته داشت" کرد.

مرگ نابهنگام کندی، فضای سیاسی آمریکا را به شدت تحت تاثیر قرار داد و رقابت‌های انتخاباتی را پیچیده‌تر کرد. در حالی که گلدواتر از این ضایعه انسانی متاثر بود، می‌دانست که باید برای رسیدن به اهداف خود به مبارزه ادامه دهد. او با وجود اختلاف نظرهای شدید با جانسون، به رقابت سالم و منصفانه متعهد بود.

انتخابات سال 1964 به یکی از مهم‌ترین انتخابات‌های تاریخ آمریکا تبدیل شد و پیامدهای عمیقی بر سیاست داخلی و خارجی این کشور داشت. رقابت بین گلدواتر و جانسون، نمایانگر دو دیدگاه متفاوت در مورد آینده‌ی آمریکا بود و انتخاب مردم، مسیر این کشور را برای دهه‌های آینده تعیین کرد.

معرفی... "آقای محافظه‌کار"

در جریان کنوانسیون ملی جمهوری خواهان در سال 1964، گلدواتر شاید محافظه‌کارانه‌ترین سخنرانی پذیرش نامزدی را ایراد کرد و گفت: «به شما یادآوری می‌کنم که افراط‌گرایی در دفاع از آزادی، رذیلت نیست. و بگذارید به شما یادآوری کنم که اعتدال در پیگیری عدالت، فضیلت نیست.»

این اظهارات، یکی از اعضای مطبوعات را به فریاد وا داشت: «خدای من، گلدواتر دارد به عنوان گلدواتر رقابت می‌کند!» این جمله به خوبی نشان‌دهنده تعهد گلدواتر به اصول و ارزش‌های خود بود. او حاضر نبود برای جلب آرا، از باورهایش کوتاه بیاید و می‌خواست با همان چهره‌ای که مردم می‌شناختند، در انتخابات شرکت کند.

این رویکرد صادقانه و صریح، گلدواتر را به شخصیتی محبوب در میان محافظه‌کاران تبدیل کرد و به او لقب "آقای محافظه‌کار" را داد. این لقب، نشان‌دهنده جایگاه او به عنوان نماد و رهبر جنبش محافظه‌کاری در آمریکا بود.

کمپین انتخاباتی

گلدواتر برای تاکتیک‌های بی‌رحمانه‌ی کمپین معاون رئیس جمهور آماده نبود. فلسفه جانسون این بود که طوری مبارزه کند که انگار 20 امتیاز عقب است، و او دقیقاً همین کار را کرد و سناتور آریزونا را در مجموعه‌ای از آگهی‌های تلویزیونی مخرب به صلیب کشید.

نظراتی که گلدواتر در طول ده سال گذشته بیان کرده بود، خارج از متن اصلی خود نقل و علیه او استفاده شد. به عنوان مثال، او یک بار به اعضای مطبوعات گفته بود که گاهی فکر می‌کند اگر تمام ساحل شرقی بریده شود و به دریا شناور شود، وضعیت کشور بهتر خواهد بود. کمپین جانسون تبلیغی را پخش کرد که در آن یک مدل چوبی از ایالات متحده در یک وان آب نشان داده می‌شد که اره‌ای در حال بریدن ایالت‌های شرقی است.

این تاکتیک‌های تخریبی، نشان‌دهنده اوج کمپین‌های منفی در تاریخ انتخابات آمریکا بود. جانسون با استفاده از تکنیک‌های تبلیغاتی مدرن و بدون توجه به اخلاق، سعی داشت تا گلدواتر را به عنوان یک فرد خطرناک و غیرقابل اعتماد معرفی کند. این کمپین، تاثیر عمیقی بر افکار عمومی گذاشت و به شکست گلدواتر در انتخابات کمک کرد.

اثربخشی کمپین‌های منفی

شاید زننده‌ترین و توهین‌آمیزترین آگهی برای گلدواتر، آگهی‌ای بود به نام «دیزی» که دختری جوان را نشان می‌داد که در حال شمردن گلبرگ‌های گل است، در حالی که صدایی مردانه از ده به یک شمارش معکوس می‌کرد. در پایان آگهی، چهره دختر ثابت می‌ماند، در حالی که تصاویر جنگ هسته‌ای در سایه‌ها پخش می‌شد و صدایی گلدواتر را ستایش می‌کرد و تلویحاً اشاره می‌کرد که او در صورت انتخاب شدن، حمله‌ی هسته‌ای را آغاز خواهد کرد. بسیاری این آگهی‌ها را آغاز دوره‌ی مدرن کمپین‌های منفی می‌دانند که تا به امروز ادامه دارد.

گلدواتر با اختلافی فاحش شکست خورد و جمهوری خواهان بسیاری از کرسی‌های خود را در کنگره از دست دادند و جنبش محافظه کارانه را به طور قابل توجهی عقب راندند. گلدواتر در سال 1968 دوباره کرسی خود را در سنا به دست آورد و به کسب احترام از سوی همتایان سیاسی خود در کاپیتول هیل ادامه داد.

این انتخابات، درسی مهم در مورد قدرت کمپین‌های منفی و تاثیر آن‌ها بر افکار عمومی بود. جانسون با استفاده از ترس و ایجاد تصویری منفی از رقیب خود، توانست به پیروزی دست یابد. اما این پیروزی، به قیمت خدشه‌دار شدن اخلاق در سیاست و ایجاد فضای بی‌اعتمادی در جامعه تمام شد.

نیکسون

در سال 1973، گلدواتر نقش مهمی در استعفای رئیس جمهور ریچارد نیکسون داشت. یک روز قبل از استعفای نیکسون، گلدواتر به رئیس جمهور گفت که اگر او در دفتر بماند، رای گلدواتر به نفع استیضاح خواهد بود. این گفتگو اصطلاح "لحظه گلدواتر" را ابداع کرد، که هنوز هم امروزه برای توصیف لحظه‌ای استفاده می‌شود که گروهی از اعضای هم‌حزبی رئیس جمهور علیه او رای می‌دهند یا به طور علنی موضعی مخالف او اتخاذ می‌کنند.

اقدام گلدواتر نشان‌دهنده تعهد او به اصول و ارزش‌های اخلاقی بود. او حاضر نشد برای حفظ منافع حزب، از حقیقت چشم‌پوشی کند و تصمیم گرفت بر اساس وجدان خود عمل کند. این تصمیم شجاعانه، به نیکسون فهماند که حمایت خود را از دست داده است و راهی جز استعفا ندارد.

"لحظه گلدواتر" به نمادی از شجاعت و صداقت در سیاست تبدیل شده است و به سیاستمداران یادآوری می‌کند که باید همیشه منافع کشور را بر منافع شخصی و حزبی ترجیح دهند. این اصطلاح هنوز هم در مواقعی که سیاستمداران مجبور به اتخاذ تصمیم‌های سخت و دشوار می‌شوند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ریگان

در سال 1980، رونالد ریگان شکست سختی بر جیمی کارتر، رئیس جمهور مستقر، وارد کرد و جورج ویل، ستون نویس، آن را پیروزی برای محافظه کاران خواند و گفت گلدواتر در واقع در انتخابات 1964 پیروز شده بود، "... فقط 16 سال طول کشید تا آرا شمارش شود."

پیروزی ریگان، نشان‌دهنده تغییر در فضای سیاسی آمریکا بود. محافظه‌کاران با رهبری ریگان، توانستند به قدرت بازگردند و سیاست‌های خود را در زمینه‌های مختلف به اجرا درآورند. بسیاری معتقدند که پیروزی ریگان، نتیجه سال‌ها تلاش و فعالیت گلدواتر و دیگر محافظه‌کاران بود که زمینه را برای این تحول فراهم کردند.

جورج ویل با اشاره به این موضوع، تاکید کرد که ایده‌های گلدواتر در سال 1964 هنوز زنده و تاثیرگذار بودند و در نهایت به پیروزی ریگان در سال 1980 منجر شدند. این جمله، نشان‌دهنده میراث ماندگار گلدواتر در سیاست آمریکا است و نقش او را در شکل‌گیری جنبش محافظه‌کاری برجسته می‌کند.

لیبرال جدید

این انتخابات در نهایت نشانگر افول نفوذ محافظه‌کارانه گلدواتر بود، زیرا محافظه‌کاران اجتماعی و راست مذهبی به تدریج شروع به تسلط بر این جنبش کردند. گلدواتر با دو موضوع اصلی آن‌ها یعنی سقط جنین و حقوق همجنس‌گرایان به شدت مخالف بود. دیدگاه‌های او بیشتر "آزادی‌خواهانه" از محافظه‌کارانه تلقی می‌شد و گلدواتر بعدها با تعجب اعتراف کرد که او و امثال او "لیبرال‌های جدید حزب جمهوری‌خواه" بودند.

گلدواتر در سال 1998 در سن 89 سالگی درگذشت.

در سال‌های پایانی عمر، گلدواتر به منتقد برخی از سیاست‌های محافظه‌کاران تبدیل شده بود. او معتقد بود که این جنبش از اصول اصلی خود دور شده و به سمت تعصب و افراط‌گرایی پیش می‌رود. دیدگاه‌های او در مورد حقوق فردی و آزادی‌های مدنی، او را به یک چهره‌ی منتقد در میان محافظه‌کاران تبدیل کرد.

این تحول در دیدگاه‌های گلدواتر، نشان‌دهنده پیچیدگی‌های سیاست و تغییرات ایدئولوژیک در طول زمان است. او که زمانی به عنوان نماد محافظه‌کاری شناخته می‌شد، در نهایت به یک منتقد از این جنبش تبدیل شد و نشان داد که اصول و ارزش‌ها باید همواره مورد بازبینی و ارزیابی قرار گیرند.

  • بیوگرافی

بیوگرافی