منابع اولیه تاریخ باستان هند: از اسکندر تا مائوریا

زمانی تصور بر این بود که تاریخ هند و شبهقاره هند تا قبل از حملهی مسلمانان در قرن دوازدهم میلادی آغاز نشده است. اگرچه نگارش تاریخ مدون و جامع از این دوره به بعد رونق گرفت، اما نویسندگان تاریخیای با دانش دست اول از دورانهای پیشین نیز وجود داشتهاند. با این حال، متاسفانه آثار آنها به اندازهای که انتظار داریم یا در مقایسه با سایر تمدنهای باستانی، به گذشتههای دور بازنمیگردد.
«بر همگان آشکار است که هیچ معادل مشابهی در سمت هند وجود ندارد. هند باستان فاقد تاریخنگاری به معنای اروپایی کلمه است – از این نظر، تنها تمدنهای 'تاریخنگارانه' جهان، تمدنهای یونانی-رومی و چینی هستند...»
— والتر اشمیتنر، مجله مطالعات رومی
هنگام نوشتن دربارهی مردمی که هزاران سال پیش زندگی میکردند، مانند تاریخ باستان، همواره شکافها و گمانهزنیهایی وجود دارد. تاریخ معمولاً توسط پیروزمندان و دربارهی قدرتمندان نوشته میشود. در مورد هند باستان، حتی اگر تاریخ به شکل مدون نوشته نشده باشد، باز هم راههایی برای استخراج اطلاعات وجود دارد. این راهها عمدتاً باستانشناسی، اما همچنین شامل «متون ادبی مبهم، کتیبهها به زبانهای فراموششده و اشارات خارجی پراکنده» است، اما این روشها نمیتوانند «تاریخ سیاسی خطی، تاریخ قهرمانان و امپراتوریها» را ارائه دهند.
«اگرچه هزاران مهر و مصنوعات منقوش کشف شدهاند، اما خط تمدن دره سند هنوز رمزگشایی نشده است. برخلاف مصر یا بینالنهرین، این تمدن برای مورخان غیرقابل دسترس باقی مانده است.... در مورد تمدن دره سند، در حالی که نوادگان شهرنشینان و شیوههای فناوری به طور کامل از بین نرفتند، شهرهایی که اجدادشان در آن ساکن بودند از میان رفتند. خط تمدن دره سند و اطلاعات ثبت شده در آن نیز دیگر به یاد آورده نشد.»
— توماس آر. تراوتمن و کارلا ام. سینوپولی
حملهی داریوش و اسکندر (327 قبل از میلاد) به هند، نقاط عطفی را فراهم کرد که تاریخ هند بر اساس آن ساخته میشود. هند پیش از این حملات، مورخ به سبک غربی خود را نداشت، بنابراین یک گاهشماری نسبتاً قابل اعتماد از هند از حملهی اسکندر در اواخر قرن چهارم قبل از میلاد آغاز میشود. این دوره زمانی، اهمیت ویژهای در بررسی تاریخ باستان هند دارد و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مورخان قرار میدهد.
تغییرات مرزهای جغرافیایی هند در طول تاریخ
در ابتدا، واژه "هند" به منطقه دره رود سند اشاره داشت، که بخشی از امپراتوری ایران بود. هرودوت نیز به همین معنا از آن یاد میکند. بعدها، اصطلاح "هند" شامل منطقهای شد که از شمال به رشتهکوههای هیمالیا و قراقروم، از شمال غربی به هندوکش نفوذپذیر، و از شمال شرقی به تپههای آسام و کاچار محدود میشد. هندوکش به زودی به مرز بین امپراتوری مائوریا و جانشین سلوکی اسکندر مقدونی تبدیل شد. باختر که تحت کنترل سلوکیان بود، بلافاصله در شمال هندوکش قرار داشت. سپس باختر از سلوکیان جدا شد و به طور مستقل به هند حمله کرد.
رود سند مرزی طبیعی، اما بحثبرانگیز بین هند و ایران بود. گفته میشود که اسکندر هند را فتح کرد، اما ادوارد جیمز راپسون در "تاریخ هند کمبریج، جلد اول: هند باستان" میگوید که این تنها در صورتی درست است که منظور شما معنای اصلی هند - کشور دره سند - باشد، زیرا اسکندر از رود بیاس (هیفاسیس) فراتر نرفت. به این ترتیب، تعریف جغرافیایی هند باستان همواره در حال تحول بوده و تحت تأثیر عوامل سیاسی و نظامی قرار داشته است.
نئارخوس، منبعی دست اول درباره تاریخ هند
نئارخوس، دریاسالار اسکندر، درباره سفر ناوگان مقدونی از رود سند به خلیج فارس نوشت. آریان (حدود 87 پس از میلاد - پس از 145) بعدها از آثار نئارخوس در نوشتههای خود درباره هند استفاده کرد. این امر باعث حفظ بخشی از مطالب از دست رفته نئارخوس شده است. آریان میگوید اسکندر شهری را در محل نبرد هیداسپس بنا کرد که نیکاia نامیده شد، که واژهای یونانی به معنای پیروزی است. آریان میگوید که او همچنین شهر مشهورتر بوکفالا را به افتخار اسب خود، در نزدیکی هیداسپس بنا کرد. موقعیت این شهرها مشخص نیست و هیچ مدرک سکهشناسی تأییدکنندهای وجود ندارد.
گزارش آریان میگوید که اسکندر از ساکنان گدروزیا (بلوچستان) درباره افراد دیگری که از همان مسیر سفر استفاده کرده بودند، شنید. به گفته آنها، سمیرامیس افسانهای، تنها با 20 نفر از ارتش خود از طریق آن مسیر از هند گریخت و کوروش پسر کمبوجیه تنها با 7 نفر بازگشت.
مگاستنس، منبعی دست اول در تاریخ هند
مگاستنس که از سال 317 تا 312 قبل از میلاد در هند اقامت داشت و به عنوان سفیر سلوکوس اول در دربار چاندراگوپتا مائوریا (که در یونانی به عنوان ساندروکوتوس شناخته میشود) خدمت میکرد، یکی دیگر از منابع یونانی درباره هند است. او در آثار آریان و استرابون نقل شده است، جایی که هندیها منکر درگیری در جنگ خارجی با هیچکس جز هرکول، دیونیسوس و مقدونیها (اسکندر) شدهاند. مگاستنس در مورد غربیهایی که ممکن بود به هند حمله کرده باشند، میگوید سمیرامیس قبل از حمله جان باخت و ایرانیان از هند سرباز مزدور استخدام کردند. اینکه آیا کوروش به شمال هند حمله کرد یا نه، بستگی به این دارد که مرز کجا تعیین شده باشد. با این حال، به نظر میرسد داریوش تا رود سند پیشروی کرده باشد.
منابع بومی هند در تاریخ هند
اندکی پس از مقدونیها، خود هندیها مصنوعاتی تولید کردند که به ما در شناخت تاریخ کمک میکنند. ستونهای سنگی پادشاه مائوریایی، آشوکا (حدود 272-235 قبل از میلاد)، از اهمیت ویژهای برخوردارند که اولین نگاه اجمالی به یک شخصیت تاریخی معتبر هندی را ارائه میدهند.
منبع هندی دیگری در مورد سلسله مائوریا، آرتاشاسترا اثر کائوتیلیا است. اگرچه گاهی اوقات نویسنده با چاناکیا، وزیر چاندراگوپتا مائوریا، یکسان دانسته میشود، سینوپولی و تراوتمن میگویند که آرتاشاسترا احتمالاً در قرن دوم پس از میلاد نوشته شده است. این اثر، اطلاعات ارزشمندی دربارهی نظام حکومتی و اجتماعی در دورهی مائوریا ارائه میدهد.
- تاریخ و فرهنگ باستان
- باستان شناسی