نبرد ماراتن: چگونه یونان ارتش هخامنشی را درهم شکست؟

نبرد ماراتن در حوالی مرداد یا شهریور سال ۴۹۰ قبل از میلاد و در جریان جنگهای ایران و یونان (۴۹۸ تا ۴۴۸ قبل از میلاد) بین یونانیان و امپراتوری ایران رخ داد. پس از حمایت یونانیان از شورشی در ایونیا (منطقهای ساحلی در ترکیه امروزی)، داریوش یکم، پادشاه امپراتوری ایران، نیروهایی را به غرب اعزام کرد تا شهرهای یونانی حامی شورشیان را مجازات کند. پس از یک لشکرکشی دریایی ناموفق در سال ۴۹۲ قبل از میلاد، داریوش ارتش دومی را دو سال بعد روانه کرد.
سپاهیان ایرانی تقریباً در ۴۰ کیلومتری شمال آتن، در ساحل پیاده شدند و به زودی توسط یونانیان در دشت ماراتن محاصره شدند. پس از تقریباً یک هفته بیتحرکی، فرمانده یونانی، میلتیادس، با وجود اینکه تعداد نیروهایش به مراتب کمتر بود، تصمیم به حمله گرفت. او با استفاده از تاکتیکهای نوآورانه، موفق شد ایرانیان را در یک محاصره دوطرفه به دام بیندازد و تقریباً ارتش آنها را به طور کامل محاصره کند. ایرانیان با تحمل تلفات سنگین، صفوفشان درهم شکست و به سوی کشتیهای خود گریختند.
پیروزی در نبرد ماراتن، روحیه یونانیان را تقویت کرد و به آنها این اعتماد به نفس را داد که ارتششان میتواند بر ایرانیان غلبه کند. ده سال بعد، ایرانیان بازگشتند و چندین پیروزی به دست آوردند، اما سرانجام از یونان بیرون رانده شدند. نبرد ماراتن همچنین منشأ افسانه فیدیپیدس شد که گفته میشود از میدان نبرد تا آتن دوید تا خبر پیروزی را برساند. مسابقات دو ماراتن امروزی نام خود را از این واقعه افسانهای گرفتهاند.
زمینه های نبرد ماراتن
در پی شورش ایونیان (۴۹۹-۴۹۴ قبل از میلاد)، داریوش یکم، امپراتور امپراتوری ایران، ارتشی را به یونان فرستاد تا شهرهایی که به شورشیان کمک کرده بودند را مجازات کند. این نیرو به رهبری مردونیه، در سال ۴۹۲ قبل از میلاد موفق به تسخیر تراکیه و مقدونیه شد. در حین حرکت به سمت جنوب یونان، ناوگان مردونیه در نزدیکی دماغه آتوس در یک طوفان شدید غرق شد. مردونیه با از دست دادن ۳۰۰ کشتی و ۲۰۰۰۰ مرد در این فاجعه، تصمیم گرفت به آسیا بازگردد.
داریوش از شکست مردونیه ناخشنود بود و پس از اطلاع از بیثباتی سیاسی در آتن، برای سال ۴۹۰ قبل از میلاد، برنامه ریزی برای لشکرکشی دوم را آغاز کرد. داریوش که این لشکرکشی را به عنوان یک اقدام کاملاً دریایی در نظر گرفته بود، فرماندهی این ماموریت را به داتیس، دریادار مادی و آرتافرنه، پسر ساتراپ سارد، سپرد. این ناوگان با دستور حمله به ارتیریا و آتن، موفق شد هدف اول خود را تصرف و به آتش بکشد.
ایرانیان در حرکت به سمت جنوب، در نزدیکی ماراتن، تقریباً در ۴۰ کیلومتری شمال آتن، پیاده شدند. آتنی ها در پاسخ به بحران قریب الوقوع، حدود ۹۰۰۰ هوپلیت (سربازان پیاده نظام سنگین اسلحه یونانی) را جمع آوری و به ماراتن اعزام کردند، جایی که آنها خروجی های دشت مجاور را مسدود کردند و از پیشروی دشمن به داخل کشور جلوگیری کردند. آنها با ۱۰۰۰ نفر از اهالی پلاتای متحد شدند و از اسپارت درخواست کمک شد.
این درخواست کمکی بی نتیجه بود، زیرا فرستاده آتنی در طول جشنواره کارنیا، یک زمان مقدس صلح، وارد شده بود. در نتیجه، ارتش اسپارت تا ماه کامل بعدی که بیش از یک هفته دیگر طول می کشید، حاضر به حرکت به سمت شمال نبود. آتنی ها و پلاتایی ها که مجبور بودند از خود دفاع کنند، به آماده شدن برای نبرد ادامه دادند. آنها در حاشیه دشت ماراتن اردو زدند و با نیروی ایرانی که تعدادشان بین ۲۰ تا ۶۰۰۰۰ نفر تخمین زده می شد، روبرو شدند.
نبرد ماراتن: اطلاعات کلیدی
- درگیری: جنگ های ایران و یونان
- تاریخ: مرداد یا شهریور ۴۹۰ قبل از میلاد
- فرماندهان و ارتش ها:
- یونانیان:
- میلتیادس
- کالیماخوس
- آریمنستوس
- تقریباً ۸۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ مرد
- ایرانیان:
- داتیس
- آرتافرنه
- بین ۲۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ مرد
تاکتیک محاصره در نبرد ماراتن
به مدت پنج روز، دو ارتش رو در روی یکدیگر صفآرایی کردند و تحرک چندانی از خود نشان ندادند. برای یونانیان، این عدم فعالیت عمدتاً به دلیل ترس از حمله سواره نظام ایران در هنگام عبور از دشت بود. سرانجام، میلتیادس، فرمانده یونانی، پس از دریافت نشانههایی مطلوب، تصمیم به حمله گرفت. برخی منابع نیز حاکی از آن است که میلتیادس از فراریان ایرانی مطلع شده بود که سواره نظام در میدان نبرد حضور ندارد.
میلتیادس با سازماندهی نیروهای خود، با تضعیف مرکز، جناحین خود را تقویت کرد. به این ترتیب، عمق صفوف در مرکز به چهار ردیف کاهش یافت، در حالی که جناحین دارای هشت ردیف نیرو بودند. این احتمالاً به دلیل تمایل ایرانیان به قرار دادن نیروهای ضعیفتر در جناحین خود بوده است. یونانیان با گامی تند، احتمالاً دویدن، در عرض دشت به سمت اردوگاه ایرانیان پیشروی کردند. ایرانیان که از جسارت یونانیان غافلگیر شده بودند، به سرعت برای تشکیل صفوف خود و آسیب رساندن به دشمن با کمانداران و فلاخنداران خود شتافتند.

با درگیری ارتشها، مرکز ضعیفتر یونانی به سرعت عقب رانده شد. هرودوت مورخ گزارش می دهد که عقب نشینی آنها منظم و سازمان یافته بود. ایرانیان در تعقیب مرکز یونانی، به سرعت متوجه شدند که از هر دو طرف توسط جناحین تقویت شده میلتیادس که نیروهای مقابل خود را شکست داده بودند، محاصره شدهاند.
یونانیان با به دام انداختن دشمن در یک محاصره دوطرفه، شروع به وارد آوردن تلفات سنگین به ایرانیان کم زره کردند. با گسترش وحشت در صفوف ایرانیان، صفوف آنها شروع به شکستن کرد و به سوی کشتی های خود گریختند. یونانیان در تعقیب دشمن به دلیل زره سنگین خود کند شدند، اما همچنان موفق به تصرف هفت کشتی ایرانی شدند.
پیامدهای نبرد ماراتن
تلفات نبرد ماراتن به طور کلی به این صورت ذکر می شود: ۲۰۳ کشته برای یونانیان و ۶۴۰۰ کشته برای ایرانیان. اما مانند بیشتر نبردهای این دوره، این اعداد مشکوک به نظر می رسند. ایرانیان شکست خورده، منطقه را ترک کردند و به سمت جنوب حرکت کردند تا مستقیماً به آتن حمله کنند. میلتیادس با پیش بینی این حرکت، به سرعت بخش اعظم ارتش را به شهر بازگرداند.
ایرانیان با دیدن اینکه فرصت حمله به شهر که قبلاً کم دفاع شده بود از دست رفته است، به آسیا عقب نشینی کردند. نبرد ماراتن اولین پیروزی بزرگ یونانیان بر ایرانیان بود و به آنها این اعتماد به نفس را داد که می توانند شکست بخورند. ده سال بعد، ایرانیان بازگشتند و در ترموپیل پیروز شدند، اما سرانجام توسط یونانیان در سالامیس شکست خوردند.
نبرد ماراتن همچنین منجر به شکل گیری افسانه ای شد مبنی بر اینکه فیدیپیدس، قاصد آتنی، از میدان نبرد تا آتن دوید تا خبر پیروزی یونانیان را اعلام کند و سپس جان باخت. این دویدن افسانه ای، پایه و اساس رویدادهای مدرن دو و میدانی است. هرودوت این افسانه را رد می کند و می گوید که فیدیپیدس قبل از نبرد از آتن به اسپارت دوید تا درخواست کمک کند.