تاریخ وایکینگ ها - از آغاز حملات انگلستان تا پایان عصر آنها

تاریخ وایکینگ ها یکی از جذاب ترین و پر رمز و رازترین فصل های تاریخ شمال اروپا است. این نوردهای باستانی با آغاز حملات خود به انگلستان در قرن هشتم میلادی، تأثیرات عمیقی بر مناطق مختلف جهان گذاشتند. از گسترش فرهنگی تا تغییرات اقتصادی و سیاسی، فعالیت های وایکینگ ها سبب ایجاد تحولات مهمی در ساختارهای اجتماعی و مذهبی شد. در این مقاله، به بررسی دقت نظرها و دلایل گسترش وایکینگ ها، تاکتیک های جدید آنها در استقرار در سرزمین های جدید و تأثیرات اقتصادی و فرهنگی این قوم بر جوامع مختلف خواهیم پرداخت.
آغاز عصر وایکینگ ها
عصر وایکینگ ها در اوایل قرن هشتم میلادی آغاز شد، زمانی که نوردهای اسکاندیناوی به تدریج از سرزمین های خود خارج شدند و شروع به انجام حملات نظامی به نقاط مختلف اروپا کردند. نخستین مورد ثبت شده از یک حمله وایکینگی، حمله به صومعه لیندیفارنه در سال 793 میلادی بود که به عنوان نقطه عطفی در تاریخ وایکینگ ها به شمار می رود. این حمله نه تنها موجب وحشت در میان ساکنان انگلستان شد، بلکه شروعی برای سلسله ای از حملات وایکینگ ها به دیگر مناطق اروپا بود.
دلایل این گسترش به خارج از اسکاندیناوی هنوز هم بین محققان مورد بحث و بررسی قرار دارد. برخی از این دلایل شامل فشار جمعیت، رقابت سیاسی و تمایل به ثروت شخصی است. وایکینگ ها به دلیل مهارت های برجسته خود در کشتی سازی و ناوبری که از قرن چهارم میلادی در حال توسعه بودند، موفق به انجام این حملات و گسترش سرزمین های خود شدند. در این زمان، کشورهای اسکاندیناوی در حال تجربه یک مرکزی سازی قدرت بودند که موجب رقابت شدید بین آنها گردید.
با گذشت زمان، وایکینگ ها نه تنها به عنوان تهاجم کنندگان شناخته شدند، بلکه به مستعمره نشین هایی موفق نیز تبدیل شدند که در سرزمین های جدید خود مستقر شدند. این حرکت ها نه تنها جغرافیای فرهنگی و اقتصادی اروپا را تغییر داد، بلکه تأثیرات عمیقی بر روی زندگی و فرهنگ مردمان بومی نیز گذاشت.
استقرار وایکینگ ها
با گذشت تقریباً پنجاه سال از نخستین حملات وایکینگ ها به صومعه لیندیفارنه، آنها رویکرد خود را به سمت استقرار در سرزمین های جدید تغییر دادند. این تغییر رویکرد به وضوح نشان می دهد که وایکینگ ها نه تنها به دنبال غارت و تنها کسب ثروت بودند، بلکه به تدریج تلاش داشتند در مکان های مختلف مستقر شوند و نیازهای زمستانی خود را برطرف کنند.
در این راستا، وایکینگ ها در ایرلند و سواحل انگلیس اقدام به ساخت سازه هایی کردند که به آنها کمک می کرد تا در طول فصل های سردتر سال، از سختی های زمستانی مصون بمانند. یکی از نمونه های بارز این نوع استقرار، ساخت longphorts، به معنای پناهگاه های کشتی، بود. این پناهگاه ها به طور خاص در کنار سواحل ایرلند و در دریاچه های داخلی ساخته می شدند و شامل یک دیوار خاکی در سمت زمینی کشتی های پارک شده بودند.
استقرار وایکینگ ها در مناطق جدید به آن ها این امکان را می داد تا به صورت مداوم از منابع طبیعی آنها بهره برداری کنند و با جوامع محلی تعامل داشته باشند. این تعامل موجب شکل گیری روابط تجاری و بعضاً نظامی بین وایکینگ ها و ساکنان بومی شد. تعاملات فرهنگی در طول زمان در برخی مناطق به تبادل دانش، فن آوری و حتی دین منجر شد که تأثیرات عمیقی بر هر دو طرف داشت.
اقتصاد وایکینگ ها
اقتصاد وایکینگ ها به طور قابل توجهی پیچیده بود و از ترکیبی از فعالیت های کشاورزی، تجارت دوردست و دزدی سامانی تشکیل شده بود. یکی از استراتژی های کلیدی اقتصادی وایکینگ ها، landnám بود که به معنای "استقرار در زمین" می باشد. این روش در جزایر فارو به خوبی عمل کرد، اما در مناطقی مانند گرینلند و ایرلند با شکست مواجه شد، جایی که خاک نازک و تغییرات اقلیمی موجب بحران های جدی می شد.
در عوض، تجارت وایکینگ ها به عنوان یکی از عنصرهای کلیدی اقتصادشان، ثابت کرد که بسیار موفق است. آنها در طول حملات خود به دیگر مردم در سراسر اروپا و آسیا، مقدار زیادی نقره، اشیاء شخصی و سایر غنائم به دست آوردند و آنها را در گنجینه های زیرزمینی دفن کردند. این غنائم به آنها کمک کرد تا قدرت اقتصادی خود را تقویت کنند و به شبکه های تجاری متصل شوند.
از اواسط قرن نهم میلادی، وایکینگ ها شروع به برقراری روابط تجاری واقعی با دیگر کشورها کردند. آنها در تجارت انواع کالاها مانند ماهی، سکه، سرامیک، شیشه، عاج والروس، پوست خرس قطبی و همچنین انسان های برده مبادرت می ورزیدند. این نوع تجارت نشان دهنده نوعی تعامل پیچیده و گاهی متشنج بین وایکینگ ها و امپراتوری های آن زمان، از جمله دودمان عباسی در ایران و امپراتوری کارولنژی در اروپا بود.
به طور کلی، اقتصاد وایکینگ ها نه تنها از دزدی و غارت به دست می آمد، بلکه به تجارت و مبادله نیز وابسته بود که به نوبه خود تغییرات معنوی و فرهنگی را به ارمغان آورد.
توسعه به سمت غرب در عصر وایکینگ ها
در اواخر قرن دهم، وایکینگ ها به توسعه به سمت غرب ادامه دادند و به طور خاص به جزایر ایسلند و گرینلند توجه کردند. آنها در سال 873 میلادی به ایسلند رسیدند و در سال 985 میلادی به گرینلند وارد شدند. این مکانیابی به معنای گسترش مرزهای سرزمینی و الهام بخشی برای کشف مناطق جدید بود.
در هر دو مورد، وایکینگ ها با روش landnám و به کارگیری تکنیک های کشاورزی خود سعی کردند زمین های جدید را مستعمره کرده و در آنجا مشغول به کار شوند. با این حال، این تلاش ها با چالش های متعددی روبرو شدند. کاهش دما دریا و زمستان های سخت در این مناطق جدید، زندگی نوردها را به شدت تحت تأثیر قرار داد و در بسیاری از موارد به شکست آنها انجامید.
به علاوه، رقبای جدیدی مانند Skraelings، که اکنون می دانیم نژادهای بومی اینویتی بودند، برای وایکینگ ها مشکلاتی جدی ایجاد کردند. آنها مجبور به مبارزه با ساکنان بومی برای کنترل منابع و سرزمین ها بودند. این تنش ها و چالش ها به وضوح نشان دهنده سختی های استقرار و موفقیت وایکینگ ها در این سرزمین های دوردست بود.
در نهایت، سفرهای وایکینگ ها به سمت غرب به اوج خود رسید و لیف اریکسون، یکی از معروف ترین نوردهای وایکینگ، در سال 1000 میلادی به سواحل کانادا در محلی به نام L'anse Aux Meadows رسید. با این حال، این مستعمره نیز متأسفانه با عدم موفقیت مواجه شد و به زودی تخریب گردید. این روایت ها نمایان گر تلاش های مستمر و تجربه های گوناگون وایکینگ ها در دستیابی به سرزمین های جدید و منابع فراوان است.
- تاریخ اروپا
- تاریخ
- تاریخ و فرهنگ باستان
- باستان شناسی