جنگ چین و هند (1962): نبردی خونین در قراقروم | تاریخچه و پیامدها

جاده کوهستانی بی پایان از طریق چشم انداز زمستانی
xia yuan / Getty Images

در سال 1962، دو کشور پرجمعیت جهان، چین و هند، وارد جنگی شدند که به نام جنگ چین و هند شناخته می‌شود. این درگیری خونین که در مناطق صعب‌العبور کوه‌های قراقروم و در ارتفاع تقریبی 4270 متری (14000 پایی) از سطح دریا رخ داد، جان حدود 2000 نفر را گرفت. این جنگ، سرآغاز تنش‌های مرزی طولانی‌مدت بین دو قدرت بزرگ آسیایی شد و پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل توجهی در منطقه به دنبال داشت. شرایط آب و هوایی دشوار و موقعیت جغرافیایی خاص منطقه قراقروم، جنگ را برای هر دو طرف درگیر، بسیار طاقت‌فرسا و پرهزینه کرد.

ریشه‌های جنگ چین و هند: مناقشه بر سر آکسای‌چین

علت اصلی جنگ سال 1962 بین هند و چین، مناقشه مرزی بر سر منطقه مرتفع آکسای‌چین بود. هند مدعی بود که این منطقه، که کمی بزرگتر از پرتغال است، متعلق به بخش تحت کنترل هند در کشمیر است. در مقابل، چین استدلال می‌کرد که آکسای‌چین بخشی از سین‌کیانگ است.

ریشه‌های این اختلاف به اواسط قرن نوزدهم برمی‌گردد. در آن زمان، راج بریتانیا در هند و دودمان چینگ توافق کردند که مرز سنتی، هر کجا که باشد، به عنوان مرز بین قلمروهایشان باقی بماند. تا سال 1846، فقط بخش‌های نزدیک به گذرگاه قراقروم و دریاچه پنگونگ به طور واضح تعیین شده بودند؛ بقیه مرز به طور رسمی مشخص نشده بود.

در سال 1865، سازمان نقشه‌برداری هند بریتانیا مرز را در خط جانسون قرار داد که حدود یک سوم از آکسای‌چین را در داخل کشمیر قرار می‌داد. بریتانیا در این خصوص با چینی‌ها مشورت نکرد، زیرا پکن در آن زمان دیگر کنترل سین‌کیانگ را در دست نداشت. با این حال، چینی‌ها در سال 1878 سین‌کیانگ را پس گرفتند. آنها به تدریج پیشروی کردند و در سال 1892 علائم مرزی را در گذرگاه قراقروم نصب کردند و آکسای‌چین را به عنوان بخشی از سین‌کیانگ مشخص کردند.

بریتانیا بار دیگر در سال 1899 مرز جدیدی را پیشنهاد داد که به خط مک‌کارتنی-مک‌دونالد معروف شد. این خط، قلمرو را در امتداد کوه‌های قراقروم تقسیم می‌کرد و سهم بیشتری به هند می‌داد. هند بریتانیا تمام حوزه‌های آبریز رودخانه سند را کنترل می‌کرد، در حالی که چین حوزه‌ی آبریز رودخانه تاریم را در اختیار می‌گرفت. وقتی بریتانیا این پیشنهاد و نقشه را به پکن فرستاد، چینی‌ها پاسخی ندادند. هر دو طرف فعلاً این خط را به عنوان یک مرز حل شده پذیرفتند.

بریتانیا و چین هر دو به طور متناوب از خطوط مختلف استفاده می‌کردند و هیچ‌کدام از کشورها نگرانی خاصی نداشتند، زیرا این منطقه عمدتاً خالی از سکنه بود و فقط به عنوان یک مسیر تجاری فصلی مورد استفاده قرار می‌گرفت. چین دغدغه‌های مهم‌تری مانند سقوط آخرین امپراتور و پایان سلسله چینگ در سال 1911 داشت که منجر به جنگ داخلی چین شد. بریتانیا نیز به زودی با جنگ جهانی اول درگیر می‌شد. در سال 1947، زمانی که هند استقلال خود را به دست آورد و نقشه‌های شبه‌قاره در جریان تجزیه هند دوباره ترسیم شدند، مسئله آکسای‌چین همچنان حل نشده باقی ماند. در همین حال، جنگ داخلی چین دو سال دیگر ادامه یافت تا اینکه مائو زدونگ و کمونیست‌ها در سال 1949 پیروز شدند.

ایجاد پاکستان در سال 1947، حمله و الحاق تبت توسط چین در سال 1950، و ساخت جاده‌ای توسط چین برای اتصال سین‌کیانگ و تبت از طریق زمینی که هند مدعی آن بود، همگی این موضوع را پیچیده‌تر کردند. روابط در سال 1959 به پایین‌ترین حد خود رسید، زمانی که رهبر معنوی و سیاسی تبت، دالایی لاما، در پی حمله دیگری از سوی چین، به تبعید گریخت. جواهر لعل نهرو، نخست وزیر هند، با اکراه به دالایی لاما پناهندگی داد که این امر خشم شدید مائو را برانگیخت.

آغاز جنگ چین و هند: تشدید تنش‌ها و درگیری‌های نظامی

از سال 1959 به بعد، درگیری‌های مرزی در امتداد خط مورد مناقشه آغاز شد. در سال 1961، نهرو سیاست «پیشروی» را به اجرا گذاشت که در آن هند تلاش می‌کرد پاسگاه‌های مرزی و گشت‌هایی را در شمال مواضع چین ایجاد کند تا خطوط تدارکاتی آن‌ها را قطع کند. چینی‌ها نیز به همین ترتیب پاسخ دادند و هر دو طرف به دنبال دور زدن یکدیگر بدون رویارویی مستقیم بودند.

تابستان و پاییز سال 1962 شاهد افزایش تعداد حوادث مرزی در آکسای‌چین بود. در یک درگیری در ماه ژوئن، بیش از بیست سرباز چینی کشته شدند. در ماه ژوئیه، هند به نیروهای خود اجازه داد نه تنها در دفاع از خود بلکه برای عقب راندن چینی‌ها آتش بگشایند. تا ماه اکتبر، در حالی که ژو انلای شخصاً در دهلی نو به نهرو اطمینان می‌داد که چین خواهان جنگ نیست، ارتش آزادی‌بخش خلق چین (PLA) در امتداد مرز در حال جمع شدن بود. اولین درگیری سنگین در 10 اکتبر 1962 رخ داد که در آن 25 سرباز هندی و 33 سرباز چینی کشته شدند.

در 20 اکتبر، ارتش آزادی‌بخش خلق چین حمله‌ای دو جانبه را آغاز کرد و به دنبال بیرون راندن هندی‌ها از آکسای‌چین بود. ظرف دو روز، چین کل منطقه را تصرف کرد. نیروی اصلی ارتش آزادی‌بخش خلق چین تا 24 اکتبر در 16 کیلومتری (10 مایلی) جنوب خط کنترل قرار داشت. در طول یک آتش‌بس سه هفته‌ای، ژو انلای به چینی‌ها دستور داد در مواضع خود بمانند و در عین حال پیشنهاد صلحی را برای نهرو فرستاد.

پیشنهاد چین این بود که هر دو طرف درگیر از مواضع کنونی خود 20 کیلومتر عقب‌نشینی کنند. نهرو پاسخ داد که نیروهای چینی باید به جای آن به مواضع اصلی خود بازگردند و خواستار ایجاد یک منطقه حائل گسترده‌تر شد. در 14 نوامبر 1962، جنگ با حمله هند به مواضع چین در والونگ از سر گرفته شد.

پس از صدها کشته بیشتر و تهدید آمریکا به مداخله به نفع هندی‌ها، دو طرف در 19 نوامبر آتش‌بس رسمی اعلام کردند. چینی‌ها اعلام کردند که «از مواضع فعلی خود به شمال خط غیرقانونی مک‌ماهون عقب‌نشینی خواهند کرد.» سربازان جدا شده در کوه‌ها تا چند روز از آتش‌بس اطلاعی نداشتند و در درگیری‌های مسلحانه بیشتری شرکت کردند.

جنگ تنها یک ماه به طول انجامید، اما 1383 سرباز هندی و 722 سرباز چینی کشته شدند. 1047 هندی و 1697 چینی دیگر زخمی شدند و نزدیک به 4000 سرباز هندی به اسارت گرفته شدند. بسیاری از تلفات ناشی از شرایط سخت در ارتفاع 4270 متری (14000 پایی) بود، نه آتش دشمن. صدها نفر از مجروحان در هر دو طرف قبل از اینکه همرزمانشان بتوانند کمک‌های پزشکی برایشان فراهم کنند، بر اثر سرمازدگی جان باختند.

در پایان، چین کنترل عملی منطقه آکسای‌چین را حفظ کرد. جواهر لعل نهرو، نخست وزیر هند، به دلیل صلح‌طلبی خود در مواجهه با تجاوز چین و عدم آمادگی پیش از حمله چین، به شدت در داخل کشور مورد انتقاد قرار گرفت.

رویدادهای تاریخی

بیشتر