نقل قولهای معروف درباره اژدهاها

اژدهاها از جمله موجودات وحشی و وحشتناک در ادبیات و اساطیر هستند که در داستان ها و افسانه های مختلف از سراسر جهان حضور دارند. مردم در تمامی سنین به این موجودات ادبی علاقه مند هستند. حتی زمانی که نویسندگان اژدهای واقعی را در داستان های خود نمی گنجانند، به آن ها اشاره می کنند تا معنای نمادین را منتقل کنند، معمولاً دربارهٔ غلبه بر موانع شگفت انگیز. ادامه دهید تا با برخی از نقل قول های معروف و نه چندان معروف دربارهٔ اژدها آشنا شوید.
مشاهدات عمومی دربارهٔ اژدها
- «یک شاعر می تواند دربارهٔ مردی که اژدهایی را می کشد بنویسد، اما دربارهٔ مردی که دکمه ای را فشار می دهد که بمبی را آزاد می کند، نمی تواند.»― و. ه. آودن
- «بالای سرمان، در برابر آسمان درخشان، اژدهاها هر جای در دسترس برای نشستن را پر کرده بودند. و خورشید هر یک از آن ها را طلایی کرده بود.»― آن مک کافری، داستان نیرلیک
- «اما یک چیز این است که دربارهٔ اژدهاها بخوانیم و چیز دیگر این است که آن ها را ملاقات کنیم.»― ارسولا ک. لو گوین، جادوگر زمین دریا
اژدهاها در داستان ها و ادبیات
- «میان اژدها و خشم او قرار مگیر.»― ویلیام شکسپیر، شاه لیر
- «افسانه ها بیشتر از حقیقت هستند: نه به این دلیل که به ما می گویند که اژدهاها وجود دارند، بلکه به این دلیل که به ما می گویند که می توان اژدهاها را شکست داد.»― نیل گیمن، کورالن
- «افسانه ها به بچه ها ایدهٔ اولیهٔ هیولا را نمی دهند. آنچه افسانه ها به کودک می دهند، ایدهٔ واضح اولیه دربارهٔ امکان شکست هیولا است. نوزاد از زمانی که توانایی تصور داشته، با اژدهاها آشنا بوده است. آنچه افسانه برای او فراهم می کند، یک سنت جرج است که اژدها را بکشد.»― جی. کی. چسترتون، موارد شگفت انگیز
- «اینجا اژدهاهایی برای کشتن وجود دارند، اینجا پاداش های غنی برای به دست آوردن است؛ اگر ما در جستجو هلاک شویم، خوب، مرگ چقدر چیز کوچکی است!»― دوروتی ال. سایرز، داستان های کاتولیک و آهنگ های مسیحی
فلسفه دربارهٔ اژدهاها
- «او فقط دربارهٔ اژدهاها شنیده بود و اگرچه هرگز یکی را ندیده بود، مطمئن بود که آن ها وجود دارند.»― دی ماری، پسران آوالون: پیشگویی مرلین
- «کسی که بیش از حد علیه اژدهاها می جنگد، خودش به یک اژدها تبدیل می شود؛ و اگر بیش از حد به اعماق خیره شوید، اعماق به شما خیره خواهد شد.»― فریدریش نیچه
- «چگونه باید قادر به فراموش کردن آن افسانه های قدیمی باشیم که در آغاز تمام ملت ها هستند، افسانه هایی دربارهٔ اژدهاها که در آخرین لحظه به پرنسس ها تبدیل می شوند؛ شاید تمام اژدهاهای زندگی ما پرنسس هایی باشند که فقط منتظراند تا یک بار ما را زیبا و شجاع ببینند. شاید هر چیزی که ترسناک است در عمیق ترین وجودش چیزی بی دفاع است که به کمک ما نیاز دارد.»― راینر ماریا ریلکه، نامه ها به یک شاعر جوان
- «من به هر چیزی اعتقاد دارم تا زمانی که آن را رد کنند. بنابراین، من به پری ها، افسانه ها، اژدهاها اعتقاد دارم. همه چیز وجود دارد، حتی اگر فقط در ذهنت باشد. چه کسی می تواند بگوید که رویاها و کابوس ها به اندازهٔ حال و اینجا واقعی نیستند؟»― جان لنون
دیدن اژدها
- من به شدت آرزوی وجود اژدهایان داشتم. البته، من در بدن ترسویم نمی خواستم که اژدهاها در اطرافم باشند. اما جهانی که حتی خیال فافنیر را داشت، ثروتمندتر و زیباتر بود، هرچقدر هم که خطرناک باشد. ― جی.آر.آر. تالکین
- من اهمیتی نمی دهم که چه چیزی بعد از این می آید؛ من اژدهاها را در باد صبح دیده ام. ― اورسولا کی. لو گویین، سواحل دورتر
- اگر شما تا به حال اژدهایی را در تنگنا دیده اید، خواهید فهمید که این فقط اغراق شاعرانه ای بود که به هر هابیتی، حتی به دایی بزرگ "تُک" که به قدری بزرگ بود که می توانست بر اسب سوار شود، تعلق داشت. او به سمت صفوف گوبلین ها در نبرد دشت های سبز هجوم برد و سر پادشاه آن ها، گولفیبول، را با یک چوب چوبی از تن جدا کرد. سر او یکصد یارد در هوا پرواز کرد و به درون تونل خرگوش رفت و به این ترتیب، نبرد پیروز شد و بازی گلف در همان لحظه اختراع شد. ― جی.آر.آر. تالکین، هابیت
- تصور کنید سرزمینی که مردم از اژدهاها می ترسند. این ترس معقول است: اژدهاها ویژگی هایی دارند که ترس از آن ها را به عنوان یک واکنش بسیار شایسته توجیه می کند. مسائلی مانند اندازه ترسناکشان، توانایی شعله ور شدن، یا توانایی شکستن سنگ ها به تکه های کوچک با چنگال های بزرگشان. در واقع، تنها ویژگی ترسناک که اژدهاها ندارند، وجود آنهاست. ― دیوید وایتلند، کتاب صفحات
به اژدهاها نخندید
- هرگز به اژدهایان زنده بخندید. ― جی.آر.آر. تالکین
- اژدهایان نجیب دوستی ندارند. تنها نزدیک ترین چیزی که می توانند به این ایده داشته باشند، یک دشمنی است که هنوز زنده است. ― تری پرچتت، نگهبانان! نگهبانان!
- آه، ای کاش اژدها بودم، نماد قدرت بهشت - به اندازه کرم ابریشم یا بسیار بزرگ؛ در مواقعی نامرئی. ― ماریان مور، آه ای کاش اژدها بودم
- با افکار حریصانه و اژدهاگونه در دل، او به یک اژدها تبدیل شده بود. ― سی.اس. لوییس، سفر پیش درآمد صبح
- با اژدهای خشمگین با ادب صحبت کنید. ― جی.آر.آر. تالکین
اژدهاها هرگز نمی میرند
- می گویند اژدهاها هرگز به طور واقعی نمی میرند. بی توجه به این که چند بار آن ها را بکشید. ― اس.جی. راجرز، جان هانسون و قبیله اژدهاهای یدن
- اژدهایان واقعی از کامل ترین موجودات جهان هستند. این یک اطلاعات مفید است. آن را مانند یک قطعه طلا از فافنیر ذخیره کنید؛ هر از گاهی آن را بیرون بیاورید و صیقلش دهید. ― شان مک کنزی
- شما نمی توانید حس شوخ طبعی را ترسیم کنید. به هر حال، نقشه فانتزی چه چیزی جز فضایی است که در آن "اژدهاها وجود دارند؟" در دنیای دیسک ، ما می دانیم که اژدهاها همه جا وجود دارند. ممکن است همه آن ها مقیاس و زبان دوشاخه نداشته باشند، اما آن ها اینجا هستند، با لبخند و در حال دست و پا زدن و سعی در فروش سوغاتی به شما هستند. ― تری پرچتت، رنگ جادو
- ادبیات