زندگی نامه روبی بریجز: قهرمان جنبش حقوق مدنی

روبی بریجز، یکی از نمادهای شناخته شده ی جنبش حقوق مدنی، از همان سنین کودکی با چالش های بزرگی مواجه شد. او در سن شش سالگی به عنوان نخستین دانش آموز سیاه پوست به مدرسه ی تمام سفید ویلیام فرانز در نیواورلئان قدم گذاشت و این اقدام او به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شد. بریجز به خاطر شجاعت و عزم راسخ خود در مبارزه برای تحصیل برابر، به یک قهرمان ملی تبدیل شده است. در این مقاله، به بررسی زندگی، دستاوردها و تاثیرات او بر جنبش حقوق مدنی و جامعه خواهیم پرداخت.
زندگی اولیه
روبی نل بریجز در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۳۳ (۸ سپتامبر ۱۹۵۴) در یک کلبه در تایلاز، می سی سی پی به دنیا آمد. او در خانواده ای متولد شد که از نسل کشاورزان سهم خواه بودند و مادرش، لوسیلا بریجز، به دلیل کار در مزارع، از تحصیلات کمتری برخوردار بود. سیستمی که خانواده اش در آن زندگی می کردند، به نام کشاورزی سهم خواه، در جنوب آمریکا پس از جنگ داخلی برقرار شده بود و موجب ادامه نابرابری های نژادی می شد. در این سیستم، مالکان زمین اجازه می دادند تا مستاجران، که اغلب افرادی بودند که قبلاً برده بودند، در قبال سهمی از محصولات، بر روی زمین کار کنند. با این حال، قوانین سخت گیرانه باعث می شد که این مستاجران در بدهی باقی بمانند و نتوانند از زمین فرار کنند.
لوسیلا با همسرش، آبان بریجز و پدر شوهرش کار می کردند تا خانواده را تأمین کنند تا اینکه خانواده شان به نیواورلئان نقل مکان کرد. در نیواورلئان، لوسیلا شب ها در مشاغل مختلف کار می کرد تا بتواند در طول روز از خانواده اش مراقبت کند، در حالی که آبان به عنوان متصدی یک جایگاه گاز کار می کرد. شرایط دشوار زندگی و نابرابری های اجتماعی به روبی این آگاهی را می داد که زندگی اش می تواند متفاوت باشد و او باید تلاش کند تا به یک آینده ی بهتر دست یابد.
ادغام مدارس
در سال ۱۹۵۴، تنها چهار ماه قبل از تولد روبی بریجز، دیوان عالی کشور ایالات متحده در حکم تاریخی خود اعلام کرد که جداسازی قانونی در مدارس عمومی با اصل چهارده قانون اساسی مغایرت دارد و بنابراین غیرقانونی است. این حکم، پرونده مشهور Brown v. Board of Education نامیده می شود و به عنوان یک نقطه عطف در جنگ برای حقوق مدنی تلقی می شود. با این حال، این تصمیم بلافاصله منجر به تغییرات واقعی در سیستم های آموزشی نشد. بسیاری از ایالت های جنوبی، که در آن زمان تفکیک نژادی به طور قانونی اجرا می شد، هم چنان در برابر ادغام مقاومت نشان می دادند و نیواورلئان نیز از این قاعده مستثنی نبود.
روبی بریجز پیش از این در یک مدرسه ی تمام سیاه پوست برای دوره ی پیش دبستانی تحصیل کرده بود. اما با شروع سال تحصیلی جدید، مدارس تمام سفید نیواورلئان موظف بودند که دانش آموزان سیاه پوست را نیز ثبت نام کنند. این اقدام شش سال پس از حکم دیوان عالی در پرونده ی Brown انجام می شد. روبی به همراه پنج دختر سیاه پوست دیگر به عنوان نخستین دانش آموزان منتخب برای ورود به مدارس سفیدپوست انتخاب شدند. این کودکان تحت آزمایشات آموزشی و روانشناختی قرار گرفتند تا از موفقیت آن ها اطمینان حاصل شود، زیرا بسیاری از سفیدپوستان بر این باور بودند که سیاه پوستان از نظر هوش ضعیف تر هستند.
خانواده ی روبی ابتدا مطمئن نبودند که آیا مایلند دخترشان در چنین شرایطی تحصیل کند و با واکنش های منفی و نفرت مواجه شود. با این حال، مادرش، لوسیلا، به این نتیجه رسید که این تصمیم می تواند به بهبود آینده ی تحصیلی دخترش کمک کند. پس از بحث های طولانی، والدین سرانجام تصمیم به ریسک کردن گرفته و اجازه دادند که روبی به ادغام یک مدرسه ی سفیدپوست اقدام کند.
تجربیات در مدرسه ویلیام فرانز
در آن صبح ماه نوامبر در سال ۱۹۶۰، روبی بریجز به عنوان تنها دانش آموز سیاه پوست به مدرسه ی ویلیام فرانز معرفی شد. در اولین روز حضورش، او و مادرش با کمک چهار مأمور فدرال وارد مدرسه شدند، جایی که جمعیتی خشمگین و معترض اطراف مدرسه تجمع کرده بودند. بریجز و مادرش به ناچار روز را در دفتر مدیر گذراندند، زیرا فضایی برای درس خواندن در کلاس وجود نداشت.
:max_bytes(150000):strip_icc()/US_Marshals_with_Young_Ruby_Bridges_on_School_Steps-569fdd6e3df78cafda9eabb3.jpg)
روز دوم، تمامی خانواده های سفیدپوستی که فرزندانشان در کلاس اول حضور داشتند، به دلیل ورود روبی، فرزندانشان را از مدرسه بیرون کشیدند. علاوه بر این، معلم کلاس اول تصمیم به استعفا گرفته و از آموزش یک دانش آموز سیاه پوست امتناع ورزید. در پی این ماجرا، معلمی به نام باربارا هنری به عنوان معلم جدید انتخاب شد. او از قبل از وضعیت ادغام باخبر نبود، اما هرچند که شرایط سخت بود، از روبی حمایت کرد و به طور مستقل او را در کلاس آموزش داد.
به خاطر نگرانی هایی که برای ایمنی روبی وجود داشت، هنری اجازه نداد که او در حیاط مدرسه بازی کند و حتی از تناول غذا در کافه تریا نیز جلوگیری کرد تا مبادا کسی بخواهد به او آسیب بزند. در واقع، روبی حتی در این فضای خاص نیز به نوعی از دانش آموزان سفید جدا شده بود، گرچه این تصمیم به دلیل نگرانی از امنیت او اتخاذ شده بود.
ادغام روبی بریجز در مدرسه ی ویلیام فرانز به یک موضوع ملی تبدیل شد و رسانه ها به شدت به این ماجرا توجه کردند. تصویری از این دختر کوچک که توسط مأموران فدرال به مدرسه escorts شده بود، در ذهن های مردم جاخوش کرد. هنرمند نورمن راکول، حرکتی که روبی انجام داد را در نقاشی معروف خود در سال ۱۹۶۴ به تصویر کشید و آن را با عنوان مسئله ای که همه ی ما با آن زندگی می کنیم منتشر کرد.
چالش های ادامه دار
تجربیات روبی بریجز در مسیر ادغام به تنها یادداشت ها و چالش های روزمره آن محدود نمی شد؛ بلکه تأثیرات عمیق تری بر زندگی خانواده اش نیز به دنبال داشت. خانواده ی او به خاطر اقدام شجاعانه اش دچار بازخوردهای منفی و تبعات سختی شدند. پدرش، آبان بریجز، پس از آنکه مشتریان سفیدپوست از او در جایگاه گاز کار می کردند، او را تهدید کردند که اگر دخترش در یک مدرسه سفید درس بخواند، دیگر به او مراجعه نخواهند کرد. این فشار منجر به اخراج آبان شد و او به مدت پنج سال عمدتاً بیکار ماند. همچنین، پدربزرگ و مادربزرگش نیز مجبور شدند که از مزرعه خود خارج شوند.
زندگی خانوادگی بریجز نیز تحت تأثیر این چالش ها قرار گرفت و در نهایت، والدینش در سن دوازده سالگی او از یکدیگر جدا شدند. اما در این دوران سخت، جامعه ی سیاه پوست برای حمایت از خانواده ی بریجز وارد عمل شد و به آن ها کمک کردند تا برای آبان شغف جدید پیدا کنند و همچنین از چهار خواهر و برادر کوچکتر روبی نیز مراقبت کنند.
در میان این دشواری ها، روبی با یک مشاور حمایتی به نام روانشناس کودک، رابرت کولز، آشنا شد. او که از پوشش رسانه ای در مورد روبی آگاه شده بود، به شجاعت او بسیار تحسین می کرد و تصمیم به گنجاندن او در یک مطالعه در مورد کودکان سیاه پوستی که به موازات ادغام در مدارس عمومی قرار داشتند، گرفت. این رابطه به دوستی عمیق و مشاوره ای میان آن ها منجر شد و داستان روبی در کتاب های کلاسیک کولز به نام های کودکان بحران: مطالعه ای در مورد شجاعت و ترس و زندگی اخلاقی کودکان نوشته شد.
سال های بزرگسالی

Bryan Bedder / Getty Images
روبی بریجز پس از تجربیات پرچالش دوران کودکی اش، توانست تحصیلات خود را در سطح دبیرستان در یک مدرسه ی یکپارچه تکمیل کند. پس از فارغ التحصیلی، او وارد دنیای کار شد و به عنوان یک مأمور مسافرتی به فعالیت پرداخت. او با مالکم هال ازدواج کرد و این زوج صاحب چهار پسر شدند. اما زندگی بریجز در بزرگسالی همچنان با چالش هایی مواجه بود؛ به عنوان مثال، هنگامی که برادر کوچک ترش در یک تیراندازی در سال ۱۹۹۳ کشته شد، او مسئولیت نگهداری از چهار دختر برادرش را نیز بر عهده گرفت.
با گذشت زمان، تغییرات اجتماعی در محله ای که در آن تحصیل کرده بود، به طور واضح احساس می شد. محله ی پیرامون مدرسه ی ویلیام فرانز به طور فزاینده ای متشکل از ساکنان سیاه پوست شده بود. به دلیل پدیده ی «فرار سفیدپوستان»، که به معنای جابجایی سفیدپوستان از مناطق با تنوع نژادی رو به رشد به حومه های عموماً سفیدپوست است، مدرسه ای که زمانی ادغام شده بود، دوباره به یک مدرسه ی جداگانه تبدیل شد و عمدتاً توسط دانش آموزان سیاه پوست با وضعیت اقتصادی پایین تری پذیرایی می شد.
روبی بریجز تصمیم گرفت که به عنوان یک داوطلب به مدرسه ی خود بازگردد و همچنین بنیاد روبی بریجز را تأسیس کرد. این بنیاد با هدف ترویج و تشویق ارزش های تحمل، احترام و قدردانی از همه تفاوت ها ایجاد شد. ماموریت این بنیاد «تغییر جامعه از طریق آموزش و الهام بخشی به کودکان» است و به ما یادآوری می کند که نژادپرستی نهادی موجب ایجاد شرایط اقتصادی و اجتماعی می شود که منجر به تأسیس چنین بنیادهایی می شود.
در سال ۱۹۹۵، رابرت کولز کتاب زندگینامه ای درباره ی بریجز برای خوانندگان جوان نوشت که تحت عنوان داستان روبی بریجز به چاپ رسید و او را دوباره به محافل عمومی معرفی کرد. در پی این معرفی، او در برنامه ی اوپرا وینفری حضور پیدا کرد و با معلم کلاس اولش، باربارا هنری، که نقش مهمی در زندگی اش ایفا کرده بود، دوباره دیدار کرد. هر دو زن به نقش یکدیگر به عنوان قهرمان تأکید کردند و این گفتگوها همواره به یادگار مانده است.
فعالیت های کنونی و سخنرانی ها
روبی بریجز پس از تجربه های تاریخی و تأثیرگذاری که در دوران کودکی اش داشت، هرگز سکوت نکرد و به فعالیت های خود در زمینه ترویج حقوق بشر و برابری ادامه داد. او دارای وب سایت شخصی است و در مدارس و رویدادهای مختلف به سخنرانی می پردازد. برای مثال، او در اوایل سال ۲۰۲۰ در هفته مارتین لوتر کینگ در دانشگاه نبراسکا-لینکلن سخنرانی کرد و در سال ۲۰۱۸ نیز در یکی از مدارس در هیوستون به نوجوانان گفت:
"من به این باور ندارم که در دنیا بیشتر از شرّ وجود دارد بلکه خیر نیز وجود دارد. اما همه ما باید بایستیم و انتخاب کنیم. واقعیت این است که شما به یکدیگر نیاز دارید. اگر این جهان قرار است بهتر شود، شما باید آن را تغییر دهید."
سخنرانی های بریجز امروزه همچنان به دلیل مشکلات نژادی و تفکیک در مدارس اهمیت ویژه ای دارند. با گذشت بیش از ۶۰ سال از حکم Brown، مدارس عمومی و خصوصی در ایالات متحده هنوز هم به طور غیررسمی جدا شده اند. ریچارد راثشتاین، پژوهشگر مؤسسه اقتصاد، اشاره کرده است که:
"مدارس امروزه همچنان جدا هستند زیرا محله هایی که در آن ها قرار دارند، جدا هستند. افزایش دستاوردها برای کودکان کم درآمد سیاه پوست مستلزم ادغام مسکونی است، که می تواند به ادغام مدرسه منجر شود."
روبی بریجز در این زمینه ابراز نگرانی می کند و می گوید که «مدارس در حال بازگشت به تفکیک نژادی اند». او با توجه به مقالات اخیر می گوید:
"بیش از نیمی از کودکان در این کشور در نواحی نژادی متمرکز هستند که در آن ها بیش از ۷۵ درصد از دانش آموزان یا سفیدپوست هستند یا غیرسفیدپوست."
با وجود همه ی چالش ها، بریجز امید خود را برای آینده ای بهتر و عادلانه تر از دست نمی دهد و بر این باور است که جامعه ای بیشتر یکپارچه ناشی از نسل های جوان تر است. او می گوید:
"کودکان واقعاً به آنچه دوستانشان به نظر می رسند، اهمیت نمی دهند. آن ها با دل های خالص و شروع های تازه به دنیا می آیند. اگر قرار باشد که از تفاوت هایمان عبور کنیم، این کار از آن ها ناشی خواهد شد."