اوج شکوفایی اقتصادی آمریکا: اختراعات، توسعه و ظهور غولهای صنعتی
پس از جنگ داخلی آمریکا، توسعهی اقتصادی شتابان، زیربنای اقتصاد صنعتی مدرن این کشور را بنا نهاد. انفجاری از اکتشافات و اختراعات جدید رخ داد و چنان تغییرات عمیقی ایجاد کرد که برخی، این تحولات را "انقلاب صنعتی دوم" نامیدند. نفت در غرب پنسیلوانیا کشف شد، ماشین تحریر توسعه یافت و واگنهای یخچالی راهآهن به بهرهبرداری رسیدند. تلفن، گرامافون و لامپ الکتریکی اختراع شدند و در آستانه قرن بیستم، اتومبیلها جایگزین درشکهها و هواپیماها، جایگزین پرواز با بادبادک شدند.
زیرساختهای صنعتی و منابع طبیعی
همزمان با این دستاوردها، زیرساختهای صنعتی کشور نیز توسعه یافتند. معادن زغال سنگ فراوانی در کوههای آپالاچی، از پنسیلوانیا تا جنوب کنتاکی کشف شدند. معادن بزرگ آهن در منطقه دریاچه سوپریور در شمال غربی آمریکا افتتاح شدند. کارخانههای فولادسازی در مناطقی که این دو مادهی خام مهم به راحتی قابل حمل بودند، شکوفا شدند. معادن بزرگ مس و نقره نیز افتتاح شدند و به دنبال آن معادن سرب و کارخانههای سیمان نیز فعالیت خود را آغاز کردند.
تولید انبوه و مدیریت علمی
با بزرگتر شدن صنایع، روشهای تولید انبوه توسعه یافتند. فردریک دبلیو تیلور در اواخر قرن نوزدهم، پیشگام عرصه مدیریت علمی شد. او وظایف مختلف کارگران را به دقت بررسی میکرد و سپس روشهای جدید و کارآمدتری برای انجام وظایفشان ابداع مینمود. (تولید انبوه واقعی، الهام گرفته از هنری فورد بود. او در سال 1913 خط مونتاژ متحرک را به کار گرفت، به طوری که هر کارگر یک وظیفه ساده را در تولید خودرو انجام میداد. فورد با اقدامی دوراندیشانه، دستمزد بسیار سخاوتمندانهای - روزانه 5 دلار - به کارگران خود پرداخت کرد و به بسیاری از آنها این امکان را داد تا اتومبیلهایی را که میساختند، خریداری کنند و به گسترش صنعت کمک نمایند.)
عصر طلایی و ظهور سرمایهداران بزرگ
"عصر طلایی" در نیمه دوم قرن نوزدهم، دوران ظهور سرمایهداران بزرگ بود. بسیاری از آمریکاییها به تجلیل از این تاجرانی پرداختند که امپراتوریهای مالی عظیمی را گردآوری کرده بودند. اغلب، موفقیت آنها در دیدن پتانسیل بلندمدت یک خدمت یا محصول جدید نهفته بود، همانطور که جان دی راکفلر با نفت این کار را کرد. آنها رقبای سرسختی بودند و با تمام وجود به دنبال موفقیت و قدرت مالی بودند. از دیگر غولهای صنعتی، علاوه بر راکفلر و فورد، میتوان به جی گولد که از طریق راهآهن به ثروت رسید، جی پی مورگان در بانکداری و اندرو کارنگی در فولاد اشاره کرد. برخی از این سرمایهداران، بر اساس استانداردهای تجاری آن زمان، صادق بودند؛ اما برخی دیگر از زور، رشوه و فریب برای دستیابی به ثروت و قدرت خود استفاده میکردند. به هر حال، منافع تجاری نفوذ قابل توجهی بر دولت پیدا کردند.
مقایسه شخصیتها: مورگان در برابر راکفلر و فورد
مورگان، شاید پر زرق و برقترین کارآفرینان، در مقیاس بزرگی هم در زندگی شخصی و هم در زندگی تجاری خود فعالیت میکرد. او و همراهانش قمار میکردند، با قایقهای تفریحی به سفر میرفتند، مهمانیهای مجللی برگزار میکردند، خانههای مجللی میساختند و گنجینههای هنری اروپایی را خریداری میکردند. در مقابل، مردانی مانند راکفلر و فورد، ویژگیهای اخلاقی سختگیرانهای از خود نشان میدادند. آنها ارزشها و سبک زندگی شهرهای کوچک را حفظ کرده بودند. آنها به عنوان افراد مذهبی، احساس مسئولیت نسبت به دیگران میکردند. آنها معتقد بودند که فضایل شخصی میتواند موفقیت را به ارمغان آورد؛ مذهب آنها، مذهب کار و صرفهجویی بود. بعداً، وارثان آنها بزرگترین بنیادهای خیریه را در آمریکا تأسیس کردند.
نگرش به تجارت: اروپا در برابر آمریکا
در حالی که روشنفکران طبقه بالای اروپا عموماً به تجارت با تحقیر نگاه میکردند، اکثر آمریکاییها - که در جامعهای با ساختار طبقاتی سیالتر زندگی میکردند - با اشتیاق از ایده پولسازی استقبال میکردند. آنها از خطر و هیجان فعالیتهای تجاری، و همچنین استانداردهای بالاتر زندگی و پاداشهای بالقوه قدرت و شهرتی که موفقیت تجاری به ارمغان میآورد، لذت میبردند.
- اقتصاد
- علوم اجتماعی