نوسنگی پیش از سفال: کشاورزی و زندگی در سپیده دم تمدن

اصطلاح "نوسنگی پیش از سفال" (PPN) به دورهای حیاتی در تاریخ بشر اطلاق میشود که در آن جوامع ساکن در منطقه لوانت و خاور نزدیک، گامهای نخستین را در اهلی کردن گیاهان و استقرار در سکونتگاههای کشاورزی برداشتند. این دوران، که تقریباً از حدود 10500 تا 7500 سال پیش از میلاد مسیح به طول انجامید، واجد بسیاری از ویژگیهای عصر نوسنگی بود، با این تفاوت مهم که مردمان آن هنوز از سفال استفاده نمیکردند. جالب است بدانید که استفاده از سفال در منطقه لوانت تا حدود 5500 سال پیش از میلاد رواج نیافت.
برای سهولت در بررسی و طبقهبندی این دوره، باستانشناسان آن را به سه زیربخش اصلی تقسیم کردهاند: نوسنگی پیش از سفال A (PPNA)، نوسنگی پیش از سفال B (PPNB) و نوسنگی پیش از سفال C (PPNC). این تقسیمبندی نخستین بار توسط کاتلین کنیون در جریان حفاریهای گسترده در اریحا (Jericho)، یکی از مهمترین محوطههای باستانی مربوط به این دوره، مطرح شد. اصطلاح PPNC نیز برای اشاره به آخرین مراحل نوسنگی اولیه، توسط گری او. رولفسون در محوطه باستانی عین غزال ('Ain Ghazal) به کار گرفته شد. این دوره زمانی، نقطه عطفی در تاریخ بشر به شمار میرود، زیرا زیربنای توسعه کشاورزی و تمدنهای بعدی را فراهم آورد.
گاهشماری عصر نوسنگی پیش از سفال
عصر نوسنگی پیش از سفال به سه دوره زمانی اصلی تقسیم میشود که هر کدام ویژگیها و محوطههای باستانی خاص خود را دارند. این تقسیمبندی به باستانشناسان کمک میکند تا تحولات این دوره را بهتر درک کنند.
- نوسنگی پیش از سفال A (PPNA): تقریباً 10500 تا 9500 سال پیش از میلاد. مهمترین محوطههای باستانی این دوره شامل اریحا (Jericho)، نتیو هگدود (Netiv Hagdud)، ناحل اورن (Nahul Oren)، گشر (Gesher)، دار (Dhar')، جرف الاحمر (Jerf al Ahmar)، ابوهریره (Abu Hureyra)، گوبکلیتپه (Göbekli Tepe)، چوغا گلان (Chogha Golan) و بیدا (Beidha) میشوند. این دوره، سرآغاز کشاورزی و یکجانشینی در خاور نزدیک است.
- نوسنگی پیش از سفال B (PPNB): تقریباً 9500 تا 8200 سال پیش از میلاد. در این دوره، شاهد گسترش کشاورزی و ظهور سکونتگاههای بزرگتر هستیم. محوطههای کلیدی این دوره عبارتند از: ابوهریره (Abu Hureyra)، عین غزال ('Ain Ghazal)، چاتالهویوک (Çatalhöyük)، چایونو تپه (Cayönü Tepesi)، اریحا (Jericho)، شیلوروکامبوس (Shillourokambos)، چوغا گلان (Chogha Golan) و گوبکلیتپه (Gobekli Tepe).
- نوسنگی پیش از سفال C (PPNC): تقریباً 8200 تا 7500 سال پیش از میلاد. این دوره، مرحله انتقالی به نوسنگی متأخر محسوب میشود. مهمترین محوطههای این دوره شامل هاگوشریم (Hagoshrim) و عین غزال ('Ain Ghazal) هستند.
با مطالعه این محوطههای باستانی و بررسی آثار به دست آمده از آنها، میتوان تصویری واضحتر از زندگی، فرهنگ و تحولات جوامع نوسنگی پیش از سفال به دست آورد.
آیینها و مناسک در عصر نوسنگی پیش از سفال
رفتارهای آیینی در دوران نوسنگی پیش از سفال بسیار چشمگیر و حائز اهمیت هستند. شواهد باستانشناسی نشان میدهند که جوامع این دوره، توجه ویژهای به مناسک مذهبی و معنوی داشتهاند.
یکی از بارزترین نشانههای این توجه، وجود پیکرههای بزرگ انسانی در محوطههایی مانند عین غزال است. همچنین، جمجمههای گچکاری شده که در عین غزال، اریحا، بیسومون و کفار هاهورِش یافت شدهاند، گواهی بر اهمیت آیینهای تدفین و بزرگداشت مردگان در این دوران هستند. برای ساخت این جمجمهها، با استفاده از گچ، شکلی مشابه پوست و چهره بر روی جمجمه واقعی ایجاد میکردند. در برخی موارد، از صدفهای دریایی به عنوان چشم استفاده میشد و گاهی نیز جمجمهها با سینابر یا سایر مواد غنی از آهن رنگآمیزی میشدند.
علاوه بر این، معماری باشکوه و بناهای یادبود نیز در این دوره آغاز شدند. ساختمانهای بزرگی که به عنوان فضاهای گردهمایی برای اجتماعات و گروههای متحد مورد استفاده قرار میگرفتند، در محوطههایی مانند نوالی چوری و هالان چمی ساخته شدند. حتی شکارچی-گردآورندگان این دوره نیز محوطه مهم گوبکلی تپه را بنا کردند، سازهای غیرمسکونی که ظاهراً برای اهداف آیینی و برگزاری مراسم مذهبی ساخته شده بود. این بناها نشاندهنده سازماندهی اجتماعی و تواناییهای مهندسی جوامع نوسنگی پیش از سفال هستند.
محصولات کشاورزی در عصر نوسنگی پیش از سفال
دوران نوسنگی پیش از سفال، شاهد اهلیسازی و کشت طیف وسیعی از گیاهان بود که نقش مهمی در تغذیه و معیشت جوامع این دوره ایفا کردند. این گیاهان اهلیشده، که به عنوان "محصولات بنیانگذار" شناخته میشوند، شامل موارد زیر هستند:
- غلات: گندم تکدانه (Einkorn)، گندم دِهدانه (Emmer) و جو.
- حبوبات: عدس، نخود فرنگی، ماشک تلخ و نخود.
- الیاف: کتان.
نمونههای اهلیشده این محصولات در محوطههای باستانی متعددی مانند ابوهریره، کافر هویوک، چایونو و نوالی چوری کشف شدهاند که نشاندهنده اهمیت کشاورزی در این مناطق است.
علاوه بر این، شواهدی از اهلیسازی درختان انجیر در محوطههای گیلگال و نتیو هگدود در دوره PPNA به دست آمده است. در دوره PPNB نیز حیواناتی مانند گوسفند، بز و احتمالاً گاو اهلی شدند که به تنوع منابع غذایی و توسعه دامپروری در این دوران کمک کرد.
آیا اهلیسازی، یک فرآیند مشارکتی بود؟
مطالعهای جدید در محوطه باستانی چوغا گلان در ایران، اطلاعات مهمی را در مورد گستردگی و احتمالاً ماهیت مشارکتی فرآیند اهلیسازی گیاهان ارائه داده است. این تحقیق، که توسط ریل، زیدی و کنارد (2013) انجام شد، با بررسی بقایای گیاهی بهدستآمده از چوغا گلان و مقایسه آن با سایر محوطههای نوسنگی پیش از سفال در سراسر هلال حاصلخیز (شامل ترکیه، اسرائیل و قبرس) به این نتیجه رسیده است که احتمالاً جریان اطلاعات و مبادله محصولات کشاورزی بین مناطق مختلف وجود داشته است. این تبادل اطلاعات میتواند توجیهی برای ظهور تقریباً همزمان کشاورزی در این منطقه باشد.
به طور خاص، محققان به این نکته اشاره میکنند که اهلیسازی گیاهان دانهدار (مانند گندم دِهدانه، گندم تکدانه و جو) ظاهراً به طور همزمان در سراسر منطقه رخ داده است. این یافتهها، پروژه تحقیقاتی عصر حجر توبینگن-ایران (TISARP) را به این نتیجه رسانده است که انتقال اطلاعات بین مناطق مختلف در این دوره وجود داشته است و همین امر به گسترش و توسعه کشاورزی کمک کرده است. این نظریه، دیدگاه جدیدی را در مورد چگونگی شکلگیری کشاورزی در خاور نزدیک ارائه میدهد.
- باستان شناسی
- تاریخ و فرهنگ باستان