لوئیس کارول: زندگینامه نویسنده «آلیس در سرزمین عجایب» و ریاضیدان برجسته

لوئیس کارول (۲۷ ژانویه ۱۸۳۲ - ۱۴ ژانویه ۱۸۹۸)، نویسنده بریتانیایی است که بیشتر به خاطر داستانهای تخیلی کودکانهاش، ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب، دنبالهی آن آن سوی آینه، و اشعارش مانند Jabberwocky و شکار اسنارک شهرت دارد. اما دنیای تخیل تنها بخشی از آثار او را تشکیل میدهد، چرا که وی یک ریاضیدان برجسته، شماس کلیسای انگلیکن و عکاس نیز بود.
اطلاعات مهم درباره لوئیس کارول
- نام کامل: چارلز لوتویج داتسون
- شهرت: نویسندهی نوآور ادبیات کودکان با سبکی که عناصر خیالانگیز و پوچگرایانه را در هم میآمیخت.
- تاریخ تولد: ۲۷ ژانویه ۱۸۳۲ در چشایر، انگلستان
- نام والدین: چارلز داتسون و فرانسیس جین لوتویج
- تاریخ فوت: ۱۴ ژانویه ۱۸۹۸ در ساری، انگلستان
- تحصیلات: کالج کریست چرچ، دانشگاه آکسفورد
- آثار برجسته: ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب (۱۸۶۵)، آن سوی آینه (۱۸۷۱)، شکار اسنارک (۱۸۷۴-۱۸۷۶)، سیلوی و برونو (۱۸۹۵)
سالهای نخستین زندگی (۱۸۳۲-۱۸۵۵)
چارلز لوتویج داتسون (با نام مستعار لوئیس کارول)، ۲۷ ژانویه ۱۸۳۲ در خانه کشیشی در دارسبوری، چشایر انگلستان به دنیا آمد. او سومین فرزند از یازده فرزند یک خانواده برجسته وابسته به کلیسای عالی انگلیکن بود. پدرش، روحانی محافظهکار انگلیکن بود که بعدها به اسقف اعظم ریچموند تبدیل شد. او دیدگاههای محافظهکارانهای داشت و سعی میکرد اعتقادات خود را به فرزندانش بیاموزد. با این حال، چارلز در نهایت رابطهای دوسوگرا با آموزههای پدرش و کل کلیسای انگلستان پیدا کرد. او در سنین پایین در خانه آموزش دید و با توجه به هوش سرشارش، در سن ۷ سالگی مشغول خواندن سفر زائر اثر جان بانیان بود.

وقتی چارلز ۱۱ ساله بود، خانواده به کرافت-آن-تیز در رایدینگ شمالی یورکشایر نقل مکان کردند، زیرا پدرش متولی آن دهکده شده بود و آنها ۲۵ سال بعد را در آنجا گذراندند. در سن ۱۲ سالگی، او به مدرسه گرامر ریچموند در یورکشایر فرستاده شد. اگرچه او همیشه یک قصهگوی مشتاق بود، اما دچار لکنت زبان بود که مانع از اجرای زیاد و اجتماعی شدن او میشد. در سال ۱۸۴۶، او در مدرسه راگبی ثبت نام کرد، جایی که به عنوان یک دانش آموز به ویژه در ریاضیات، عالی بود.
در سال ۱۸۵۰، لوئیس در دانشگاه آکسفورد به عنوان بخشی از کریست چرچ، که کالج قدیمی پدرش بود، ثبت نام کرد. در حالی که او ذاتاً دانش آموزی با استعداد بود، مستعد عملکرد بالا و حواس پرتی آسان بود، اما در سال ۱۸۵۲، با درجه ممتاز در امتحانات ریاضیات و در سال ۱۸۵۴، مدرک لیسانس هنر خود را دوباره با درجه ممتاز در دانشکده افتخارات نهایی ریاضیات دریافت کرد. در سال ۱۸۵۵، او به مقام استادی ریاضیات در کریست چرچ رسید که به مدت ۲۶ سال بعد آن را بر عهده داشت. او تا زمان مرگش در کریست چرچ ماند.
او نویسندهای پرکار در زمینه آثار آکادمیک بود و نزدیک به دوازده کتاب با نام واقعی خود منتشر کرد و ایدههایی را در زمینه جبر خطی، احتمال و مطالعه انتخابات و کمیتهها توسعه داد.
عصر آلیس (۱۸۵۶-۱۸۷۱)
- ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب (۱۸۶۵)
- فانتازمگوریا و اشعار دیگر (۱۸۶۹)
- آن سوی آینه، و آلیس آنجا چه یافت، به همراه "Jabberwocky" و "The Walrus and the Carpenter" (۱۸۷۱)
آثار ادبی اولیه لوئیس کارول اغلب طنزآمیز و هجوآلود بودند و در نشریات معتبر آن زمان مانند The Comic Times، The Train و The Oxford Critic بین سالهای ۱۸۵۴ تا ۱۸۵۶ منتشر میشدند. او برای اولین بار در سال ۱۸۵۶ نام مستعار لوئیس کارول را برای نویسندگی یک شعر عاشقانه با عنوان تنهایی برگزید که در The Train منتشر شد. لوئیس کارول، یک بازی زبانی (جناس اشتقاقی) با نام اصلی او، چارلز لوتویج، است.
در سال ۱۸۵۶، دین هنری لیدل به همراه خانوادهاش وارد کریست چرچ شد. کارول به زودی با همسرش، لورینا و فرزندانشان هری، لورینا، آلیس و ادیت لیدل دوست شد. او اغلب کودکان را به سفرهای قایقسواری میبرد و در یکی از این ماجراجوییها، در سال ۱۸۶۲، طرح داستانی به ذهنش رسید که مبنای ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب شد. در این دوره، او به حلقه هنرمندان پیشارافائلی نیز نزدیک شد: در سال ۱۸۵۷ با جان راسکین ملاقات کرد و در حدود سال ۱۸۶۳ با دانته گابریل روستی و خانوادهاش دوست شد، در حالی که با افرادی مانند ویلیام هولمن هانت، جان اورت میله و آرتور هیوز نیز آشنا بود. جورج مکدونالد، پیشگام ادبیات فانتزی مدرن، نیز از جمله آشنایان او بود و کارول پیشنویس کتابی را که بعدها به ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب تبدیل شد، برای فرزندانش خواند و واکنش آنها آنقدر مشتاقانه بود که آن را برای انتشار ارائه کرد.

در سال ۱۸۶۲، او داستان را برای آلیس تعریف کرده بود، که التماس کرد نسخهای مکتوب از آن تهیه کند. با تشویق مکدونالد، او دستنوشته ناتمام را در سال ۱۸۶۳ به مکمیلان برد و در نوامبر ۱۸۶۴، نسخهای مکتوب و مصور با عنوان ماجراهای آلیس در زیرزمین به او هدیه داد. عناوین جایگزین دیگر شامل آلیس در میان پریان و ساعت طلایی آلیس بودند. این کتاب سرانجام با عنوان ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب در سال ۱۸۶۵، با تصویرگری هنرمند حرفهای سر جان تنیل منتشر شد. این کتاب داستان دختری جوان به نام آلیس را روایت میکند که به دنبال خرگوش سفید میرود و سپس ماجراهای سورئال را در سرزمین عجایب تجربه میکند. تفسیرهای این اثر بسیار موفق تجاری، از هجویهای بر پیشرفتهای ریاضی (او به هر حال ریاضیدان بود) تا نزولی به ناخودآگاه، متفاوت بود.
در سال ۱۸۶۸، پدر کارول درگذشت و اندوه و افسردگی ناشی از آن در دنباله آن سوی آینه منعکس شده است که لحن به طور محسوسی تاریکتری دارد. در این داستان، آلیس از طریق یک آینه وارد دنیای خیالی میشود، بنابراین همه چیز، از حرکت گرفته تا منطق، مانند یک انعکاس عمل میکند و در پایان، او تمام واقعیت را زیر سوال میبرد و از خود میپرسد که آیا چیزی جز زائیده تخیل کسی است یا خیر.
دیگر آثار ادبی (۱۸۷۲-۱۸۹۸)
- شکار اسنارک (۱۸۷۶)
- قافیه؟ و دلیل؟ (۱۸۸۳)
- داستانی درهمتنیده (۱۸۸۵)
- سیلوی و برونو (۱۸۸۹)
- سیلوی و برونو به پایان رسید (۱۸۹۳)
- مسائل بالشی (۱۸۹۳)
- لاکپشت به آشیل چه گفت (۱۸۹۵)
- سه غروب و اشعار دیگر (۱۸۹۸)
آثار ریاضی
- Curiosa Mathematica I (۱۸۸۸)
- Curiosa Mathematica II (۱۸۹۲)
کارول در آثار بعدی خود در زمینه ادبیات کودکان، به گسترش مضامین بیمعنایی که در کتابهای آلیس خود به کاوش در آنها پرداخته بود، ادامه داد. در سال ۱۸۷۶، او شکار اسنارک را منتشر کرد، یک شعر روایی بیمعنا درباره نه تاجر و یک سگ آبی که برای یافتن "اسنارک" راهی سفر میشوند. در حالی که منتقدان نظرات متفاوتی درباره آن داشتند، عموم مردم از آن بسیار لذت بردند و در دهههای بعد، به فیلم، نمایشنامه و موسیقی اقتباس شد. او تا سال ۱۸۸۱ به تدریس ادامه داد و تا زمان مرگش در کریست چرچ باقی ماند.

در سال ۱۸۹۵، ۳۰ سال پس از ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب، او داستانی دوجلدی با عنوان سیلوی و برونو (۱۸۸۹ و ۱۸۹۳) منتشر کرد که دارای دو طرح داستانی در دو جهان بود، یکی در انگلستان روستایی و دیگری در پادشاهی افسانهای الفلند و اوتلند. فراتر از عناصر افسانهای، این کتابها هجویهای بر محافل دانشگاهی هستند.
لوئیس در ۱۴ ژانویه ۱۸۹۸، دو هفته قبل از تولد ۶۶ سالگیاش، بر اثر ذاتالریه در خانه خواهرانش درگذشت.
سبک ادبی و مضامین
داستانی درباره کارول وجود دارد که روایت میکند ملکه ویکتوریا متوجه شد که فرزندانش آنقدر مجذوب آلیس در سرزمین عجایب شدهاند که درخواست کرد اولین کسی باشد که نسخه ای از اثر بعدی او را دریافت میکند. او آنچه را که درخواست کرده بود دریافت کرد و آن کتابی با عنوان رسالهای مقدماتی در باب دترمینانها با کاربرد آنها در معادلات خطی همزمان و هندسه جبری بود. این داستان احتمالاً نادرست است، اما نشان میدهد که چگونه کارول اثر تخیلی خود را، که عمدتاً شامل ادبیات کودکان بود، با مطالعات ریاضی خود آشتی داد. در واقع، باید به خاطر داشت که بیشتر خروجی مکتوب او از رسالههایی در ریاضیات و منطق تشکیل شده بود که برای محافل آکادمیک او در نظر گرفته شده بود. علاوه بر کتاب های آلیس، شهرت اصلی ادبی او در اشعار طنزآمیز و شعر داستانی طولانی تر او، شکار اسنارک بود.
کارول برای مخاطب مینوشت. او یک قصهگوی ذاتی بود، لکنت زبان داشت که مانع از اجرای او میشد، اما حس تئاتری فوقالعادهای داشت. در جوانی، برای خواهر و برادرهایش کارتون میکشید و ترفندهایی برای آنها ابداع میکرد و آنها را در فرآیند قصهگویی خود مشارکت میداد. او از سرگرم کردن کودکان دیگر به عنوان وسیله ای برای دوست داشته شدن لذت می برد، و این از خانه خودشان شروع شد - به هر حال او ده خواهر و برادر داشت.

او همیشه یک فرد بیگانه در جامعه بود و با کودکان راحت تر از بزرگسالان ارتباط برقرار می کرد. از نظر مضمونی، ادبیات کودکان او پر از پروازهای خیالی است، همانطور که ماجراهای آلیس در ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب و آن سوی آینه به وضوح نشان می دهد، اما او جنبه ها و ویژگی های واقعی زندگی شنوندگان خود را نیز در هم می آمیخت: به عنوان مثال، ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب، شخصیت هایی دارد که نام آنها از کسانی گرفته شده است که در زمان تعریف داستان اصلی حضور داشتند، و همچنین برخی از آهنگ ها و اشعار واقعی را که کودکان مجبور بودند در آن زمان حفظ کنند، به سخره می گیرد.
علیرغم موفقیتش در ادبیات کودکان و تمایل طبیعیاش به یک نوع نگارش نمایشی، او هرگز تلاشی فعالانه برای توسعه مهارت خود یا تجزیه و تحلیل آن نکرد و ادعا کرد که "خود به خود به وجود آمده است". کتابهای بعدی کودکان او سیلوی و برونو (۱۸۸۹) و سیلوی و برونو به پایان رسید (۱۸۹۳)، علیرغم نمایش شوخطبعی و شگفتیشان، خوانندگانی را که انتظار چیزی در همان دامنه کتابهای آلیس را داشتند، ناامید کرد.
میراث

از زمان انتشار در سال ۱۸۶۵، ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب هرگز از چاپ خارج نشده است. این کتاب به بیش از ۱۷۰ زبان ترجمه شده و به صورت مستقیم و غیرمستقیم به انیمیشن، فیلم، نمایشنامه، تئاتر فراگیر و حتی بورلسک اقتباس شده است. حتی آهنگ سایکدلیک-راک "خرگوش سفید" اثر جفرسون ایرپلین نیز از آن الهام گرفته شده است، و فیلم ماتریکس از قیاس لانه خرگوش برای توضیح اینکه چگونه قرص قرمز قهرمان داستان را از غل و زنجیر ماتریکس رها میکند، استفاده میکند.
سایر آثار او میراثی به برجستگی کتاب های آلیس نداشتند. با این حال، کتابهای سیلوی و برونو که برای بزرگسالان و کودکان نوشته شده بودند و به دلیل نداشتن طرح داستانی نتوانستند هر دو گروه را راضی کنند، توسط نویسندگان مدرنیستی مانند جیمز جویس احیا شدند. علاوه بر این، این کتابها به عنوان اولین رمانهای واسازیشده مورد تحسین قرار گرفتهاند و پایگاه هواداری قوی در فرانسه دارند.
- بیوگرافی
- ادبیات کلاسیک
- ادبیات