آیا وایکینگها واقعاً کلاهخود شاخدار میپوشیدند؟ افسانه یا واقعیت؟
حتماً شما هم تصاویر مردان تنومند و پشمآلویی را دیدهاید که با کلاهخودهای شاخدار در حال غارت و چپاول هستند. این تصویر آنقدر رایج است که به نظر میرسد حتماً باید واقعیت داشته باشد، اینطور نیست؟ اما آیا واقعاً وایکینگها کلاهخود شاخدار میپوشیدند؟ در ادامه به بررسی این افسانه و واقعیتهای تاریخی پیرامون آن میپردازیم.
تصویر وایکینگها با کلاهخودهای شاخدار، به عنوان نمادی از وحشیگری و خشونت، در ذهن بسیاری از مردم شکل گرفته است. اما آیا این تصویر ریشه در واقعیت دارد یا صرفاً یک افسانه است؟
افسانه کلاهخود شاخدار وایکینگها
این باور که جنگجویان وایکینگ که در قرون وسطی به غارت، تجارت، سکونت و گسترش قلمرو مشغول بودند، کلاهخودهای شاخدار یا بالدار میپوشیدند، به یک نماد تبدیل شده است. این تصویر نمادین امروزه توسط طرفداران تیم فوتبال وایکینگهای مینه سوتا، آثار هنری دیگر، تصاویر، تبلیغات و لباسها تکرار میشود.
تصویر وایکینگها با کلاهخودهای شاخدار به قدری جا افتاده که حتی در فرهنگ عامه نیز رسوخ کرده است. اما آیا این تصویر ریشه در واقعیت دارد؟
واقعیت: کلاهخودهای شاخدار در میدان جنگ نبودند!
هیچ مدرک باستانشناسی یا مدرک دیگری وجود ندارد که نشان دهد جنگجویان وایکینگ از هیچ نوع شاخ یا بالی روی کلاهخودهای خود استفاده میکردند. تنها یک مدرک داریم، پرده نگاره اوسبرگ متعلق به قرن نهم، که استفاده تشریفاتی نادری را نشان میدهد (حتی ممکن است این تصویر مربوط به یک خدا باشد، نه نماینده وایکینگهای واقعی). در مقابل، شواهد زیادی برای کلاهخودهای ساده مخروطی یا گنبدی شکل عمدتاً از جنس چرم وجود دارد.
بنابراین، در حالی که تصویر وایکینگها با کلاهخودهای شاخدار رایج است، اما از نظر تاریخی نادرست است. کلاهخودهای واقعی مورد استفاده وایکینگها بسیار سادهتر و کاربردیتر بودند.
شاخها، بالها و واگنر: ریشه های شکل گیری یک تصور غلط
اما این تصور از کجا آمده است؟ نویسندگان رومی و یونانی به ساکنان شمال اشاره کردهاند که از شاخ، بال و شاخ گوزن در کلاهخودهای خود استفاده میکردند. باستانشناسی نشان میدهد که این پوشش سر شاخدار وجود داشته است، اما عمدتاً برای اهداف تشریفاتی بوده و تا زمان وایکینگها، که اغلب تصور میشود در اواخر قرن هشتم شروع شدهاند، تا حد زیادی از بین رفته بود. نویسندگان و هنرمندان دوران مدرن اولیه با استناد به نویسندگان باستانی، اشتباهاتی مرتکب شدند و جنگجویان وایکینگ را به صورت انبوه با شاخ به تصویر کشیدند.
این تصویر آنقدر محبوب شد که به اشکال دیگر هنر راه یافت و به دانش عمومی تبدیل شد. اشتباه موقت در شناسایی یک کنده کاری عصر برنز در سوئد با کلاهخود شاخدار به عنوان وایکینگ نیز به این موضوع کمک نکرد، اگرچه این اشتباه در سال 1874 اصلاح شد.
شاید بزرگترین قدم در راه فراگیر شدن شاخ، در اواخر قرن نوزدهم برداشته شد، زمانی که طراحان لباس برای اپرای Nibelungenlied واگنر، کلاهخودهای شاخدار را ایجاد کردند. در عرض چند دهه، این پوشش سر به قدری با وایکینگها مترادف شد که در تبلیغات به یک نماد برای آنها تبدیل شد. میتوان واگنر را برای بسیاری از چیزها سرزنش کرد و این یکی از آنهاست.
فراتر از غارتگران: وایکینگها شهرکنشین و سازنده هم بودند
تصویر وایکینگها تنها به کلاهخودهای شاخدار محدود نمیشود. مورخان تلاش میکنند تا این تصور صرفاً به عنوان غارتگر بودن را نیز از ذهن مردم پاک کنند. درست است که وایکینگها غارتهای زیادی انجام میدادند، اما تصویر آنها به عنوان صرفاً راهزن، جای خود را به تصویری ظریفتر میدهد: اینکه وایکینگها سپس به سکونت پرداختند و تأثیر عمدهای بر جمعیتهای اطراف گذاشتند.
ردپای فرهنگ وایکینگ را میتوان در بریتانیا، جایی که سکونت صورت گرفت، یافت و شاید بزرگترین سکونتگاه وایکینگها در نورماندی بود، جایی که وایکینگها به نورمنها تبدیل شدند و به نوبه خود گسترش یافتند و پادشاهیهای اضافی خود را ایجاد کردند، از جمله فتح دائمی و موفقیتآمیز انگلستان.
- تاریخ اروپا
- تاریخ