معماری قطبی: خانههای اسکیموهای باستانی و نو - نگاهی به نوآوری و سازگاری
شیوههایی که مردم برای ساخت خانهها و روستاها در شرایط آب و هوایی سخت زمستانی به کار میبرند، برای ما بسیار جذاب است. معماری قطبی، در واقع، نگاهی اجمالی به خود جوامع انسانی است. هر جامعهای برای بقا به مجموعهای از قوانین، ارتباطات اجتماعی و قراردادها بین افراد مرتبط و غیرمرتبط نیاز دارد. دلایل اجتماعی و اتحادآفرینی وجود دارند که زیربنای پدیدههایی مانند "شایعات روستا" را تشکیل میدهند و آن را به بخشی ضروری از زندگی گروهی تبدیل میکنند.
جوامع اسکیمویی ماقبل تاریخ نیز به این موارد نیاز داشتند. خانههای اسکیموهای پالئو و نئو، نوآوریهای فیزیکی بودند که فضایی را برای انجام این تعاملات در داخل خانه فراهم میکردند. اینطور نیست که ما همیشه جوامع خود را دوست داشته باشیم؛ در بسیاری از جوامع ماقبل تاریخ در سراسر جهان، صرفاً ملاحظات اقتصادی ایجاب میکرد که مردم بخشی از سال را در گروههای کوچک خانوادگی بگذرانند، اما این گروهها همیشه در فواصل زمانی منظم گرد هم میآمدند. به همین دلیل است که میدانها و حیاطها نقش مهمی در حتی اولین جوامع انسانی ایفا میکنند.
اما هنگامی که آب و هوای سخت این امکان را برای بخش زیادی از سال محدود میکند، ساخت خانه باید به طور همزمان امکان حریم خصوصی و اجتماعی بودن را فراهم کند. این نکته جالب در مورد خانههای قطبی است. آنها به ساخت و سازهای ویژهای نیاز دارند تا ارتباطات اجتماعی را در شرایط دشوار حفظ کنند. به این ترتیب، این خانهها نه تنها پناهگاهی در برابر سرما هستند، بلکه به عنوان فضاهایی برای تعاملات اجتماعی، حفظ فرهنگ و ایجاد حس تعلق به جامعه عمل میکنند. خانههای اسکیمویی، با طراحی هوشمندانه خود، نمونهای بارز از سازگاری انسان با محیط زیست و نیازهای اجتماعی هستند.
فضاهای خصوصی و عمومی در معماری خانههای قطبی
خانههای قطبی زمستانی، صرف نظر از روش ساخت، شبکهای از مکانهای صمیمی بودند که فعالیتهای خصوصی در آنها انجام میشد، و فضاهای عمومی و اشتراکی که محل انجام فعالیتهای اجتماعی بودند. محل خواب در پشت یا لبههای این شبکه قرار داشت و توسط پارتیشنهای چوبی، گذرگاهها و آستانهها از سایر بخشها جدا و تنظیم میشد.
ایوانهای ورودی، تونلها و طاقچههای تونلی، آشپزخانهها و انبارهای ذخیره سازی، اجزای مشترکی بودند که در آن رویدادهای مهم اجتماعی اتفاق میافتاد. معماری خانههای قطبی به شکلی طراحی شده بود که هم امکان تعاملات اجتماعی و هم حفظ حریم خصوصی را فراهم میکرد. این امر با توجه به شرایط سخت آب و هوایی که امکان فعالیتهای اجتماعی در فضای باز را محدود میکرد، اهمیت ویژهای داشت.
تاریخچه منطقه قطب شمال آمریکا طولانی است و با تغییرات و چالشهای آب و هوایی و فناوری متعددی همراه بوده است. سرمای شدید و دسترسی محدود به مصالح ساختمانی مانند چوب و آجر رس، منجر به نوآوری در این زمینه شد و استفاده از چوبهای رانده شده به ساحل، استخوان پستانداران دریایی، چمن و برف به عنوان مصالح ساختمانی رواج یافت.
البته، همانطور که ویتریج (2008) اشاره میکند، این فضاها بیزمان یا یکپارچه نبودند، بلکه "ناآرام، دایژنیک و در حالت بازآفرینی مداوم" بودند. به خاطر داشته باشید که این مقالات تقریباً 5000 سال فناوری ساخت و ساز را در بر میگیرند. با این وجود، اشکال اساسی که توسط اولین ساکنان قطب شمال آمریکا مورد استفاده و توسعه قرار گرفت، با تحولات و نوآوریهای جدید متناسب با تغییرات زمان و آب و هوا، پابرجا ماند. به این ترتیب، معماری خانههای قطبی نه تنها نمایانگر سازگاری با محیط زیست، بلکه نمادی از تکامل فرهنگی و اجتماعی جوامع بومی این منطقه است.
این بخش مربوط به منابع است.
معماری قطبی: فرم و کارکرد

سه نوع معماری قطبی که در طول زمان پابرجا مانده و تغییر کردهاند عبارتند از: خانههای چادری یا سازههایی شبیه تیپی؛ خانههای نیمه زیرزمینی یا کلبههای خاکی که بخشی یا تماماً در زیر زمین ساخته شدهاند؛ و خانههای برفی که از برف ساخته شدهاند، چه در خشکی و چه روی یخ دریا. این نوع خانهها به صورت فصلی مورد استفاده قرار میگرفتند: اما به دلایل عملکردی نیز، هم برای اهداف اجتماعی و هم شخصی به کار میرفتند. بررسی این موضوع برای من سفری جذاب بوده است: نگاهی بیندازید و ببینید آیا شما هم موافق نیستید.
تیپی ها یا خانه های چادری

قدیمیترین شکل خانه مورد استفاده در قطب شمال، نوعی چادر، شبیه به تیپیهای دشتها است. این نوع سازه از چوبهای رانده شده به ساحل به شکل مخروطی یا گنبدی ساخته میشد و در زمان تابستان به عنوان اقامتگاههای ماهیگیری یا شکار مورد استفاده قرار میگرفت. این سازهها موقتی بوده و به راحتی ساخته و در صورت لزوم جابجا میشدند. استفاده از تیپیها به اسکیموها اجازه میداد تا به دنبال منابع غذایی حرکت کنند و به سرعت به شرایط محیطی متغیر واکنش نشان دهند.
خانههای برفی - معماری مبتکرانه مردم اسکیمو

شکل دیگری از مسکن موقت، که مختص آب و هوای قطبی است، خانه برفی است، نوعی سکونتگاه که متاسفانه شواهد باستان شناسی بسیار کمی از آن وجود دارد. زنده باد تاریخ شفاهی و مردم نگاری!
خانههای استخوان نهنگ - سازههای تشریفاتی فرهنگ تول

خانه استخوان نهنگ، خانهای با کاربری خاص بود، چه به عنوان معماری عمومی برای استفاده جوامع نهنگگیری فرهنگ تول ساخته شده باشد، چه به عنوان مسکن نخبگان برای بهترین ناخدایانشان.
خانههای نیمه زیرزمینی زمستانی

اما وقتی هوا نامساعد میشود - وقتی زمستان در عمیقترین و خطرناکترین حالت خود قرار دارد - تنها کاری که میتوان انجام داد این است که در عایقترین خانههای روی کره زمین پناه بگیرید.
کارمات یا خانههای انتقالی
کارماتها سکونتگاههای فصلی انتقالی، اما کم و بیش دائمی هستند که سقف آنها به جای چمن، از پوست و چرم ساخته شده است. احتمالاً در دورههای فصلی انتقالی مورد استفاده قرار میگرفتند، زمانی که هوا برای زندگی در خانههای نیمه زیرزمینی خیلی گرم بود، اما برای نقل مکان به چادرهای پوستی خیلی سرد بود.
خانههای تشریفاتی / خانههای رقص

همچنین فضاهای ویژه ای ساخته می شدند که به عنوان خانه های جشنواره یا رقص مورد استفاده قرار می گرفتند، برای فعالیت های دسته جمعی مانند آواز خواندن، رقص، طبل زدن و بازی های رقابتی. آنها با استفاده از همان ساخت و ساز خانه های نیمه زیرزمینی ساخته می شدند، اما در مقیاس بزرگتر، به اندازه ای بزرگ که همه را در بر بگیرد، و در روستاهای بزرگ، به چندین خانه رقص نیاز بود. خانه های تشریفاتی حاوی مصنوعات خانگی کمی هستند - بدون آشپزخانه یا مناطق خواب - اما اغلب حاوی نیمکت هایی هستند که در امتداد دیوارهای داخلی قرار داده شده اند.
خانههای دستهجمعی به عنوان سازههای جداگانه ساخته میشدند، اگر دسترسی به روغن پستانداران دریایی کافی برای گرم کردن یک سازه جداگانه وجود داشت. گروههای دیگر یک فضای دستهجمعی را بر روی ورودیها میساختند تا چندین خانه زیرزمینی را به هم متصل کنند (به طور معمول سه، اما 4 نیز ناشناخته نیست).
خانههای رئیس
شکی نیست که برخی از خانههای قطبی برای اعضای نخبه جوامع اختصاص داده شده بودند: رهبران سیاسی یا مذهبی، بهترین شکارچیان یا موفقترین ناخدایان. این خانهها از نظر باستانشناسی با اندازه خود، که معمولاً بزرگتر از خانههای استاندارد است، و مجموعه آثار باستانی آنها شناسایی میشوند: بسیاری از خانههای رئیس حاوی جمجمه نهنگ یا سایر پستانداران دریایی هستند.
خانههای مردان (کاسیگی)

در آلاسکای قطبی در طول جنگهای کمان و تیر، یکی از سازههای مهم، خانه مردان بود، یک سنت 3000 ساله که بر اساس گفته فرینک، مردان و زنان را از هم جدا میکرد. مردان در این سازهها میخوابیدند، معاشرت میکردند، استراحت میکردند، سیاستورزی میکردند و کار میکردند، از سنین 5 تا 10 سالگی به بالا. سازههای چوبی و خاکی، ظرفیت پذیرش 40 تا 200 مرد را داشتند. روستاهای بزرگتر دارای چندین خانه مردان بودند.
این خانهها طوری سازماندهی شده بودند که بهترین شکارچیان، بزرگان و مهمانان روی نیمکتهای چوبی در قسمت گرمتر و روشنتر عقب ساختمان میخوابیدند، و مردان کمشانستر و پسران یتیم روی زمین نزدیک ورودیها میخوابیدند.
زنان به جز بخشی از جشنها، زمانی که غذا میآوردند، از ورود به این خانهها منع میشدند.
خانههای خانوادگی روستا

باز هم در طول جنگهای کمان و تیر، خانههای دیگر در روستا قلمرو زنان بود، جایی که مردان اجازه داشتند عصرها از آنجا بازدید کنند، اما باید قبل از صبح به خانه مردان باز میگشتند. فرینک، که وضعیت قومنگاری این دو نوع خانه را توصیف میکند، در گذاشتن برچسب بر توازن قدرتی که این نشان میدهد تردید دارد - آیا مدارس همجنس برای آموزش جنسیتی خوب هستند یا بد؟ - اما پیشنهاد میکند که نباید به نتایج غیرموجه برسیم.
تونلها
تونلها بخش مهمی از سکونتگاههای قطبی در طول جنگهای کمان و تیر بودند. آنها علاوه بر مجراهای نیمه زیرزمینی برای ارتباطات اجتماعی، به عنوان مسیرهای فرار نیز عمل میکردند. تونلهای زیرزمینی طولانی و پیچیده بین اقامتگاهها و خانههای مردان امتداد داشتند. این تونلها همچنین به عنوان تلههای سرما، مناطق ذخیرهسازی و مکانهایی برای خواب سگهای سورتمه استفاده میشدند.
- باستان شناسی
- معماری
- تاریخ