سلطنت های دهلی: چه بودند و در چه زمانی شکل گرفتند؟

سلطنت های دهلی یکی از مهم ترین دوران های تاریخ هند هستند که از اوایل قرن سیزدهم تا اوایل قرن شانزدهم میلادی ادامه داشتند. این سلسله ها که شامل پنج خاندان مملوک، خلجی، تغلقی، سید و لودی بودند، با تأسیس و تحکیم قدرت مسلمانان در شمال هند، تغییرات عمده ای در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد کردند. هر یک از این سلسله ها به نوبه خود به دو عنصر فرهنگی مسلمانان و هندوها نزدیک شدند و موجب شکل گیری یک هویت مختلط فرهنگی شدند که تا به امروز نیز تأثیرات آن در جامعه هند مشهود است. در این مقاله به بررسی هر یک از این سلطنت ها و تأثیرات آنها بر تاریخ و فرهنگ هند خواهیم پرداخت.
مقدمه ای به سلطنت های دهلی
سلطنت های دهلی به مجموعه ای از پنج خاندان مختلف اشاره دارند که بر مناطق شمالی هند از سال 1206 تا 1526 میلادی حکومت کردند. این سلسله ها توسط سربازان مسلمان، که به عنوان مملوک شناخته می شوند و از گروه های قومی ترک و پشتون بودند، تأسیس شدند. در حالی که این سلطنت ها تأثیرات فرهنگی قابل توجهی را بر جای گذاشتند، اما هیچ یک از آن ها نتوانستند قدرت پایداری را برقرار کنند و به سرعت جای خود را به وراث خود دادند.
سلطنت های دهلی فرآیندهایی از همزیستی و ادغام فرهنگ های مسلمان و هندو را آغاز کردند که این روند در دوران مغول از 1526 تا 1857 به اوج خود رسید. این میراث به وضوح در فرهنگ و جامعه هند دیده می شود و تأثیراتی عمیق بر تاریخ و هویت این منطقه بر جای گذاشته است.
سلطنت مملوک
سلطنت مملوک در سال 1206 میلادی توسط قطب الدین ایبک تأسیس شد. او یک ترک مرکزی آسیایی و یک ژنرال سابق از سلسله ی در حال زوال غوری بود، که در گذشته بر سرزمین های ایران، پاکستان، شمال هند و افغانستان حکومت می کرد. سلطنت مملوک به دلیل تاسیس آن توسط یک سرباز سابق و با پشتوانه ی مملوک ها، شکل خاصی داشت.
با این حال، دوران حکومت قطب الدین ایبک خیلی طولانی نبود؛ او در سال 1210 وفات یافت و سلطنت به دامادش، الțتمش، منتقل شد. الțتمش واقعاً سلطنت را در دهلی استحکام بخشید و تا زمان مرگش در سال 1236 به گسترش و تحکیم آن ادامه داد. در طی این دوره، سلطنت مملوک با چالش های متعددی مواجه شد و چندین نفر از نسل های الțتمش به قدرت رسیدند و در نهایت به قتل رسیدند.
به طور خاص، سلطنت رازیه سلطانه، که از سوی الțتمش به عنوان جانشین انتخاب شده بود، نمایانگر یکی از معدود نمونه های زنان در مقام های قدرت در فرهنگ اسلامی اولیه است. سلطنت مملوک نه تنها از لحاظ نظامی، بلکه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز تأثیرات عمیقی بر جامعه دهلی و هند گذاشت.
سلطنت خلجی
سلطنت خلجی، دومین خانواده ی سلطنتی از سلسله های دهلی، به خاطر جلال الدین خلجی که در سال 1290 آخرین پادشاه سلطنت مملوک، معیز الدین قیقباد را ترور کرد، شناخته می شود. سلطنت جلال الدین خلجی نیز همانند بسیاری دیگر از سلطنت ها، دوران طولانی ای نداشت و تنها پس از شش سال، توسط برادرزاده اش، علاءالدین خلجی، به قتل رسید تا قدرت را به دست گیرد.
علاءالدین خلجی به عنوان یک دیکتاتور شناخته می شود و همزمان تلاش کرد تا مغول ها را از هندوستان دور نگه دارد. در طول حکومت نوزده ساله اش، او به عنوان یک ژنرال قدرت طلب، توانست قلمرو سلطنت را به سرعت گسترش دهد و در بخش های وسیعی از هند مرکزی و جنوبی مستحکم شود. برای تقویت نیروی نظامی و خزانه داری خود، مالیات ها را افزایش داد.
با این حال، پس از مرگ علاءالدین در سال 1316، سلطنت خلجی به سرعت دچار فروپاشی شد. یکی از ژنرال های خود، ملیک کافور، که یک مسلمان زاده از هندوها بود، سعی کرد قدرت را به دست گیرد، اما او نتوانست حمایت های لازم از سوی جامعه ی فارسی زبان و ترک ها را جلب کند. بنابراین، پسر 18 ساله اش بر تخت نشسته و فقط به مدت چهار سال حکومت کرد تا اینکه به دست خسرو خان به قتل رسید و بدین ترتیب عصر سلطنت خلجی به پایان رسید.
سلطنت تغلقی
سلطنت تغلقی پس از قتل خسرو خان و عدم توانایی او در ایجاد یک خط شاهی قوی، توسط غازی ملک، که خود را غیاث الدین تغلق نامید، تأسیس شد. این سلسله از سال 1320 تا 1414 میلادی بر هند حکومت کرد و دوران پرباری را برای سلطنت دهلی رقم زد. غیاث الدین تغلق به همراه جانشینش، محمد بن تغلق، توانستند کنترل حکومت را به شکلی مؤثر در دست بگیرند و سلطنت را به حد بالایی از قدرت و وسعت برسانند.
محمد بن تغلق، که یکی از جنجالی ترین پادشاهان تاریخ هند به شمار می رود، قلمرو سلطنت را به سمت سواحل جنوب شرقی هندوستان گسترش داد و در واقع بزرگ ترین وسعت را در میان همه ی سلطنت های دهلی به دست آورد. با این حال، تصمیمات نوآورانه و بعضاً بحران زا، مانند جابجایی پایتخت به دہلی و ایجاد یک سکه جدید، سبب بروز نارضایتی در میان مردم شد و نهایتاً بر دولت تأثیر گذاشت.
به علاوه، با ورود تیمور (تامرلان) به هند در سال 1398، سلطنت تغلقی به شدت تحت فشار قرار گرفت. تیمور به دهلی یورش برد و این شهر را غارت کرد و موجبات کشتار و بی ثباتی را در منطقه فراهم آورد. پس از این حمله، گروهی که خود را از نسل پیامبر محمد می دانستند، کنترل شمال هند را به دست گرفتند که مقدمه ای برای تأسیس سلطنت سید بود.
سلطنت سید و سلطنت لودی
پس از حمله ی تیمور در سال 1398، مدار قدرت در دهلی به شدت دچار تغییرات شد و برای 16 سال آینده، کنترل پایتخت به طور مداوم میان خاندان های مختلف مبادله می شد. نهایتاً در سال 1414، سلطنت سید به دلیل پیروزی بر رقبای خود توانست در دهلی مستقر شود و سید خضر خان، که خود را نماینده ی تیمور می دانست، به سلطنت رسید. با این حال، سلطنت سید به دلیل سابقه تاریخی نه چندان قوی و همچنین افتضاحات پیشین، با چالش های زیادی روبه رو بود و اعتبارش همیشه در معرض تهدید بود.
سلطنت سید به تدریج ضعیف شد تا اینکه چهارمین سلطان این خاندان در سال 1451، تخت سلطنت را به بغلول خان لودی، مؤسس سلطنت لودی که از نژاد پشتون بود، واگذار کرد. بغلول خان، که به عنوان یک تاجران مشهور اسب شهرت داشت، با تسلط بر سرزمین های شمالی هند، سعی کرد تا ثبات را پس از حملات تیموریان بازگرداند. او توانست قدرت و کنترل را در شمال هند دوباره به دست آورد و به دلیل رهبری مناسبش، به عنوان یک پادشاه محبوب شناخته شود.
سلطنت لودی در نهایت با سقوط خود در جنگ اول پانی پات در سال 1526 به پایان رسید. در این نزاع، بابُر، که یک رهبر مسلمان آسیا مرکزی بود، با ارتش بزرگ تر لودی ها مواجه شد و در نهایت موفق به شکست آنها شد و خود را به عنوان بنیان گذار امپراتوری مغول معرفی کرد. این تحولات نشان دهنده ی تغییرات عمیق در ساختار سیاسی و اجتماعی هند در آن زمان بود و میراث این سلسله ها برای تاریخ این سرزمین بسیار برجسته است.
- تاریخ آسیا
- تاریخ